صفحه 2 از 6 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 60

موضوع: قدرت نهان(جلد 1: من مرگ هستم.)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    35
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,206
    پسندیده
    458
    مورد پسند : 744 بار در 168 پست
    میزان امتیاز
    2

    برگشت قدرت نهان(جلد 1: من مرگ هستم.)

    آدرس کاور داستان:

    اینجا
    مجموعه : قدرت نهان
    جلد 1: من مرگ هستم
    نویسنده : حسین.ق(warrior)
    ویرایشگر: s4m
    ژانر: فانتزی، جادوگری.
    زبان: فارسي
    تعداد فصول : ---
    تعداد صفحه فعلی: 300
    حجم هر فایل : 1-2 Mb
    نوع فصول: PDF، RAR
    سایت ارائه دهنده : زندگی پیشتاز، بوک پیج،
    خلاصه داستان :

    فصل اول-به زودی...-
    فصل دوم
    فصل سوم
    فصل چهارم
    فصل پنجم
    فصل ششم
    فصل هفتم
    فصل هشتم
    فصل نهم فصل دهم
    فصل یازدهم فصل دوازدهم
    فصل سیزدهم (به زودی...)


    دوستان میتونند لینک دانلود کتاب رو داخل هر سایت یا وبلاگی که تمایل داشتند قرار دهند ولی لطفا لینک دیگه ای درست نکنند.


    با تشکر از s4m عزیز برای ویرایش داستان.


    ویرایش توسط warrior : 12-19-2016 در ساعت 13:17
    امضای ایشان
    مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.


  2. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    114
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    2,883
    پسندیده
    630
    مورد پسند : 295 بار در 115 پست
    میزان امتیاز
    2
    این فصلم خوندم خیلی قشنگ بود.
    فقط یه نکته ضریفی باقی میمونه آریا نباید فکر اون آدمایی که مارکوس کشته رو میکرد.
    همچین یهو رفت درمانش کرد انگار یارو قدیس نه یه قاتل خطرناک میدونم من درحدی نیستم که ایراد بگیرما ولی بهتر نبود لائقل یه کاری باهاش می‌‌کرد.
    امضای ایشان
    انسانها زیبا می‌اندیشند .. زیبا سخن می گویند

    اما
    زیبا زندگی نمی کنند.

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    35
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,206
    پسندیده
    458
    مورد پسند : 744 بار در 168 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ali144 نمایش پست ها
    این فصلم خوندم خیلی قشنگ بود.
    فقط یه نکته ضریفی باقی میمونه آریا نباید فکر اون آدمایی که مارکوس کشته رو میکرد.
    همچین یهو رفت درمانش کرد انگار یارو قدیس نه یه قاتل خطرناک میدونم من درحدی نیستم که ایراد بگیرما ولی بهتر نبود لائقل یه کاری باهاش می‌‌کرد.
    می تونم بگم آریا این کار رو به خاطر جانی کرد و به خاطر اینکه دوستش بود.اما مطمئنا من اینو نمی گم چون عملا دارم از اریا یک فرشته می سازم!
    نظر من اینه که بچه ها آریا رو بسیار دست کم گرفتن، در انتهای جلد 2 همه چیز روشن می شه اما می خوام الان یک راهنمایی کنم تا یکم روند داستان دستتون بیاد.

    توی یکی از بخش های اولیه داستان گفته بودم:آریا نقشه های زیاد و بسیار بزرگی در سر داشت،نقشه در نقشه!
    به علاوه شما فکر می کنید یک نابغه مثل آریا فقط از روی چیز هایی که می دونه باید بررسی شه یا کار هایی که می کنه؟
    در هر حال یکمی زیادی راهنمایی کردم و کار هایی که آریا می کنه به شدت پیچیده است پس شما هم سعی کنید یکم کار ها رو پیچیده در نظر بگیرید و زوایای دیگه قضیه رو هم ببینید چون بیشتر کمکتون می کنه.
    امضای ایشان
    مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    35
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,206
    پسندیده
    458
    مورد پسند : 744 بار در 168 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ali144 نمایش پست ها
    مگه قرار نبود این فصلو که دادین تاریخ ارائه فصل بعدم تایین کنین پس چی‌شد.
    وقتی این طور ی تاریخ دقیقش دست آدم نیست صبر کردن یکم سخت میشه موافق نیستین عایا!!!!!!!!!!!!!!!؟

    فعلا باید صبر کنید، فصل چهارده هنوز نصفش رو ننوشتم ولی اگر شد سعی می کنم 13-14 هم بزارم، البته قول نمی دم برای همین نگفتم هیچی به علاوه داستن هنوز ویراش نشده.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aliitraxex نمایش پست ها
    salam man bade gharni to khone net gereftam agha mage fasle badi 7farvardin nabod? bad gholi aya

    گذاشتم که! لینکش زیر اون جدول هست.روی متن قرمز زیرم کلیک کنی دانلود میشه.مبارک باشه، می فهمم تا قبل از گرفتنش آدم اصلا نمی تونه زندگی کنه! خودم کشیدم درکت می کنم.


    (از اینجا دانلود کنید).
    امضای ایشان
    مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.

  7. 5 پسندیده توسط:


  8. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    106
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    -387
    پسندیده
    14
    مورد پسند : 41 بار در 13 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط warrior نمایش پست ها
    می تونم بگم آریا این کار رو به خاطر جانی کرد و به خاطر اینکه دوستش بود.اما مطمئنا من اینو نمی گم چون عملا دارم از اریا یک فرشته می سازم!
    نظر من اینه که بچه ها آریا رو بسیار دست کم گرفتن، در انتهای جلد 2 همه چیز روشن می شه اما می خوام الان یک راهنمایی کنم تا یکم روند داستان دستتون بیاد.

    توی یکی از بخش های اولیه داستان گفته بودم:آریا نقشه های زیاد و بسیار بزرگی در سر داشت،نقشه در نقشه!
    به علاوه شما فکر می کنید یک نابغه مثل آریا فقط از روی چیز هایی که می دونه باید بررسی شه یا کار هایی که می کنه؟
    در هر حال یکمی زیادی راهنمایی کردم و کار هایی که آریا می کنه به شدت پیچیده است پس شما هم سعی کنید یکم کار ها رو پیچیده در نظر بگیرید و زوایای دیگه قضیه رو هم ببینید چون بیشتر کمکتون می کنه.

    یعنی با این احتساب ممکنه آریا فقط درمان نکرده باشه بدن رو
    یه کاری هم باهاش کرده باشه؟

  9. 3 پسندیده توسط:


  10. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    264
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    -584
    پسندیده
    5
    مورد پسند : 12 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستانت خیلی قشنگه و خوبیش اینه که داستان سریع پیش میره ولی خوب اگه بتونی یه مقدار از قدرت واقعی اعصا و ماهیتش شرح بدی جالب تر هم میشه یا به طوری که یکی از رازهای مهم قدرتش که درباره حقیقت شمشیر یا حقیقت اعصا هستش برای عموم افراد داستان مشخص بشه داستان را خیلی جالب تر میکنه

    و در مورد داستان من که میگم خود اریا از اول به مارکوس حمله کرده چون فقط مخ خودش میکشه که از اون همه نگهبان و ... بتونه داخل اتاق نفوذ کنه و بعدشم خیلی راحت قبول کرد پدر جانی را درمان کنه
    میگم اقا این داستانو همینجوریشم بدون ویراش بزاری ما قبول داریم بعد بدبن ویرایشش کنن خواهشا ما را زیاد منتظر نزارین و امیدوارم این داستانو زود تموم نکنی چون خیلی میتونه پیشرفت کنه
    ویرایش توسط shomare : 04-01-2015 در ساعت 17:40

  11. 3 پسندیده توسط:


  12. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    264
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    -584
    پسندیده
    5
    مورد پسند : 12 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    2
    این موضوع حلقه بردگی هیجان داستان را میگیره اینطور که هر دفعه اریا بخواد خودی نشون بده و کار بزرگی بکنه این طور خواننده حس میکنه که اخرش نتیجه ای نداره و پیشگو میتونه هر لحظه اریا را کنترل و بیهوش کنه اگه یه جوری داستانو پیش ببری که حلقه از بین بره به نظر من جالب میشه
    و یه نکته دیگه اینکه زمانی که اریا تو معبد شائولین اموزش میدید یه کتاب از یه دریچه اومد که ففط اریا میتونست بخونه و حتی اریا با اون هوشش نمیتونست زود تمومش کنه و باهاش مشکل داشت در مورد اون کتاب و اینکه چیه و از کجا امده هم یه توضیحی بدی خوب میشه

  13. 3 پسندیده توسط:


  14. Top | #17


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    35
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,206
    پسندیده
    458
    مورد پسند : 744 بار در 168 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ehamid57 نمایش پست ها
    یعنی با این احتساب ممکنه آریا فقط درمان نکرده باشه بدن رو
    یه کاری هم باهاش کرده باشه؟
    بله ممکنه!به بخشی از این قضیه تو فصل بعد یا بعدیش پرداخته میشه!

    نقل قول نوشته اصلی توسط shomare نمایش پست ها
    داستانت خیلی قشنگه و خوبیش اینه که داستان سریع پیش میره ولی خوب اگه بتونی یه مقدار از قدرت واقعی اعصا و ماهیتش شرح بدی جالب تر هم میشه یا به طوری که یکی از رازهای مهم قدرتش که درباره حقیقت شمشیر یا حقیقت اعصا هستش برای عموم افراد داستان مشخص بشه داستان را خیلی جالب تر میکنه

    و در مورد داستان من که میگم خود اریا از اول به مارکوس حمله کرده چون فقط مخ خودش میکشه که از اون همه نگهبان و ... بتونه داخل اتاق نفوذ کنه و بعدشم خیلی راحت قبول کرد پدر جانی را درمان کنه
    میگم اقا این داستانو همینجوریشم بدون ویراش بزاری ما قبول داریم بعد بدبن ویرایشش کنن خواهشا ما را زیاد منتظر نزارین و امیدوارم این داستانو زود تموم نکنی چون خیلی میتونه پیشرفت کنه
    متاسفانه نمیشه درباره عصا و شمشیر و ماهیتش چیزی بیان کنم چون این یک داستان چند جلدی و باید توی جلد های بعدی نشون داده بشه به علاوه سطح شمشیر ها با سطح داستان فرق می کنه و من هر کاری کنم نمی تونم وارد داستانشون کنم پس فعلا باید صبر کنید تا جلد های بعدی.
    اشتاباهات توی داستان خیلی زیادی و حتی نوع نوشتن من هم مشکل داره چون خودم همین چند وقت پیش که داشتم می خوندمش از بعضی اشتباهاتم خندم گرفت ولی سعی می کنم داستان رو بنویسم و سریعتر بزارم.



    نقل قول نوشته اصلی توسط shomare نمایش پست ها
    این موضوع حلقه بردگی هیجان داستان را میگیره اینطور که هر دفعه اریا بخواد خودی نشون بده و کار بزرگی بکنه این طور خواننده حس میکنه که اخرش نتیجه ای نداره و پیشگو میتونه هر لحظه اریا را کنترل و بیهوش کنه اگه یه جوری داستانو پیش ببری که حلقه از بین بره به نظر من جالب میشه
    و یه نکته دیگه اینکه زمانی که اریا تو معبد شائولین اموزش میدید یه کتاب از یه دریچه اومد که ففط اریا میتونست بخونه و حتی اریا با اون هوشش نمیتونست زود تمومش کنه و باهاش مشکل داشت در مورد اون کتاب و اینکه چیه و از کجا امده هم یه توضیحی بدی خوب میشه
    دقیقا برعکس، به نظر من همه چیز نباید به میل خواننده باشه و خواننده می تونه یکجاهایی متعجب هم بشه که چرا داستان اونطوری پیش نمیره، بهعلاوه اون حلقه در نمی یاد، نه تا وقتی که آریا زندست حتی اگر اون شیطان بدن آریا رو هم تصقیر کنه اون حلقه در نمی یاد..
    کما بیش از کتابم یاد می کنم تو ادامه ولی اون هم مثل شمشیر و عصا بیشتر توی جلد های بعد بهش پرداخته میشه.



    نقل قول نوشته اصلی توسط sorena98021 نمایش پست ها
    داستان خوب و جالبیه
    ممنون از زحماتتون
    7 فروردین!!!!!!!!!!!!!!!
    تشکر.
    ویرایش توسط warrior : 04-03-2015 در ساعت 19:45
    امضای ایشان
    مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.

  15. 5 پسندیده توسط:


  16. Top | #18

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    112
    نوشته ها
    1
    امتیاز
    -45
    پسندیده
    1
    مورد پسند : 3 بار در 1 پست
    میزان امتیاز
    2
    ممنون داستان خیلی خوبیه من تک تک داستان های کاربرا رو میخونم
    و برسیم به نقد کردن به نظرم بهترین نقد برای همه اینه هر چقدر میتونی فقط بنویس بد و خوب مهم نیست روزی 5 صفحه هرچی به ذهن میاد بنویس هر ایده رو بنویس ختی بی ربط به داستان هم باشه
    تمرین نوشتن باعث میشه موقعی که داری داستانت رو مینویسی مغزت هنگ نکنه ایده کم بیاری من خودم همیشه یه کتاب چه همرام دارم تک تک ایده هست به نظرم من هیچ نوشته بدی وجود نداره
    علط املایی نگارشی چیزی نیست به داستان ضرر بزنه کمبود ایده است
    و یک نکته دیگه به نظز من اول داستان یا دو سه صفحه اول داستان همه چی اون کتاب هست یا به قولی سر داستان هست سر کنده شه هیچ جوره زنده نمیمونه حتی اگه خون اشام باشه
    یا پایه یک خونه است کج بنا نهاده شه مهم نیست بالایه خونه چقدر محکم کاری کنی نصف خواننده ات رو از دست دادی سعی کن با یک ایده خوب و محکم بیایی جلو
    که تو هم اول داستان شروع خیلی خوبی داشتی استعدادش رو داری نیمه کاره ول نکنی
    اگه از نوشتن این داستان زده شدی سعی کن یه چیز دیگه بنویسی تنوع داشته باش

    موفق باشی

  17. 3 پسندیده توسط:


  18. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    264
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    -584
    پسندیده
    5
    مورد پسند : 12 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    2
    در رابطه با پیمان هایی که فقط با مرگ برداشته میشن اریا میتونه با اطلاعاتش از علم پزشکی غیر جادوگرها اینو بفهمه که میتونه با یک سری وسایل پزشکی حداقل برای چند ثانیه بمیره و بعد دوباره سریع احیا شه و با این کارش میتونه به راحتی جادوگر هایی را که مرگ را مساوی تمام شدن پیمان میدونن دور بزنه. حتی میتونه حلقه بردگی و پیمانش با جانی را هر وقت بخواد بشکنه که فقط یه مقدار ریسک داره که به نظر من اریا اینجور ریسک ها را به راحتی میتونه قبول کنه

  19. 3 پسندیده توسط:


  20. Top | #20


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    541
    امتیاز
    4,983
    پسندیده
    1,065
    مورد پسند : 1,493 بار در 560 پست
    میزان امتیاز
    2
    درمورد کتابخونه ی مخفی و اون گربه که در فصل 12بود همتوضیح بده وفصل چهاردهم روهم بده یا حداقل زمان فصل دهی رو اعلام کن ممنون نویسنده ی عزیز (*_*)

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    اریا بعد ازمبارزه با جادگران کارتر وسایلی رو بدست اورد که رئیس جادوگرا بهش داد درموردشون یه توضیح بدی خوب میشه



    (*_*)

    ویرایش توسط نیمه شب : 04-13-2015 در ساعت 22:51

صفحه 2 از 6 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد