صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 16 از 16

موضوع: پیام استاد شهریار به انیشتین!(این دیگه چه جورشه منم نمیدونم)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    35
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,357
    پسندیده
    458
    مورد پسند : 738 بار در 168 پست
    میزان امتیاز
    2

    Cool پیام استاد شهریار به انیشتین!(این دیگه چه جورشه منم نمیدونم)

    دوستانی که این ماجرا رو خوندن.آیا این واقعی یا نه؟اصلا واسم سوال شدهانیشتن و شهریار
    اگر واقعی خواهشا یک منبع مرجع هم بزارید چون به نظر من واقعی نیست.
    ..........................................

    در سال 1326 شمسي در پی استفاده ی آمریکا از بمب اتم جمعي از اساتيد و دانشجويان تهران ، دست به دامن استاد شهريار مي شوند ، موضوع نگرانی مردم جهان از نابودی حیات در کره ی زمین را برای استاد کاملاً شرح مي دهند و وحشت مردم را با او در ميان مي گذارند و يادآوري مي کنند که شهريار ، نابغه شعر و ادب مشرق زمين مي تواند، انيشتين آن نابغه رياضي و فيزيک مغرب زمين را متاثر بکند.
    خود استاد شهريار مي فرمودند:
    « چنان منقلب شدم که گويي بمب اتم کره زمين را به کلي نابود کرد و پودر آن در فضاي بيکران پخش شد. از جسم خاکي رهيدم . در عالمي اعلا به درگاه خداوند متوسّل شدم : خدايا کمکم کن. پروردگارا، قدرتي مي خواهم که دل آن سلطان رياضي را نرم کنم. ».

    شهريار ادب شرق، همان شب ، شعر « پيام به انشتين» را آفريد. اين شعر بسیار روان و منسجم و صميمي و موثر، خلق مي شود. بلافاصله اين شعر به زبان هاي انگليسي ، آلماني ، فرانسه و روسي ترجمه مي گردد. عده اي به سرپرستي دخترش خانم (مريم يا شهرزاد)بهجت مامور مي شوندکه شعر را به انيشتين برسانند. روز موعود فرا ميرسد. ترجمه فصيح انگليسي شعر را در اقامتگاه انيشتين، برايش مي خوانند. آنچنانکه حاضران نقل کرده اند آن بزرگمرد عالم دانش ، دو بار از جاي خود برمي خيزد. دو دستش را بر صورتش مي نهد و مي فشارد. قطرات اشک بر شيشه عينکش نمايان مي شود. با چهره اي اندوهگين يکباره ، با صدايي بلند فرياد مي زند:« به دادم برسيد » بعد سکوت مي کند و صورتش را در ميان دو دستش مي گيرد و غرق در بحر تفکر مي گردد . سکوت غم انگيزي فضاي اقامتگاهش را پر مي کند.دقايقي بعد ، مي خواهد که شعر بار ديگر خوانده شود. اين بار پس از شنيدن آن به خارج از اتاقش مي رود و با وضعيتي مغموم ساعتها در باغ مخصوص‌اش قدم مي زند. میگویند که پس از آن انیشتین را بندرت خندان دیده اند.

    متن شعر ارسالي استاد شهريار به انيشتين:



    پيام به انيشتين



    انشتن[انيشتين] يک سلام ناشناس البته مي‌بخشي،
    دوان در سايه‌روشن‌هاي يک مهتاب خليايي
    نسيم شرق مي‌آيد، شکنج طرّه‌ها افشان
    فشرده زير بازو شاخه‌هاي نرگس و مريم

    از آن‌هايي که در سعيديه‌ی شيراز مي‌رويند
    زچين و موج درياها و پيچ و تاب جنگل‌ها
    دوان مي‌آيد و صبح سحر خواهد به سر کوبيد
    در خلوت سراي قصر سلطان رياضي را.

    درون کاخ استغنا، فراز تخت انديشه
    سر از زانوي استغراق خود بردار
    به اين مهمان که بي‌هنگام و ناخوانده است، دربگشا
    اجازت ده که با دست لطيف خويش بنوازد،
    به نرمي چين پيشاني افکار بلندت را
    به آن ابريشم انديشه هايت شانه خواهد زد.

    نبوغ شعر مشرق نيز با آيين درويشي
    به کف جام شرابي از سبوي حافظ و خيام
    به دنبال نسيم از در رسيده مي‌زند زانو
    که بوسد دست پير حکمت داناي مغرب را.

    انشتن آفرين بر تو،
    خلاء با سرعت نوري که داري، در نورديدي
    زمان در جاودان پي شد، مکان در لامکان طي شد
    حيات جاودان کز درک بيرون بود پيدا شد
    بهشت روح علوي هم که دين مي‌گفت جز اين نيست
    تو با هم آشتي دادي جهان دين و دانش را.

    انشتن ناز شست تو!
    نشان دادي که جرم و جسم چيزي جز انرژي نيست
    اتم تا مي شکافد جزو جمع عالم بالاست
    به چشم موشکاف اهل عرفان و تصوّف نيز
    جهان ما حباب روي چين آب را ماند
    من ناخوانده دفتر هم که طفل مکتب عشقم،
    جهان جسم ، موجي از جهان روح مي‌دانم
    اصالت نيست در مادّه.

    انشتن صد هزار احسنت و ليکن صد هزار افسوس
    حريف از کشف و الهام تو دارد بمب ميسازد
    انشتن، اژدهاي جنگ ....!
    جهنم کام وحشتناک خود را باز خواهد کرد
    دگر پيمانه‌ی عمر جهان لبريز خواهد شد
    دگر عشق و محبت از طبيعت قهر خواهد کرد
    چه مي‌گويم!
    مگر مهر و وفا محکوم اضمحلال خواهد بود؟
    مگر آه سحرخيزان سوي گردون نخواهد شد؟
    مگر يک مادر از دل «واي فرزندم» نخواهد گفت؟

    انشتن بغض دارم در گلو دستم به دامانت
    نبوغ خود به کام التيام زخم انسان کن
    سر اين ناجوانمردان سنگين دل به راه آور
    نژاد و کيش و ملّيت يکي کن اي بزرگ استاد
    زمين، يک پايتختِ امپراطوريِ وجدان کن
    تفوق در جهان قائل مشو جز علم و تقوا را

    انشتن نامي از ايران ِ ويران هم شنيدستي؟
    حکيما، محترم مي‌دار مهد ابن سينا را
    به اين وحشي‌تمدّن گوشزد کن حرمت ما را
    انشتن پا فراتر نه جهان عقل هم طي کن
    کنار هم ببين موسي و عيسي و محمّد را .

    کليد عشق را بردار و حلّ اين معمّا کن
    و گر شد از زبان علم اين قفل کهن واکن
    انشتن بازهم بالا
    خدا را نيز پيداکن.

    ویرایش توسط warrior : 01-04-2015 در ساعت 22:01
    امضای ایشان
    مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.


  2. Top | #11

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    67
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    386
    پسندیده
    525
    مورد پسند : 46 بار در 19 پست
    میزان امتیاز
    2
    بچه ها راست میگن
    سبکش به شهریار نمیخوره
    ولی طبق چیزایی که داخل دوتا سایت بالا هست به نظر واقعی میرسه.
    نمیدونم چی بگم

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    35
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    1,357
    پسندیده
    458
    مورد پسند : 738 بار در 168 پست
    میزان امتیاز
    2
    طبق نظرات داده شده در سایت ها این درسته ولی منبع موثق.هنوز یافته نشده است
    ویرایش توسط warrior : 01-07-2015 در ساعت 20:56
    امضای ایشان
    مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر، ما همچنان در اول وصف تو مانده ایم.

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    4
    نوشته ها
    801
    امتیاز
    15,787
    پسندیده
    2,860
    مورد پسند : 2,636 بار در 876 پست
    میزان امتیاز
    2
    اين مطلبو توي تلويزيون ديدم ، حقيقت داشتنش كه حقيقت داره يعني اين بنده خدا شعر را نوشته.
    ولي اينكه انشتين مثل مريدان شيخ خشك پاره كنه و سر به بيابان بزاره را نشنيده بودم.
    شعرش هم همچين ناراحت كننده نيست كه بنده خدا اينچنين تحت تاثير قرار گرفته!

    البته ساخت بمب اتم كار وحشتناكي بود اصلاً به خاطر وجود داشتن همچين چيزي همش مارو تحريم مي كنند،‌نه اينكه ما داشته باشيما ولي خب چون انها دارن فكر مي كند ما هم داريم شاعر گفتني ،‌كافر همه را به كيش خود پندارد
    راستي يك نكته ديگه، روي سر در سازمان ملل بني ادم اعضاي يك پيكرند نوشته نشده،‌تخيل ايراني ها خيلي عاليه.
    امضای ایشان
    زندگی زندان سرد کینه هاست، من گریزانم ازاین زندان که نامش زندگیست.


  7. 4 پسندیده توسط:


  8. Top | #14

    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    62
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    -85
    پسندیده
    92
    مورد پسند : 53 بار در 18 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام شما مطمئن هستید؟ آخه سبک این شعر با شعر های استاد شهریار فرق داره تازه تو خبر نوشتی داده به دخترش .دوستانی که سریال رو دیدن میدونن که استاد شهریار هیچ وقت ازدواج نکرد.به نظر من این مطلب دروغه.

  9. Top | #15

    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    683
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    -75
    پسندیده
    92
    مورد پسند : 115 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    1-بابا به خاطر بمب اتم بیان دست به دامن یه شاعر بشن؟
    2-حالا چرا شهریار
    3-انیشتین بمب اتم می ساخت؟
    4-شعره اصلا شبیه سبک شهریار نیست.اصلا حتی قشنگ هم نیست چه برسه به شعر بودن که بخواد همچین اثری«دو بار از جاي خود برمي خيزد. دو دستش را بر صورتش مي نهد و مي فشارد. قطرات اشک بر شيشه عينکش نمايان مي شود. با چهره اي اندوهگين يکباره ، با صدايي بلند فرياد مي زند:« به دادم برسيد » بعد سکوت مي کند و صورتش را در ميان دو دستش مي گيرد و غرق در بحر تفکر مي گردد . سکوت غم انگيزي فضاي اقامتگاهش را پر مي کند.دقايقي بعد ، مي خواهد که شعر بار ديگر خوانده شود. اين بار پس از شنيدن آن به خارج از اتاقش مي رود و با وضعيتي مغموم ساعتها در باغ مخصوص‌اش قدم مي زند. میگویند که پس از آن انیشتین را بندرت خندان دیده اند.» بذاره
    5-«
    عده اي به سرپرستي دخترش خانم (مريم يا شهرزاد)بهجت مامور مي شوندکه شعر را به انيشتين برسانند. روز موعود فرا ميرسد. ترجمه فصيح انگليسي شعر را در اقامتگاه انيشتين، برايش مي خوانند»


    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط freak نمایش پست ها
    سلام شما مطمئن هستید؟ آخه سبک این شعر با شعر های استاد شهریار فرق داره تازه تو خبر نوشتی داده به دخترش .دوستانی که سریال رو دیدن میدونن که استاد شهریار هیچ وقت ازدواج نکرد.به نظر من این مطلب دروغه.
    در سال‌های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۰ اثر مشهور خود -حیدربابایه سلام- را می‌سراید. گفته می‌شود[چه کسی؟] که منظومه حیدربابا به ۹۰ درصد از زبان‌های جهان ترجمه و منتشر شده‌است.[نیازمند منبع] در تیر ۱۳۳۱ مادرش درمی‌گذرد. در مرداد ۱۳۳۲ به تبریز آمده و با یکی از بستگان خود به‌نام «عزیزه عبدخالقی» ازدواج می‌کند که حاصل این ازدواج سه فرزند -دو دختر به نام‌های شهرزاد و مریم و یک پسر به نام هادی- می‌شود.



  10. Top | #16



    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    413
    نوشته ها
    338
    امتیاز
    2,430
    پسندیده
    456
    مورد پسند : 964 بار در 362 پست
    میزان امتیاز
    2
    امو اینو که همه میدونن واقعی نیست
    اصلا مگه بمب اتم رو انیشتین ساخته که برای اون بخواد شعر بگه؟
    خود انیشتین بار ها تو مصاحبه هاش ساخت بمب اتمی رو محکوم میکرد
    امضای ایشان
    am i a loser?? maybe...but i am still a live

  11. 1 پسندیده توسط:


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد