نمایش نتایج: از 1 به 4 از 4

موضوع: آدم، توهم، مترسک... توهم

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    937
    پسندیده
    321
    مورد پسند : 238 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    2

    آدم، توهم، مترسک... توهم

    آدم، توهم، مترسک... توهم
    آدم کم حرفی نیستم تازه می‌توان گفت نه تنها کم حرف نیستم بلکه بسیار پرحرف بذله‌گو هستم، اما مشکل آن جا است که آنقدر مشغول صحبت با خودم و تصوراتم از دیگران می‌شوم که زمان مواجه با آنها دیگر چیزی برای گفتن میانمان باقی نمانده.

    آنقدر با آنها صحبت کرده‌ام، آنقدر با آنها به گردش و تفریح پرداخته‌ام که تمام خلق و خو و روحیاتشان را مانند کف دستم می‌شناسم.

    اگرچه این گونه فکر می‌کنم، زمانی که با خود واقعی‌شان رو به رو می‌شوم او را با خود غریبه میابم. او به مانند آنچه که در تخیلاتم بوده نیست. من هیچ چیز از خود واقعی آنها نمی‌دانم. خود واقعی آنها... خود واقعی‌شان...

    چندش‌آور است، حالم را به هم می‌زند. خود واقعی‌شان هیچ فرقی با مترسکی که تنها از کاه پر شده ندارد، مترسکی که به جای ترساندن کلاغ‌ها مشغول دورساختن آدم‌ها می‌شود.

    دورساختنی که نه با چهره خود بلکه با کاهی که تمام افکارش را پر کرده انجام می‌شود. افکاری هرز و به درد نخور که تنها به درد پر کردن یه مترسک می‌خورد.

    حالم از هر چه مترسک است به هم می‌خورد.

    آخر این مترسک چیست که همه آدم‌ها سعی دارند به آن مبدل شوند. مترسکی که از افکار احمقانه و شهوانه پر شده و تمام تلاشش آن است که خود را حجیم‌تر و بزرگتر از دیگر مترسک‌ها نشان دهد.

    این مترسک‌ها اصلا نیاز به شناخت دارند؟ اصلا می‌توان لحظه‌ای با آنها صحبت کرد یا آنکه با آنها به گردش رفت؟

    معلوم است که نمی‌شود. لااقل توهم من از آنها از خود مترسکشان بهتر است.

    آنها حوصله سر برند. کسلم می‌کنند، چون آنچه که باید باشند نیستند. آنها ناقص‌تر از آنچه هستند که باید باشند.

    آنها نیمی از زمان را به مترسک بودن تظاهر می‌کنند و نیم دیگر آن را صرف آن می‌کنند تا با افکار احمقانه‌شان نشان دهند که چه مترسک محترم و عاقلی هستند.

    هوف... احمق‌ها حتی نمی‌دانند که مترسک‌ها سرشان پر از کاه است و آنچه که در آن زندگی می‌کنند مملو از پهن گاو و گوسفند است.

    آنها به عنوان مترسک خوب ترس را به کلمات القاء می‌کنند به گونه‌ای که در کنارشان کلمات از ترس در دهانم ذوب می‌شوند و تمام مسیری که تا دهانم پیموده‌اند را بازمی‌گردند.

    همین‌ها باعث شده تا من تمام مدت را با آنچه که باید باشند سپری می‌کنم و خود واقعی آنها با من کم حرف صحبت کند.

    همین‌ها سبب می‌شود تا کلمات سست شوند، و در تاریکی درهم بشکنند، و تنها نجوای آنان باشد که از دوردست به گوش توهم‌ها می‌رسد.

    باز هم می‌گویم من آدم کم حرفی نیستم، اما... اما از آن که با یک مترسک دروغین صحبت کنم که قادر به جواب دادن سوالاتم نیست حالم به هم می‌خورد، از همین رو است که ترجیح می‌دهم تا
    حرف‌هایم را برای آدم‌های مهم‌تری نگه دارم...

    برای توهم‌های حقیقی‌ام...
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1784
    نوشته ها
    218
    امتیاز
    781
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 435 بار در 185 پست
    میزان امتیاز
    2
    خسته نباشی
    واقعا زیبا بود. این شیوه نوشتن رو خیلی دوست دارم و در کشورهای پیشرفته هم خیلی باب شده .
    بیان احساسات از زبان اول شخص به طرز سوزناکی میتونه درون آدم هارو زخمی کنه .
    موفق باشین
    امضای ایشان
    زندگی همچون آینه ای است که خواستت را بازتاب میدهد.
    زیاد بخواه . دقیق بخواه . قدر بدان

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    937
    پسندیده
    321
    مورد پسند : 238 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط omidcanis00 نمایش پست ها
    خسته نباشی
    واقعا زیبا بود. این شیوه نوشتن رو خیلی دوست دارم و در کشورهای پیشرفته هم خیلی باب شده .
    بیان احساسات از زبان اول شخص به طرز سوزناکی میتونه درون آدم هارو زخمی کنه .
    موفق باشین
    مرسی بابت نظرتون، خیلی ممنون از اینکه حمایت کردین.
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #4

    تاریخ عضویت
    Sep 2019
    شماره عضویت
    2104
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    -72
    پسندیده
    18
    مورد پسند : 20 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2
    خسته نباشید بابت نوشتتون!
    امضای ایشان
    هرچی بلد بودم بهش گفتم!
    ای تمام امیدهای جهان! ای شاعران دیوانه‌ی مجنون! خدایان المپ! دریاهای جاودانگی! کوه‌های فرزانگی!
    مرا نگه دارید!
    مرا نگه دارید!

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد