نمایش نتایج: از 1 به 7 از 7

موضوع: تجربیات نویسندگی

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Aug 2019
    شماره عضویت
    2057
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    547
    پسندیده
    12
    مورد پسند : 60 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2

    تجربیات نویسندگی

    سلام به جوجو های خودم! (شوخی است!)

    گفتم خیلی هاتون این اواخر دارین می گین انجمن مثل یه مقبره ی باستانی به حال خودش رها شده و خبری از اتفاقات هیجان انگیز نیست!

    ما (البته منظورم خودمه.) هم امدیم این تاپیک رو زدیم که حداقل به مشکلات خیلی از نویسنده های ایرانی کمک کرده باشیم.
    همون طور که همتون مستحضر هستید، از نظر پدر و مادرها
    فانتزی نویسی توی ایران یه کار بیهوده محسوب می شه و معمولاً توی دنیای واقعی کسی نیست که واسه ی نوشتن داستان های فانتزی مون بهمون کمک کنه. در نتیجه ما توی خماری خودمون شناور می مونیم.

    نمی دونم چند نفرتون ممکنه با من موافق باشین، اما من فکر می کنم هر نویسنده ای قبل از نوشتن کتابش باید خواننده هاش رو به خوبی بشناسه. و به یه سؤال خیلی مهم پاسخ بده. این که اون ها دقیقا چه انتظاراتی از یه کتاب خوب دارن؟

    دوستان، این تاپیک برای اینه که تجربیات نویسندگی و تمام انتظاراتی که از کتاب های خوب دارید رو این جا بیان کنید. حتی میتونید به نقاط قوت کتاب های معروف هم اشاره کنید. مواردی از قبیل شخصیت پردازی، دنیاسازی، سیر حوادث، کند یا سریع بودن روند داستان و هر چیزی که دل تنگتون می گه.

    اگه همکاری کنید تمام نویسنده های بوک پیج می تونن از مطالبتون استفاده کنن و کتابشون رو بهتر بنویسن.

    ببینم سربلندم می کنید یا نه.



  2. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    1939
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    1,518
    پسندیده
    90
    مورد پسند : 127 بار در 68 پست
    میزان امتیاز
    2
    به به . خب ، الان خیلی وقت برای نوشتن ندارم ولی چون موضوعت جالبه ی چند تایی از آپشن های مورد علاقم رو می نویسم:
    شخصیت ها اسطوره ای نباشن. درسته که چند تا از داستان هایی که شخصیت هاشون از همون اول سرتر از بقین موفق شدن و شاید جالب باشن ولی جزو دسته دلخواه من نیستن(آدم خودش باید متفاوت باشه. متفاوت به دنیا اومدن هنر نیست. چیزی ک نصف فانتزیا بر حسب اون پیش میرن)
    توصیفات در حد اندازه باشن. لازم نیست نویسنده قدرت توصیف و تشبیهش رو تو هر صحنه ای به نمایش بزاره.
    خب فعلا من برم. خیلی آپشنا مونده هنوز :)))
    امضای ایشان
    چون ما همه سرگردان بر گرد جهان ...

  3. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Aug 2019
    شماره عضویت
    2057
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    547
    پسندیده
    12
    مورد پسند : 60 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط z.p.a.s نمایش پست ها
    به به . خب ، الان خیلی وقت برای نوشتن ندارم ولی چون موضوعت جالبه ی چند تایی از آپشن های مورد علاقم رو می نویسم:
    شخصیت ها اسطوره ای نباشن. درسته که چند تا از داستان هایی که شخصیت هاشون از همون اول سرتر از بقین موفق شدن و شاید جالب باشن ولی جزو دسته دلخواه من نیستن(آدم خودش باید متفاوت باشه. متفاوت به دنیا اومدن هنر نیست. چیزی ک نصف فانتزیا بر حسب اون پیش میرن)
    توصیفات در حد اندازه باشن. لازم نیست نویسنده قدرت توصیف و تشبیهش رو تو هر صحنه ای به نمایش بزاره.
    خب فعلا من برم. خیلی آپشنا مونده هنوز :)))

    منم موافقم. شخصیت اصلی داستان نباید کس خاصی به دنیا بیاد. باید تلاش کنه خاص بشه.

    این قضیه ی توصیفات بیش از اندازه فکر کنم یه اشاره ی غیر مستقیم به کتاب من داره

  4. 3 پسندیده توسط:


  5. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    208
    امتیاز
    2,228
    پسندیده
    116
    مورد پسند : 341 بار در 161 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه چیزهایی هست که خود نویسنده ها برای خودشون باید رعایت کن..مثلا اینکه همه زندگیشونو رو کتابشونو شرطبندی نکنن..و در عین حال بدونن دارن همه امیدهاشونو رو این کار شرط میبندمنباید از خذف یا تغییر بهترین. حتی به اندازه جایه جا کردن دو تا فصل با هم یا عوض کردن اسم شخصیتا.
    از نظر من بعد بن مایه و مضمون، شخصیت مهمترین چیزه. آگه شخصیتا انسانی تر باشن، نوشتن بقیه داستان راحتتره.انگار به یه نقطه آسایش میرسی و شخصیتا برات کار میکنن.
    آگه بازم به ذهنم اومد مینویسم b-)
    امضای ایشان
    من دیوانه ام!
    اگر جانتان، چیپسهایتان، کتابهایتان و فلش های پر از فیلمتان را دوست دارید، از من فاصله بگیرید :)
    با کمال احترام،
    نویسنده ای قلابی،
    دختر کاغذی
    هلن پراسپرو




  6. Top | #5



    تاریخ عضویت
    Aug 2019
    شماره عضویت
    2057
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    547
    پسندیده
    12
    مورد پسند : 60 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط helen praspro نمایش پست ها
    یه چیزهایی هست که خود نویسنده ها برای خودشون باید رعایت کن..مثلا اینکه همه زندگیشونو رو کتابشونو شرطبندی نکنن..و در عین حال بدونن دارن همه امیدهاشونو رو این کار شرط میبندمنباید از خذف یا تغییر بهترین. حتی به اندازه جایه جا کردن دو تا فصل با هم یا عوض کردن اسم شخصیتا.
    از نظر من بعد بن مایه و مضمون، شخصیت مهمترین چیزه. آگه شخصیتا انسانی تر باشن، نوشتن بقیه داستان راحتتره.انگار به یه نقطه آسایش میرسی و شخصیتا برات کار میکنن.
    آگه بازم به ذهنم اومد مینویسم b-)
    علاوه بر شخصیت پردازی خوب، به نظرم جزئیات داستان هم باید خوب بهش پرداخته بشه. یه مقاله توی همین بوک پیج هست که میگه جزئیات داستانتون رو زنده میکنن. یعنی اگه شخصیت پردازی قوی باشه و داستانت متفاوت، آخرش اگه به اتفاقات روزمره ی شخصیت های اصلی نپردازی داستان غیرواقعی و مصنوعی میشه.

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Jun 2019
    شماره عضویت
    1986
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    65
    پسندیده
    12
    مورد پسند : 18 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    2
    تو قرنی زندگی میکنیم که فانتزی نویسی بشدت محبوبه.هر روز کتاب های جدیدی با عنوان فانتزی چاپ میشن و استقبال خوبی هم دارن.به لیست نویسنده های معروف نگاه میکنی و میگی چه خوب میشد اگه یه اسم ایرانی هم بینشون بود.یا اصلا چرا ما ایرانیا فانتزی خوب و معروفی نداریم؟من روش فکر کردم و به جوابی رسیدم که شاید کمکتون کنه.
    ما ایرانی نمینویسیم.درواقع کارمون اورجینال نیست و کپیه.
    کمتر کسی تاریخ اروپا رو مطالعه کرده ولی بیشترمون باهاش آشناییم.چطور؟از طریق رمان فانتزی.کسی هست که بگه با خوندن ارباب حلقه ها یا نغمه حتی یه ذره هم به اون دوره و فرهنگ علاقه پیدا نکرده؟مارتین فرهنگ و تاریخ اروپا رو به روشی هنرمندانه،ساده و جذاب به خواننده جهانی تحویل میده.
    بقیه نویسنده ها هم همینطور.اصالت خودشون رو به روشی جذاب تبدیل به فانتزی میکنن جوری خواننده وطنی احساس غرور کنه و خارجی لذت ببره.
    میدونم ایرانی نوشتن سخته و مرغ همسایه غازه ولی اگه قراره فانتزی بنویسین چرا یبارم ک شده ایرانی نمینویسین؟
    نمونه نویسنده ایرانی که رمان ایرانی مینویسه رضا امیرخانیه.کسی که کتاباش استقبال فوق العاده ای داره و موفقه.
    پ ن: رمان ایرانی قرار نیس حتما اسم شخصیتاش عربی باشه و تو دوره معاصر.دوران قبل اسلام سوژه خوبی برای شروعه

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #7

    تاریخ عضویت
    Sep 2019
    شماره عضویت
    2104
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    24
    پسندیده
    9
    مورد پسند : 9 بار در 9 پست
    میزان امتیاز
    2
    چیزی که تو داستانا همیشه مغز منو سوراخ میکنه ایده ال بودن شخصیت هاست!برای مثال شخصیت ایکس به طرز وحشتناکی خوش قیافه است انقدر که حضرت یوسف باید جلوش لنگ بندازه،موهای خوش حالتش،بینی خوش فرمش، لباش وای خدا! از طرفی شخصیت ایکس خیلیم باهوشه،نقشه ها و تاکتیکاش حرف نداره، همیشه باهوش ترین توی کلاس بوده و همیشه هم هر کاری میکنه نتیجه ی دلخواهو میگیره! و فکر میکنید همینجا تموم میشه؟نه شخصیت ایکس توی جنگیدنم همتا نداره میزنه همرو تو دو ثانیه پودر میکنه تازه مدل موهاشم خراب نمیشه
    شاید بگید دارم بزرگنمایی میکنم اما الان که دارم اینارو مینویسم حداقل ده مورد _اونم تو کتابای خیلی خفن_ ازین شخصیت های ارمانی تو دهنم رژه میرن.
    پس اهای اهل قلم،
    میدونم ما همه تمایل داریم بهترین باشیم،ما همه میخوایم هم به بهترین نحو ممکن درس بخونیم، هم ورزش کنیم، هم ساز بزنیم،هم بنویسیم و کارای هنری انجام بدیم، هم زنده بمونیم و هم روانمونو به فنا ندیم. اما نمیشه،غیر ممکنه! زندگی مجموعه ای از گزینه هاست که ما با انتخاب یسریشون بقیرو فدا میکنیم...
    اقا یا خانوم نویسنده ی عزیز،وقتی یه شخصیت ایده ال مینویسی زیبایی انسان بودن رو ازش میگیری،بخش زیادی از ما رو نقص ها و کمبود هامون و واکنشی که بهشون نشون میدیم میسازن،تلاش برای بهترین بودن هیچ عیبی نداره بلکه ستایش هم میشه اما ما ادما ایده ال نیستیم و این مارو قشنگ و واقعی میکنه! یه شخصیت ایده ال صرفا یه ربات غیر قابل لمسه و من به شخصه از خوندن چنین شخصیت هایی هیچ _تاکید میکنم،هییییچ_ لذتی نمیبرم...
    شخصیت هایی با نقص های طبیعی بنویسید و بهشون اجازه بدید که رشد کنن،بهشون اجازه بدید که زندگی کنن،اینطوری خواننده هم باهاشون رشد و زندگی میکنه!
    _بعنوان مثال شخصیت جیس توی شدوهانترز یا شکارچیان سایه جزو اون شخصیت های بی نقص روی مخ بود که تازه جزو نقش های اصلی بود! اما از یه طرف شخصیت الک توی همین سری ازون شخصیت های واقعی بود که حسابی رشد کرد، از اشتباهاتش درس گرفتو اگه جایی لازم بود تغییر کرد. برای من به شخصه خیلی خیلی قابل لمس تر از جیس ایده ال خوش قیافه که همه ی دخترا عاشقشن بود. دقت کنید این سری کتابا جزو سری های پرطرفدار بین فانتزی خونای نوجوونه!_
    امضای ایشان
    Listen to the mustn'ts, child. Listen to the don'ts. Listen to the shouldn'ts, the impossibles, the won'ts. Listen to the never haves, then listen close to me...Anything can happen, child. Anything can be

  11. 1 پسندیده توسط:


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد