صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 6789
نمایش نتایج: از 81 به 86 از 86

موضوع: پادرا

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1902
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    -32
    پسندیده
    21
    مورد پسند : 84 بار در 27 پست
    میزان امتیاز
    2

    پادرا

    سلامی دوباره
    اول از همه معذرت میخوام که نتونستم روی قولم بمونم و تمام کتاب رو قرار بدم و
    بعد اینکه فصل هایی که بود رو حذف کردم
    دلیلی که باعث این کار شد
    یک احساس کردم چیزی که من می خوام با چیزی که نوشته شده زمین تا آسمان فرق داره
    خیلی از نکات داستان تو نوشته هام نیومده بود و خلاء به شدت وحشتناکی داشت
    نمی دونم چیزی که قراره ارائه بشه چقدر میتونه قوی شده باشه یا چقدر ضعیف
    اما تمام تلاشم رو کردم تا بهتر بشه و برگرده
    چند روز دیگه از اول شروع می کنم قصل ها رو گذاشتن
    کسایی که خوندن فصل ها رو اگر دوباره بخونن ممنون میشم
    و فکر می کنم متوجه تفاوت های داستان باشید و در کل تغییرات کلی ای به وجود نیومده
    ممنونم که تحمل می کنید


    فصل اول فصل دوم فصل سوم
    ویرایش توسط rasstar : دیروز در ساعت 03:17 دلیل: تصحیح باکس دانلود


  2. Top | #81

    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1902
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    -32
    پسندیده
    21
    مورد پسند : 84 بار در 27 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل دوم هم آماده شده ممنون میشم که مثل بار اول نظراتتون رو بدید

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #82


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    180
    پسندیده
    22
    مورد پسند : 155 بار در 61 پست
    میزان امتیاز
    2
    من مشتاقانه منتظر ادامش هستم لطفا زمان پخش هر فصلو بگو
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #83


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    231
    امتیاز
    1,742
    پسندیده
    3,360
    مورد پسند : 633 بار در 225 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه مشکلی که رمان شما داره اینه که بعضی از کار ها یا حرف ها معلوم نیست کار یا حرف چه کسی هست . توی این دو فصل به چند مورد برخوردم .
    امضای ایشان
    اگر درد را احساس کردی ، زنده ای
    ولی اگر درد دیگران را احساس کردی ، انسانی .

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #84


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    180
    پسندیده
    22
    مورد پسند : 155 بار در 61 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب من یه بار دیگه دو فصل و باهم خواندم یه جاهایی برام سوال برانگیز شد اول آدون خنجر تو قلبش فرو کرد پس باید در جا بمیره چطور خنجرو میگیره و صورت رستارو میبره .
    دوم مگه خون آدون سمی نبود پس چرا وقتی صورت رستارو برید رستار مسموم نشد و نمرد توضیح بیشتر بده.
    نکته سوم تحقیقات تراک ناس به کجا رسید نتیجه تحقیقاتو نگفت.
    درکل این رمان جدیدت بهتر شده ،خیلی بهتر داستانو توصیف کردی مثل قبلی یک دفعه نپردی مثلا تو نوشته های قبلیت بعد از اینکه تبعید شد یکدفعه از تو ددمونس در اومد ولی برای این جدیده زمینه سازی برای ورود به شهر و محیط جدید آشنایی با خانوادش ساختی .
    خب بازم میگم لطفا زمان فصل گزاری رو اعلام کن
    با تشکر از تمام زحماتت
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #85

    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1902
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    -32
    پسندیده
    21
    مورد پسند : 84 بار در 27 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آب نمایش پست ها
    یه مشکلی که رمان شما داره اینه که بعضی از کار ها یا حرف ها معلوم نیست کار یا حرف چه کسی هست . توی این دو فصل به چند مورد برخوردم .
    سلام ممنون از نظرت سعی می کنم توی فصل های بعد این مشکل رو حل کنم حرف درست بود .

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها
    خب من یه بار دیگه دو فصل و باهم خواندم یه جاهایی برام سوال برانگیز شد اول آدون خنجر تو قلبش فرو کرد پس باید در جا بمیره چطور خنجرو میگیره و صورت رستارو میبره .
    دوم مگه خون آدون سمی نبود پس چرا وقتی صورت رستارو برید رستار مسموم نشد و نمرد توضیح بیشتر بده.
    نکته سوم تحقیقات تراک ناس به کجا رسید نتیجه تحقیقاتو نگفت.
    درکل این رمان جدیدت بهتر شده ،خیلی بهتر داستانو توصیف کردی مثل قبلی یک دفعه نپردی مثلا تو نوشته های قبلیت بعد از اینکه تبعید شد یکدفعه از تو ددمونس در اومد ولی برای این جدیده زمینه سازی برای ورود به شهر و محیط جدید آشنایی با خانوادش ساختی .
    خب بازم میگم لطفا زمان فصل گزاری رو اعلام کن
    با تشکر از تمام زحماتت
    سلام ممنئن از دقتی که کردی راجب مرگ آدون هر ضربه ای انقدر کشنده نیست که انسان رو بکشه حتی با قطع سر هم انسان تا 35 الی 40 ثانیه قدرت تکون دادن پلکش رو داره . راجب سم و باقی چیز ها هم ادامه داستان مشخص میشه
    توی بازنویسی که انجام دادم سعی کردم از انتقادهای دیگران کمال استفاده رو ببرم
    ممنون که می خونی داستان رو
    فصل ها رو سعی می کنم دیگر هر 15 روز یک فصل رو قرار بدم دیگه بیشتر از این روز ها نمیشه

  11. 4 پسندیده توسط:


  12. Top | #86

    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1902
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    -32
    پسندیده
    21
    مورد پسند : 84 بار در 27 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام فصل سوم هم تموم شد با خوندن و نظر دادن واقعا خوشحال میشم

  13. 2 پسندیده توسط:


صفحه 9 از 9 نخستنخست ... 6789

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد