صفحه 41 از 41 نخستنخست ... 3138394041
نمایش نتایج: از 401 به 405 از 405

موضوع: اراده سیال [بخش 2 - فصل 1 اضافه شد]

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    1935
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    961
    پسندیده
    236
    مورد پسند : 155 بار در 45 پست
    میزان امتیاز
    2

    اراده سیال [بخش 2 - فصل 1 اضافه شد]




    نویسنده: @Amin_jalalian@
    ویراستار: momo jon

    M, baran
    تایپیست‌/ها: sina ghoolami فصل 1-13

    نیمه شب فصل 14-...

    هادی، DARK LORD، amir، yasinb
    طراح کاور و صفحه‌آرایی: M.mahdi
    محل ارائه: زندگی پیشتاز

    جدول دانلود در انتهای پست
    درباره داستان :
    هزاران سال پیش مجمعی از خردمندان از تمام نژاد های هوشمند سرزمین اوراسا توانستند قدرت چشمه ی خورشید را مهار زنند و با آن قدرت ، بهشتی روی زمین بوجود آورند ، رها از هر گونه سیاهی و تباهی. اما زمزمه حتی در بهشت زمین هم بگوش طمعکاران میرسید. زمزمه ای که به شنوندگانش وعده ی خدایی میداد. پس طمعکارترینشان فریب زمزمه را خورد و پلیدی در نهان در وجودش رشد کرد و بلاخره دستانش را به خون یک به یک یارانش آلود. و زمانی که یگانه صاحب قدرت چشمه شد ، مانند خدایی خونریز در اوراسا طلوع کرد و در آنی بهشت خرم را به جهنمی از حرص و آز تبدیل کرد. پس آنگاه چهار سوار از جهنمی که خود ساخته بود بر علیهش شوریدند و به زیرش کشیدند ، زیرا که چشمه خورشید در دستان سیاهی پایدار نماند.
    آنگاه که روح چشمه از چنگال سیاهی آزاد شد ، پنج قفل استوار بر خود نهاد تا دوباره هرگز هیچ طمعکاری به قدرتش دست نیابد و همچنین پنچ کلید برای پنج قفل ساخت ، زیرا که قفل بدون کلید استوار نماند.
    چهار کلید به چهار سوار فاتح داده شد تا نماد پادشاهیشان باشد. کلید قفل اول ، جواهر سیاه به برادر بزرگتر، پانترا داده شد تا برایش خردمندی به ارمغان آورد. کلید قفل دوم ، جواهر سرخ به برادر کوچکتر ، گلارین داده شد تا زینت بخش شمشیرش باشد. کلید قفل سوم ، جواهر سبز ، نماد ارتباط ، به الریو داده شد باشد که برای صلح بکوشد. کلید قفل چهارم ، جواهر بنفش به دستان روکاروس سپرده شد تا رازهای اعماق را بر نژادش روشن گرداند. کلید قفل آخر ، جواهر آبی ، تنها جواهری که هنوز به روح چشمه متصل بود انتخاب شد تا در زمان سرگردان شود و در طلوع دوباره سیاهی به دنبال ناجی بگردد‌.
    باشد که هرگز پنج کلید در یک دست قرار نگیرند که صاحب آن دست تباه شود و تباهی به همراه آورد.




    ویرایش reza379: دوستان نویسنده این داستان به شدت نقدپذیره. از همه تخریب‌گرهای گرامی تقاضا دارم که با تمام زورشون و البته با رعایت انصاف نه اغراق، لطف کنن و این داستان رو تخریب کنن. خوش بگذره :)
    ویرایش توسط reza379 : 10-19-2020 در ساعت 00:46


  2. Top | #401


    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1839
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    77
    پسندیده
    44
    مورد پسند : 107 بار در 52 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام و عرض سپاس .
    خواهش می کنم کماکان ادامه داستان در انجمن آپلود شود و همینطور در پیشتازان کتاب تا آرشیو کاملی در نت داشته باشیم . ممنونم

  3. 4 پسندیده توسط:


  4. Top | #402


    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    1932
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    409
    پسندیده
    27
    مورد پسند : 133 بار در 71 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام خیلی ممنونم بابت فصل جدید، نمیدنم چرا وقتی فصلو میخونادم یکم احساس پوچی میکردم انگار دیگه کار جان تمومه و دیگه اینده ای نداره ولی خوب که بهش فکر میکنم الان براش بهتر شده ، و از راه های بیشتری میتونه قدم برداره

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #403



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    68
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    49
    پسندیده
    175
    مورد پسند : 134 بار در 58 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام آقای نویسنده
    اول از همه خسته نباشید به همه

    یه نکته به نظرم رسید همین الان که این فصل رو تموم کردم. گفتم تا یادم نرفته بیام بگم..درباره تموم کردن بخش اول و شروع بخش دوم. به نظرم اگه میتونستی اون بخشی که میتراندیر با جان روبرو شد رو تو بخش اول قرار بدی شاید بهتر بود. اینجوری جان با یه شرایط جدید بخش دوم رو شروع می کرد.

    بقیه قسمت ها خوب بود و به نظر میاد قراره از این به بعد داستان چند قسمت بشه و با جغرافیای این دنیا بیشتر آشنا بشیم.

    الان که داستان به جای خوبی رسیده میشه یبار دیگه از اول و با دقت بیشتر خوند و نقدش کرد. راستش می خواستم اعلام کنم بعد از خوندن دوباره کتاب، اینبار به صورت پشت سر هم، میام و نظرم رو میگم اما به دو دلیل اینکار رو نمیکنم.
    اول اینکه یه چند وقت سرم شلوغه و وقتش رو ندارم.
    دلیل دوم که از اولی هم مهمتره اینه که من به امید برای داستان دورگه هم این رو اعلام کردم اما بعد از اون فقط یه فصل داد و داستان رفت رو هوا. دیگه نمیخوام این داستان هم نیمه کاره رها بشه.

    با این همه باز هم دمت گرم که تو این وضعیت سایت داری مینویسی و امیدوارم داستانت به سرانجام برسه

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #404


    تاریخ عضویت
    Mar 2020
    شماره عضویت
    2856
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    360
    پسندیده
    4
    مورد پسند : 159 بار در 76 پست
    میزان امتیاز
    2
    این پست صرفا بدلیل علاقه من به اسپم نوشته شده
    امضای ایشان
    در خاندانی شوم و اهریمنی متولد شدم
    اجدادم نبردی را بر اساس غرور و جاه طلبی خود بنا نهادند
    هزاران نفر را کشتند و هزاران نفر دیگر را شکنجه کردند
    سرانجام خود نیز در آتش غرورشان سوختند
    اما من اینگونه نخواهم بود
    من خواهم جنگید خواهم کشت و شکنجه خواهم کرد
    با این تفاوت که در آتش خود نمیسوزم
    من هاریون هستم
    من آوای مرگ هستم

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #405


    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1839
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    77
    پسندیده
    44
    مورد پسند : 107 بار در 52 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام به همه .
    یک فصل عالی دیگر با غافلگیری های جذاب نویسنده . هر چه داستان پیش می رود پیچیدگی های بیشتری عیان می شود . امیدوارم با همین روند ادامه دهید .

  11. 2 پسندیده توسط:


صفحه 41 از 41 نخستنخست ... 3138394041

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد