نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: دلنوشته های تنهایی من...

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1807
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    652
    پسندیده
    144
    مورد پسند : 233 بار در 95 پست
    میزان امتیاز
    2

    دلنوشته های تنهایی من...

    دیشب با تنهایی ام مچ انداختم ، باختم!
    نمی دانی این روزها چقدر زورش زیاد شده است …
    بزرگترین موفقیت زندگی ام این بوده که با چشم های خودم ببینم
    که چه طور فراموشم می کنند
    ..........
    کوچیکتر که بودم فکر میکردم تنهایی یعنی وقتایی که هیشکی خونه نیست !
    .................
    میشه تنهایی بازی کرد
    میشه تنهایی خندید
    میشه تنهایی سفر کرد
    ولی خدایی خیلی سخته تنهایی
    تنهایی را تحمل کرد …!
    .................
    به شدت نیاز دارم یکی پایین زندگیم بنویسه :
    چــند ســال بــعد …
    ..........
    گاهی هیچکس را نداشته باشی بهتر است
    داشتن بعضی ها، تنها ترت می کند
    ..............
    یک دوست خیالی که واقعا دوستت باشه
    خیلی بهتر از
    یک دوست واقعی که خیال می کنی دوستته
    ................
    گاهی آنقدر تنها می شوم که خدا هم به تقدیر می گوید :
    کمی مهربانتر باش !
    برعکس پول هایم زندگیم گوشه دارد، همانجا که همیشه تنها مینشینم!
    ویرایش توسط ساحره : 04-13-2019 در ساعت 18:23

  2. 3 پسندیده توسط:


  3. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1784
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    233
    پسندیده
    266
    مورد پسند : 293 بار در 121 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب اینم از در و دلات
    به یه ویراستار نیازمند است.کلا ترکیب دونوع نثر کتابی و داستانی.هشکی کلمه نیست بگو هیچکسدر کل از اصطلاحات خوبی استفاده کرده بوده البته اگه خیزیده از افکارت باشند. به نظرم تو داستانی ک میدونم داری مینویسیش ازشون استفاده کنی بد نیس
    امضای ایشان
    زندگی همچون آینه ای است که خواستت را بازتاب میدهد.
    زیاد بخواه . دقیق بخواه . قدر بدان

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1807
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    652
    پسندیده
    144
    مورد پسند : 233 بار در 95 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط omidcanis00 نمایش پست ها
    خب اینم از در و دلات
    به یه ویراستار نیازمند است.کلا ترکیب دونوع نثر کتابی و داستانی.هشکی کلمه نیست بگو هیچکسدر کل از اصطلاحات خوبی استفاده کرده بوده البته اگه خیزیده از افکارت باشند. به نظرم تو داستانی ک میدونم داری مینویسیش ازشون استفاده کنی بد نیس
    باشه .. حتما .... ممنون که وقت گذاشتی !

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد