نمایش نتایج: از 1 به 9 از 9

موضوع: آنات‌بابو

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    231
    نوشته ها
    494
    امتیاز
    8,305
    پسندیده
    1,176
    مورد پسند : 1,249 بار در 517 پست
    میزان امتیاز
    2

    آنات‌بابو

    نام داستان: آنات بابو
    نویسنده: نامعلوم
    نسخه: pdf
    آنات بابو
    قسمتی از متن داستان:
    چشم‌­انداز خانه ی دوستم ، بی­‌اندازه خشنودم کرد. خانۀ زیبایی بود با قطعه­‌ای زمین جلو آن که در آن سبزی و گل روییده بود. در نزدیکش خانه‌­های دیگری نبود، بنابراین امکان ایجاد مزاحمت از سوی همسایگان وجود نداشت.





    بوک پیج
    ویرایش توسط proti : 02-21-2019 در ساعت 13:58
    امضای ایشان
    براي سه چيز كسي را مسخره نكن
    1- زيبايي
    2- پدر و مادر
    3- زادگاه
    زيرا در انتخاب آنها نقش نداشته است

  2. 4 پسندیده توسط:


  3. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1608
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    1,424
    پسندیده
    58
    مورد پسند : 93 بار در 34 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه توضیحی می دادی خوب

  4. 2 پسندیده توسط:


  5. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1836
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,520
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 68 بار در 35 پست
    میزان امتیاز
    2
    مقدمه یا خلاصه نداره

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,350
    امتیاز
    19,423
    پسندیده
    965
    مورد پسند : 4,571 بار در 1,431 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط yesesy نمایش پست ها
    یه توضیحی می دادی خوب ���������������� �
    داستان کوتاه توضیح می خواد؟؟؟؟ اصلا مگه داستان توضیح لازم داره؟؟؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط lion نمایش پست ها
    مقدمه یا خلاصه نداره
    مگه داستان بلنده؟؟؟
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    162
    امتیاز
    1,874
    پسندیده
    2,049
    مورد پسند : 389 بار در 151 پست
    میزان امتیاز
    2
    جالب بود . ولی توی صفحه ۱۱ نوشته بودی ساعت شش و نیم رفت بالا تا مقدمات شب رو آماده کنه و توی پاراگراف بعدش نوشته بودی ساعت پنج و نیم که خورشید غروب کرد . این ساعت هارو یکم اشتباه نوشته بودی .

  10. Top | #6



    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    110
    امتیاز
    1,268
    پسندیده
    34
    مورد پسند : 168 بار در 77 پست
    میزان امتیاز
    2
    خیلی جالب بود.
    توصیفات بجا و لحن نوشتنت هم خوب بود. فقط یکم مثل نوشته های روزمره شده بود تا یه داستان کوتاه فاتزی
    امضای ایشان
    من نویسنده ای قلابیم
    من انسانم
    من
    هلن پراسپروم



  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    231
    نوشته ها
    494
    امتیاز
    8,305
    پسندیده
    1,176
    مورد پسند : 1,249 بار در 517 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آب نمایش پست ها
    جالب بود . ولی توی صفحه ۱۱ نوشته بودی ساعت شش و نیم رفت بالا تا مقدمات شب رو آماده کنه و توی پاراگراف بعدش نوشته بودی ساعت پنج و نیم که خورشید غروب کرد . این ساعت هارو یکم اشتباه نوشته بودی .
    توجه کنید بخش داستان کوتاه بزرگان نویسندگی این داستان نوشته ی یکی از نویسندگان به نام هست که متاسفانه اسمشون رو گم کردیم و صرفا انجمن بوک پیج این داستان رو تایپ کرده همین.
    اما بازم برای این دید جزئی نگرتون ممنون

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط helen praspro نمایش پست ها
    خیلی جالب بود.
    توصیفات بجا و لحن نوشتنت هم خوب بود. فقط یکم مثل نوشته های روزمره شده بود تا یه داستان کوتاه فاتزی

    توجه کنید بخش داستان کوتاه بزرگان نویسندگی این داستان نوشته ی یکی از نویسندگان به نام هست که متاسفانه اسمشون رو گم کردیم و صرفا انجمن بوک پیج این داستان رو تایپ کرده همین.
    اما بازم برای این دید جزئی نگرتون ممنون
    امضای ایشان
    براي سه چيز كسي را مسخره نكن
    1- زيبايي
    2- پدر و مادر
    3- زادگاه
    زيرا در انتخاب آنها نقش نداشته است

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1285
    نوشته ها
    25
    امتیاز
    867
    پسندیده
    105
    مورد پسند : 101 بار در 24 پست
    میزان امتیاز
    2
    من دنبال «قطار به راگوناتپور» گشتم و اینو پیدا کردم. نویسنده گویا «ساتیاجیت رای» باشه.
    https://books.google.com/books?id=xE...athpur&f=false

    مترجم رو پیدا نکردم.

    https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3...B1%D8%A7%DB%8C

    پ.ن. حکمت استفاده از opizo چیه؟ بریم یه سایت دیگه ۱۰ ثانیه صبر کنیم که بعد بریم یه سایت دیگه فایل رو دانلود کنیم؟ حالا آدرس یوآرال طولانی باشه چی می‌شه؟ -_-

    بعدالتحریر: رفتم به محمد پز بدم که «ببین رفتم اسم نویسنده رو پیدا کردم!» بعد بلد بود اسم نویسنده رو ):
    ویرایش توسط flash : 02-28-2019 در ساعت 00:35
    امضای ایشان
    We're all mad here

  15. 3 پسندیده توسط:


  16. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    137
    امتیاز
    1,340
    پسندیده
    69
    مورد پسند : 265 بار در 111 پست
    میزان امتیاز
    2
    عجب اسمی!!آنات بابو...
    امضای ایشان
    اگر هر تلاشی منجر به شکست شد ؛اشکالی نداره....
    این بار بیشتر تلاش کن و بهتر بباز.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد