صفحه 29 از 29 نخستنخست ... 1926272829
نمایش نتایج: از 281 به 289 از 289

موضوع: بحث‌های حاشیه‌ای تاپیک «دانشنامه سفیر کبیر»

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    873
    امتیاز
    12,318
    پسندیده
    2,167
    مورد پسند : 1,935 بار در 837 پست
    میزان امتیاز
    2

    بحث‌های حاشیه‌ای تاپیک «دانشنامه سفیر کبیر»

    سلام خدمت همگی و سفیردوستان گرامی.
    یک تاپیکی با اسم «دانشنامه سفیر کبیر» زدیم توی انجمن سفیر کبیر، که قراره توش احمد به کمک شما دوستان اطلاعات سفیر رو به صورت طبقه‌بندی‌شده قرار بده. یه کار گروهی خاص سایت.
    برای اینکه اونجا شلوغ نشه و معرفی‌ها بین گفتگوهای بچه‌ها درباره صحت و سقم و نکات ریز اطلاعات، گم نشن، این تاپیک رو اینجا گذاشتیم بابت بحث راجع به همون نکات.
    هر بحثی قراره درباره اطلاعات بشه، اینجا مطرح کنید که اونجا شلوغ نشه.
    تشکرات.


    تاپیک دانشنامه:
    دانشنامه «سفیر کبیر» - معرفی شخصیت‌ها و مکان‌ها


    امتیاز: برای هر راهنمایی‌ای که بچه‌ها انجام می‌دن (که احمد به عنوان نویسنده تاپیک اصلی باید تایید و اسمشون رو لیست کنه) پنج امتیاز به حسابشون واریز می‌شه.
    ویرایش توسط reza379 : 02-15-2019 در ساعت 20:39


  2. Top | #281


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    666
    امتیاز
    562
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 1,308 بار در 608 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط DARK LORD نمایش پست ها
    اتفاقا من وقتی کتابو خوندم نظرم رو همین بود که ادام پنجمین هست.منتها یادم نیست کی و چطور یکی من از این نظر دور کرد.پس تا حدودی درست فکر میکردم.
    فکر نمیکردم ادام اینجور خشن بخاد رفتار کنه با سامانتا.البته احتمال داره بخاطر ازدواج و مجددش و پسرش هم باشه.شاید هم مارلو انتقام گرفته.
    .............
    میدونی من فکر میکنم الندر تنها سفیر کبیر رو ایجاد کرده یه جایگاه ضعیفتر نسبت به الندر چون کسی نبوده که لیاقت و خصوصیات الندر شدن رو داشته باشه. بنا به دلیلی که نمیدونم سفیر کیبر احتمالا اخریشون مجمع رو پایگزاری کرده.اگ توجه داشته باشی قوانین مجمع هم توسط اخرین سفیر کبیر نوشته شده.(بنا ب دلیلی احتمالا دیگ سفیر کبیری نمیتوسته انتخاب بشه)
    اگر مجمع سفیران از همون ابتدا و بعد از الندر ب وجود اومده چرا مورداک خودش رو اولین شفیر از قوم مکندگان میدونه.
    درسته که سفیر کبیر از قوم مکندگان بوده ولی در این سال ها میبایست قبل از مورداک هم سفیری در مجمع اگر وجود داشت می بود
    من میگم تا زمانی الندر بود نیازی به سفیر کبیر نبود .تا زمانی سفیر کبیر بود نیازی ب مجمع نبود.
    حالا اگر این قضیه یه سوتی باشه دیگ نمیدونم
    اتفاقا یکی منم از این نظر دور کرد و منم یادم نمیاد چرا و با چه استدلالی

    آدام به دنیای سیاه رفته(احتمالا پیش ملکه و شیطان) و بخشی از روحش رو با کمکشون فدا کرده و الان هم برای اونا کار میکنه و حتما برای اونا عهد وفاداری هم بسته. دیگه میشه حدس زد برای شیاطین چه جنایاتی میکنه و چقدر از شخصیتی که داشته فاصله گرفته. مخصوصا اگر فرزند پنجم باشه.
    از طرفی سامانتا هم ازش جدا شده و آدام بعد از پدرش، تنها امید زندگیش هم از دست داده. توضیحات فردریک و دیگران رو درباره تغییر آدام بخون. بعید نیست کلا تغییر کرده باشه و نسبت به همه کینه به دل گرفته باشه.
    پسرش؟ تا جایی که میدونم هیچکس از هویت واقعی آلفرد اطلاع نداره حتی آدام. فکر می کنن فرزندِ همسرِ دوم سامانتا هستش.

    --------------------------------------------

    آتیش یچزایی گفته، درباره ی اینکه چون برای رسیدن به الندری پیش نیازهایی بوده و الندر می دونست این پیش نیازها پیدا نمیشه پس مقام سفیرکبیری رو ساخت(که هنوز نمی دونم چه فرقی با الندر داره).
    اما چه دلیلی برای این داری که آخرین سفیر کبیر، مجمع و شورای سفیران رو ساخته باشه؟ مخصوصا که روسای مجمع درباره ی کشته شدن همه سفرکبیرها اطلاع دارن.
    غیر از اینکه فکر میکردن نسلشون در حال انقراض هست و برای مدت ها یا همیشه قرار نیست سفیر کبیر و حتی سفیری از مکنده ها وجود داشته باشه. که باز جای تعجب داره چرا اولین سفیر مکنده نبوده.

    یه سوال درباره مورداک کردی. ولی چرا باید اولین سفیر بودن بیشتر از اولین سفیر کبیر بودن به چشم بیاد؟ ببین اگر الندر فقط مقام سفیرکبیر رو ساخته باشه پس باید اولین سفیرکبیر بودن بیشتر به چشم بیاد تا اولین سفیر بودن.

    ولی بیا با نظرت پیش بریم، اگر الندر مقام سفیر کبیری رو ساخته، این مقام توسط چه افرادی بخشیده میشد اون هم زمانی که گیومرتا سفیر کبیر نبود.

    پست ویرایش شد
    ویرایش توسط ahmaad : 05-22-2020 در ساعت 17:47

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #282


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    666
    امتیاز
    562
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 1,308 بار در 608 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir نمایش پست ها
    سلام

    در مورد دوقلو بودن گیومرتا و خواهرش منم خیلی موافقم. چون با توجه به حرف هایی که خشایار هنگام تولد آدام گفت مادر روحش رو تقدیم میکنه تا بچه بدنیا بیاد. پس یه بار بیشتر نمیتونسته زایمان کنه و احتمالا دوقلو بودن. اینجوری میشه حدس زد چرا خواهره قدرت مادرشو گرفته و گیومرتا هیچ بویی از قدرت مادرش نداشته.

    در مورد انتقال قدرت از آدام به آلفرد که مورداک گفت، به نظرم منظورش این بوده که شکوفا شدن قدرت به آلفرد رسیده. وگرنه خاندان آلفرد نسل اندر نسل مکنده بودن اما هیچ کدوم نمیتونستن از قدرتشون استفاده کنن. در واقع این قدرت مثل میزبان که از مادر به فرزند منتقل میشده از نسلی به نسل دیگه منتقل شده.

    درباره شک کردن آلفرد به زانتروس، آلفرد به خاطر شرایط بدنی و ذهنیش این جوری شده و به همه شک میکنه. قبلا در اوایل داستان فکر میکنه که تئودور گوی رو دزدیده و بهش حمله می کنه. این احتمالا تاثیر روح هم میتونه باشه. مخصوصا این اواخر قدرتش بیشتر شده و مدام داره تو سر آلفرد همه رو متهم میکنه.

    درباره خشایار و نگهبان زمان، اوایل داستان خشایار گفت من آخرین نگهبان زمانم اما بعدا خود سینا اصلاح کرد و گفت نمیخواد همچین مقامی رو حذف کنه. یه سری از تناقضات مربوط به این میشه. مثلا آموزش نگهبان زمان یه مکانیزمی داره که چون خشایار آخرین بوده به نحوه انتخابش و آموزشش اشاره نکرده سینا. اما الان ما رو دچار مشکل می کنه. از طرفی الندر قبلی عصای سیمرغ دستش بوده و یه جا گفته شده تو داستان که این عصا متعلق به نگهبان زمانه و فقط اون میتونه از عصا استفاده کنه. من موندم چرا زمان الندر نگهبان زمان نداشتیم؟ البته آتش میگه که فرمانروا نمیتونست از عصا استفاده کنه اما یجوری رفتار میکرد که فکر کنن عصا مال اونه. احتمال میدم الندر مقامش از نگهبان زمان بالاتر بوده و برای اینکه ملت نگن چرا ارکان جادو که یکیش نگهبان زمانه رو نداریم، خودش رو همزمان نگهبان زمان و الندر معرفی کرده. وگرنه به نظرم یه جایی گفته میشه که نمیشه نگهبان زمان وجود نداشته باشه. در کل همه این مبحث نگهبان زمان درهم برهم و پر از تناقض هست.

    در مورد ارکان قدرت این جور که من فهمیدم، در راس امور الندره و بعد از اون سفیر کبیر هست. بعد از اونها نگهبانان زمان و جادو هستن که مقامشون با هم برابره. مجمع زیر نظر الندر یا سفیر کبیر کار می کنه و مرتبش از نگهبانان زمان و مکان پایین تر هست.
    میدونیم که نگهبانان میتونن بر سفرا نظارت کنن و اگه کار خلافی انجام دادن اونها رو محاکمه کنن. اما سفیر کبیر میتونه با تغییر قوانین حکم نگهبانان جادو رو ملغی کنه. یه چیز دیگه که یادم اومد این که مقام سفیر کبیری توسط یه نیروی ماورایی به آلفرد اعطا شد و اعضای مجمع از این مقام آلفرد اطلاع ندارن. مجمع به نظرم مثل مجلس خودمون میمونه که نماینده های مردم اقوام مختلف درش عضو هستن و از سفیران هم فقط یک نماینده میتونه داخل هیئت رئیسه باشه. فکر نمیکنم جایی در داستان گفته شده باشه که سفیران هم عضو مجمع هستن. بلکه اونها فقط مقام سفیران رو تایید میکنن. دقیقا مثل مجلس خودمون که رئیس جمهور رو تایید میکنن.

    اینکه مورداک میگه من اولین سفیر مکنده هستم هیچ اشکالی به وجود نمیاره. اولا که هیچ جایی گفته نشده تا زمانی که مکنده ها هستن حتما باید سمتی در حد سفیر کبیر و سفیر داشته باشن. احتمالا قدرت مورداک در حدی نبوده که سفیر کبیر بشه. اما با توجه به قدرتی که داشته شرایط احراز جایگاه سفیری رو داشته. طبق داستانی که خشایار درباره سرنوشت خانوادش میگه، احتمالا اون در جوانی با مورداک ملاقات داشته و به نظرم میشه نتیجه گرفت مورداک اولین و آخرین سفیر مکنده بوده تا زمان آلفرد.

    طلسم باروری قبل از الندر قبلی دست نگهبان دروازه های جهنم بوده و ایجاد نژادی جدید به نام الف میتونه کار استفاده کنندگان قبلی از اون باشه. توی داستان این نگهبان درازه جهنم شخص خیلی مهم و قدرتمندی هست که اگه داستان ادامه پیدا کنه نقش مهمی خواهد داشت. قدرتش هم در حد بالایی هست و به نظرم میتونه یکی از فرمان روایان کهن باشه.
    جالبه که روح به هر دو بچه داده شد و احتمالا جادوی مادر به یکیشون.

    فکر نکنم در نسل های گذشته قدرتی منتقل شده باشه. احتمالا هر چی که بوده قابلیت های همون نسل بوده و نهایتش اینه که چون والدین قدرتمند بودن، بچشون هم نسبت به دیگران مقداری قوی تر می شد.
    ولی برای آدام موضوع فرق می کنه. اگر برداشتی که ما از عملکرد طلسم باروری داریم درست باشه، میشه گفت آدام قدرت جادویی مادرش رو کاملا به ارث برده، یعنی خود قدرت.

    -----------------------------------------------------------

    درباره زانتروس، عالی توجیه کردی. ولی نیت سینا چیز دیگه ای بود و توی پیام خصوصی که مدت ها پیش دادم خودش گفت که سوتی داده.
    ولی با این توضیح که دادی میشه کامل جمش کرد.

    ----------------------------------------------------------

    اگر اشتباه نکنم آتش گفت که الندر نمی تونست از هادس استفاده کنه. البته آتش گفت که الندر نمی تونست از عصای سیمرغ هم استفاده کنه که عجیبه که به عنوان قانونگذار همچین قدرتی نداشت که باعث میشه شک کنیم شاید استفاده از عصای سفید به جز محدودیت های قانونی، محدودیت های نژادی هم داشته(مثل عصای خننتا که آلفرد نمی تونست ازش استفاده کنه) و پیش نیازهایی داره و یکی از اون پیش نیازها، وارث قدرت تمپس بودنه.

    اما یکی از دلایلِ اینکه الندر از عصای سیمرغ محافظت می کرد و سعی داشت دیگران هم فکر کنن یکی از میراث کهن هست، این بود که دخترش رو از تاج که یه میراث واقعی بود دور کنه و سرش با عصایی گرم باشه که مطمئن بود ملکه سیاه نمی تونه ازش استفاده کنه.
    ولی اینا به کنار، عصای سیمرغ قدرت کنترل دالان های زمان رو داره یعنی به این برداشت می رسیم که بدون عصا، نگهبان زمانی هم وجود نداره. که باز به این برداشت می رسیم که در زمان الندر نگهبان زمان وجود نداشته(درباره ی قبلش مطمئن نیستیم)
    ولی در کل این عصا یه وسیله ی جالب و به قدرتمندیه عصاهای فرمانروایان هست و احتمالا داستانِ جذابِ خودشو داره.


    و یه نکته؛ فعلا نمیشه روی اطلاعات شعله های تاج حساب چندانی باز کرد. شعله های تاج نمی دونستن آلفرد شبیه ساز هست و همینطور فکر می کردن روحی که از داخل نیروی سیاه آلفرد باهاش حرف میزنه در اصل تجسم خواسته های همون بخش سیاه آلفرد هست.
    که این بی اطلاعی ها میتونه به خاطر دستکاریه خشایار توی خاطرات و ذهن آلفرد باشه چون خود شعله هم میگه نظراتش برگرفته از اطلاعاتِ حافظه ی آلفرد هست و به بخش هایی که مه تسخیر کرده دسترسی نداره.

    ----------------------------------------------------------

    احتمالا رتبه بندیه درستی کردی. البته نگهبان مکان نداریم، نگهبان جادو(میدونم منظورت جادو بود)
    اعضای مجمع و احتمالا بقیه سفرا از مقام سفیرکبیری آلفرد مطلع شدن ولی جادویی که آلفرد ایجاد کرد در همون لحظه حافظه ی تمام سفرا رو دستکاری کرد(که احتمالا مقامش بهش این اجازه رو داده)
    و اینکه مجمع هم سفرای دیگه رو انتخاب می کردن هم سفیر کبیر رو. (هم نماینده ی جدید هم رئیس جمهور)

    درباره مجمع:
    "مجمع سفیران از سه عضو اصلی و رؤسای سرزمین های آزاد که حمایت مجمع را قبول کرده، اما حاضر نبودند تحت سلطه یک سفیر قرار گیرند، تشکیل می شد. برای تصدی جایگاه خشایار هر یک از داوطلبین باید حمایت نصف به علاوه یک نفر از اعضای اصلی مجمع را برای خود به دست می آورد. خشایار حمایت ۴۰۰ نفر از ۷۷۴ نفر را به طور ثابت برخوردار بود و..."

    -----------------------------------------------------------

    درباره مورداک؛ عجیب نیست که بگیم دوازده سفیر کبیر از نژاد مکنده ها اومدن و رفتن و در نهایت مورداک به عنوان اولین و آخرین سفیرِ مکنده ها انتخاب شد؟ چون سفیر شدن از سفیرکبیر شدن خیلی راحت تر هست و باید تعداد سفرای مکنده ها بیشتر باشه.
    همینطور عجیب نیست وقتی بگی مورداک اولین سفیر از نژادش هست ولی به این برداشت برسیم که آخرین هم بوده؟ چون هم مورداک و هم بزرگانِ مکنده ها که کتاب رو به مورداک سپردن از مورداک به عنوان اولین سفیر یاد میکنن. وقتی میگن اولین یعنی حتما دومین هم هست.
    البته جای توجیه داره و میشه گفت امیدوار بودن در آینده سفیرهای دیگه ای هم داشته باشن و برای همین از کلمه اولین استفاده میکردن. ولی هر جور حساب کنی منطقی بود که میگفتن تنها سفیر از نژاد مکنده ها.

    -----------------------------------------------------------

    درباره ی طلسم:
    "طلسم هشت گانه باروری توسط نگهبان دروازه جهنم ساخته و به پاس خدمات الندر ساخته شد تا در حفظ تعادل میان ابعاد و برای تداوم نسلش به همراه راز ساخت آن به او هدیه گردید. این طلسم در عهد قدیم اولین بار برای ایجاد نسلی جدید از دو نژاد متضاد استفاده شده بود که بعدها به نام الفها شهرت پیدا کردند."
    از یه طرف میگه اصلا برای الندر ساخته شد از طرف دیگه میگه در عهد قدیم و اولین بار برای ایجاد نسل الف ها استفاده شد.
    چه برداشت هایی از این توضیحات داری؟
    احساس نمی کنی این تعاریف با هم در تضاد هستن؟

  5. Top | #283



    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    401
    امتیاز
    10,833
    پسندیده
    973
    مورد پسند : 1,014 بار در 357 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmaad نمایش پست ها
    اتفاقا یکی منم از این نظر دور کرد و منم یادم نمیاد چرا و با چه استدلالی

    آدام به دنیای سیاه رفته(احتمالا پیش ملکه و شیطان) و بخشی از روحش رو با کمکشون فدا کرده و الان هم برای اونا کار میکنه و حتما برای اونا عهد وفاداری هم بسته. دیگه میشه حدس زد برای شیاطین چه جنایاتی میکنه و چقدر از شخصیتی که داشته فاصله گرفته. مخصوصا اگر فرزند پنجم باشه.
    از طرفی سامانتا هم ازش جدا شده و آدام بعد از پدرش، تنها امید زندگیش هم از دست داده. توضیحات فردریک و دیگران رو درباره تغییر آدام بخون. بعید نیست کلا تغییر کرده باشه و نسبت به همه کینه به دل گرفته باشه.
    پسرش؟ تا جایی که میدونم هیچکس از هویت واقعی آلفرد اطلاع نداره حتی آدام. فکر می کنن فرزندِ همسرِ دوم سامانتا هستش.

    --------------------------------------------

    آتیش یچزایی گفته، درباره ی اینکه چون برای رسیدن به الندری پیش نیازهایی بوده و الندر می دونست این پیش نیازها پیدا نمیشه پس مقام سفیرکبیری رو ساخت(که هنوز نمی دونم چه فرقی با الندر داره).
    اما چه دلیلی برای این داری که آخرین سفیر کبیر، مجمع و شورای سفیران رو ساخته باشه؟ مخصوصا که روسای مجمع درباره ی کشته شدن همه سفرکبیرها اطلاع دارن.
    غیر از اینکه فکر میکردن نسلشون در حال انقراض هست و برای مدت ها یا همیشه قرار نیست سفیر کبیر و حتی سفیری از مکنده ها وجود داشته باشه. که باز جای تعجب داره چرا اولین سفیر مکنده نبوده.

    یه سوال درباره مورداک کردی. ولی چرا باید اولین سفیر بودن بیشتر از اولین سفیر کبیر بودن به چشم بیاد؟ ببین اگر الندر فقط مقام سفیرکبیر رو ساخته باشه پس باید اولین سفیرکبیر بودن بیشتر به چشم بیاد تا اولین سفیر بودن.

    ولی بیا با نظرت پیش بریم، اگر الندر مقام سفیر کبیری رو ساخته، این مقام توسط چه افرادی بخشیده میشد اون هم زمانی که گیومرتا سفیر کبیر نبود.

    پست ویرایش شد
    میدونم که ممکنه از شخصیت قبلی فاصله گرفته باشه اما ممکنه هنوز نسبت به سامانتا اینقدر کینه نداشته همینطور که فردریک می گفت از طلاق سامانتا متعجب بوده اما منظورم از پسرش یعنی آلفرد پسر آدام نبود بلکه منظورم پسر سامانتا بود یعنی اینکه آدام اومده و دیده سامانتا طلاق گرفته ازدواج کرده و حتی بچه هام داره پس پس ممکنه در این زمان قصد انتقام گرفتن داشته هرچند نمیشه با قطعیت در این مورد صحبت کرد چون ممکنه این امتحان گرفتن از طرف مارلو پرز ترتیب داده شده باشه.
    .......
    دلیلی نداره که اگر مجمع وجود نداشت بقیه خبر نداشته باشند که سفیر کبیر ها توسط ملکه سیاه کشته شدند. دلیل قوی ندارم که حتماً آخرین سفیر کبیر مجمع را پایه ریزی کرده اما چون قوانین مجموعه سفیران توسط آخرین سفیر کبیر طبق گفته های خشایار نوشته شده این حدس رو میزنم اما اگر از زمان الندر یا اولین سفیر کبیر مجمع وجود داشت با توجه به اینکه و مکندگان قدرت دارای قدرت بسیاری هستند میتونستن به مجمع سفیران راه پیدا کنند البته نمیدونم چرا اولین سفیر مکنده نبوده.
    منظورت از ب چشم اومدن رو نمیدونم.
    چرافکر میکنی مجمع سفیران سفیر کبیری را منصوب میکنه؟
    اون کسایی که الفرد را به عنوان سفیر کبیر منصوب کردن چه ربطی به مجمع داشت؟
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

  6. Top | #284


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    666
    امتیاز
    562
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 1,308 بار در 608 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط DARK LORD نمایش پست ها
    میدونم که ممکنه از شخصیت قبلی فاصله گرفته باشه اما ممکنه هنوز نسبت به سامانتا اینقدر کینه نداشته همینطور که فردریک می گفت از طلاق سامانتا متعجب بوده اما منظورم از پسرش یعنی آلفرد پسر آدام نبود بلکه منظورم پسر سامانتا بود یعنی اینکه آدام اومده و دیده سامانتا طلاق گرفته ازدواج کرده و حتی بچه هام داره پس پس ممکنه در این زمان قصد انتقام گرفتن داشته هرچند نمیشه با قطعیت در این مورد صحبت کرد چون ممکنه این امتحان گرفتن از طرف مارلو پرز ترتیب داده شده باشه.
    .......
    دلیلی نداره که اگر مجمع وجود نداشت بقیه خبر نداشته باشند که سفیر کبیر ها توسط ملکه سیاه کشته شدند. دلیل قوی ندارم که حتماً آخرین سفیر کبیر مجمع را پایه ریزی کرده اما چون قوانین مجموعه سفیران توسط آخرین سفیر کبیر طبق گفته های خشایار نوشته شده این حدس رو میزنم اما اگر از زمان الندر یا اولین سفیر کبیر مجمع وجود داشت با توجه به اینکه و مکندگان قدرت دارای قدرت بسیاری هستند میتونستن به مجمع سفیران راه پیدا کنند البته نمیدونم چرا اولین سفیر مکنده نبوده.
    منظورت از ب چشم اومدن رو نمیدونم.
    چرافکر میکنی مجمع سفیران سفیر کبیری را منصوب میکنه؟
    اون کسایی که الفرد را به عنوان سفیر کبیر منصوب کردن چه ربطی به مجمع داشت؟
    اگر آدام نیروی ملکه یا فرزند پنجم یا هر دوی اینا باشه و اونجوری که میگی کینه ای نباشه می تونست جلوی کشته شدن سامانتا رو بگیره ولی مارلو اون بلا رو سر بدل سامانتا آورد.
    اول شک داشتم که شاید آدام ذهن سامانتا رو خونده و از وجود آلفرد با خبر شده و برای همین با اون شدت بدلِ سامانتا رو کشته ولی ظاهرا همه ی اینا زیر سر مارلو بوده.

    --------------------------------------

    کجا گفته شده مجمع رو سفیر کبیر ساخته؟ تا جایی که دیدم وانیا گفته آخرین سفیر کبیر بیشترین قوانینِ کهن رو ایجاد کرده. ولی چیزی درباره سفرا نگفته.
    به هر حال استدلالت برای اثباتِ ایجادِ مقامِ سفیری بعد از دوره ی سفیرکبیرها منطقی میزنه.


    فکر می کنم مجمع سفیران، سفیر کبیر رو تائید می کنن مثل کاری که با آلفرد کردن. آلفرد توسط نشانِ کف دستش به مقام سفیر رسید ولی برای به رسمیت رسیدن احتیاج به تائید مجمع داشت و اگر تائید نمی شد قدرت هایی که به عنوان سفیر در اختیارش گذاشته بودن رو از دست می داد.
    و بعد از تائید مجمع بود که تونست با اون نیروی ناشناخته ارتباط بگیره و سفیر کبیر بشه. (حداقلش اینه که بگیم برای ارتباط گرفتن با منبعِ قدرتِ سفرا و رسمیت پیدا کردن مقامش، باید تائید مجمع رو بدست میورد)

    --------------------------------------

    احتمالا مجمع سفیران که تعریفش رو توی پست قبلی گفتم، آلفرد رو به عنوان سفیر تائید کردن. مگراب و پادشاه یخمک و اعضای دیگه.
    چون فکر نکنم تعداد زیادی سفیر وجود داشته باشه. اگر فقط همون هایی باشن که آلفرد توی دنیای مردگان ملاقات کرد پس بقیه که به سفیر شدنش رای دادن همون افرادی هستن که توی توضیحِ مجمع هست.
    ویرایش توسط ahmaad : 05-23-2020 در ساعت 02:38

  7. Top | #285



    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    401
    امتیاز
    10,833
    پسندیده
    973
    مورد پسند : 1,014 بار در 357 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmaad نمایش پست ها
    اگر آدام نیروی ملکه یا فرزند پنجم یا هر دوی اینا باشه و اونجوری که میگی کینه ای نباشه می تونست جلوی کشته شدن سامانتا رو بگیره ولی مارلو اون بلا رو سر بدل سامانتا آورد.
    اول شک داشتم که شاید آدام ذهن سامانتا رو خونده و از وجود آلفرد با خبر شده و برای همین با اون شدت بدلِ سامانتا رو کشته ولی ظاهرا همه ی اینا زیر سر مارلو بوده.

    --------------------------------------

    کجا گفته شده مجمع رو سفیر کبیر ساخته؟ تا جایی که دیدم وانیا گفته آخرین سفیر کبیر بیشترین قوانینِ کهن رو ایجاد کرده. ولی چیزی درباره سفرا نگفته.
    به هر حال استدلالت برای اثباتِ ایجادِ مقامِ سفیری بعد از دوره ی سفیرکبیرها منطقی میزنه.


    فکر می کنم مجمع سفیران، سفیر کبیر رو تائید می کنن مثل کاری که با آلفرد کردن. آلفرد توسط نشانِ کف دستش به مقام سفیر رسید ولی برای به رسمیت رسیدن احتیاج به تائید مجمع داشت و اگر تائید نمی شد قدرت هایی که به عنوان سفیر در اختیارش گذاشته بودن رو از دست می داد.
    و بعد از تائید مجمع بود که تونست با اون نیروی ناشناخته ارتباط بگیره و سفیر کبیر بشه. (حداقلش اینه که بگیم برای ارتباط گرفتن با منبعِ قدرتِ سفرا و رسمیت پیدا کردن مقامش، باید تائید مجمع رو بدست میورد)

    --------------------------------------

    احتمالا مجمع سفیران که تعریفش رو توی پست قبلی گفتم، آلفرد رو به عنوان سفیر تائید کردن. مگراب و پادشاه یخمک و اعضای دیگه.
    چون فکر نکنم تعداد زیادی سفیر وجود داشته باشه. اگر فقط همون هایی باشن که آلفرد توی دنیای مردگان ملاقات کرد پس بقیه که به سفیر شدنش رای دادن همون افرادی هستن که توی توضیحِ مجمع هست.
    اگر به داستان دقت کنی قبل از ورود الفرد به مجمع سفیران(الفرد سفیر بود فقط تایید نشده بود) وقتی از دالان ها عبور کرد تا به مجمع برسه ملاقاتی با پارامیس جانشین خنتتا داشت.اونجا پارامیس به الفرد به خاطر رسیدن مقام سفیر کبیری تبریک گقت. و همچنین قبل از اینکه وارد دالان ها بشن خرقه به الفرد گفت تو به مقامی رسیدی که تا حالا کسی به اون نرسیده.
    پارامیس به الفرد میگه مقام شما تا چند ساعت دیگر برای سفیران اشکار میشه اتفاقی در مجمع میوفته فقط تایید رسمی الفرد هست و اشکار شدن مقامش.مثل این میمونه که الان الفرد الندر هست ولی هنوز به طور رسمی به اریکه قدرتش تکیه نزده و رسما حکومت رو بدست نگرفته ولی الندر هست.الفرد قبل از ورود به مجمع سفیر کبیر بود.( مجمع سفیران اگر طی این هفت هزار سال توسط خشایار رهبری نمیشد و خشایار هم قدرت نگهبان زمان رو نداشت خیلی از سرزمین هاش الان تحت اختیار ملکه و شیطان بود)
    حتی خشایار هم بعد از انتخاب شدن الفرد میگه من از روی حروف باستانی روی لباست فهمیدم سفیرکبیر شدی.

    خب من یادم به حرفا های وانیا درباره اخرین سفیر کبیر نبود.موقعی الفرد میخاست استعفا بده خشایار گفت قوانین مجمع وجود داره که تو با این سنت نمیتونی استعفا بدی .بعدشم گفت این قوانین مجمع توسط سفیر کبیر قبلی یعنی دوازدهمین سفیر کبیر نوشته شده.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    من فکر میکنم اخرین سفیر کبیر با توجه با قدرت هایی داشته و همچنین با استفاده از قدرت نگهبان زمان اطلاعاتی را بدست اورده پس برای وقتی که سفیر کبیری وجود نداره برنامه ریزی کرده .مجمع سفیران و سایر قوانین کهن را نوشته تا جلوی هرج و مرج قدرت طلبی ها گرفته بشه.
    الندر بوده + یازده سفیر کبیر بوده ،ولی چرا قوانین مجمع توسط دوازدهمین نفر نوشته شده؟.چرا اکثرا قوانین کهن توسط اخرین سفیر کبیر نوشته شده؟
    من فکر میکنم اینا برای دنیای بدون سفیر کبیر و قانون گذار نوشته شده.
    ویرایش توسط DARK LORD : 05-23-2020 در ساعت 05:39
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #286


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    666
    امتیاز
    562
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 1,308 بار در 608 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط DARK LORD نمایش پست ها
    اگر به داستان دقت کنی قبل از ورود الفرد به مجمع سفیران(الفرد سفیر بود فقط تایید نشده بود) وقتی از دالان ها عبور کرد تا به مجمع برسه ملاقاتی با پارامیس جانشین خنتتا داشت.اونجا پارامیس به الفرد به خاطر رسیدن مقام سفیر کبیری تبریک گقت. و همچنین قبل از اینکه وارد دالان ها بشن خرقه به الفرد گفت تو به مقامی رسیدی که تا حالا کسی به اون نرسیده.
    پارامیس به الفرد میگه مقام شما تا چند ساعت دیگر برای سفیران اشکار میشه اتفاقی در مجمع میوفته فقط تایید رسمی الفرد هست و اشکار شدن مقامش.مثل این میمونه که الان الفرد الندر هست ولی هنوز به طور رسمی به اریکه قدرتش تکیه نزده و رسما حکومت رو بدست نگرفته ولی الندر هست.الفرد قبل از ورود به مجمع سفیر کبیر بود.( مجمع سفیران اگر طی این هفت هزار سال توسط خشایار رهبری نمیشد و خشایار هم قدرت نگهبان زمان رو نداشت خیلی از سرزمین هاش الان تحت اختیار ملکه و شیطان بود)
    حتی خشایار هم بعد از انتخاب شدن الفرد میگه من از روی حروف باستانی روی لباست فهمیدم سفیرکبیر شدی.
    پارامیس قدرتمندترین غیب گوی زمانِ فعلیه داستان هست و همینطور میگه قدرتی داره که میتونه مرتبه افراد رو تشخیص بده. احتمالا یچیز مثل همون زاویه ی دیدِ خشایار که میگفت وقتی پیشم آموزش میدیدی می دونستم که میتونی به مقام های بالاتر برسی. همینطور دختر خونده ی خننتا هست که گوی رو در اختیار خشایار گذاشت.
    اما حتی اگر بگیم آلفرد بدون تائید به مقام سفیرکبیری رسیده بود(اون هم بدون اینکه هیچکس حتی خودش بدونه) بازم پای تائیدِ مجمع وسط میومد. اگر یادت باشه خشایار میگه اگر آزمون های مجمع رو انجام نده قدرتای سفیری رو از دست میده و محاکمه میشه. این رو خشایاری میگه که قدرت های آلفردو میشناسه و احتمالا میدونه الندر شده.
    و اینم میدونی که وقتی مجمع آلفرد رو تائید کردن قدرت هاش به عنوان سفیرکبیر افزایش پیدا کرد و پری ها و پرستو ها رو بدست آورد. این ها قبلا در اختیار آلفرد نبودن چون مقامش توسط مجمع رسمیت نداشت و تائید نشده بود پس تصمیم مجمع می تونست داستان رو عوض کنه.

    احتمالا منظورِ خرقه مقامِ الندر بود، اینجوری منطقی تره وگرنه قبل از آلفرد دوازده سفیرکبیر اومدن و رفتن.
    و همینطور خشایار قبل از رفتن به مجمع با دیدن لباس آلفرد و تصویر پرنده ی هفت رنگ کرک و پرش ریخت که احتمالا متوجه مقام الندر شده وگرنه به قول خود خشایار رسیدن به مقام سفیر کبیری برای آلفرد دور از ذهن نبود و حتی زمانی که هنوز در حال آموزشش بود این احتمال رو میداد.

    ولی فکر میکنم هیچ مقامی قابل مقابسه با الندر بودن آلفرد نباشه. آلفرد بدون نیاز به تائید هیچکس به مقام الندر رسیده و به هیچکس پاسخگو نیست و تنها محدودیتش هم سن کمش هست و هیچکس هم نمی تونه این مقام رو ازش دریغ کنه ولی با توضیحاتی که دادیم مجمع می تونست جلوی رسیدنِ آلفرد به مقام سفیر کبیری رو بگیره؛ همون طور که اجازه داد به پری ها و پرستو ها و قدرت های سفیرکبیری دسترسی پیدا کنه. هر چی نباشه پای قوانین کهن در میونه.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط DARK LORD نمایش پست ها
    خب من یادم به حرفا های وانیا درباره اخرین سفیر کبیر نبود.موقعی الفرد میخاست استعفا بده خشایار گفت قوانین مجمع وجود داره که تو با این سنت نمیتونی استعفا بدی .بعدشم گفت این قوانین مجمع توسط سفیر کبیر قبلی یعنی دوازدهمین سفیر کبیر نوشته شده.


    من فکر میکنم اخرین سفیر کبیر با توجه با قدرت هایی داشته و همچنین با استفاده از قدرت نگهبان زمان اطلاعاتی را بدست اورده پس برای وقتی که سفیر کبیری وجود نداره برنامه ریزی کرده .مجمع سفیران و سایر قوانین کهن را نوشته تا جلوی هرج و مرج قدرت طلبی ها گرفته بشه.
    الندر بوده + یازده سفیر کبیر بوده ،ولی چرا قوانین مجمع توسط دوازدهمین نفر نوشته شده؟.چرا اکثرا قوانین کهن توسط اخرین سفیر کبیر نوشته شده؟
    من فکر میکنم اینا برای دنیای بدون سفیر کبیر و قانون گذار نوشته شده.
    کدوم حرف وانیا؟

    "تو با این سنت"؛ احتمالا پای محدودیت سنی و مقام سفیرکبیری وسطه. ولی آینده ی آلفرد برای همه قابل مشاهده نبود؛ عجیب نیست این وسط آخرین سفیر کبیر با این جزئیات آینده رو دیده باشه؟
    غیر از اینکه لگاتوس مثل خشایار روی همه ی جزئیات حساس بوده و خواسته راه هر نوع جیم زدنِ سفیرکبیرِ بعدی رو ببنده و فرقی نمی کرده این سفیرکبیر آلفرد باشه یا کس دیگه.

    با این تفاسیر مقام نگهبان زمان بعد از الندر و بقیه سفیرکبیرا بوجود اومده چون اگر ایدت درست باشه سفیرکبیرای قبلی یا اطلاعاتی درباره آینده نداشتن و یا علاقه ای به نجات دنیا نداشتن.
    که بازم قابل درک نیست. جدای از پیشگویه اولین پیشگو که خیلی چیزا رو با جزئیات گفت، آینده ی آلفرد و حتی آینده ی سامانتا قبل از تولد آلفرد هم برای همه نامشخص بود(که همین نشون میده سامانتا این وسط یه داستانی داره)
    ایدت تا حدودی منطقی میزنه ولی هنوز بخشی که گفته سفیر کبیر قوانین مجمع رو نوشته ندیدم؟

  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #287



    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    401
    امتیاز
    10,833
    پسندیده
    973
    مورد پسند : 1,014 بار در 357 پست
    میزان امتیاز
    2
    ۱-پارامیس:
    .... شما به مرتبه ای بالایی در جادو رسیدید و این دلیل من برای دیدن شماست، تقدیر شما رو به اینجا کشاند . با شگفتی به اون نگاه کردم،بعدش به لباسم نگاه کردم که به حالت عادی در آمده بود. پس اون از کجا فهمیده بودا - من قدرت این رو دارم که مرتبه افراد رو تشخیص بدم و باید بگم که در حال حاظر مرتبه شما از تمام انسان های زنده بیشتره و شما در طی چند ساعت دیگه به طور رسمی به درجه سفیری نائل میشید و مقام شما برای تمام سفیران آشکار میشه و این سرا آغاز دوران نو خواهد بود.
    من افتخار دارم به عنوان اولین انسان رسیدن شما به مقام سفیر کبیری رو تبریک بگم....

    ..............

    ۲: کسانی که الفرد را بعنوان سفیر کبیر منصوب کردند:
    ....ای انسان بدان که تو قادر نخواهی بود که از قدرتت برای منافع شخصی و نجات نزدیکانت استفاده کنی. قوانین در ذهن توست و تو قانون گذار خواهی بود تا زمانی که برای تو جانشینی انتخاب شود.....

    ......................

    ۳-الفرد:
    از شنیدن این حرف ها باید شگفت زده می شدم، اما هیچ احساسی در برابر این حرف ها نداشتم. انگار اینها را از قبل می دانستم، سخنان او مانند مرور خاتراتی از گذشته بودند که در اثر حادثه ای به دست فراموشی سپرده باشم.

    ..............

    ۴-توصیفات الفرد در مورد پری و سوسن

    ....موجودات بالدار به مانند پری های قصه ها بودند، بدنی انسانی که توسط پارچه ای سفید پوشانده شده بودند و بر روی آن طرحی از پرنده ای هفت رنگ دوخته شده بود...

    ...........

    ۶-موجوداتی که الفرد رو بع عنوان سفیر کبیر منصوب کردند:
    ما این پری های نگهبان را برای محافظت از تو در نظر گرفتیم، اینها موجوداتی با هوش انسانی و قدرتی زیاد هستن و تو ای سفیر کبیر وظیفه داری به خوبی از آنها نگهداری کنی. اینها محافظ تو خواهند بود و تا پای جان از تو دفاع خواهند کرد.

    ................

    ۷-خشایار:
    .....اون به ملاقات تو خواهد آمد تا با تو اعلان جنگ کنه، من تمام اون چیزایی رو که می دونم به تو می دم. با تعجب می پرسم: اما شما از کجا خبر داشتید که من به سفیر کبیرم من وقتی اون حرف باستانی رو دیدم، البته قبلش هم حدس می زدم.....

    ....................

    ۸-خشایار:
    ....من باید با شورا حرف بزنم، تو مقامی بالا داری و فکر نکنم اونها بتونن در مقابل در خواست تو مقاومت کنن. منظور پدر بزرگ رو نفهمیدم، برای همین هم پرسیدم: - یعنی ممکنه درخواست من پذیرفته نشه. منظورم این نبود، می دونی برای استعفا قوانینی وجود داره اما تو هنوز به سن قانونی نرسید برای همین هم اونها نمی تونن در مورد تو این قوانین رو اجرا کنن، در ضمن این قوانین رو سفیر کبیر قبلی نوشته و تو الان ... تنها تکان خوردن لبهاش رو دیدم و صدای دیگه ای نشنیدم....

    ...............

    ۹:اناریس
    من اول خیال کردم شما یکی از کنترل کننده ها هستید.
    کنترل کننده؟
    - بله، مطابق افسانه های جنگل، کنترل کننده ها افراد قدرتمندی هستند که در راس نظام جادویی قرار دارند و کنترل جادو رو در دست دارند، آنها توسط اهریمنی قدرتمند نفرین شدند تا به دست خادمانش کشته بشند. زمانی که آناریس در مورد کنترل کننده ها حرف می زد به یکباره یاد سفیر کبیر قبلی افتادم، سفیر کبیر قبلی هم به دستان شیطان کشته شده بود. قطعا منظور آناریس از کنترل کننده ها، سفیر کبیر ها بود. : تو از کجا در مورد کنترل کننده ها می دونی؟ - گفتم که مادرم یک مار غول پیکر جادویی بود که عمری زیادی کرد، مادرم اطلاعات زیادی داشت. - از کجا مطمئنی که من کنترل کننده هستم؟ - من تنها حدس زدم، اما برای این حدس هم دلیل دارم. - دلیل؟ چه دلیلی؟ - بله، یکی از نشانه های کنترل کننده ها اینه که اونها صاحب عصا های قدرتمندی هستند، عصاهایی که در هر مکانی قدرت خودشون رو حفظ می کنند و تنها یک عصا بر تمام اونها برتری داره. انگار آنارس اطلاعات زیادی در مورد عصا ها داشت برای همین هم پرسیدم: - در مورد اون عصای برتر، آیا نشانه خاصی داره، می دونی به چه کسی تعلق داره؟ - بیشتر از این نمی دونم، اما مطابق افسانه ها این عصا جزء گنجینه های دنیای شیاطین و اجنه بوده.

    ...................

    ۱۰-وانیا گفت:
    - تا جایی که به یاد دارم سفیر کبیر در راس نظام آن زمان قرار داشت، اکثر قوانینی که الان به قوانین کهن شهرت پیدا کرده توسط دوازدهمین سفير كبير وضع شده. البته من هیچ موقع آخرین سفیر کبیر رو ندیدم، داستان زندگی و قدرت های اونها به مانند نام و قدرت های الندر از ذهن انسان ها و بسیاری از موجودات جادویی پاک شده. نگفتی چه بلایی سر اونها اومد؟ - اونها به خاطر کوتاهی در انجام وظایفشون به سختی مجازات شدند، کوتاهی اونها سبب ایجاد اعتراضات زیادی در تمام دنیا ها...

    ..................

    ۱۱-خشایار گفت:
    - میدونستم که آینده درخشانی داری... اما در مورد اینکه میدونستم سفیر کبیر هستی بستگی داره چطوری بهش نگاه کنی. اگر در زمانی که پیش من آموزش میدیدی، این سؤال رو ازم می پرسیدی جوابش بله بود. تو قدرت گوی تعادل رو گرفته بودی و بی هیچ تأییدی به مقام سفیری رسیده بودی، شبیه سازی بودی که اگر به وجودت پی می بردند، علاوه بر ملکه، دشمن خطرناک دیگری مثل شیطان هم پیدا می کردی.....


    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    @ahmaad
    خب من نکات کلیدی رو مشخص کردم.
    با این وجود حتی اگر بخاییم برا تایید شدن سفیر کبیری نیاز به تایید مجمع داشته این اتفاق برای الفرد رخ داد نمیشه به همه سفیر کبیر ها ربطش داد چون شرایط الفرد بسیار متفاوت بوده.

    .................

    مورد ۲
    یه قسمت هایی رو مشخص کردم کلمه جانشینی: منظور من در مورد دیدن اینده این نبود بیاد در مورد شخص الفرد بدونه.همین ک جانشینی نداره مدت طولانی قوانین کهن و مجمع را ایجاد کردن.اونم نه برای جلو گیری از سفیر کبیر بعدی بلکه برای جلوگیری از زیاده خواهی شیطان و ملکه سیاه .گرچه اونا به قوانین کهن عمل نمیکنیید بعضی اوقات ولی وقتی چیزی باشه که بخوان دورش بزنن تا وقتی چیزی نباشه و به راحتی کارشون رو پیش ببرن فرق میکنه.دوم هم بخاطر اینکه یک نظامی وجود داشته باشه بتونه بر سرزمین ها نظارت داشته باشه که افراد نتونن هر کاری دلشون میخاد انجام بدن.
    من میگم فقط صرف اینکه تا مدت ها سفیر کبیر و جانشینی وجود نداره که امور را در دست داشته باشه باعث اینکار شده.
    الندر تا سفیر کبیر یازدهم هر کدام جانشینش هایی داشتن که بعد از اونا حکومت در دست داشتن.ولی بعد از دوازدهمین تا
    چندین هزار سال چینین کسی نبوده.

    ....................


    سفیر کبیر یا الندر قادر به واستفاده از عصای سیمرغ نبودن پس نگهبان زمان میتونسته در زمان سفیرکبیر ها وجود میداشته چون این وظیفه را حتی سفیر کبیر هم نمیتونسته انجام بده.

    ............

    مورد ۴:
    راجب الندری و سفیر کبیری: همینطور که مشخص کردم روی لباس های پری ها و سوسن عکس پرنده هفت رنگ وجود داره که اون نگهبان سفیر کبیر هستن نه الندر.انگار سفیر کبیر ها از نشون پرنده استفاده میکردن.

    ............

    مورد ۷:
    خشایار هم میگه من وقتی حروف باستاتی رو دیدم به مقامت پی بردم.

    ......

    مورد۸ گقته بودی کجا نوشته شدی قوانین رو سفیر کبیر اخر نوشته

    درباره قوانین مجمع این مطلب رو اوردم
    ......

    مورد ۹:
    گفته بودی مگراب و پادشاه یخی میدونستن سفیر کبیرها کشته شدن چون عضو مجمن در صورتی که مار هم در مورد سفیر کبیرها میدونست


    ...........


    مورد ۱۰
    حتی وانیا هم سفیر کبیر رو ندیده با این همه سن و سال با وجود این همه سال سفیر کبیر نمیتونست ابعاد رو بدون هیچ نظام مشخصی بیخیال بشه پس نظام مجمع پایه گزاری شده
    ...........

    مورد ۱۱:

    نکته اخرم باز به دونستن خشایاو از مقام الفرد قبل از مجمع اشاره داره

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    یک نکته دیگم که فراموش کردم بگم مورداک میگه من اولین سفیر از قوم مکنندگان هستم .بعضی ها لقب اولین سفیر را به من دادن که درست نیست.

    بنظرت اگ مجمعی وجود داشت به مورداک لقب اولین سفیر را میدادن؟
    اگر مجمع بود بعد از این چند هزار سال دیگ حتما همه میدونستن چخبره
    ویرایش توسط DARK LORD : دیروز در ساعت 07:00
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

  12. 1 پسندیده توسط:


  13. Top | #288


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    666
    امتیاز
    562
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 1,308 بار در 608 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط DARK LORD نمایش پست ها
    .... شما به مرتبه ای بالایی در جادو رسیدید و این دلیل من برای دیدن شماست، تقدیر شما رو به اینجا کشاند . با شگفتی به اون نگاه کردم،بعدش به لباسم نگاه کردم که به حالت عادی در آمده بود. پس اون از کجا فهمیده بودا - من قدرت این رو دارم که مرتبه افراد رو تشخیص بدم و باید بگم که در حال حاظر مرتبه شما از تمام انسان های زنده بیشتره و شما در طی چند ساعت دیگه به طور رسمی به درجه سفیری نائل میشید و مقام شما برای تمام سفیران آشکار میشه و این سرا آغاز دوران نو خواهد بود.
    من افتخار دارم به عنوان اولین انسان رسیدن شما به مقام سفیر کبیری رو تبریک بگم....


    ....ای انسان بدان که تو قادر نخواهی بود که از قدرتت برای منافع شخصی و نجات نزدیکانت استفاده کنی. قوانین در ذهن توست و تو قانون گذار خواهی بود تا زمانی که برای تو جانشینی انتخاب شود.....
    از شنیدن این حرف ها باید شگفت زده می شدم، اما هیچ احساسی در برابر این حرف ها نداشتم. انگار اینها را از قبل می دانستم، سخنان او مانند مرور خاتراتی از گذشته بودند که در اثر حادثه ای به دست فراموشی سپرده باشم.


    ....موجودات بالدار به مانند پری های قصه ها بودند، بدنی انسانی که توسط پارچه ای سفید پوشانده شده بودند و بر روی آن طرحی از پرنده ای هفت رنگ دوخته شده بود...
    ما این پری های نگهبان را برای محافظت از تو در نظر گرفتیم، اینها موجوداتی با هوش انسانی و قدرتی زیاد هستن و تو ای سفیر کبیر وظیفه داری به خوبی از آنها نگهداری کنی. اینها محافظ تو خواهند بود و تا پای جان از تو دفاع خواهند کرد.

    خشایار:
    .....اون به ملاقات تو خواهد آمد تا با تو اعلان جنگ کنه، من تمام اون چیزایی رو که می دونم به تو می دم. با تعجب می پرسم: اما شما از کجا خبر داشتید که من به سفیر کبیرم من وقتی اون حرف باستانی رو دیدم، البته قبلش هم حدس می زدم.....


    ....من باید با شورا حرف بزنم، تو مقامی بالا داری و فکر نکنم اونها بتونن در مقابل در خواست تو مقاومت کنن. منظور پدر بزرگ رو نفهمیدم، برای همین هم پرسیدم: - یعنی ممکنه درخواست من پذیرفته نشه. منظورم این نبود، می دونی برای استعفا قوانینی وجود داره اما تو هنوز به سن قانونی نرسید برای همین هم اونها نمی تونن در مورد تو این قوانین رو اجرا کنن، در ضمن این قوانین رو سفیر کبیر قبلی نوشته و تو الان ... تنها تکان خوردن لبهاش رو دیدم و صدای دیگه ای نشنیدم....


    من اول خیال کردم شما یکی از کنترل کننده ها هستید.
    کنترل کننده؟
    - بله، مطابق افسانه های جنگل، کنترل کننده ها افراد قدرتمندی هستند که در راس نظام جادویی قرار دارند و کنترل جادو رو در دست دارند، آنها توسط اهریمنی قدرتمند نفرین شدند تا به دست خادمانش کشته بشند. زمانی که آناریس در مورد کنترل کننده ها حرف می زد به یکباره یاد سفیر کبیر قبلی افتادم، سفیر کبیر قبلی هم به دستان شیطان کشته شده بود. قطعا منظور آناریس از کنترل کننده ها، سفیر کبیر ها بود. : تو از کجا در مورد کنترل کننده ها می دونی؟ - گفتم که مادرم یک مار غول پیکر جادویی بود که عمری زیادی کرد، مادرم اطلاعات زیادی داشت. - از کجا مطمئنی که من کنترل کننده هستم؟ - من تنها حدس زدم، اما برای این حدس هم دلیل دارم. - دلیل؟ چه دلیلی؟ - بله، یکی از نشانه های کنترل کننده ها اینه که اونها صاحب عصا های قدرتمندی هستند، عصاهایی که در هر مکانی قدرت خودشون رو حفظ می کنند و تنها یک عصا بر تمام اونها برتری داره. انگار آنارس اطلاعات زیادی در مورد عصا ها داشت برای همین هم پرسیدم: - در مورد اون عصای برتر، آیا نشانه خاصی داره، می دونی به چه کسی تعلق داره؟ - بیشتر از این نمی دونم، اما مطابق افسانه ها این عصا جزء گنجینه های دنیای شیاطین و اجنه بوده.


    وانیا گفت:
    - تا جایی که به یاد دارم سفیر کبیر در راس نظام آن زمان قرار داشت، اکثر قوانینی که الان به قوانین کهن شهرت پیدا کرده توسط دوازدهمین سفير كبير وضع شده. البته من هیچ موقع آخرین سفیر کبیر رو ندیدم، داستان زندگی و قدرت های اونها به مانند نام و قدرت های الندر از ذهن انسان ها و بسیاری از موجودات جادویی پاک شده. نگفتی چه بلایی سر اونها اومد؟ - اونها به خاطر کوتاهی در انجام وظایفشون به سختی مجازات شدند، کوتاهی اونها سبب ایجاد اعتراضات زیادی در تمام دنیا ها...


    خشایار گفت:
    - میدونستم که آینده درخشانی داری... اما در مورد اینکه میدونستم سفیر کبیر هستی بستگی داره چطوری بهش نگاه کنی. اگر در زمانی که پیش من آموزش میدیدی، این سؤال رو ازم می پرسیدی جوابش بله بود. تو قدرت گوی تعادل رو گرفته بودی و بی هیچ تأییدی به مقام سفیری رسیده بودی، شبیه سازی بودی که اگر به وجودت پی می بردند، علاوه بر ملکه، دشمن خطرناک دیگری مثل شیطان هم پیدا می کردی.....


    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    @ahmaad
    خب من نکات کلیدی رو مشخص کردم.
    با این وجود حتی اگر بخاییم برا تایید شدن سفیر کبیری نیاز به تایید مجمع داشته این اتفاق برای الفرد رخ داد نمیشه به همه سفیر کبیر ها ربطش داد چون شرایط الفرد بسیار متفاوت بوده.
    یه قسمت هایی رو مشخص کردم کلمه جانشینی: منظور من در مورد دیدن اینده این نبود بیاد در مورد شخص الفرد بدونه.همین ک جانشینی نداره مدت طولانی قوانین کهن و مجمع را ایجاد کردن.اونم نه برای جلو گیری از سفیر کبیر بعدی بلکه برای جلوگیری از زیاده خواهی شیطان و ملکه سیاه .گرچه اونا به قوانین کهن عمل نمیکنیید بعضی اوقات ولی وقتی چیزی باشه که بخوان دورش بزنن تا وقتی چیزی نباشه و به راحتی کارشون رو پیش ببرن فرق میکنه.دوم هم بخاطر اینکه یک نظامی وجود داشته باشه بتونه بر سرزمین ها نظارت داشته باشه که افراد نتونن هر کاری دلشون میخاد انجام بدن.
    من میگم فقط صرف اینکه تا مدت ها سفیر کبیر و جانشینی وجود نداره که امور را در دست داشته باشه باعث اینکار شده.
    الندر تا سفیر کبیر یازدهم هر کدام جانشینش هایی داشتن که بعد از اونا حکومت در دست داشتن.ولی بعد از دوازدهمین تا چندین هزار سال چینین کسی نبوده.
    سفیر کبیر یا الندر قادر به واستفاده از عصای سیمرغ نبودن پس نگهبان زمان میتونسته در زمان سفیرکبیر ها وجود میداشته چون این وظیفه را حتی سفیر کبیر هم نمیتونسته انجام بده.
    ......
    راجب الندری و سفیر کبیری: همینطور که مشخص کردم روی لباس های پری ها و سوسن عکس پرنده هفت رنگ وجود داره که اون نگهبان سفیر کبیر هستن نه الندر.انگار سفیر کبیر ها از نشون پرنده استفاده میکردن.
    .....
    خشایار هم میگه من وقتی حروف باستاتی رو دیدم به مقامت پی بردم.
    ......
    درباره قوانین مجمع این مطلب رو اوردم
    ......
    گفته بودی مگراب و پادشاه یخی میدونستن سفیر کبیرها کشته شدن چون عضو مجمن در صورتی که مار هم در مورد سفیر کبیرها میدونست
    .....
    حتی وانیا هم سفیر کبیر رو ندیده با این همه سن و سال با وجود این همه سال سفیر کبیر نمیتونست ابعاد رو بدون هیچ نظام مشخصی بیخیال بشه پس نظام مجمع پایه گزاری شده
    ...........
    نکته اخرم باز به دونستن خشایاو از مقام الفرد قبل از مجمع اشاره داره

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    یک نکته دیگم که فراموش کردم بگم مورداک میگه من اولین سفیر از قوم مکنندگان هستم .بعضی ها لقب اولین سفیر را به من دادن که درست نیست.

    بنظرت اگ مجمعی وجود داشت به مورداک لقب اولین سفیر را میدادن؟
    اگر مجمع بود بعد از این چند هزار سال دیگ حتما همه میدونستن چخبره
    سلام

    خواستم جواب بدم ولی جمله بندی ها منظم و مشخص نیست؛ می دونم که به عنوانِ نویسنده ی اون پست به راحتی معنیه جملاتت رو می فهمی؛ ولی برای منِ خواننده درکشون آسون نیست، غیر از اینکه جمله بندیت رو منظم تر کنی.

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #289



    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    401
    امتیاز
    10,833
    پسندیده
    973
    مورد پسند : 1,014 بار در 357 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmaad نمایش پست ها
    سلام

    خواستم جواب بدم ولی جمله بندی ها منظم و مشخص نیست؛ می دونم که به عنوانِ نویسنده ی اون پست به راحتی معنیه جملاتت رو می فهمی؛ ولی برای منِ خواننده درکشون آسون نیست، غیر از اینکه جمله بندیت رو منظم تر کنی.
    سلام تصحیح انجام شد فقط جایی که موردی را مشخص نکردم جواب حرف های قبلیت هست
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

صفحه 29 از 29 نخستنخست ... 1926272829

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد