صفحه 3 از 20 نخستنخست 12345613 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 199

موضوع: نور و تاریکی _ طلوع تاریکی [فصل هفدهم]

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    1,941
    پسندیده
    538
    مورد پسند : 350 بار در 154 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post نور و تاریکی _ طلوع تاریکی [فصل هفدهم]

    مجموعۀ «نور و تاریکی»



    بنگر فرزندم...
    به جهانی که در آنی...
    آن زمان که شب فرا رسد حقیقت بر تو اشکار خواهد شد و تو نور راستین را نظاره خواهی کرد.
    و در آن تاریکی به خود بنگر... به قلبت...
    آیا در این تاریکی میدرخشی؟
    و یا تو نیز به فراخورِ روزگارِ سیاهت تیره گشته‌ای؟...
    با من به نور و تاریکی بیا تا ببینی سرنوشت کسانی که چون تو اندیشیدند...
    و آنان که اراده کردند نور باشند حتی در این روزگار تاریک.



    جلد اول: طلوع تاریکی


    ژانر داستان: فانتزی، اکشن، جادویی(دنیاهای جادویی)،عاشقانه، معمایی.

    نحوه ی قرار گیری فصول: نامشخص.

    لینک دانلود
    منتظر نظراتتون هستم

    لطفا دوستانتون رو هم تگ کنید

    اگه از داستان خوشتون اومده لطفاً کلید پسندیدن رو بزنین

    #نور_و_تاریکی
    #تاریکی
    #طلوع
    #مجموعۀ_نور_و_تاریکی_جلد_اول _طلوع_تاریکی
    #مجموعۀ_نور_و_تاریکی
    #طلوع_تاریکی
    #داستان_فانتزی
    #رمان_فانتزی
    #داستان
    #رمان
    #داستان_تخیلی
    #رمان_تخیلی
    ویرایش توسط JL_D : 05-10-2019 در ساعت 13:31


  2. Top | #21



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    1,941
    پسندیده
    538
    مورد پسند : 350 بار در 154 پست
    میزان امتیاز
    2
    قرار نیست دوستان انتخاب کنن.
    از این جهت گفتم که شاید کلمه ای که بدرد این مجموعه بخوره توی نظراتشون پیدا شد.
    که اینالله بشه.
    چون من خودم چیز خاصی پیدا نکردم.

  3. Top | #22


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    379
    امتیاز
    429
    پسندیده
    94
    مورد پسند : 509 بار در 252 پست
    میزان امتیاز
    2

    Red face

    گرگ‌ و میش
    یهویی اومد😋
    یه زمانیه که مخلوطی از نور و تاریکیه

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #23



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    1,941
    پسندیده
    538
    مورد پسند : 350 بار در 154 پست
    میزان امتیاز
    2
    ممنون آره تو ذهن خودمم یه چیزایی این شکلی اومد.
    مثل چرخه ی گرگ و میش.
    یا چرخه ی نور و تاریکی.

  6. Top | #24



    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    196
    امتیاز
    2,912
    پسندیده
    550
    مورد پسند : 332 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام من تازه مقدمه اولو خوندم خیلی عالی بود من که خیلی خوشم اومد واقعا عالی بود همه چیزش فضاسازیش توصیفاتش شخصیت سازی هاش یه تصور کامل من تونستم پیدا کنم درباره سرزمین روشنایی و تاریکی
    فقط خیلی عجیب بود قدرت اصلان درسته که زیاده ولی آخه نباید که فرمانده های تاریکیو اینقدر راحت بزنه لت و پار کنه حالا بقیشون به کنار مگه ریان هم قدرتمند نبود حتی اگه ضعیف تر از اصلان هم بود به هر حال باید یکم می جنگیدن یهویی گردنشو شکست همین؟ خب اصلان که همشونو کشت ملکه تاریکی دیگه با وجود اصلان اصلا نباید حمله میکرد به سرزمین روشنایی
    یه گولمو که سیزده تا جادوگر قدرتمند تاریکی به وجودش آوردنو نباید اینقدر زود کارشو می ساخت مقدمه می تونست با توصیفات بیشتر حتی از اینم بیشتر بشه
    راستی اسم شهر هیرکانیا رو از روی هیرکانه گرفتین؟
    اممم اسم نبرد دو معکوس خوبه؟
    ویرایش توسط Rosela : 01-09-2019 در ساعت 17:52
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #25



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    1,941
    پسندیده
    538
    مورد پسند : 350 بار در 154 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام.
    ممنون از نظر.
    در مورد هیرکانه نه.
    اسم پیشنهادی باید یه جوری باشه که کلیاتی از دو سرزمین و دو نژاد رو برسونه.
    در مورد اصلان و وزیر اعظم باید حتما یه افزونه بنویسم.
    خوشحالم که خوشتون اومده.

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #26



    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    177
    امتیاز
    1,194
    پسندیده
    24
    مورد پسند : 289 بار در 140 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان رو دانیدم هر وقت خوندم برات نظر میذارم!
    راستی خوشحالم که شروع به نوشتن کردی!
    امضای ایشان
    جک:امان از اون روزی که مارمولک فکر کنه اژدهاست ، اون موقع هست که اژدها باید بره تو لونش و از خجالت و شرم خودشو با آتیش خودش بسوزونه!
    مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد.

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #27



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    1,941
    پسندیده
    538
    مورد پسند : 350 بار در 154 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    سلام من تازه مقدمه اولو خوندم خیلی عالی بود من که خیلی خوشم اومد واقعا عالی بود همه چیزش فضاسازیش توصیفاتش شخصیت سازی هاش یه تصور کامل من تونستم پیدا کنم درباره سرزمین روشنایی و تاریکی
    فقط خیلی عجیب بود قدرت اصلان درسته که زیاده ولی آخه نباید که فرمانده های تاریکیو اینقدر راحت بزنه لت و پار کنه حالا بقیشون به کنار مگه ریان هم قدرتمند نبود حتی اگه ضعیف تر از اصلان هم بود به هر حال باید یکم می جنگیدن یهویی گردنشو شکست همین؟ خب اصلان که همشونو کشت ملکه تاریکی دیگه با وجود اصلان اصلا نباید حمله میکرد به سرزمین روشنایی
    یه گولمو که سیزده تا جادوگر قدرتمند تاریکی به وجودش آوردنو نباید اینقدر زود کارشو می ساخت مقدمه می تونست با توصیفات بیشتر حتی از اینم بیشتر بشه
    راستی اسم شهر هیرکانیا رو از روی هیرکانه گرفتین؟
    اممم اسم نبرد دو معکوس خوبه؟

    نابودی گولم بخاطر طلسمی بود که وزیر اعظم از ابتدای نبرد روی اون داظت کار میکرد و زمانی که طلسم فعال شد اصلان اونو به سر گولم کوبید.
    اما در مورد قدرت اصلا.ریشه ی این قدرت.اصلان کیه.و حتی وزیر اعظم کیه و این قدرتا رو از کجا آوردن باید صبر کنید.
    اصلان قدرتمنده اما ملکه ها قدرتشون یجورایی مثل خدایانه تو این سرزمین.
    اونم بخاطر گوهر هاییه که دارن.
    من دلیل همه ی این اتفاقات رو آماده کردم ولی نمیخوام یهو بریزم رو دایره باید منتظر باشید.
    ویرایش توسط JL_D : 01-10-2019 در ساعت 19:28

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #28



    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    196
    امتیاز
    2,912
    پسندیده
    550
    مورد پسند : 332 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه نظری داشتم اینه که اینه که وقتی تاریکی داره هیاهوی پیروزی سر میده پس چرا اینقدر ضعیفه خب ما قبول میکنیم که در سپاه نور افراد قدرتمندی مثل اصلان هست ولی خب چرا سپاه تاریکی اینارو نداره
    این یکم توازن داستانو بهم میزنه همونطور که روشنایی قدتمنده باید تاریکیم یه چیزایی تو چنته داشته باشه
    تاریکی که می دونسته سپاه روشنایی چنین افرادی داشته چرا دیگه قبلش نوای پیروزی سر میده؟ هر چند که ادامش به مبارزه ی دو خواهر بستگش داره ولی بازم یکم توازن اینجا بهم خورده
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #29



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    1,941
    پسندیده
    538
    مورد پسند : 350 بار در 154 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    یه نظری داشتم اینه که اینه که وقتی تاریکی داره هیاهوی پیروزی سر میده پس چرا اینقدر ضعیفه خب ما قبول میکنیم که در سپاه نور افراد قدرتمندی مثل اصلان هست ولی خب چرا سپاه تاریکی اینارو نداره
    این یکم توازن داستانو بهم میزنه همونطور که روشنایی قدتمنده باید تاریکیم یه چیزایی تو چنته داشته باشه
    تاریکی که می دونسته سپاه روشنایی چنین افرادی داشته چرا دیگه قبلش نوای پیروزی سر میده؟ هر چند که ادامش به مبارزه ی دو خواهر بستگش داره ولی بازم یکم توازن اینجا بهم خورده


    ممنون از نظر
    این سوالا رو در ادامه ی داستان به جوابش میرسین
    اما هیاهوی پیروزی باید خودتون طبق مقدمه ی داستان و جلد اول بدونین ز کدوم طرفه من بگم مزش میره.
    و اینکه شما از کجا میدونید تاریکی چیزی تو چنته نداره؟
    عجله نکنین منتظر باشین و ادامه ی داستان رو بخونین

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #30


    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    734
    امتیاز
    12,037
    پسندیده
    2,020
    مورد پسند : 1,721 بار در 752 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط JL_D نمایش پست ها
    ممنون از نظر
    این سوالا رو در ادامه ی داستان به جوابش میرسین
    اما هیاهوی پیروزی باید خودتون طبق مقدمه ی داستان و جلد اول بدونین ز کدوم طرفه من بگم مزش میره.
    و اینکه شما از کجا میدونید تاریکی چیزی تو چنته نداره؟
    عجله نکنین منتظر باشین و ادامه ی داستان رو بخونین
    حالا من که باقی داستان رو نخوندم، اما در این حد می‌دونم این که «قراره در ادامه داستان به جوابش برسیم» درست؛ منتهی چی باعث می‌شه که ادامه داستان رو بخونیم؟!
    به نظرم این از اون طرحِ معماها به حساب نمیاد که جذاب باشن و خواننده رو به خوندن ادامه داستان مجاب کنن. اتفاقا این قضیه‌ی «صفر و صدی» که توی مقدمه 1 حرفش هست شاید عامل این بشه که مقدمه یک، اولین و آخرین چیزی باشه که خواننده می‌خونه. مگر مثلاً نثر جذاب و معماهای فرعی فوق‌العاده و دیالوگ‌های عالی و فضاسازی مجذوب‌کننده و... خلاصه از این دست مؤلفه‌ها توی داستان وجود داشته باشه که بتونن یکم اثر اون «صفر و صدی» رو خنثی کنن؛ که البته فکر نکنم فرعیات بتونن کار زیاد خاصی از پیش ببرن.
    ویرایش توسط reza379 : 01-13-2019 در ساعت 13:59

  19. 1 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 20 نخستنخست 12345613 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد