صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 41 به 50 از 54

موضوع: ارباب وِلا

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    1759
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    351
    پسندیده
    45
    مورد پسند : 129 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2

    ارباب وِلا

    سلام
    ممنون از همه دوستایی که تو کافی شاپ به من انگیزه ی اینو دادن که فصل اول تایپ کنم.اینکه شرو کنم تا بعد تر بهتر بشه...

    ساموئل یک شکارچی ساده روستایی ؛از کودکی نزد راهبه روستایشان بزرگ شده.میخواهد از دست سرنوشت دختر نداشته اش فرار کند و از سرزمین هایی که به دست ارباب ها اداره میشود خارج شود،اما هرچه از سرنوشت فرار کنید؛بیشتر در آن فرو میروید....

    با عرض پوزش تا بعد کنکور فصل نداریم ولی بعدش اول یه سر و سامونی به چهار فصل میدم بعد هفته ای ایشالله یه فصل


    فصل اول:خداحافظی با خانه
    http://s9.picofile.com/file/83475004...vela1.pdf.html

    فصل دوم :به شهر دزد ها خوش آمدید
    http://s9.picofile.com/file/83477935...vela2.pdf.html

    فصل سوم:قهرمان خرس شمالی


    فصل چهارم:محفل سایه(ویراستاری نشده؛اگه مشکلی دیدید دقیق ذکر کنید ویراستار ازش استفاده کنه)
    ویرایش توسط sirena : 03-28-2019 در ساعت 00:51


  2. Top | #41


    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    1759
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    351
    پسندیده
    45
    مورد پسند : 129 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir-fire نمایش پست ها
    خب فصل جدید رو خوندم وبه نظرم عالی بود و مشتاقانه منتظر فصل بعدی هستم.
    اینکه چیزی نگفتم یوقت فکر نکنی حوصله نداشتم دلیلش اینه کهعیبی نمیبینم که بخوام بگم.

    فصل جدید کی میاد؟

    ممنون مچکر ..درمورد فصل جدید هر دو هفته یکی میاد .آخه وقت نمیکنم بنویسم ولی سعی میکنم که وقت خالی گیر بیارم بنویسم

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    اسپویل
    سلام فصل جدید مثل همیشه عالی بود و از خوندنش لذت برم فضارو خیلی خوب توصیف کرده بودی و احساسات شخصیت هارو خوب نمایان کرده بودی به طوریکه خیلی خوب می‌شد احساسش کرد.
    خیلی دوسش داشتم و بدجوری منتظرم فصل جدید برسه
    عجیبه اسبی که باعث میشه ساموئل طوری جذبش بشه که بی اختیار به طرفش حرکت کنه و حرفی که اون اسب زد هم جالب بود و کنجکاوم کرد، او هلالی که روی دستش ایجاد شد چی بود؟
    خیلی دوست دارم بدونم ماجرای این خرس کوهستان چیه حدس می‌زنم مربوط باشه به همون مبارزه‌ای که یه سال پیش با اون خرسه داشت.
    و یه چیز دیگه اینکه خیلی کارای اربابا عجیبه ولا موی دخترارو میگیره ارباب هپ صدای دخترارو و... یکم این کاراشون به نظرم عجیب میاد آیا دلیل خاصی برای این کاراشون هست؟
    منتظر ادامش هستم
    امیدوارم موفق باشی
    خانوم تک شاخه اسب چیه؟شما نباید با اون ساموئل بیسواد خودتو یه رده بدونی خخخخ.... البته جی ال دی که خر صداش میکنه!اره جواب سوالای مربوط به ساموئل و اسبه رو فصل بعد میگیری ..ولی جواب سوالت درمورد ارباب ها رو اواسط و اواخر این کتاب

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    بنظر منم سیر داستانی خوبی داره
    ولی این فصل پختگی فصل قبل رو نداشت
    یه ویراستار خوب لازم داره
    کسی که بتونه بهت جهت بده و کمک کنه که اشکالاتی که از دید نویسندگان پنهان میمونه رفع بشه اینطوری میتونی یه کتاب عالی بنویسی
    حتما یه ویراستار برا خودت پیدا کن
    همه کتابای عالی سایت یک یا چند تا دارن
    نمیدونم نظر شما چیه ولی فصل قبل ویراستار نداشت این فصل داره....اگه هم پختگی نداشته لابد من کارمو خوب انجام ندادم.
    دوستای خوبی تو این مورد قراره بهم کمک کنن مثل روسلا
    خیلی ممنون که وقت گذاشتید

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidcanis00 نمایش پست ها
    رمانتون رو خوندم واقعا کشش خوبی داره و روند پیشرفت تو هر فصل بیشتر دیده میشه بخصوص از فصل دوم که شیوه توصیف بکلی تغییر کرد.
    با آرزویه موفقیت امیدوارم نیمه کاره ولش نکنین
    خیلی ممنون ..این پیشرفته مال همه ی نویسنده ها کم کم اتفاق میوفته داستان شما هم پتانسیل بالایی داره...واقعا سعی میکنم نیمه کاره ولش نکنم

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #42



    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    196
    امتیاز
    2,551
    پسندیده
    547
    مورد پسند : 332 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط sirena نمایش پست ها
    ممنون مچکر ..درمورد فصل جدید هر دو هفته یکی میاد .آخه وقت نمیکنم بنویسم ولی سعی میکنم که وقت خالی گیر بیارم بنویسم

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -



    خانوم تک شاخه اسب چیه؟شما نباید با اون ساموئل بیسواد خودتو یه رده بدونی خخخخ.... البته جی ال دی که خر صداش میکنه!اره جواب سوالای مربوط به ساموئل و اسبه رو فصل بعد میگیری ..ولی جواب سوالت درمورد ارباب ها رو اواسط و اواخر این کتاب

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -


    نمیدونم نظر شما چیه ولی فصل قبل ویراستار نداشت این فصل داره....اگه هم پختگی نداشته لابد من کارمو خوب انجام ندادم.
    دوستای خوبی تو این مورد قراره بهم کمک کنن مثل روسلا
    خیلی ممنون که وقت گذاشتید

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -



    خیلی ممنون ..این پیشرفته مال همه ی نویسنده ها کم کم اتفاق میوفته داستان شما هم پتانسیل بالایی داره...واقعا سعی میکنم نیمه کاره ولش نکنم
    همممم میدونم اسب تک شاخ چیه
    منظورم این بود که وظیفه ی این تک شاخ چیه و چرا باید ساموئل جذبش بشه آیا مامورستی داره؟ خخخ
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #43



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    168
    امتیاز
    1,910
    پسندیده
    527
    مورد پسند : 331 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    همممم میدونم اسب تک شاخ چیه
    منظورم این بود که وظیفه ی این تک شاخ چیه و چرا باید ساموئل جذبش بشه آیا مامورستی داره؟ خخخ
    ولی واقعا خر فهمیدهایه.
    علت جذب معلومه دیگه.
    خر ذاتا جذب میکنه.
    اما خوب جذب چیزی که من حس میکنم مثل یه جور قدرت روحیه.
    دیدین یه سریا جذبشون میشین تو نگاه اول.
    نه عاشق شدنا.
    جذب شدن.
    این فک میکنم یه چی تو همین مایه ها باشه اما جادویی و قوی تر.

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #44



    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    196
    امتیاز
    2,551
    پسندیده
    547
    مورد پسند : 332 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط JL_D نمایش پست ها
    ولی واقعا خر فهمیدهایه.
    علت جذب معلومه دیگه.
    خر ذاتا جذب میکنه.
    اما خوب جذب چیزی که من حس میکنم مثل یه جور قدرت روحیه.
    دیدین یه سریا جذبشون میشین تو نگاه اول.
    نه عاشق شدنا.
    جذب شدن.
    این فک میکنم یه چی تو همین مایه ها باشه اما جادویی و قوی تر.
    مثل خر شرک که اژدها جذبش شد دیگه؟
    این یه مثال بود اصلا اینو که گفتین یاد خر شرک افتادم
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  9. 4 پسندیده توسط:


  10. Top | #45


    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    1759
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    351
    پسندیده
    45
    مورد پسند : 129 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل چهار بدون ویراستاری آپلود شد .

  11. 3 پسندیده توسط:


  12. Top | #46



    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    1,168
    پسندیده
    24
    مورد پسند : 266 بار در 129 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب کم کم داشتم از داستان نا امید میشدم که امروز فصل جدید رو دیدم. واقعا شاهکار بود و بعضی جاهاش لذتی بهم میداد که هیچ وقت تجربش نکرده بودم .
    امیدوارم داخل کنکور موفق باشید و به چیزی که میخواین برسید.
    فقط من یه چیزی رو درست متوجه نشدم ، اون قسمتی محفل و اینا قبل از جریان اصلی بود یا در آینده قرار بوده که اتفاق بیفته؟
    در کل شدیدا منتظرم کنکور تموم شه تا بازهم داستان رو بخونم
    امضای ایشان
    جک:امان از اون روزی که مارمولک فکر کنه اژدهاست ، اون موقع هست که اژدها باید بره تو لونش و از خجالت و شرم خودشو با آتیش خودش بسوزونه!
    مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد.

  13. 3 پسندیده توسط:


  14. Top | #47


    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    1759
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    351
    پسندیده
    45
    مورد پسند : 129 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir-fire نمایش پست ها
    خب کم کم داشتم از داستان نا امید میشدم که امروز فصل جدید رو دیدم. واقعا شاهکار بود و بعضی جاهاش لذتی بهم میداد که هیچ وقت تجربش نکرده بودم .
    امیدوارم داخل کنکور موفق باشید و به چیزی که میخواین برسید.
    فقط من یه چیزی رو درست متوجه نشدم ، اون قسمتی محفل و اینا قبل از جریان اصلی بود یا در آینده قرار بوده که اتفاق بیفته؟
    در کل شدیدا منتظرم کنکور تموم شه تا بازهم داستان رو بخونم
    خوشحالم که خوشتون اومد .محفل بخشی از خاطرات ساموئله فک کنم نوشتم سه ماه بعد از خروجش از روستاشون .البته من تازه مبدا تاریخ برا دنیام ساختم باید به داستان اضافه کنم تا گیچ نشید

  15. 4 پسندیده توسط:


  16. Top | #48



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    168
    امتیاز
    1,910
    پسندیده
    527
    مورد پسند : 331 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    با سلام و علیکم خدمت نویسنده ی عزیز. :)
    خب بعد سالها یه فصل دادی بالاخره.
    ولی خب چهل صفحه... خوشمان آمد خوشمان آمد ها ها ها(≧∇≦)
    خب فصلو خوندم و باید بگم...
    به هیچوقت نرو جایی بدون ویراستار. شاید سوال باشه چرا. چون بیشتر جمله های فصل مثل این جمله ای بود که نوشتم. گاها بدتر. بدون ویراست فصل نده چون اشتباه تایپیت زیاده و جمله نویسیت خیلی زیاد درهمه و کلا حس خوب داستانو میپرونه.
    و اینکه این از جمله بندی و ویراست. که البته کار ویراستارته که درستش کنه حالا دقیق تر خواستی تو تلگرام بهت میگم.
    اما برسیم سر خود داستان.
    یه چند قسمت رو میتونستی طولانی ترش کنی و با بسط دادن جذابیت داستان رو بیشتر کنی. مثلا قسمت چی بود اسمش؟ امان از دست این حافظه...
    آها قسمت مزایده. خب کالاهای قبلی رو اگه میگفتی چندتا اتفاق می افتاد.
    اول اینکه ما ارزش گوهرو قشششششنگ درک میکردیم. دوم اینکه میتونستی از همین موقعیت برای نشون دادن ارزش سکه ها نسبت به هم استفاده کنی. ولی یادمه قبلا تو فصلای قبلی تو پاورقی آورده بودی.
    و اما در مورد قلمت. خب قلمت خوبه اما میتونه بهتر از این باشه. ببین طبق تجربه ی ناقص ناقص ناقص ... ناقصم باید بگم هر صحنه یه حالتی داره واسه خودش. یه صحنه هایی حماسی هستن یه صحنه هایی طنز و ...
    و یه حالت دیگه ای که پیش میاد اینه که باید در نظر بگیری تو داستان داری از دید کی حرف میزنی؟ یعنی الان دانای کل طرف کیه(تو سوم شخص) یا کی داره داستانو توضیح میده؟(اول شخص) خب یه مثال. اونجایی که ساموئل میره پیش اون خره خب میگی خره نگاه عاقل ان در سفیهی میندازه به آن دو مرد. الان اینجا دانای کل طرف ساموئله ما ساموئلو میشناسیم اگه بخواد بگه باید بگه آن خر نگاه خر ان در سفیهی به ساموئل و جوانک بدبخت انداخت(خخخ) بعد تازه بچهه رو با ساموئل به اون گندگی رو میاری تو یه وصف مرد؟😐. پایان گیر دادن ها.
    و اما جذابیت های داستان.
    شخصیت سازیت خیلی خوب.
    قشنگ رفتم تو داستان.
    طنز داستان خیلی عالی بود. مخصوصا وقتی خره هویج ور میداره اصلا نتونستم جلوی خندمو بگیرم.
    و اینکه فصلت پر و پیمون بود.
    و پایانشم خوب بود.
    و اینکه خیلی از شخصیت ها خوشم اومد و مخصوصا از محفل. یجوری بود که حس کردم یه زمانی اینا قراره به ساموئل کمک کنن.
    و در کل باز ما باید سه ماه بشینیم و اون ساموئل سه ماه با خره تو جنگل وایسه تا تو دوباره بنویسی. ای خداااااااااااا😭

  17. 3 پسندیده توسط:


  18. Top | #49


    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    1759
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    351
    پسندیده
    45
    مورد پسند : 129 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط JL_D نمایش پست ها
    با سلام و علیکم خدمت نویسنده ی عزیز. :)
    خب بعد سالها یه فصل دادی بالاخره.
    ولی خب چهل صفحه... خوشمان آمد خوشمان آمد ها ها ها(≧∇≦)
    خب فصلو خوندم و باید بگم...
    به هیچوقت نرو جایی بدون ویراستار. شاید سوال باشه چرا. چون بیشتر جمله های فصل مثل این جمله ای بود که نوشتم. گاها بدتر. بدون ویراست فصل نده چون اشتباه تایپیت زیاده و جمله نویسیت خیلی زیاد درهمه و کلا حس خوب داستانو میپرونه.
    و اینکه این از جمله بندی و ویراست. که البته کار ویراستارته که درستش کنه حالا دقیق تر خواستی تو تلگرام بهت میگم.
    اما برسیم سر خود داستان.
    یه چند قسمت رو میتونستی طولانی ترش کنی و با بسط دادن جذابیت داستان رو بیشتر کنی. مثلا قسمت چی بود اسمش؟ امان از دست این حافظه...
    آها قسمت مزایده. خب کالاهای قبلی رو اگه میگفتی چندتا اتفاق می افتاد.
    اول اینکه ما ارزش گوهرو قشششششنگ درک میکردیم. دوم اینکه میتونستی از همین موقعیت برای نشون دادن ارزش سکه ها نسبت به هم استفاده کنی. ولی یادمه قبلا تو فصلای قبلی تو پاورقی آورده بودی.
    و اما در مورد قلمت. خب قلمت خوبه اما میتونه بهتر از این باشه. ببین طبق تجربه ی ناقص ناقص ناقص ... ناقصم باید بگم هر صحنه یه حالتی داره واسه خودش. یه صحنه هایی حماسی هستن یه صحنه هایی طنز و ...
    و یه حالت دیگه ای که پیش میاد اینه که باید در نظر بگیری تو داستان داری از دید کی حرف میزنی؟ یعنی الان دانای کل طرف کیه(تو سوم شخص) یا کی داره داستانو توضیح میده؟(اول شخص) خب یه مثال. اونجایی که ساموئل میره پیش اون خره خب میگی خره نگاه عاقل ان در سفیهی میندازه به آن دو مرد. الان اینجا دانای کل طرف ساموئله ما ساموئلو میشناسیم اگه بخواد بگه باید بگه آن خر نگاه خر ان در سفیهی به ساموئل و جوانک بدبخت انداخت(خخخ) بعد تازه بچهه رو با ساموئل به اون گندگی رو میاری تو یه وصف مرد؟������. پایان گیر دادن ها.
    و اما جذابیت های داستان.
    شخصیت سازیت خیلی خوب.
    قشنگ رفتم تو داستان.
    طنز داستان خیلی عالی بود. مخصوصا وقتی خره هویج ور میداره اصلا نتونستم جلوی خندمو بگیرم.
    و اینکه فصلت پر و پیمون بود.
    و پایانشم خوب بود.
    و اینکه خیلی از شخصیت ها خوشم اومد و مخصوصا از محفل. یجوری بود که حس کردم یه زمانی اینا قراره به ساموئل کمک کنن.
    و در کل باز ما باید سه ماه بشینیم و اون ساموئل سه ماه با خره تو جنگل وایسه تا تو دوباره بنویسی. ای خداااااااااااا������
    والا من بدون ویراستار نباید حرف بزنم سر و ته نداره جمله هام .والا منم میخواستم بیشتر درمورد مزایده بنویسم اما دوتا دلیل داشت ننوشتم.مغزم ایده ای برای ساختن وسایل خفن نداره.کلا بوق آزاد بودم وقتیم تخم اژدها رو گفتم بعدا باهاش کار داشتم.
    بعدم داستان مشخصه دانای کله حالا بعدا برام توضیح بده مغزم رد رده... کار نمیکنه دیگه .آره سه ماه تو جنگل باشن روشون خزه ببنده خخخ.احساساتت خب دارن پیش میرن روشون کار کن
    بعدم مرد مرده دیگه قد و هیکل مگه فرقی داره؟ حالا بیا تلگرام بست بده این نقد پر و پیمونتو چون من نمیفهمم خیلی چیزا رو.

  19. 4 پسندیده توسط:


  20. Top | #50


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    1,815
    پسندیده
    2,712
    مورد پسند : 542 بار در 194 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل خوبی بود . امکان داره اون ماهی که اسب گفت همون دختره باشه که ساموئل نجاتش داده ؟ از محفل سایه هاهم خوشم اومد .

  21. 1 پسندیده توسط:


صفحه 5 از 6 نخستنخست ... 23456 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد