صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 16 از 16

موضوع: فال

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    322
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 97 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2

    فال

    یه جورایی اولین داستانمه. در اصل اولین داستانی که کامل کردم.
    البته شاید زد به سرم ادامه دادم و کردمش داستان بلند.
    منتظر نظراتتون هستم
    دانلود
    ویرایش توسط chief : 11-08-2018 در ساعت 15:28
    امضای ایشان
    فانتزی خوندن یعنی کشف دنیای‌های جدید،
    فانتزی نویسی یعنی خلق دنیای جدید.
    من که جفتش رو دوست دارم...

  2. 5 پسندیده توسط:


  3. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    265
    امتیاز
    1,145
    پسندیده
    63
    مورد پسند : 353 بار در 175 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ALMATRA نمایش پست ها
    فردا نقد کامل میدم ایشالا
    ولی حداقل برای الان
    Teach me
    واقعا شرمنده دوست عزیز
    میشه ساده‌تر حرف بزنی
    هنگ کردم
    چی شد؟؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    شخصیت اصلی این داستان کیه؟
    دختر فال فروشه؟؟
    قسمت آخر داستان ایده‌ی فوق‌العاده‌ای بود
    راستی خیلی وقته داستان می‌نویسی؟؟

  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    322
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 97 بار در 48 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Arya نمایش پست ها
    شخصیت اصلی این داستان کیه؟
    دختر فال فروشه؟؟
    قسمت آخر داستان ایده‌ی فوق‌العاده‌ای بود
    راستی خیلی وقته داستان می‌نویسی؟؟
    شخصیت اصلی امید بود دیگه.
    خیلی وقت که، نمی‌دونم. چهار ساله دارم سعی می‌کنم نویسنده بشم و این اولین کاریه که تمومش کردم. کار دیگه هم دارم ولی تموم نشدن
    امضای ایشان
    فانتزی خوندن یعنی کشف دنیای‌های جدید،
    فانتزی نویسی یعنی خلق دنیای جدید.
    من که جفتش رو دوست دارم...

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #13



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    42
    نوشته ها
    772
    امتیاز
    1,637
    پسندیده
    365
    مورد پسند : 2,654 بار در 956 پست
    میزان امتیاز
    2
    بسم الله الرحمن الرحیم
    سلام
    باز من:/
    (از یکی از دوستان که داستانش رو هواست عذر خواهی میکنم.)
    قبل از اینکه اباطیلم رو شروع کنم، یکم میخوام درباره زمان صحبت کنم.
    من تو توهمات و تخیلاتم من باب سینما همواره دلم میخواست که آقا سریع فیلم اولیه رو بسازم، همه فشار خونا بره بالا، مستقیم برم اسکار، مجله ها بیان برای مصاحبه و دیگه تهیه کننده ها التماسم رو بکنن که آقا بیا بساز. ولی بعد از مدتی که گذشت و جدی تر شدم تو کارم. خوشبختانه فعلا با بدبختی خاصی رو به رو نشدم، چون اصولا کتابه:/ و دست دومم میخرم:/ یا از کتابخانه دانشگاه قرض میگیرم:/. ولی چندبار نشستم یکی از متن های استفن کینگ رو خوندم. تو مقدمه یکی از کتاباش. خیلی قشنگ بود. گفت ماها فکر میکنیم جوونیم و خب قراره سریع بترکونیم. گرچه میگفت سخت نگیر، عشق دوران جوونی رو ببر، ولی میگفت وقت هم مهمه. میگه طول میکشه رفیق. زندگی هزارتا پستی بلندی داره. معلوم نیست توشون چیکار میکنی.
    بعد از اون دیدم تغییر کرد. رفتم دنبال کارگردانا تا ببینم اینا کی شاخ شدن. با کمال تعجب بعد از گشتن دیدم سنای عجیب، سی، چهل، سی و پنج. بیخیال! من بیست سالمه! فردا باید موفق بشم! ولی دیدم از این خبرا نیست.
    پس یه جورایی بی صبرانه منتظر چهل سالگیم به شرط حیات.(اینو جدی بگیرید، یکی گفت که سال بعد میبینمتون به شرط حیات، و به رحمت خدا رفت. معلممونم بود.)
    این داداشمونم داستانش همینه.
    الان نمیدونم چند ساله هستش. ولی اینی که میبینید حاصل آروغ بعد از ناشتا نیستش. این آدم کلی سال کتاب فانتزی خونده، نوشته، شکست خورده، مسخرش کردن، و بلند شده رو پاش ادامه داده. و نتیجشم الحمدلله داره میبینه.
    خب اباطیل بسه بریم جدی شیم تو کار.
    خب اول تبریک میگم، داستان عالی، ضرباهنگ عالی،شخصیتا عالی، فضا سازی عالی، مبارزه عالی. همه چیز سر جاش بود.
    اولین چیزی که همه هم بهش اشاره کردن این بود که ماها(منظورم دقیقا همه ی ما فانتزی نویس های اینترنتی هستش(نویسنده های زردو بذارید کنار)) تونستیم بعد از حدود صد تا داستان بلند و کوتاه و انواع خطاها به یک فرم صحیح برسیم. تاکید میکنم که با اینکه داستانی شخصی بود ولی همه ی تجریبات هممون توش بود.
    یک چالش اساسی درباره فانتزی های بومی کشورمون بحث اسلامه. اصلا شما آگنوستیک باشید یا ملحد. شخصیت ایرانی یه تیکه از فرهنگ اسلامی تو جونشه. درم نمیاد. یعنی شما با نیروهای قدسی اصولا سر و کار دارید. و این سخته.
    اروپایی ها ولی راحت ترن. روایت های کتاب مقدس مثل لویاتان یا آخر الزمان یا مقابله با شیاطین(که شخصیت هایی مثل ون هلسینگ و سالومون کین که مایه های مسیحی توشون زیاده و خب داستان هایی مثل لویاتان و آخر الزمان و فرشتگان و... که مایه های یهودی دارند) رو دارند. ژاپنی ها که جدیداشون اصولا اعتقادات خاصی ندارن، بنابراین خیلی آزادن یا اصلا خارج از این دین شینتو رو دارند. چین هم که جهان بینی خاص خودش و تاریخ دوستیش رو داره + بحث تناسخ و متریال آرت.(حس میکنم هنرهای رزمی برای بحث متریال آرت خیلی مناسب نیست، چون اصولا در ادبیات فانتزی با نوعی قدرت خفن همراهه)
    هندم که از اوپانیشاد بگید تا تاریخ ادبیات خودمون مثل مهاباراتا یا رامایانا که بازم بحث های عرفانیی مثل بودیسم مطرحه.
    ولی خب اسلام سخته. چون خیلی اشاراتی بهش نشده و اصولا بحث هایی مثل علوم غریبه و... به دلیل ماهیت های عرفانیشون و امکان های انحراف های زیاد، در جامعه ی ما مطرح نیستند.
    ولی ایشون تونستند با یک طرح فکری صحیح این چالش رو حل کنند. به این صورت که عملا حلش نکرد!(گرچه بازم خالی از ایراد نیست که بحث ایرادش اینجا مطرح نیست.)
    من توی نوشته های خودم میگشتم دیدم که یکی از بزرگترین ایراداتم این بود که به نوعی میخواستم شعاری و با یک سیستم پیچیده در بیارمش. در حالی که بعدا فهمیدم که لزوما نمیخواد شما یک سیستم علوم غریبه یا دعا و نفرین و کهانت بنویسی که آقا بچسبونی به اسلام. شخصیت تو میتونه از در و دیوار بالا بره، کلی حرکت خفن به خرج بده ولی لزومی نداره توضیح بدی. چرا؟ چون ما راحت میگیم که آقا این مثلا از یه جای خاصی در آورده. تمرین های خاص دیده یا هر چیز دیگه. پروسه ای که به وسیله واژگان صحیح انجام شده.
    مشاهده کنید:
    دیو سفید(که اصلا در مقابل یک شخصیت خدا پرست مثل رستم قرار گرفته که نیروش رو از اظهار عجز در مقابل خداوند میگرفت.)، نگین، امید،(به اسم های چپندر قیچی و عجیب سلحشور آتش بنگرید) خیابان های تهران، ترافیک، فال فروشی، لسان الغیب، نستعلیق.
    اینها واژگانی هستند که یک فرد نرمال خدا مسلمونی در حالت عادی به کار میبره. اینها کمک میکنه بفهمیم که حالا درسته نمیدونیم قدرتش از کجا اومده ولی میتونیم بفهمیم خارج از عرف دینی ما نبوده.
    از اون طرف همین هویت قویی که داستان پیدا کرده باعث شده که بتونه حالت چند فرهنگی رو هم به خودش بگیره. به عنوان مثال ما میتونیم بپذیریم، که خب حالا اینجا ایرانش در اومد، پس میشه از فرهنگ های دیگه مثل بانشی، کلت و حتی موزیک راک استفاده کرد که همه اینا به صورت خودآگاه براثر تحقیق یا ناخودآگاه بر اثر تمرین و مطالعه به دست اومده.
    نکته: این به این معنی نیست که کاملا با فرهنگ اسلامی ایرانی مطابقت داره، من فقط سعی کردم باب بحثشو باز کنم.
    از اون طرف داستان یک سیر پیرنگ مشخص داشته. کاملا کلاسیک. یک قهرمان، شاهزاده، عفریته و یه حالت باس فایت گیم طور که هر دفعه با یه غول باس بجنگه. که با اینکه پیرنگ بیشتر یادآور نجات شوالیه و... هستش ولی با همون هویت قویی که دربالا دربارش روده درازی کردم داستان در اومده.
    شخصیت پردازی هم، درسته داستان کوتاه بود، ولی چون خب در حد عرف خودمون بود، مملوس بود. یعنی آقا مثل سریالای خارجی هی نگاه عاشقانه نمیکردند، یهو یه الهه عشقم بیاد تیر در کنه، یه چیز عادی بود.
    زنه هم بزن بهادر نبود، یه زن عادی با شخصیت قوی بودش.
    همینا فعلا
    ببخشید
    یاعلی
    امضای ایشان
    نه آدم درست و حسابیی هستم و نه در حدی هستم که بخوام بگم مصداق سخنان این مردم، ولی خب، رویا پرداختن درباره خوب بودن که اشکالی نداره.

    من به همه سفارش میکنم به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا ... جوانان ما را، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی ها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند.
    #امام
    #خمینی
    #امام_خمینی

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #14


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    15,148
    پسندیده
    1,551
    مورد پسند : 1,733 بار در 549 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط chief نمایش پست ها
    شخصیت اصلی امید بود دیگه.
    خیلی وقت که، نمی‌دونم. چهار ساله دارم سعی می‌کنم نویسنده بشم و این اولین کاریه که تمومش کردم. کار دیگه هم دارم ولی تموم نشدن
    عععع من بودم؟ خخخخخخ
    ممد مگه خودت نیستی؟ یا یکی دیگه ای؟
    امضای ایشان

  9. Top | #15


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    280
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    -246
    پسندیده
    13
    مورد پسند : 47 بار در 36 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوبه ادامه بده

  10. Top | #16

    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1729
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    40
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 6 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    ادامه بده قشنگه

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد