نمایش نتایج: از 1 به 8 از 8

موضوع: نظرسنجی برای داستان گروهی جدید

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    2,303
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 335 بار در 172 پست
    میزان امتیاز
    2

    نظرسنجی برای داستان گروهی جدید

    سلام دوستان
    طبق معمول بدون فوت وقت، سراغ اصل مطلب می ریم.
    چند وقت پیش توی چت باکس گروه بحث داستان گروهی سال گذشته شد. داستان گروهی جذابی که همگام با رفقای پیشتازیمون پیش می رفت، و البته کنسل شد. بحث ما درباره این بود که این داستان گروهی رو دوباره احیا کنیم. بعد از این که حسابی مخ مدیران عزیز رو خوردیم، یکدفعه از حالت تدافعی خارج شدند و سرمون داد زدند که آقا جان اون ایده مال بوک پیج نبود! مال پیشتاز بود و ما اجازه نداریم اون رو دوباره احیا کنیم.
    این بود که جمعی ناکثیر از اعضا که من هم جزوشون بودم، مثل گربه شرک قیافه ناامید گرفتیم و به سایه ها بازگشتیم.
    اما حالا که قراره فعالیت های این محفل ققنوس دوباره از سر گرفته بشه، فکر کردم که بهتره این کار رو هم دوباره دست بگیریم. یک داستان گروهی جدید که... خب ما در نظر داشتیم یک جمع از ایده پردازان و نویسندگان سایت ایده داستان گروهی جدید رو تدوین کنند. حالا من اومدم بپرسم آیا مایل هستید؟ حداقل برای ساخت ایده به بیش از پنج نویسنده و ایده پرداز نیاز داریم، برای راه انداختن داستان گروهی هم باید تعداد اعضا بیش از بیست نفر باشه.

    نظر؟

    پ.ن: در صورتی که موافق هستید، یه اعلام آمادگی برای هرکدوم بزنید (ایده پردازی یا نوشتن داستان گروهی)
    پ.ن: اگه موافق نیستید کنسلش می کنیم :)
    ویرایش توسط Envelope : 09-04-2018 در ساعت 01:06
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  2. 2 پسندیده توسط:


  3. Top | #2



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    1,748
    پسندیده
    847
    مورد پسند : 941 بار در 399 پست
    میزان امتیاز
    2
    من مانند شیر اعرام امادگی میکنم
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    422
    پسندیده
    16
    مورد پسند : 56 بار در 27 پست
    میزان امتیاز
    2
    من به عنوان نویسنده و ایده پرداز اعلام آمادگی می کنم. البتته بگما ایده پردازیم بهتره.
    یه ایده رو هم که به نظرم تنهایی نمی تونم از پسش بر بیام اینجا بذارم
    جهن انسان ها در ویرانی فرو رفته. فقیران خیلی فقیرند و ثروتمندان خیلی ثروتمند. در این میان، دو خاندان در د نقطه شمال و جنوب وجود دارند. خاندانی که با ابزار جادو میکنند و گروهی که بدون ابزار جادو می کنند.(اسامی خاندان ها به یاد رومیو ژولیت مونتاگ و کیپولت است)خاندان ها با هم دشمنی دارند. هر کدام از افراد خاندان با ابزار فقط با ابزاری خاط، و از خاندتن بی ابزار جادویی خاص انجام می دهند. برای مثال:با ابزار:شمشیر جادویی، تیر و کمان، چوب هایمختلف، تیر درخت کاج و غیره.
    ز خاندان بی ابزار:آتش، نور، باد، روح، ذهن و غیره.
    اما از یک خانواده دختر و از دیگری پسر بدنیا می آید. روح این دو توانایی خاصیرا دارند که هیچکس ندارد و آن رهبری است.
    نکته:اکثر اتفاقاتی که می ویم برای جفت پسر و دختر روی می دهند.
    هیچ یک از اعضای خاندان زیر 18 سال حق بیرون رفتن از عمارتشان را ندارد. اما پسر-دختر که ده ساله است، درست قبل از روز قدرت گذاری(روز تولد ده سالگی، وقتی که قدرت شخص معلوم می شود) از عمارت فرار می کند تا دنیای بیرون را ببیند. وقتی بدبختی ها را می بیند، عصبانی می شود، به عمارت بر می گردد و از گذاشتن تاج قدرت روی سرش امتناع می کند. خانواده اش او را طرد می کنند.
    دختر و پسر همدیگر را جایی ملاقات می کنند. پیش استادی که به آنان نحوه استفاده از قدرتشان را میآموزد. وقتی به سن قانونی می رسند، هرکدام به عمارت خود برمی گردند. اما این برگشتن باعث جنگ بین دو خاندان می شود. در این میان، اهریمن حمله می کند. آن دو خندان باید متحد شوند تا اهریمن را شکست دهند.
    -*-*-*-*-*-*-*-
    یکم طولانی شد. ببخشید دیگه.
    -*-*-*-*-*-
    آهان راستی. اعضای داستان گروه:
    وقتی دخترو پسر به عمارت برمی گردند و حرف هایشان درباره اتحاد را می زنند، از هر خاندان 10 نفر به آنها می پیوندند و از گفته هایشان دفاع می کنند. دختر، پسر و افرادشان از خاندان هایشان برای بار دوم طرد می شوند.
    -*-*--*-*
    لظفا مشکلاتش رو بگید که درست کنم.
    ویرایش توسط helen praspro : 12-06-2018 در ساعت 13:57
    امضای ایشان
    -اون عجیبه
    *همه ما عجیبیم. عجیب بودن سخته. و اگه عجیب نبودیم، از بین اینهمه آدم انتخاب نمی شدیم.
    - دلم برای عادی بودن تنگ شده
    بخشی از کتاب «اورسینه»
    مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد.



  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    292
    امتیاز
    2,303
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 335 بار در 172 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط helen praspro نمایش پست ها
    من به عنوان نویسنده و ایده پرداز اعلام آمادگی می کنم. البتته بگما ایده پردازیم بهتره.
    یه ایده رو هم که به نظرم تنهایی نمی تونم از پسش بر بیام اینجا بذارم
    جهن انسان ها در ویرانی فرو رفته. فقیران خیلی فقیرند و ثروتمندان خیلی ثروتمند. در این میان، دو خاندان در د نقطه شمال و جنوب وجود دارند. خاندانی که با ابزار جادو میکنند و گروهی که بدون ابزار جادو می کنند.(اسامی خاندان ها به یاد رومیو ژولیت مونتاگ و کیپولت است)خاندان ها با هم دشمنی دارند. هر کدام از افراد خاندان با ابزار فقط با ابزاری خاط، و از خاندتن بی ابزار جادویی خاص انجام می دهند. برای مثال:با ابزار:شمشیر جادویی، تیر و کمان، چوب هایمختلف، تیر درخت کاج و غیره.
    ز خاندان بی ابزار:آتش، نور، باد، روح، ذهن و غیره.
    اما از یک خانواده دختر و از دیگری پسر بدنیا می آید. روح این دو توانایی خاصیرا دارند که هیچکس ندارد و آن رهبری است.
    نکته:اکثر اتفاقاتی که می ویم برای جفت پسر و دختر روی می دهند.
    هیچ یک از اعضای خاندان زیر 18 سال حق بیرون رفتن از عمارتشان را ندارد. اما پسر-دختر که ده ساله است، درست قبل از روز قدرت گذاری(روز تولد ده سالگی، وقتی که قدرت شخص معلوم می شود) از عمارت فرار می کند تا دنیای بیرون را ببیند. وقتی بدبختی ها را می بیند، عصبانی می شود، به عمارت بر می گردد و از گذاشتن تاج قدرت روی سرش امتناع می کند. خانواده اش او را طرد می کنند.
    دختر و پسر همدیگر را جایی ملاقات می کنند. پیش استادی که به آنان نحوه استفاده از قدرتشان را میآموزد. وقتی به سن قانونی می رسند، هرکدام به عمارت خود برمی گردند. اما این برگشتن باعث جنگ بین دو خاندان می شود. در این میان، اهریمن حمله می کند. آن دو خندان باید متحد شوند تا اهریمن را شکست دهند.
    -*-*-*-*-*-*-*-
    یکم طولانی شد. ببخشید دیگه.
    -*-*-*-*-*-
    آهان راستی. اعضای داستان گروه:
    وقتی دخترو پسر به عمارت برمی گردند و حرف هایشان درباره اتحاد را می زنند، از هر خاندان 10 نفر به آنها می پیوندند و از گفته هایشان دفاع می کنند. دختر، پسر و افرادشان از خاندان هایشان برای بار دوم طرد می شوند.
    -*-*--*-*
    لظفا مشکلاتش رو بگید که درست کنم.
    نه ایده خوبیه. یکم روش کار بشه خوب میشه. حالا چند تا ایده دیگه هم بیاد تا ببینیم...
    راستی صاحب این بخش رضا بهانیه. بیا اینجا توضیحات رو بده ببینیم نقشه چیه باید چیکار کنیم. @bahani@
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  8. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    363
    امتیاز
    401
    پسندیده
    78
    مورد پسند : 442 بار در 227 پست
    میزان امتیاز
    2
    من نه نویسندگیم خوبه
    نه ایده پردازی
    ولی برای خوندنش اعلام آمادگی می‌کنم
    اگه کار دیگه‌ای هست خوشحال میشم کمک کنم

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #6



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    553
    امتیاز
    10,237
    پسندیده
    1,727
    مورد پسند : 1,303 بار در 604 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Envelope نمایش پست ها
    نه ایده خوبیه. یکم روش کار بشه خوب میشه. حالا چند تا ایده دیگه هم بیاد تا ببینیم...
    راستی صاحب این بخش رضا بهانیه. بیا اینجا توضیحات رو بده ببینیم نقشه چیه باید چیکار کنیم. @bahani@
    فعلا صبر پیشه کنید.

  11. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,203
    پسندیده
    1,581
    مورد پسند : 565 بار در 249 پست
    میزان امتیاز
    2
    بله رضا درست میگه.
    چون الان همه سرشون یه جورایی شلوغه و وقت نداره.
    امتحانای ترم اول داره شروع میشه و ترم اول دانشگاه‌ها و...
    البته ایده‌هاتون رو نگهدارید، بهشون نیاز داریم، قطعاً نیاز داریم.
    ولی داستان گروهی احتمالا بره تابستون آینده و امیدوارم اون موقع بتونیم کمک شما رو هم داشته باشیم.

  12. 2 پسندیده توسط:


  13. Top | #8


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    7
    نوشته ها
    818
    امتیاز
    27,527
    پسندیده
    860
    مورد پسند : 2,258 بار در 827 پست
    میزان امتیاز
    2
    پس تا اون موقع تاپیک بسته شه.

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد