صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 20

موضوع: نور سیاه

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    300
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 87 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2

    نور سیاه

    سلام، این داستان جدیدمه که در حال نگارش و ویرایشه.
    تا نه فصل نوشتم فعلا و قول میدم بعد فصل اول و دوم کیفیتش مرتب بیشتر میشه.
    بخونید و با نظراتتون خوش‌حال و شارژم کنید.



    خلاصه:
    در گذشته، پرتوی از امید در قلب مردم زنده بود. هنوز کسانی بودند، هنوز شمشیری بود...
    مدت‌ها از آن زمان گذشته. امید مرده. شاید دوباره بتوان مبارزه را شروع کرد، شاید بتوان شمشیری جدید ساخت. شاید بتوان نور را برگرداند. اما نوری که همه به دنبال آن‌اند، سیاه تر از شب می‌تابد. کدام یک موفق می‌شوند، شمشیر شکسته یا شمشیر سرخ؟ شاید مثل همیشه نور سیاه هر دو را به بازی گرفته...

    لینک دانلود:
    لینک‌ها تبدیل شدن به لینک مستقیم. لطفا هر کس خوند یه نظر حداقلی "خوندم خوب بود" یا "خوندم بد بود" یا "خوندم بد نبود" بده. یه چیزی بگید خلاصه، اعلام وجود کنید.
    برای راحتی لینک کانال تو تلگرام هم گذاشتم.
    فصل نام فصل لینک
    1 شمشیر جدید دانلود
    2 معلم دانلود
    3 جادوگر دانلود
    4 هدیه‌ها دانلود
    5 کیک دانلود
    6 مهره‌ی سفید دانلود
    7 راز دانلود
    8 پسر سینیت دانلود
    9 شانس دانلود
    1-9 فصل 1-9 دانلود
    ویرایش توسط chief : 09-06-2018 در ساعت 10:24 دلیل: تصحیح لینک‌ها
    امضای ایشان
    توی دنیا فقط یک چیز از مطالعه لذت بخش تره.
    و اون نوشتن یک کتاب و خلق دنیایی جدیده.

  2. 2 پسندیده توسط:


  3. Top | #11



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    1,985
    پسندیده
    847
    مورد پسند : 938 بار در 398 پست
    میزان امتیاز
    2
    درود برتو ای نویسنده ..
    اقا داستان به نظر خوب میاد ولی یه خلاصه چیزی بزار و اینکه لینکارو هم اینجوری نزار . و اینکه ما حمایتت خواهمیم نمود فرزندم. ..
    سخن دیگر اینکه
    داداش اگ ویراستاری چیزی خواستی من در خودم در خدمتتم .
    و اینکه من داستانو نمیخونم چون اگ ادامه ندی من بدبخت میشم چون خعلی از نویسنده های پیج داستاناشونو ادامه ندادن .
    بدرود تا درودی دیگر
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1268
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    294
    پسندیده
    32
    مورد پسند : 59 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    يه سوال داشتم
    ويليام چطور متوجه نفرين عصا شد چون هيچ كار خاصي با عصا نكرده بود و تازه عصا رو گرفته بود
    امضای ایشان
    زندگی
    مثل یک ترن هوایی می مونه .
    بالا و پایین داره،
    اما این انتخاب خودته که
    جیغ و فریاد بزنی
    یا از سواری لذت ببری.

  5. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    300
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 87 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط senator نمایش پست ها
    من تا فصل 6 خوندم
    راستیتش اگه بخوام اشکال بگیرم باید بگم به نظر من خیلی سریع از اتفاقات میگذشتی یک ذره جزییات اضافه می کردی بهتر می شد مثلا زمانی که اوراکل جک رو با خودش به زمان های مختلف برد اگه واکنش جک واضح تر میگفتی بیشتر روی جزییات تمرکز میکردی بهتر می شد همچنین مکالمه های داستانت خیلی جای کار دارند باید سعی کنی بهترشون بکنی مثلا تو صفحه اول فصل 5 اولین مکالمه که شروع شد گفت (((اره اره از قصر حاکم اوردت تو اون اتاق و گقت من دوستتونم ولی بهتون کمک نمیکنم و از این چیزا. پیتر همه مارو این جا جمع کردی،حتما میخوای یه چیز مهم بگی))) من راستش چیز زیادی از این جملات نفهمیدم یکم گنگ بودند اگه میخواستی جملت تعجبی یا سرزنش امیز باشه باید از کلمه های دیگه ای استفاده می کردی البته اینا نظرات بندست و امیدوارم ناراحت نشید شاید اصلا من هرچی گفتم تا الان اشتباه بوده باشه
    خب اول از همه من تکلیفم رو با منتقد جماعت روشن کنم، منتقد رو چشم ما جا داره، هر قدر هم بیشتر، ریزتر و سنگین‌تر نقد کنه بیشتر خوشحال میشم.
    چون نقد یعنی داستان خونده شده، چی از این بهتر.
    هر چی ریزتر، یعنی با دقت‌تر خونده شده، چی از این یکی بهتر؟
    خلاصه نقد کنید من خوشحالم میشم.
    البته جدا از نقد دوست دارم در مورد داستان نظر هم بدید. مثلاً اینجاش خوب بود، اونجاش نه. فلان شخصیت رو دوست داشتم و اینا.

    چیزهایی که گفتی کاملا درست بودن. تو ویرایش حتما درستشون می‌کنم

    در نهایت یک سوال، نظرت رو در مورد اوراکل بگو. دوست دارم بدونم چون خاص‌ترین موجود داستانه و تا حدی که ادعا کنم تو فانتزی شبیهش نیست.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط hera نمایش پست ها
    درود برتو ای نویسنده ..
    اقا داستان به نظر خوب میاد ولی یه خلاصه چیزی بزار و اینکه لینکارو هم اینجوری نزار . و اینکه ما حمایتت خواهمیم نمود فرزندم. ..
    سخن دیگر اینکه
    داداش اگ ویراستاری چیزی خواستی من در خودم در خدمتتم .
    و اینکه من داستانو نمیخونم چون اگ ادامه ندی من بدبخت میشم چون خعلی از نویسنده های پیج داستاناشونو ادامه ندادن .
    بدرود تا درودی دیگر
    سلام بر شما، راستش من سفرم همین هم به سختی فراوان جور کردم گذاشتم. وگرنه قصد داشتم وقتی تموم شد با ویرایش و اینا کامل و نهایی بذارم اینجا اما قلم سرنوشت جور دیگری نگاشته بود.
    ویراستار هم هست، خیلی ممنون. از فصل سوم ویراستار داشتم و از ویراستارهای همینجا هم هست.
    و ادامه دادن، مطمئن باشید ادامه میدم. شاید بینش دو سال وقفه بیفته اما من داستان رها نمی‌کنم.
    نه اینکه بخواد وقفه بیفته. منظورم این بود که حتی اگر دو سال هم ننویسمش بازم میام سراغش
    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط senator نمایش پست ها
    يه سوال داشتم
    ويليام چطور متوجه نفرين عصا شد چون هيچ كار خاصي با عصا نكرده بود و تازه عصا رو گرفته بود
    این سلاح خیلی خاصه، توضیح هم دادم چرا. تنها سلاح جادوگرهاست و خیلی معروفه. پس هر جادوگری که سرش به تنش بیرزه در موردش اطلاعات کافی داره
    ویرایش توسط chief : 09-04-2018 در ساعت 05:51
    امضای ایشان
    توی دنیا فقط یک چیز از مطالعه لذت بخش تره.
    و اون نوشتن یک کتاب و خلق دنیایی جدیده.

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #14



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    1,985
    پسندیده
    847
    مورد پسند : 938 بار در 398 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط chief نمایش پست ها
    خب اول از همه من تکلیفم رو با منتقد جماعت روشن کنم، منتقد رو چشم ما جا داره، هر قدر هم بیشتر، ریزتر و سنگین‌تر نقد کنه بیشتر خوشحال میشم.
    چون نقد یعنی داستان خونده شده، چی از این بهتر.
    هر چی ریزتر، یعنی با دقت‌تر خونده شده، چی از این یکی بهتر؟
    خلاصه نقد کنید من خوشحالم میشم.
    البته جدا از نقد دوست دارم در مورد داستان نظر هم بدید. مثلاً اینجاش خوب بود، اونجاش نه. فلان شخصیت رو دوست داشتم و اینا.

    چیزهایی که گفتی کاملا درست بودن. تو ویرایش حتما درستشون می‌کنم

    در نهایت یک سوال، نظرت رو در مورد اوراکل بگو. دوست دارم بدونم چون خاص‌ترین موجود داستانه و تا حدی که ادعا کنم تو فانتزی شبیهش نیست.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -



    سلام بر شما، راستش من سفرم همین هم به سختی فراوان جور کردم گذاشتم. وگرنه قصد داشتم وقتی تموم شد با ویرایش و اینا کامل و نهایی بذارم اینجا اما قلم سرنوشت جور دیگری نگاشته بود.
    ویراستار هم هست، خیلی ممنون. از فصل سوم ویراستار داشتم و از ویراستارهای همینجا هم هست.
    و ادامه دادن، مطمئن باشید ادامه میدم. شاید بینش دو سال وقفه بیفته اما من داستان رها نمی‌کنم.
    نه اینکه بخواد وقفه بیفته. منظورم این بود که حتی اگر دو سال هم ننویسمش بازم میام سراغش
    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -



    این سلاح خیلی خاصه، توضیح هم دادم چرا. تنها سلاح جادوگرهاست و خیلی معروفه. پس هر جادوگری که سرش به تنش بیرزه در موردش اطلاعات کافی داره
    هان اوکی گرفتم .. بعد ینی الان چقد مونده تا داستان تموشه چند فصله یا چند جلده حتی . ولی در هر صورت کمکی چیزی در هر زنینه ای خواسی من هستم
    بوس بوس
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  8. Top | #15


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    300
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 87 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط hera نمایش پست ها
    هان اوکی گرفتم .. بعد ینی الان چقد مونده تا داستان تموشه چند فصله یا چند جلده حتی . ولی در هر صورت کمکی چیزی در هر زنینه ای خواسی من هستم
    بوس بوس
    دو جلده.
    فکر کنم جلد اول هم توی ۱۵ فصل تموم میشه.
    البته الان دو تا داستان کوتاه باید بازنویسی کنم بعد میام سراغش دوباره
    امضای ایشان
    توی دنیا فقط یک چیز از مطالعه لذت بخش تره.
    و اون نوشتن یک کتاب و خلق دنیایی جدیده.

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #16



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    1,985
    پسندیده
    847
    مورد پسند : 938 بار در 398 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط chief نمایش پست ها
    دو جلده.
    فکر کنم جلد اول هم توی ۱۵ فصل تموم میشه.
    البته الان دو تا داستان کوتاه باید بازنویسی کنم بعد میام سراغش دوباره
    اون خوبع اینجوری قلمت هم روانترو بهتر میشع . میتونی یکاریم بکنی .کتابتم همینکارو کنی . ینی بازنویسی کنیش . اینکه اول کتابو بنویسی بعد چندفعه بازنویسی کنی که هم داستانن روانتر بشه هم خودت تو نوشتن راه بیوفتی . معمولا نویسنده ها فصلای اخرو بهتر می نویسن چون قلمشون روان شده ....
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  11. Top | #17


    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1268
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    294
    پسندیده
    32
    مورد پسند : 59 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    در نهایت یک سوال، نظرت رو در مورد اوراکل بگو. دوست دارم بدونم چون خاص‌ترین موجود داستانه و تا حدی که ادعا کنم تو فانتزی شبیهش نیست.
    [/quote]
    خب در مورد اوراکل
    به نظر من یکم مغرور یعنی زیادی مغروره یک فردیه که دوست داره دنیا رو به صورت یک داستان ببینه و بهش جهت ببخشه
    امضای ایشان
    زندگی
    مثل یک ترن هوایی می مونه .
    بالا و پایین داره،
    اما این انتخاب خودته که
    جیغ و فریاد بزنی
    یا از سواری لذت ببری.

  12. 1 پسندیده توسط:


  13. Top | #18


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    300
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 87 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط senator نمایش پست ها
    خب در مورد اوراکل
    به نظر من یکم مغرور یعنی زیادی مغروره یک فردیه که دوست داره دنیا رو به صورت یک داستان ببینه و بهش جهت ببخشه
    خب، درسته اوراکل بسیار مغروره. البته حق هم داره باشه.
    امضای ایشان
    توی دنیا فقط یک چیز از مطالعه لذت بخش تره.
    و اون نوشتن یک کتاب و خلق دنیایی جدیده.

  14. Top | #19


    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1268
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    294
    پسندیده
    32
    مورد پسند : 59 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط chief نمایش پست ها
    خب، درسته اوراکل بسیار مغروره. البته حق هم داره باشه.
    خیلی از افراد قوی تو داستانا وجود دارند که با این که خیلی قوی هستند متواضع هم هستند اما به نظرم اوراکل بویی از تواضع نبرده و می خواد به همه نشون بده نگاه کنید من چقدر قوی ام هرکاری کنید نمی تونید منو شکست بدید تو داستان به نظرم رفتارش به این شکله
    امضای ایشان
    زندگی
    مثل یک ترن هوایی می مونه .
    بالا و پایین داره،
    اما این انتخاب خودته که
    جیغ و فریاد بزنی
    یا از سواری لذت ببری.

  15. Top | #20


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    300
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 87 بار در 44 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط senator نمایش پست ها
    خیلی از افراد قوی تو داستانا وجود دارند که با این که خیلی قوی هستند متواضع هم هستند اما به نظرم اوراکل بویی از تواضع نبرده و می خواد به همه نشون بده نگاه کنید من چقدر قوی ام هرکاری کنید نمی تونید منو شکست بدید تو داستان به نظرم رفتارش به این شکله
    نمی‌تونم رد کنم. اما در مورد اوراکل رازهای خیلی زیادی وجود داره. اوراکل با بقیه افراد قوی داستان‌ها فرق داره. اوراکل فقط قوی نیست، بجز یک محدودیت خاص، قدرت انجام هر کاری رو داره. با این حال فانیه. یعنی مثلاً موجود ماورا و خدا و اینا نیست که بخواد براش عادی باشه و از طرفی ده هزار ساله داره زندگی می‌کنه. تا داستان تموم نشه نمیشه بیشتر از این فاش کرد
    امضای ایشان
    توی دنیا فقط یک چیز از مطالعه لذت بخش تره.
    و اون نوشتن یک کتاب و خلق دنیایی جدیده.

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد