صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 22 از 22

موضوع: توبه | Penance |

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,811
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2

    توبه | Penance |

    سلامی خیلی دور از من ...

    با یه داستان دیگه از ژانر ترسناک/ درام/ دارک فانتزی برگشتم

    نظر و اینا یادتون نره ممنون


    فقط مقدمه رو به صورت فایل قرار نمیدم بقیه ی بخش ها به صورت پی دی اف قرار داده میشه...


    مقدمه
    یه روز یه مرد خمیده /
    از یه جاده ی کج و معوج رد شد /
    سر یه سکوی کج و معوج، یه شش پنی خمیده پیدا کرد /
    باهاش گربه ی خمیده ای خرید که موش خمیده ای رو گرفت /
    و از اون روز همشون در کنار هم توی یه کلبه ی خمیده ی کوچولو زندگی کردن /


    « داستان اینجا تموم نمیشه....

    من اونجا بودم. تو خونه ی خمیده و قدیمیِ بالای تپه، اون طرف دریاچه. جایی که شکارچیا جرئت شکار روباه ها رو ندارن و روباه ها از شکار مرغ ها می ترسن و مرغ ها چون دونه ای برای خوردن نیست، به گوشت متعفن آدم نوک می زنن. من اونجا بودم. جایی که هیولاها با گردن های شکسته و خمیده، آویزون به طناب داری محکم از سقف تیره ی خونه، جون می گیرن و هر کسی رو که بی اجازه قدم به اون جهنم بذاره، تو تاریکی می بلعن. من، خونواده ی خمیده ای رو ملاقات کردم. زن خمیده ای که با دهانی کج و صدایی بد فرم شبها می خوند و مرد خمیده ی همیشه غمگینی که دوست نداشت، خمیده باشه... خواهر و برادر خمیده ای که نمی خواستن توی اون خونه ی خمیده، اون شهر خمیده و بین مردم خمیده ش زندگی کنن. من اونجا بودم...

    و من به یاد میارم. »
    ویرایش توسط Lady Joker : 08-26-2018 در ساعت 09:38
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.


  2. Top | #21



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    435
    امتیاز
    1,985
    پسندیده
    847
    مورد پسند : 938 بار در 398 پست
    میزان امتیاز
    2
    به به به
    جووون به ای قلمت اتوسا .
    من که کاملا درگیرتم . اما از اونجایی که یکم تو فصل دهی اذبت میکنی و کرم همی میریزی من میزارم وفتی داستانم تموم شد میخونم . چون هنوز اون جوکای بیمزه رو تو خماریشم ...
    ولی خعلی خوب بود این بخشی که گذاشتی تو پست . امیدوارم اینم مث اون جوکای بیمزه خفن باشع.... منتظرم زود به زود فصل بده . کمکی چیزیم خواستی در هر زمینه ای من هستم
    بوس بوس ماچ ماچ ستاره بچینی .
    ماچ توام با تف هم به اون لپت 😘😘
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #22



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,811
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط hera نمایش پست ها
    به به به
    جووون به ای قلمت اتوسا .
    من که کاملا درگیرتم . اما از اونجایی که یکم تو فصل دهی اذبت میکنی و کرم همی میریزی من میزارم وفتی داستانم تموم شد میخونم . چون هنوز اون جوکای بیمزه رو تو خماریشم ...
    ولی خعلی خوب بود این بخشی که گذاشتی تو پست . امیدوارم اینم مث اون جوکای بیمزه خفن باشع.... منتظرم زود به زود فصل بده . کمکی چیزیم خواستی در هر زمینه ای من هستم
    بوس بوس ماچ ماچ ستاره بچینی .
    ماچ توام با تف هم به اون لپت
    فصل گذاشتم
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  5. 1 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد