نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: کدام شخصیت را بیشتر دوست دارید؟

رأی دهندگان
6. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • آرتام

    4 66.67%
  • پارسا

    0 0%
  • شهدخت

    1 16.67%
  • بردیا

    0 0%
  • دانا

    0 0%
  • شهراب

    0 0%
  • رامونا

    1 16.67%
  • آریو

    0 0%
صفحه 1 از 6 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 59

موضوع: ویرانی خیال

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    2,075
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 295 بار در 152 پست
    میزان امتیاز
    2

    ویرانی خیال

    نام مجموعه پیله دنیوی
    نام جلد ویرانی خیال،
    بریده‌ای از مجموعه «پیله دنیوی»
    نویسنده Envelope
    ویراستاران رضا و حسین
    صفحه آرا رضا نیّری
    کاوریست رضا نیّری
    تعداد صفحات فصل1-8 124 صفحه
    تعداد صفحات فصل 9-13 94 صفحه


    ویرانی خیال، بریده‌ای از مجموعه «پیله دنیوی»
    توضیحات:
    داستان درباره بخشی از مجموعه پیله دنیوی است که به هخامنشیان مرتبط می شود و از این جور حرف ها.
    ارائه کردنش دلیه، اما من همونطور که خودم رو برنامه هستم هر ارائم بین پنج تا ده فصل رو شامل میشه که خب سر هر ماهه. دیگه همین خب... سوالی بود احتمالا تا آخر ماه هستم. بعدش کم پیدا می شم و شاید هفته ای یک بار هم نیام. پس میخواین بپرسین زودتر بپرسین.

    خلاصه:
    داستان در دوره حکومت داریوش سوم، در سال سیصد و سی و چهار پیش از میلاد شروع می شود (از فصل اول).
    آرتام، فرمانده دسته ده نفری از ارتشی واقع در دژ ده سرو است. دژی که خود، میزبان یک «دژسپاه» است. به علت این که کشور را خطری جدی تهدید نمی کند، دژسپاه سالها حرکت خاصی نداشته است. اما این باعث رخوت سربازان نخبه این سپاه بزرگ نشد. منتهی زمانی این دوران استراحت به سر رسید، که انفجارهایی بسیار مهیب، حیات دژ ده سرو و سربازانش را تهدید می کنند. آرتام نمی داند این چه مصیبتی است که در حال نازل شدن است.
    از طرف دیگر، سپاهیانی متحد و یکپارچه از غرب، سر برآورده اند. سپاهیانی که فرماندهی شان را، جوانکی بیست ساله بر عهده دارد و قصد او به سلطه در آوردن تمام جهان است. او ایران زمین را به عنوان اولین هدف خود انتخاب کرده است.

    اما چه چیزی یک جوان بیست ساله را پشتیبانی می کند؟ پشت پرده سفید، چه حقیقتی وجود دارد؟ آیا این یک قدرت نامعلوم است که او و دیگرانش را پیش می برد؟


    منتظر نظراتتون هستم.
    ویرایش توسط reza379 : 09-15-2018 در ساعت 02:25
    امضای ایشان
    Dark cover holder


  2. Top | #2



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    8,017
    پسندیده
    1,545
    مورد پسند : 1,197 بار در 556 پست
    میزان امتیاز
    2
    خدمت دوستانی که غر میزنن چرا صفحات فصلای داستانا کمه، بفرمایین 120 صفحه یک جا داستان توی ظرف طلا خدمتتون آورده شده.
    از فردا به بعد هم، هر روز یک سری برگه امتحانی بین کاربرا توزیع میشه باس جواب بدن، پس خوب مطالعه کنین داستانو.

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    3,190
    پسندیده
    764
    مورد پسند : 1,139 بار در 443 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان قبلی چی شد
    این جداست
    احتمال این که تو گل بمونه چقدره
    وقتی کامل شد میام سراغش
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    2,075
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 295 بار در 152 پست
    میزان امتیاز
    2
    توضیح دادم که چی شد.
    هرطور مایلی :)
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    370
    امتیاز
    2,917
    پسندیده
    452
    مورد پسند : 803 بار در 396 پست
    میزان امتیاز
    2
    خسته نباشییییییییینننننننننننن نننن
    ها مقدمه ی خیلی جالبی بود قشنگ نویسنده خواننده ها به تخم نیمه ی راست چشم سمت چپشن ول اینکه لااقل خیال بچه هارو راحت کردی هر ماه فصل میزاری خوبه.
    ها با تشکر از رضا هنو نمیدونم فامیلتو درس بخونم نَیِّری هس؟
    خب.خسته نباشین بازم.منم هر دو س هفته ایی ی بار میام فصلایی که خوندمو نظر میزارم.و منتظر باقیش میمونم.
    موفق باشییین
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی

  9. 3 پسندیده توسط:


  10. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1268
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    411
    پسندیده
    36
    مورد پسند : 61 بار در 45 پست
    میزان امتیاز
    2
    من تا صفحه 70.80 که خوندم خیلی خوب بود موضوع خیلی جالبی هم داستان داره ولی یه چند جا اشکال داشت مثلا اول داستان اسم پدر و پسر هردو آبتین بود زمانی که داشتی معرفیشون می کردی
    امضای ایشان
    زندگی
    مثل یک ترن هوایی می مونه .
    بالا و پایین داره،
    اما این انتخاب خودته که
    جیغ و فریاد بزنی
    یا از سواری لذت ببری.

  11. 2 پسندیده توسط:


  12. Top | #7



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    480
    امتیاز
    8,017
    پسندیده
    1,545
    مورد پسند : 1,197 بار در 556 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط _MIS_REIHANE نمایش پست ها
    خسته نباشییییییییینننننننننننن نننن
    ها مقدمه ی خیلی جالبی بود قشنگ نویسنده خواننده ها به تخم نیمه ی راست چشم سمت چپشن ول اینکه لااقل خیال بچه هارو راحت کردی هر ماه فصل میزاری خوبه.
    ها با تشکر از رضا هنو نمیدونم فامیلتو درس بخونم نَیِّری هس؟
    خب.خسته نباشین بازم.منم هر دو س هفته ایی ی بار میام فصلایی که خوندمو نظر میزارم.و منتظر باقیش میمونم.
    موفق باشییین
    بله، درست بود :)
    بس که نورانیم دیگه

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #8


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    2,075
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 295 بار در 152 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط senator نمایش پست ها
    من تا صفحه 70.80 که خوندم خیلی خوب بود موضوع خیلی جالبی هم داستان داره ولی یه چند جا اشکال داشت مثلا اول داستان اسم پدر و پسر هردو آبتین بود زمانی که داشتی معرفیشون می کردی

    عجب سوتی ای.
    ممنون که خوندی. امیدوارم از ادامش هم لذت برده باشی یا ببری اگه همچنان داری میخونی.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط _MIS_REIHANE نمایش پست ها
    خسته نباشییییییییینننننننننننن نننن
    ها مقدمه ی خیلی جالبی بود قشنگ نویسنده خواننده ها به تخم نیمه ی راست چشم سمت چپشن ول اینکه لااقل خیال بچه هارو راحت کردی هر ماه فصل میزاری خوبه.
    ها با تشکر از رضا هنو نمیدونم فامیلتو درس بخونم نَیِّری هس؟
    خب.خسته نباشین بازم.منم هر دو س هفته ایی ی بار میام فصلایی که خوندمو نظر میزارم.و منتظر باقیش میمونم.
    موفق باشییین

    بله ممنون. درباره خواننده ها و جایگاهشون... نمیدونم. اینجوری برداشت شد؟
    خب امیدوارن خوشت بیاد، موفق باشی
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    2,553
    پسندیده
    22
    مورد پسند : 116 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    2
    واقعا نمیتونم بگم خوب بود یا بد. بعضی جاها توصیفات اونقدر جالب و گیرا بود که مشتاقم میکرد و بعضی جاها هم غیر ضروری و بدون پشتوانه. میتونه به یک داستتان عالی تبدیل بشه برای همین بگذارید بیشتر نقاط ضعف رو بگم تا هم شما بهتر بنویسید و هم ما بیشتر لذت ببریم
    ایده داستان واقعا خطرناکه. استفاده از تارخ حقیقی که اکثر ایرانی ها روش تعصب دارن و آمیختن اون با تصوراتی از شاهنامه با ضمینه هایی از جادو، هم میتونه باعث پرواز بشه و هم سقوط. شما الان از لبه پریدی آرزو میکنم در ادامه محکم بال بزنید. بعنوان یک علاقه مند به تاریخ و مخصوصا تاریخ قبل از اسلام تا حدودی تونستم با اون فضای پیش از میلاد که هنوز تمدن در ابتدای شکفتنش بود و اکثر وسایل و لوازم امروزی وجود نداشت ارتباط بگیرم اما فکر میکنم تاریخ هخامنشی به خوبی درش تنیده نشده بود. توصیف بناها و شرایط سیاسی همینطور اقوام مختلف میتونه کمک زیادی بکنه. البته منظورم بیشتر روی وضعیت اجتماعی مردمه. سبک نوشتنتونو دوست دارم اما گاهی لازمه جمله بندی هاتون اصلاح بشه. ویراستار لازمه حتما
    اما چیزی که واقعا منو آزرده کرد دیالوگ ها بود. اصلا لازم نیست برای تاریخی نشون دادن داستان دیالوگ ها رو به این سبک بنویسد. نتونستم ارتباط بگیرم باهاشون. فکر میکنم این دیالوگ ها گوشه دار و خشک زیبایی نوشتار شمارو بی رنگ کرده بود. هرچند من بعنوان یک خواننده نظر میدم و نه چیز دیگه و شما نویسنده اید و مختار تا هر جوری دوست دارید بنویسد.
    قلمتون پیوسته. موفق باشد

  17. 2 پسندیده توسط:


  18. Top | #10


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    258
    امتیاز
    2,075
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 295 بار در 152 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    واقعا نمیتونم بگم خوب بود یا بد. بعضی جاها توصیفات اونقدر جالب و گیرا بود که مشتاقم میکرد و بعضی جاها هم غیر ضروری و بدون پشتوانه. میتونه به یک داستتان عالی تبدیل بشه برای همین بگذارید بیشتر نقاط ضعف رو بگم تا هم شما بهتر بنویسید و هم ما بیشتر لذت ببریم
    ایده داستان واقعا خطرناکه. استفاده از تارخ حقیقی که اکثر ایرانی ها روش تعصب دارن و آمیختن اون با تصوراتی از شاهنامه با ضمینه هایی از جادو، هم میتونه باعث پرواز بشه و هم سقوط. شما الان از لبه پریدی آرزو میکنم در ادامه محکم بال بزنید. بعنوان یک علاقه مند به تاریخ و مخصوصا تاریخ قبل از اسلام تا حدودی تونستم با اون فضای پیش از میلاد که هنوز تمدن در ابتدای شکفتنش بود و اکثر وسایل و لوازم امروزی وجود نداشت ارتباط بگیرم اما فکر میکنم تاریخ هخامنشی به خوبی درش تنیده نشده بود. توصیف بناها و شرایط سیاسی همینطور اقوام مختلف میتونه کمک زیادی بکنه. البته منظورم بیشتر روی وضعیت اجتماعی مردمه. سبک نوشتنتونو دوست دارم اما گاهی لازمه جمله بندی هاتون اصلاح بشه. ویراستار لازمه حتما
    اما چیزی که واقعا منو آزرده کرد دیالوگ ها بود. اصلا لازم نیست برای تاریخی نشون دادن داستان دیالوگ ها رو به این سبک بنویسد. نتونستم ارتباط بگیرم باهاشون. فکر میکنم این دیالوگ ها گوشه دار و خشک زیبایی نوشتار شمارو بی رنگ کرده بود. هرچند من بعنوان یک خواننده نظر میدم و نه چیز دیگه و شما نویسنده اید و مختار تا هر جوری دوست دارید بنویسد.
    قلمتون پیوسته. موفق باشد
    واو، ممنون که خوندی
    متن کلا یک سری کم و کاستی ها داره که نمیتونم ببینم، برای همین سه یا چهار ماه بعد از تموم شدن دوباره بر می گردم سراغش تا اون جاهای خالی رو پر کنم و زدگی هاش رو بزنم.
    درباره ایده هم من اصلا از شاهنامه الهام نگرفتم. مدنظر من اساطیر خود ایران باستانه که توی داستان من جریان دارن. در واقع حتی تاریخ رو هم چیز خاصی ازش نگفتم، فقط اون قسمت هایی رو که لازم داشتم ازش برداشتم و توی داستان خودم گذاشتم. سیر وقایع این جلد با دنیای واقعی فرق می کنه، من هم روی تاریخم تعصب زیادی دارم برای همین دارم تغییرش میدم. اما خب راست میکی باید بیشتر به موقعیت اجتماعی و سیاسی و فرهنگ و ... بقیه بپردازم. اینکار چون اسم "اهورا مزرا" رو به دلایلی حذف کردم سخته (داستان اصلی درباره طایفه های خاندان پارسه که زرتشتی بودن). خب چاره ای نیست نوشتن این داستان کلا سخته چون همش با مسائل دینی روبرو میشم که باید یه جورایی لاپوشونی کنم.

    دیالوگ ها هم خودم دو به شک بودم که باید چجوری نوشت. گفتم میذارم و با توجه به نظر بقیه اصلاح میکنم اگه لازم بود. خب مثل اینکه باید اصلاح بشن.
    بازم ممنون، شد میام رهجو رو میخونم و در توانم بود نظری میدم.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  19. 1 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 6 1234 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد