نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: کدام شخصیت را بیشتر دوست دارید؟

رأی دهندگان
14. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • آرتام

    8 57.14%
  • پارسا

    1 7.14%
  • شهدخت

    1 7.14%
  • بردیا

    1 7.14%
  • دانا

    1 7.14%
  • شهراب

    0 0%
  • رامونا

    2 14.29%
  • آریو

    0 0%
صفحه 1 از 16 123411 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 152

موضوع: ویرانی خیال [فصل هجده و نیم اضافه شد]

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    331
    امتیاز
    3,422
    پسندیده
    296
    مورد پسند : 500 بار در 229 پست
    میزان امتیاز
    2

    ویرانی خیال [فصل هجده و نیم اضافه شد]

    نام مجموعه پیله دنیوی
    نام جلد ویرانی خیال،
    بریده‌ای از مجموعه «پیله دنیوی»
    نویسنده Envelope
    ویراستاران رضا و حسین
    صفحه آرا رضا نیّری
    کاوریست رضا نیّری
    تعداد صفحات
    مقدمه 26 صفحه
    مقدمه - فصل 15 251 صفحه
    فصل 16 18 صفحه
    فصل 17 17 صفحه
    فصل 18 39 صفحه
    فصل 18.5 17 صفحه


    لینک‌ دانلود مقدمه (جداگانه)
    مقدمه - فصل 15
    فصل شانزده: تپه هفت‌ستون
    فصل هفدهم: شخصیت پنهان
    فصل هجدهم (بخش اول): ترس دانا
    فصل هجدهم (بخش دوم):
    فصل هجدهم (کامل):
    فصل هجده و نیم (18.5):

    ویرانی خیال، بریده‌ای از مجموعه «پیله دنیوی»
    خلاصه:
    جهانی پر از راز، موجودات ناشناخته‌ای که سعی بر تهدید کشور دارند و سازمانی به نام شعله‌های آب که در تلاش است تا مرز میان انسان‌های عادی و جهان عجیب بیرون باشد.

    از سوی دیگر، در دامنه رشته کوه البرز، دژی سربرآورده است که وظایف ساده‌تری دارد. این دژ کشور را از شر دشمنان انسانی حفاظت می‌کند. آرتام یکی از گروهبانان این دژ است که به عنوان انسانی قدرتمند شناخته شده است. همه چیز به خوبی و خوشی پیش می‌رود که سریع‌تر از سقوط قطرات باران، به یکباره، زنجیره اتفاقات عجیب و غریب شروع می‌شود.
    آرتام یتیم‌تر از هر کس دیگری، آواره می‌شود و به همراه معدود نجات‌یافتگان بلایای غیرطبیعی، رهسپار سفری دور و دراز خواهد شد.


    توجه: وارد اولین آرک داستان، یعنی آرک مسابقات شدیم.


    روند فصل‌دهی، جمعه‌ها تا قبل از ساعت سه بعد از ظهر خواهد بود.


    منتظر نظراتتون هستم.
    ویرایش توسط reza379 : دیروز در ساعت 20:11
    امضای ایشان
    Dark cover holder


  2. Top | #2



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    681
    امتیاز
    11,800
    پسندیده
    1,932
    مورد پسند : 1,621 بار در 714 پست
    میزان امتیاز
    2
    خدمت دوستانی که غر میزنن چرا صفحات فصلای داستانا کمه، بفرمایین 120 صفحه یک جا داستان توی ظرف طلا خدمتتون آورده شده.
    از فردا به بعد هم، هر روز یک سری برگه امتحانی بین کاربرا توزیع میشه باس جواب بدن، پس خوب مطالعه کنین داستانو.


  3. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    531
    امتیاز
    5,127
    پسندیده
    1,053
    مورد پسند : 1,463 بار در 549 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان قبلی چی شد
    این جداست
    احتمال این که تو گل بمونه چقدره
    وقتی کامل شد میام سراغش
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر


  4. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    331
    امتیاز
    3,422
    پسندیده
    296
    مورد پسند : 500 بار در 229 پست
    میزان امتیاز
    2
    توضیح دادم که چی شد.
    هرطور مایلی :)
    امضای ایشان
    Dark cover holder


  5. Top | #5

    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    371
    امتیاز
    2,936
    پسندیده
    453
    مورد پسند : 825 بار در 400 پست
    میزان امتیاز
    2
    خسته نباشییییییییینننننننننننن نننن
    ها مقدمه ی خیلی جالبی بود قشنگ نویسنده خواننده ها به تخم نیمه ی راست چشم سمت چپشن ول اینکه لااقل خیال بچه هارو راحت کردی هر ماه فصل میزاری خوبه.
    ها با تشکر از رضا هنو نمیدونم فامیلتو درس بخونم نَیِّری هس؟
    خب.خسته نباشین بازم.منم هر دو س هفته ایی ی بار میام فصلایی که خوندمو نظر میزارم.و منتظر باقیش میمونم.
    موفق باشییین
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی


  6. Top | #6



    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1268
    نوشته ها
    194
    امتیاز
    2,912
    پسندیده
    174
    مورد پسند : 189 بار در 116 پست
    میزان امتیاز
    2
    من تا صفحه 70.80 که خوندم خیلی خوب بود موضوع خیلی جالبی هم داستان داره ولی یه چند جا اشکال داشت مثلا اول داستان اسم پدر و پسر هردو آبتین بود زمانی که داشتی معرفیشون می کردی
    امضای ایشان
    با یاد رفیق است که دنیام زیباست
    با عشق رفیق است که دنیام برپاست
    فردا که ز دنیا رفتم روزی
    این رفیق است که گوید خاک رفیقم اینجاست......

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #7



    تاریخ عضویت
    May 2015
    شماره عضویت
    341
    نوشته ها
    681
    امتیاز
    11,800
    پسندیده
    1,932
    مورد پسند : 1,621 بار در 714 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط _MIS_REIHANE نمایش پست ها
    خسته نباشییییییییینننننننننننن نننن
    ها مقدمه ی خیلی جالبی بود قشنگ نویسنده خواننده ها به تخم نیمه ی راست چشم سمت چپشن ول اینکه لااقل خیال بچه هارو راحت کردی هر ماه فصل میزاری خوبه.
    ها با تشکر از رضا هنو نمیدونم فامیلتو درس بخونم نَیِّری هس؟
    خب.خسته نباشین بازم.منم هر دو س هفته ایی ی بار میام فصلایی که خوندمو نظر میزارم.و منتظر باقیش میمونم.
    موفق باشییین
    بله، درست بود :)
    بس که نورانیم دیگه

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #8



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    331
    امتیاز
    3,422
    پسندیده
    296
    مورد پسند : 500 بار در 229 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط senator نمایش پست ها
    من تا صفحه 70.80 که خوندم خیلی خوب بود موضوع خیلی جالبی هم داستان داره ولی یه چند جا اشکال داشت مثلا اول داستان اسم پدر و پسر هردو آبتین بود زمانی که داشتی معرفیشون می کردی

    عجب سوتی ای.
    ممنون که خوندی. امیدوارم از ادامش هم لذت برده باشی یا ببری اگه همچنان داری میخونی.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط _MIS_REIHANE نمایش پست ها
    خسته نباشییییییییینننننننننننن نننن
    ها مقدمه ی خیلی جالبی بود قشنگ نویسنده خواننده ها به تخم نیمه ی راست چشم سمت چپشن ول اینکه لااقل خیال بچه هارو راحت کردی هر ماه فصل میزاری خوبه.
    ها با تشکر از رضا هنو نمیدونم فامیلتو درس بخونم نَیِّری هس؟
    خب.خسته نباشین بازم.منم هر دو س هفته ایی ی بار میام فصلایی که خوندمو نظر میزارم.و منتظر باقیش میمونم.
    موفق باشییین

    بله ممنون. درباره خواننده ها و جایگاهشون... نمیدونم. اینجوری برداشت شد؟
    خب امیدوارن خوشت بیاد، موفق باشی
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  11. 3 پسندیده توسط:


  12. Top | #9



    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    4,362
    پسندیده
    63
    مورد پسند : 264 بار در 84 پست
    میزان امتیاز
    2
    واقعا نمیتونم بگم خوب بود یا بد. بعضی جاها توصیفات اونقدر جالب و گیرا بود که مشتاقم میکرد و بعضی جاها هم غیر ضروری و بدون پشتوانه. میتونه به یک داستتان عالی تبدیل بشه برای همین بگذارید بیشتر نقاط ضعف رو بگم تا هم شما بهتر بنویسید و هم ما بیشتر لذت ببریم
    ایده داستان واقعا خطرناکه. استفاده از تارخ حقیقی که اکثر ایرانی ها روش تعصب دارن و آمیختن اون با تصوراتی از شاهنامه با ضمینه هایی از جادو، هم میتونه باعث پرواز بشه و هم سقوط. شما الان از لبه پریدی آرزو میکنم در ادامه محکم بال بزنید. بعنوان یک علاقه مند به تاریخ و مخصوصا تاریخ قبل از اسلام تا حدودی تونستم با اون فضای پیش از میلاد که هنوز تمدن در ابتدای شکفتنش بود و اکثر وسایل و لوازم امروزی وجود نداشت ارتباط بگیرم اما فکر میکنم تاریخ هخامنشی به خوبی درش تنیده نشده بود. توصیف بناها و شرایط سیاسی همینطور اقوام مختلف میتونه کمک زیادی بکنه. البته منظورم بیشتر روی وضعیت اجتماعی مردمه. سبک نوشتنتونو دوست دارم اما گاهی لازمه جمله بندی هاتون اصلاح بشه. ویراستار لازمه حتما
    اما چیزی که واقعا منو آزرده کرد دیالوگ ها بود. اصلا لازم نیست برای تاریخی نشون دادن داستان دیالوگ ها رو به این سبک بنویسد. نتونستم ارتباط بگیرم باهاشون. فکر میکنم این دیالوگ ها گوشه دار و خشک زیبایی نوشتار شمارو بی رنگ کرده بود. هرچند من بعنوان یک خواننده نظر میدم و نه چیز دیگه و شما نویسنده اید و مختار تا هر جوری دوست دارید بنویسد.
    قلمتون پیوسته. موفق باشد

  13. 3 پسندیده توسط:


  14. Top | #10



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    331
    امتیاز
    3,422
    پسندیده
    296
    مورد پسند : 500 بار در 229 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    واقعا نمیتونم بگم خوب بود یا بد. بعضی جاها توصیفات اونقدر جالب و گیرا بود که مشتاقم میکرد و بعضی جاها هم غیر ضروری و بدون پشتوانه. میتونه به یک داستتان عالی تبدیل بشه برای همین بگذارید بیشتر نقاط ضعف رو بگم تا هم شما بهتر بنویسید و هم ما بیشتر لذت ببریم
    ایده داستان واقعا خطرناکه. استفاده از تارخ حقیقی که اکثر ایرانی ها روش تعصب دارن و آمیختن اون با تصوراتی از شاهنامه با ضمینه هایی از جادو، هم میتونه باعث پرواز بشه و هم سقوط. شما الان از لبه پریدی آرزو میکنم در ادامه محکم بال بزنید. بعنوان یک علاقه مند به تاریخ و مخصوصا تاریخ قبل از اسلام تا حدودی تونستم با اون فضای پیش از میلاد که هنوز تمدن در ابتدای شکفتنش بود و اکثر وسایل و لوازم امروزی وجود نداشت ارتباط بگیرم اما فکر میکنم تاریخ هخامنشی به خوبی درش تنیده نشده بود. توصیف بناها و شرایط سیاسی همینطور اقوام مختلف میتونه کمک زیادی بکنه. البته منظورم بیشتر روی وضعیت اجتماعی مردمه. سبک نوشتنتونو دوست دارم اما گاهی لازمه جمله بندی هاتون اصلاح بشه. ویراستار لازمه حتما
    اما چیزی که واقعا منو آزرده کرد دیالوگ ها بود. اصلا لازم نیست برای تاریخی نشون دادن داستان دیالوگ ها رو به این سبک بنویسد. نتونستم ارتباط بگیرم باهاشون. فکر میکنم این دیالوگ ها گوشه دار و خشک زیبایی نوشتار شمارو بی رنگ کرده بود. هرچند من بعنوان یک خواننده نظر میدم و نه چیز دیگه و شما نویسنده اید و مختار تا هر جوری دوست دارید بنویسد.
    قلمتون پیوسته. موفق باشد
    واو، ممنون که خوندی
    متن کلا یک سری کم و کاستی ها داره که نمیتونم ببینم، برای همین سه یا چهار ماه بعد از تموم شدن دوباره بر می گردم سراغش تا اون جاهای خالی رو پر کنم و زدگی هاش رو بزنم.
    درباره ایده هم من اصلا از شاهنامه الهام نگرفتم. مدنظر من اساطیر خود ایران باستانه که توی داستان من جریان دارن. در واقع حتی تاریخ رو هم چیز خاصی ازش نگفتم، فقط اون قسمت هایی رو که لازم داشتم ازش برداشتم و توی داستان خودم گذاشتم. سیر وقایع این جلد با دنیای واقعی فرق می کنه، من هم روی تاریخم تعصب زیادی دارم برای همین دارم تغییرش میدم. اما خب راست میکی باید بیشتر به موقعیت اجتماعی و سیاسی و فرهنگ و ... بقیه بپردازم. اینکار چون اسم "اهورا مزرا" رو به دلایلی حذف کردم سخته (داستان اصلی درباره طایفه های خاندان پارسه که زرتشتی بودن). خب چاره ای نیست نوشتن این داستان کلا سخته چون همش با مسائل دینی روبرو میشم که باید یه جورایی لاپوشونی کنم.

    دیالوگ ها هم خودم دو به شک بودم که باید چجوری نوشت. گفتم میذارم و با توجه به نظر بقیه اصلاح میکنم اگه لازم بود. خب مثل اینکه باید اصلاح بشن.
    بازم ممنون، شد میام رهجو رو میخونم و در توانم بود نظری میدم.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  15. 2 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 16 123411 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد