صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 30

موضوع: حماسه الیوندر کبیر

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    239
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 115 بار در 59 پست
    میزان امتیاز
    2

    حماسه الیوندر کبیر

    سلام دوستان
    واما بعد.....
    چند وقتی بود که داشتم رو یه ایده ای کار می کردم و در نهایت بالاخره تونستم اون رو به تقریر در بیارم.
    داستان درباره ی پسری به نام الیوندر استوارت هست که در دنیایی به نام ادینبرا رخ میده.داستان در دوره ی الیوندر بیست و هفتم و درباره ی ولیعهدش رخ میده که پر از دسیسه و ارواح و جادو و دستکاری در طبیعته ...
    سعیم بر اینه که هر هفته یه فصل بدم .فعلا که مقدمه کار رو به صورت سوم شخص از افسانه ارواح ثلاثه بیان کردم.
    لطفا با نظراتتون در هر چه بهتر کردنه قلم داستان کمک کنین .
    با تشکر.





    افسانه ارواح ثلاثه(مقدمه)

    ویرایش توسط آقا هومن : 07-17-2018 در ساعت 20:41
    امضای ایشان
    حماسه الیوندر کبیر
    از امنحت پرسيدم تو چه طور مردي؟
    او گفت:آنانکه گرم تر در آغوش گرفتم به من خنجر زدند,
    آنانکه جامه پوشانيدم مرا به چشم سايه ديدند
    و انانکه با عطريات خود خوشبويشان کردم پيکرم را الوده کردند و از موميايي کردنم سر باز زدند.
    من بر دسیسه ها و دشمنان خارجی پیروز گشتم ولی دربرابر خانواده خود شکست خوردم.




  2. Top | #21


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    108
    پسندیده
    26
    مورد پسند : 140 بار در 59 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط M,baran نمایش پست ها
    چرا؟؟؟؟؟ مگه ادامه نداره؟؟
    اینطور که معلومه نه...
    امضای ایشان
    گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
    و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !

  3. Top | #22

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1292
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    -45
    پسندیده
    13
    مورد پسند : 7 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    2
    آقا پس این فصلی که قرار بود بفرستی چی شد؟

  4. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    253
    امتیاز
    2,062
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 290 بار در 148 پست
    میزان امتیاز
    2
    انقدر به بدبخت فشار نیارین. بذارین یه چیز خوب تحویل بده به جای این که پر از اشکال باشه سر عجله :/
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #24


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    108
    پسندیده
    26
    مورد پسند : 140 بار در 59 پست
    میزان امتیاز
    2
    تیک تاک ... تیک تاک ...
    امضای ایشان
    گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
    و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !

  7. Top | #25

    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    196
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    7
    پسندیده
    60
    مورد پسند : 21 بار در 6 پست
    میزان امتیاز
    2
    با سلام
    مقدمه قشنگی داشت ولی تا ادامه داستان نیاد نمیشه در مورد بقیه داستان نظری داشت؟نویسنده عزیز یک خبری از خودتون بدید.

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #26



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    42
    نوشته ها
    769
    امتیاز
    1,626
    پسندیده
    364
    مورد پسند : 2,650 بار در 954 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    باز من
    اومدم یوخده چرت و پرت بنویسم و برم
    راستش چند وقت بود که داستان فانتزی به معنای فانتزی نخونده بودم.
    همشون هنری شده بودن، یه دنیای اجق وجق خلق میکردن بعد مثلا از زاویه زیر بغل یارو کل داستان رو روایت میکردن یه پیام خفنم میدادن و میشد هنری.
    دلم یکم برای داستان هایی که تمیز و مرتب باشه تنگ شده بود. داستانایی مثل تو.
    این طور که معلومه یک داستان فانتزی حماسی داریم به سبک قدیمی هاش. پر از جادو و هیولا و ارواح و یه دنیای بزرگ برای گشتن و متحیر شدن.
    که خیلیم خوبه!
    مقدمت رو خوندم، ایده ی کلیش، مخصوصا ارواح ثلاثه، جذاب بود و دوستش داشتم. امیدوارم ادامش بدی.
    اینکه چندتا روایت رو تو مقدمت داشتی جسارت و ایده ی خوبی بود، ولی یکم دقت میکردی بهتر میشد، یعنی چه؟ الان میگم.
    ببین یه زمانی هست ما خیلی کلاسیک سه خط مثلا شعر یا هرچیز دیگه مینویسیم که خواننده سنگ کوب کنه، مخش جفت کنه، بشینه داستانو بخونه. مثل اون شعر اول ارباب حلقه ها.(صدای خانم علو همش میاد تو مغزم، عجب دوبله ای!)
    ولی یه زمانی هست، نه، مقدمت طولانیه.
    این یه خورده به در و دیوار زدن میخواد و خب کمی تا مقداری جنون.
    به این شکل که یک زاویه ثابت باید پیدا میکردی که میشد راویت، که حالا هویت مجهول میتونه داشته باشه یا یک دانای کل. بعد مقدمه و قسمت هاش رو(هجرت به این سرزمین، مردگان سرزمین جدید، شاه و رفقا و...) یا به صورتی پیوسته(که هر قسمت رو نباید تموم بکنی بلکه باید سیال بری جلو ولی مرز هات معلوم باشه) یا اینکه با یه لحن ادبی که بعدش میشد توی فرم با یک سری سر فصل وار ها، به صورت تیکه تیکه بگی.
    مثلا میگفتی:
    هجرت
    فلان فلان فلان
    ارواح
    پالام پولوم پلیش
    تو سر و کله ی هم کوبیدن ملت
    هوب!
    بعد بری تا ته.
    نثرت دوست داشتنی بود ولی دوتا نکته:
    استعمال لغات عربی هیچ اشکالی نداره ولی حواست باشه که روح داستانتو بهم نزنه.
    مثلا داری از یه داستان حرف میزنی که پر لغات انگلیسیه، یهو مثلا آوردن دبکه و طواف و حرام باحال نی، حواست باشه.
    دویّمم اینکه به قول با سواداش علامات سجاوندی یا همون نقطه ویرگول رو رعایت کن. چون یه سری جاها داستانت نیاز به مکث داشت، ولی خب نبود.
    اینا رو اوکی کنی و حواستم به همه چی باشه و اینها و یه ویراستار خوب بگیری و تجربه کسب کنی
    نویسنده موفقی میشی
    ببشخید شر و ور گفتم
    یاعلی
    امضای ایشان
    نه آدم درست و حسابیی هستم و نه در حدی هستم که بخوام بگم مصداق سخنان این مردم، ولی خب، رویا پرداختن درباره خوب بودن که اشکالی نداره.

    من به همه سفارش میکنم به هر شکل ممکن وسایل ارتقای اخلاقی و اعتقادی و علمی و هنری جوانان را فراهم سازید؛ و آنان را تا مرز رسیدن به بهترین ارزش ها و نوآوری ها همراهی کنید؛ و روح استقلال و خودکفایی را در آنان زنده نگه دارید. مبادا ... جوانان ما را، تحقیر و سرزنش نمایند و خدای ناکرده از پیشرفت و استعداد خارجی ها بت بتراشند و روحیه پیروی و تقلید و گداصفتی را در ضمیر جوانان تزریق نمایند. به جای اینکه گفته شود که دیگران کجا رفتند و ما کجا هستیم به هویت انسانی خود توجه کنند و روح توانایی و راه و رسم استقلال را زنده نگه دارند.
    #امام
    #خمینی
    #امام_خمینی

  10. 3 پسندیده توسط:


  11. Top | #27

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    شماره عضویت
    1653
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    -7
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 5 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    2
    معمولا همه نویسنده ها همینجوری هستن یه فصل میدن میرن دیگه پیداشون نمیشه

  12. Top | #28


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    780
    پسندیده
    264
    مورد پسند : 119 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام فصل جدید نمی ذارید؟ خیلی وقته منتظریما
    امضای ایشان
    نبما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  13. Top | #29


    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    239
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 115 بار در 59 پست
    میزان امتیاز
    2
    دوستان ...ببخشید که این همه تو انتظار موندین و اما بعد...
    حماسه الیوندر کبیر بر خلاف نظر دوستان کنار گذاشته نشده...
    تنها قضیه ای که هست اینه که به دلیل ناکامی اینجانب در رسیدن به رشته مورد علاقه ام در دانشگاه مجبور به مطالعه دوباره برای کنکور شدم و فعالیت های اینترنتی رو به شدت محدود کردم ...ولی خوب حماسه هم چنان باقی است و قریب به ۷ فصل ۳۰ صفحه ای از حماسه نگارش شده که به دلیل سبک خاص نگارش که می خواستم به شکل تاریخ حماسی سرزمینی به نام ادینبرا باشه ( نمونه ی این نوع آثار رو در تاریخ بیهقی می تونین ببینین) کار ،کمی کند پیش میره ولی متوقف نشده و تصمیم دارم هنگام تکمیل کار در سال آینده این اثر سترگ!رو در اینترنت انتشار بدم که در صورت بسته شدن بوک پیج (با تاسف و اندوه فراوان) در سرزمین پیشتاز پخش میشه.
    و اما من نفهمیدم غرض از بستن بوک پیج چیه؟شما الان در کل انجمن پر کار پیدا نمی کنی نه بوک پیج نه پیشتازیا و نه....که خوب اگر بخوایم هر کجا کم کار شد ببندیمش دیگه انجمنی نمی مونه.
    والسلام!
    امضای ایشان
    حماسه الیوندر کبیر
    از امنحت پرسيدم تو چه طور مردي؟
    او گفت:آنانکه گرم تر در آغوش گرفتم به من خنجر زدند,
    آنانکه جامه پوشانيدم مرا به چشم سايه ديدند
    و انانکه با عطريات خود خوشبويشان کردم پيکرم را الوده کردند و از موميايي کردنم سر باز زدند.
    من بر دسیسه ها و دشمنان خارجی پیروز گشتم ولی دربرابر خانواده خود شکست خوردم.



  14. Top | #30


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    80
    امتیاز
    252
    پسندیده
    171
    مورد پسند : 125 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط آقا هومن نمایش پست ها
    دوستان ...ببخشید که این همه تو انتظار موندین و اما بعد...
    حماسه الیوندر کبیر بر خلاف نظر دوستان کنار گذاشته نشده...
    تنها قضیه ای که هست اینه که به دلیل ناکامی اینجانب در رسیدن به رشته مورد علاقه ام در دانشگاه مجبور به مطالعه دوباره برای کنکور شدم و فعالیت های اینترنتی رو به شدت محدود کردم ...ولی خوب حماسه هم چنان باقی است و قریب به ۷ فصل ۳۰ صفحه ای از حماسه نگارش شده که به دلیل سبک خاص نگارش که می خواستم به شکل تاریخ حماسی سرزمینی به نام ادینبرا باشه ( نمونه ی این نوع آثار رو در تاریخ بیهقی می تونین ببینین) کار ،کمی کند پیش میره ولی متوقف نشده و تصمیم دارم هنگام تکمیل کار در سال آینده این اثر سترگ!رو در اینترنت انتشار بدم که در صورت بسته شدن بوک پیج (با تاسف و اندوه فراوان) در سرزمین پیشتاز پخش میشه.
    و اما من نفهمیدم غرض از بستن بوک پیج چیه؟شما الان در کل انجمن پر کار پیدا نمی کنی نه بوک پیج نه پیشتازیا و نه....که خوب اگر بخوایم هر کجا کم کار شد ببندیمش دیگه انجمنی نمی مونه.
    والسلام!
    حیف انشاالله که امسال موفق بشید به اون چیزی که می خواید برسید من تازه داستان رو خوندم و می خوام بگم که قلمتون خوب و روونه و از مقدمه لذت بردم و منتظر ادامه داستان هستم.
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد