صفحه 57 از 57 نخستنخست ... 74754555657
نمایش نتایج: از 561 به 564 از 564

موضوع: آلینور (رهجو)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,348
    امتیاز
    19,861
    پسندیده
    961
    مورد پسند : 4,517 بار در 1,428 پست
    میزان امتیاز
    2

    Exclamation آلینور (رهجو)

    به سرنوشت اعتقادی ندارم. هدفی برای زندگی قائل نیستم. ما تنها در میان مسیر های بیشمار سرگردانیم. انتخاب های ماست که به زندگیمان جهت میدهد. ما مسیرمان را از بین تقاطع های بسیاری که پیش رویمان قرار دارد انتخاب میکنیم. این ما هستیم که تعیین میکنیم از کدام مسیر برویم. این ما هستیم که آینده را می سازیم. چیزی از قبل مقدر نشده است.
    گذشته، گذشته است و آینده هنوز بوجود نیامده. زندگی آبی روان نیست که بشود در جهت یا خلاف جهت آن شنا کرد. نمیشود به گذشته یا آینده رفت. زندگی مانند سنگیست که از فراز نامتناهی رها شده است و تا ابد سقوط خواهد کرد. همیشه در حرکت خواهد بود؛ بدون توقف و در یک جهت.
    مردی عاقل را میشناختم؛ هنوز نمیدانم با من موافق بود یا مخالف، او به سرنوشت اعتقاد داشت. هرچند، شاید به گونه ای دیگر. میگفت نام سرنوشت را اشتباه بر آن نهاده اند. سر نوشته هارا ما انتخاب میکنیم ما هستیم که تعیین میکنیم کدام صفحه را بخوانیم اما آنچه در میان صفحات قرار دارد را از قبل نوشته اند. آن دوراهی هارا ما برمی گزینیم اما وقتی وارد مسیری شویم آنچه روزگار پیش رویمان قرار میدهد از کنترل ما خارج است. مسیر ها مشخص اند. راه ها از قبل بوجود آمده اند هرچند این ما هستیم که آنهارا برمی گزینیم.
    با این حال گاهی، فردی در زمان مناسب، در مکان مناسب قرار میگیرد و انتخاب هایش اورا به سمتی هدایت میکند که شاید از قبل مقدر شده است. پس آیا این انتخاب ها نیز از قبل مقدر شده اند؟ آیا ما عروسک هایی هستیم که تنها زیر دستان زبردست بازی گردان تکان میخوریم؟ ...نمیدانم. این بازی پیچیده ایست و هرکس که آنرا به راه انداخته خوب بازی میکند.


    بعضی از دیالوگ ها :
    « هیچ چیز هیچ وقت آسون نیست. اگر آسون بود بدون یه جای کار ایراد داره. نمیشه توازن دنیارو بهم زد. هرچیز یه بهایی داره. اگر چیزی رو میخوایی باید یه چیز دیگه رو بجاش بدی. این یه قانونه. نمیشه دورش زد. نمیشه خمش کرد. فقط باید همیشه یادت باشه. چیزی که تو میخوایی کاری که میکنی شاید بنظر خودت مهم نباشه اما میتونه نتایج دیوانه واری در پی داشته باشه. »
    ....................................
    « نمیدونم چطور اتفاق افتاد اما این اولین باره که یه چیزیو اینقدر میخوام. نمیتونم جلوی خودمو بگیرم ... احساس بدبختی میکنم »
    مرد زیر لب به ارامی گفت : « حتی الماس هم بدون تراش فقط یه سنگه... عجب داستان جالبی... امیدوارم در انتها ارزشش رو داشته باشه.»
    سپس تلخ خندی زد و همانطور که پشت به پسر ایستاده بود سرش را تکان داد و گفت : « ارزش های هرکس متفاوتن. یکی با قدرت یکی با پول و دیگری با عشق. این چیزی رو عوض نمیکنه. گذاشتن اسم عشق روی کارت باعث نمیشه کمتر خودخواهانه بنظر بیاد. با این حال کمکت میکنم. میدونم چی در انتظارته. میدونم قراره به کجا برسه اما کمکت میکنم. تو تصمیمتو گرفتی و نتایجش رو هم پذیرفتی. بعنوان پدرت کنارت میمونم اما حرف های امروزم رو فراموش نکن. »
    ..................................
    « تو انتقام رو با کینه اشتباه گرفتی پسر. انتقام وظیفه ایه که بر دوشمونه اما کینه باریه که بر پشت احساس سواره. خودت رو از کینه خالی کن. نمیگم ببخش. نباید ببخشی. منم نمیبخشم. چون لیاقتش رو ندارن. اما نزار کینه قلبتو تسخیر کنه. این انتقام نیست. فقط پستیه »
    « انتقام باید گرفته بشه. کسانی که به اسم بخشش گناهکار رو رها میکنن سنت ظلم و مرگ رو در زمین بجا میزارن»

    ویرایش توسط proti : 02-15-2019 در ساعت 19:17
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #561


    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضویت
    529
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    17
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 93 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    [QUOTE=senator;37439]داداش تکلیف مارو معلوم کن فصل میزاری یا نه
    اگه نمیتونی بزاری بگو تا یه مدت بیخیال بشیم درستش کنی وقتم براش تعیین نکن نمیشه هر شب بیدار موند که یا اگه میخوای مثل محمد(envelope) کن ویرانی رو بست گفت هر موقع خواستم فصل بزارم بازش میکنم این شکلی ماهم راحت میشیم هرموقع فصل اومد سریع درموردش میفهمیم
    همه کمی خونسرد باشن
    خودت نارحت نکن شاید مشکلی برای نویسنده پیش اومده باشه ماکه خبر نداریم امیدوارم زودتر فصل بدن تا همه ازکوره درنرفتن

  3. Top | #562

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1514
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    2,320
    پسندیده
    9
    مورد پسند : 29 بار در 17 پست
    میزان امتیاز
    2
    برای خوندن رمانت چه شبهای که نخوابیدم
    و تو با ما این کارو کردی

  4. 2 پسندیده توسط:


  5. Top | #563


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    525
    امتیاز
    3,814
    پسندیده
    1,000
    مورد پسند : 1,433 بار در 543 پست
    میزان امتیاز
    2
    میدونی
    دیشب چشم رو هم نزاشتم تا صبح بیدار بودم
    که شاید فصل بیاد و من خواب باشم
    ولی امشب نمی تونم صبح زود باید برم کلاس دارم
    پس یه لطفی کن این فصل رو قبل یازده بزار تا دوازده میخونمش
    تا صبح بتونم ساعت ۴بیدارشم به کلاسم برسم
    من همیشه سر کلاسش دیر حاضر میشم این دفعه رام نمیده
    پس اذیت نکپ
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  6. 5 پسندیده توسط:


  7. Top | #564


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    163
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    10
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 186 بار در 112 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل 13 خوب بود اما زمان زیادی ازش گذشته کی فصل جدید رو می زارید؟

صفحه 57 از 57 نخستنخست ... 74754555657

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد