صفحه 2 از 59 نخستنخست 123451252 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 588

موضوع: آلینور (رهجو)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    4,362
    پسندیده
    63
    مورد پسند : 264 بار در 84 پست
    میزان امتیاز
    2

    Exclamation آلینور (رهجو)

    به سرنوشت اعتقادی ندارم. هدفی برای زندگی قائل نیستم. ما تنها در میان مسیر های بیشمار سرگردانیم. انتخاب های ماست که به زندگیمان جهت میدهد. ما مسیرمان را از بین تقاطع های بسیاری که پیش رویمان قرار دارد انتخاب میکنیم. این ما هستیم که تعیین میکنیم از کدام مسیر برویم. این ما هستیم که آینده را می سازیم. چیزی از قبل مقدر نشده است.
    گذشته، گذشته است و آینده هنوز بوجود نیامده. زندگی آبی روان نیست که بشود در جهت یا خلاف جهت آن شنا کرد. نمیشود به گذشته یا آینده رفت. زندگی مانند سنگیست که از فراز نامتناهی رها شده است و تا ابد سقوط خواهد کرد. همیشه در حرکت خواهد بود؛ بدون توقف و در یک جهت.
    مردی عاقل را میشناختم؛ هنوز نمیدانم با من موافق بود یا مخالف، او به سرنوشت اعتقاد داشت. هرچند، شاید به گونه ای دیگر. میگفت نام سرنوشت را اشتباه بر آن نهاده اند. سر نوشته هارا ما انتخاب میکنیم ما هستیم که تعیین میکنیم کدام صفحه را بخوانیم اما آنچه در میان صفحات قرار دارد را از قبل نوشته اند. آن دوراهی هارا ما برمی گزینیم اما وقتی وارد مسیری شویم آنچه روزگار پیش رویمان قرار میدهد از کنترل ما خارج است. مسیر ها مشخص اند. راه ها از قبل بوجود آمده اند هرچند این ما هستیم که آنهارا برمی گزینیم.
    با این حال گاهی، فردی در زمان مناسب، در مکان مناسب قرار میگیرد و انتخاب هایش اورا به سمتی هدایت میکند که شاید از قبل مقدر شده است. پس آیا این انتخاب ها نیز از قبل مقدر شده اند؟ آیا ما عروسک هایی هستیم که تنها زیر دستان زبردست بازی گردان تکان میخوریم؟ ...نمیدانم. این بازی پیچیده ایست و هرکس که آنرا به راه انداخته خوب بازی میکند.


    بعضی از دیالوگ ها :
    « هیچ چیز هیچ وقت آسون نیست. اگر آسون بود بدون یه جای کار ایراد داره. نمیشه توازن دنیارو بهم زد. هرچیز یه بهایی داره. اگر چیزی رو میخوایی باید یه چیز دیگه رو بجاش بدی. این یه قانونه. نمیشه دورش زد. نمیشه خمش کرد. فقط باید همیشه یادت باشه. چیزی که تو میخوایی کاری که میکنی شاید بنظر خودت مهم نباشه اما میتونه نتایج دیوانه واری در پی داشته باشه. »
    ....................................
    « نمیدونم چطور اتفاق افتاد اما این اولین باره که یه چیزیو اینقدر میخوام. نمیتونم جلوی خودمو بگیرم ... احساس بدبختی میکنم »
    مرد زیر لب به ارامی گفت : « حتی الماس هم بدون تراش فقط یه سنگه... عجب داستان جالبی... امیدوارم در انتها ارزشش رو داشته باشه.»
    سپس تلخ خندی زد و همانطور که پشت به پسر ایستاده بود سرش را تکان داد و گفت : « ارزش های هرکس متفاوتن. یکی با قدرت یکی با پول و دیگری با عشق. این چیزی رو عوض نمیکنه. گذاشتن اسم عشق روی کارت باعث نمیشه کمتر خودخواهانه بنظر بیاد. با این حال کمکت میکنم. میدونم چی در انتظارته. میدونم قراره به کجا برسه اما کمکت میکنم. تو تصمیمتو گرفتی و نتایجش رو هم پذیرفتی. بعنوان پدرت کنارت میمونم اما حرف های امروزم رو فراموش نکن. »
    ..................................
    « تو انتقام رو با کینه اشتباه گرفتی پسر. انتقام وظیفه ایه که بر دوشمونه اما کینه باریه که بر پشت احساس سواره. خودت رو از کینه خالی کن. نمیگم ببخش. نباید ببخشی. منم نمیبخشم. چون لیاقتش رو ندارن. اما نزار کینه قلبتو تسخیر کنه. این انتقام نیست. فقط پستیه »
    « انتقام باید گرفته بشه. کسانی که به اسم بخشش گناهکار رو رها میکنن سنت ظلم و مرگ رو در زمین بجا میزارن»

    ویرایش توسط proti : 02-24-2019 در ساعت 14:12


  2. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1509
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    2
    پسندیده
    464
    مورد پسند : 155 بار در 80 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان جدید آمده امید وارم فانتزی باشه جادو و جادوگری داشته باشه

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,682
    پسندیده
    706
    مورد پسند : 322 بار در 109 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    منم مثل خودت عشق وارکرافتم و البته کلا دنیای فانتزی.
    من که واقعا جذب نوشتت شدم و موقع خوندن حس خوبی داشتم.
    فقط مقدمه یکم سخت بود تسلط روی فهمیدن کاملش بخاطر تنوع اسم ها - اونم اسم های سخت و قلمبه:)
    باید یکم بگذره و داستان جلو بره تا اسم ها جا بیفته برای آدم.
    با قدرت ادامه بده دوست عزیز

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    1,536
    پسندیده
    77
    مورد پسند : 208 بار در 93 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    واقعا با خوندن سرآغاز رفتم به دنیای تالکین و ارباب حلقه ها، خیلی خوب بود، فقط بدیش شاید اسم های سختش باشه، آدم رو گیج و سردرگم میکنه... البته شاید با جلو رفتن داستان واسه ما جا بیفته... اما شاید همین دلیلی بشه واسه ریزش مخاطب، شاید تو جذب مخاطب موفق نشه، اگه بتونی بهترش کنی این مورد رو بهت قول میدم بهترین داستان میشه...
    امیدوارم موفق باشی.
    .
    .
    .
    راستی فصل دهیت چطوریه؟ در هفته چند فصل میدی؟ چه روزهایی فصل میدی؟
    اگر اینا رو مشخص کنی خواننده ها خوشحالتر میشن
    مرسی از زحماتی گه میکشی و به صورت رایگان ما رو سرگرم میکنی

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #14


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1509
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    2
    پسندیده
    464
    مورد پسند : 155 بار در 80 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟ به نظرم قهرمان داستان هم همین نوزاد است در مورد این دشمنان نامرئی هم یه توضیح بده بی زحمت

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #15



    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    118
    امتیاز
    1,287
    پسندیده
    295
    مورد پسند : 229 بار در 98 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    من از طرفدارای جدی اثار تالکین هستم که به دنبالش سری وارکرافت رو هم دوست دارم بنابراین داستانی که نوشتم از همون عناصر اصلی استفاده کرده که در این مجموعه ها وجود داشته. جهانی بزرگ با نژادهای مختلف و نظام جادویی پیچیده که توجیه منطقی برای انواع جادوها داره همچنین چند خط سیر داستانی که روند اصلی رو تکمیل میکنن. اما مهم ترین نکته که باید بگم اینه که مثل بقیه داستان های تقابل خیر و شر شما نمیتونید لزوما طرف خیر رو بگیرید. قلب سخت شخصیت مثبت با روان ملایم شخصیت منفی که باعث میشه نتونید طرفتونو برای برنده شدن انتخاب کنید. و آخرین مورد اینکه قطعا ماجراهایی که میخونید باعث میشه نتیجه گیری هایی داشته باشید اما حاضرم شرط ببندم هیچکس نمیتونه حدس بزنه پشت اتفاقاتی که نوشته شده چه چیزهایی در جریانه
    موفق باشید
    سلام. خسته نباشی. سرآغاز و فصل اول رو خوندم، خیلی خوب بودن. خیلی دوست داشتم هر هشت فصلی که نوشتی رو با هم بزاری! برنامه ای برای ارائه داری؟

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #16



    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    88
    امتیاز
    4,362
    پسندیده
    63
    مورد پسند : 264 بار در 84 پست
    میزان امتیاز
    2
    اول از دوستانی که وقت گذاشتن و داستانو خوندن خیلی ممنون نظراتتون باعث دلگرمیه و اینکه خوشتون اومده انرژی میده بهم
    در ادامه باید بگم ممکنه سرآغاز با نثری شاید سنگین شروع شده باشه اما نمیتونه ادامه پیدا کنه چون نه قلمم این قدرتو داره و نه کسی مثل من توانایی پردازش چنین نثری رو داره. در ادامه و طی فصول داستان روان خواهد بود طوری که نگرانم شاید حوصلتون سر بره اما قطعا کمی که جلوتر بریم و با فضای داستان آشنا بشید و با اون شخصیتهایی که باید ارتباط بگیرید خوشتون خواهد اومد
    همچنین گفتید که کلمات نا مانوس زیادی در داستان هست اما باید بگم اسم هایی که در این داستان هست در مقابل نام های ناآشنای جهان ساخته ی ارباب تالکین حتی حساب هم نمیشه.فکر میکم وجود این نام های خیالی باعث میشه خواننده بیشتر با داستان ارتباط بگیره و احتمالا مفیده هرچند و هرچند اگر یک ضمینه مناسب پشت این اسم های نا آشنا نباشه که باعث بشه در ذهن خواننده بشینه باعث سردرگمی خواهد بود. برای همین به نظرات شما عزیزان برای ایجاد همین ضمینه مناسب نیازمندم شاید توضیح در پاورقی فکر خوبی باشه
    در رابطه با فصل دهی هم خیالتون راحت هفته بعد فصل دوم روی سایت خواهد بود هرچند شاید هر دوهفته یک فصل هم فکر بدی نباشه. بستگی به سرعت نوشتن داستان داره
    موضوع دیگه ای که ممکنه خیالتونو راحت کنه اینه که تا جلد دوم این داستان نوشته شده. وقتی پانزده سالم بود نوشتم و وقتی ایده بهتری به ذهنم رسید رهاش کردم تا اونو ادامه بدم.داستانی که روی کاغذه و بجز خودم هنوز کسی اونو نخونده. اما امسال تصمیم گرفتم در این سایت به اشتراک بزارم تا هم قلم خودم قوی بشه و هم دوستان لذت ببرند اگر قابل بدونید

    و در آخر از زحمات ویراستار عزیز، بانو پروتی، که واقعا بسیار کمک کردند ممنونم

    اوقات بخیر و روزگار بکام

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط hacker20 نمایش پست ها
    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟ به نظرم قهرمان داستان هم همین نوزاد است در مورد این دشمنان نامرئی هم یه توضیح بده بی زحمت
    والا انرژی خالصیه که در کائنات جریان داره. شکل های انرژی مثل انرژی گرمایی و نورانی و .... والار خالص ترین حالته که به همه چیز تبدیل میشه
    چون داستان فصل به فصل ارائه میشه بهتون حق میدم که اینها براتون سوال بشه اما قول میدم در آینده همه چیز طی داستان توضیح داده خواد شد از جمله همین دشمنان نامرئی که کم هم نیستند


  13. Top | #17


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    1,536
    پسندیده
    77
    مورد پسند : 208 بار در 93 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    اول از دوستانی که وقت گذاشتن و داستانو خوندن خیلی ممنون نظراتتون باعث دلگرمیه و اینکه خوشتون اومده انرژی میده بهم
    در ادامه باید بگم ممکنه سرآغاز با نثری شاید سنگین شروع شده باشه اما نمیتونه ادامه پیدا کنه چون نه قلمم این قدرتو داره و نه کسی مثل من توانایی پردازش چنین نثری رو داره. در ادامه و طی فصول داستان روان خواهد بود طوری که نگرانم شاید حوصلتون سر بره اما قطعا کمی که جلوتر بریم و با فضای داستان آشنا بشید و با اون شخصیتهایی که باید ارتباط بگیرید خوشتون خواهد اومد
    همچنین گفتید که کلمات نا مانوس زیادی در داستان هست اما باید بگم اسم هایی که در این داستان هست در مقابل نام های ناآشنای جهان ساخته ی ارباب تالکین حتی حساب هم نمیشه.فکر میکم وجود این نام های خیالی باعث میشه خواننده بیشتر با داستان ارتباط بگیره و احتمالا مفیده هرچند و هرچند اگر یک ضمینه مناسب پشت این اسم های نا آشنا نباشه که باعث بشه در ذهن خواننده بشینه باعث سردرگمی خواهد بود. برای همین به نظرات شما عزیزان برای ایجاد همین ضمینه مناسب نیازمندم شاید توضیح در پاورقی فکر خوبی باشه
    در رابطه با فصل دهی هم خیالتون راحت هفته بعد فصل دوم روی سایت خواهد بود هرچند شاید هر دوهفته یک فصل هم فکر بدی نباشه. بستگی به سرعت نوشتن داستان داره
    موضوع دیگه ای که ممکنه خیالتونو راحت کنه اینه که تا جلد دوم این داستان نوشته شده. وقتی پانزده سالم بود نوشتم و وقتی ایده بهتری به ذهنم رسید رهاش کردم تا اونو ادامه بدم.داستانی که روی کاغذه و بجز خودم هنوز کسی اونو نخونده. اما امسال تصمیم گرفتم در این سایت به اشتراک بزارم تا هم قلم خودم قوی بشه و هم دوستان لذت ببرند اگر قابل بدونید

    و در آخر از زحمات ویراستار عزیز، بانو پروتی، که واقعا بسیار کمک کردند ممنونم
    خیلی هم خوبه...منتطر بقیه فصول هستیم

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #18


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    531
    امتیاز
    5,127
    پسندیده
    1,053
    مورد پسند : 1,463 بار در 549 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    تازه دیدمش خیلی خوشحال شدم
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  16. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1599
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    -65
    پسندیده
    1
    مورد پسند : 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    2
    باخوندنش یاد بازی دارک سولز افتادم من هیچی از حلقه ها نفهمیدم اگه میشه یکم ساده تر بگو و هرچند یکبار فصل میزاری

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #20


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    531
    امتیاز
    5,127
    پسندیده
    1,053
    مورد پسند : 1,463 بار در 549 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    خیلی خوب بود
    از این که دوباره یه داستان عالی روی سایت میبینم خوشحالم
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

صفحه 2 از 59 نخستنخست 123451252 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد