صفحه 2 از 16 نخستنخست 1234512 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 159

موضوع: رهجو

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,306
    امتیاز
    20,684
    پسندیده
    927
    مورد پسند : 4,304 بار در 1,383 پست
    میزان امتیاز
    2

    رهجو

    سلام بچه ها خسته نباشید
    خب بازم تابستون شد و یه سری داستان جدید رو نمایی شد.
    این یه داستان جدیده که دوستمون امیر آقا زحمت نوشتنش رو میکشن
    داستان خوب و قوی ای داره که مطمئنم خیلی زود جذبتون میکنه (خودم هشت فصلشو خوندم و تو خماری نهمیم)
    پس زیاد معطل نمی مونین.


    بخش هایی از این کتاب که ممکنه کمک کنه یه ذهنیتی نسبت به این داستان بدست بیارید
    «همیشه لزوما کار خوب و کار درست یکی نیستن. گاهی مجبوری برای رسیدن به نتیجه درست کاری رو انجام بدی که لازمه. تفاوت بین آدم های ضعیف و قوی هم همینه. بیشتر مردم فقط جلوی بینیشونو میبین اما من ،چند قدم دورتر رو میبینم. تاحالا یک بچه رو کشتی؟»
    مرد لحظه ای سکوت کرد و آب دهانش را قورت داد. این را از تکانی که سیبک گلویش خورده بود فهمید. نفس عمیقی کشید و همانطور که حلقه ی اشک چشمانش پر آب تر میشد ادامه داد: « در سارنیر نوزادیو از آغوش مادرش جدا کردم و جلوی چشم همه گلوشو بریدم. بهش افتخار نمیکنم. هنوزم کابوسشو میبینم اما اگر مجبور بشم بازم انجامش میدم چون لازمه. چون این دنیا به آدمایی مثل من نیاز داره که بتونن تصمیم های سختو بگیرن. آدما اکثرا بَدن فقط هنوز خودشون نیمدونن. من میدونم که کارای بدی کردم خیلی بد اما هیچ وقت بدون دلیل نبوده هیچ وقت بخاطر لذت خودم کسیو آزار ندادم» « شاید حق با تو باشه اما میدونی نکته کجاست؟ اینکه همه فکر میکنن حق با اوناست و کاری که اونا انجام میدن درست ترین کاره. گفتی اکثر آدما بدن اما اینطور نیست اونا فقط احمقن. نمیدونن چی خوبه و چی بد.شاید فکر کنن میدونن اما اینطور نیست. اونا فقط فکر میکنن که میدونن. در واقع اکثر مردم حتی فکر هم نمیکنن. فقط میشنون و باور میکنن. توهم از اونایی. یه **** که فکر میکنه هرکاری که بکنه درسته. تو فقط یک احمقی نه بیشتر»
    لتاس همانطور که سرش را به سر پسر جوان تکیه داده بود گفت:«تا جایی که خرد من اجازه داده نقصی در تو نمیبینم. ذهنی سریع. بدنی قوی. چهره ای که به زیبایی اون ندیدم و خیلی چیزهای دیگه؛ اما نکته همینه پسرم. همینه که منو نگران میکنه. همه چیز در دنیا در عین اینکه بی نظمه، منظمه. همه چیز در عین نابرابری کاملا در توازنه. حُسن هامون به اندازه نقص هامون بزرگه. این همون توازنه. این نقطه های تاریک شاید از دور بزرگ به نظر نرسه اما در شخصیت ما همون نقطه کلیدیه که باعث سقوطمون میشه. من نتونستم نقص تورو بفهمم و این نگرانم میکنه» لتاس پس از چند لحظه سکوت با جدیت ادامه داد:«همه چیز بر اساس توازنه. طبیعت هم همینطوره اگر چنگال های شکارچی تیزتر بشه پاهای شکار سریع تر میدوه. اگر به آدریان چیزی داده شده باید بهای اونو بپردازه. دنیا اینطوری کار میکنه و من نمیتونم تصور کنم بهای اونچه که به تو داده شده چی میتونه باشه. تو مسئولیتی خواهی داشت. نمیدونم کِی اما خواهد بود. برات دعا میکنم پسرم. برای رستگاریت دعا میکنم».



    قبل گذاشتن فصل اول بریم سراغ سر آغاز رهجو

    ویرایش توسط bahani : 08-16-2018 در ساعت 20:02
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1509
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    115
    پسندیده
    226
    مورد پسند : 99 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان جدید آمده امید وارم فانتزی باشه جادو و جادوگری داشته باشه

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    38
    امتیاز
    29
    پسندیده
    247
    مورد پسند : 136 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    منم مثل خودت عشق وارکرافتم و البته کلا دنیای فانتزی.
    من که واقعا جذب نوشتت شدم و موقع خوندن حس خوبی داشتم.
    فقط مقدمه یکم سخت بود تسلط روی فهمیدن کاملش بخاطر تنوع اسم ها - اونم اسم های سخت و قلمبه:)
    باید یکم بگذره و داستان جلو بره تا اسم ها جا بیفته برای آدم.
    با قدرت ادامه بده دوست عزیز

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    101
    پسندیده
    24
    مورد پسند : 129 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    واقعا با خوندن سرآغاز رفتم به دنیای تالکین و ارباب حلقه ها، خیلی خوب بود، فقط بدیش شاید اسم های سختش باشه، آدم رو گیج و سردرگم میکنه... البته شاید با جلو رفتن داستان واسه ما جا بیفته... اما شاید همین دلیلی بشه واسه ریزش مخاطب، شاید تو جذب مخاطب موفق نشه، اگه بتونی بهترش کنی این مورد رو بهت قول میدم بهترین داستان میشه...
    امیدوارم موفق باشی.
    .
    .
    .
    راستی فصل دهیت چطوریه؟ در هفته چند فصل میدی؟ چه روزهایی فصل میدی؟
    اگر اینا رو مشخص کنی خواننده ها خوشحالتر میشن
    مرسی از زحماتی گه میکشی و به صورت رایگان ما رو سرگرم میکنی

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #14


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1509
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    115
    پسندیده
    226
    مورد پسند : 99 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟ به نظرم قهرمان داستان هم همین نوزاد است در مورد این دشمنان نامرئی هم یه توضیح بده بی زحمت

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #15


    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    199
    پسندیده
    123
    مورد پسند : 122 بار در 58 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    من از طرفدارای جدی اثار تالکین هستم که به دنبالش سری وارکرافت رو هم دوست دارم بنابراین داستانی که نوشتم از همون عناصر اصلی استفاده کرده که در این مجموعه ها وجود داشته. جهانی بزرگ با نژادهای مختلف و نظام جادویی پیچیده که توجیه منطقی برای انواع جادوها داره همچنین چند خط سیر داستانی که روند اصلی رو تکمیل میکنن. اما مهم ترین نکته که باید بگم اینه که مثل بقیه داستان های تقابل خیر و شر شما نمیتونید لزوما طرف خیر رو بگیرید. قلب سخت شخصیت مثبت با روان ملایم شخصیت منفی که باعث میشه نتونید طرفتونو برای برنده شدن انتخاب کنید. و آخرین مورد اینکه قطعا ماجراهایی که میخونید باعث میشه نتیجه گیری هایی داشته باشید اما حاضرم شرط ببندم هیچکس نمیتونه حدس بزنه پشت اتفاقاتی که نوشته شده چه چیزهایی در جریانه
    موفق باشید
    سلام. خسته نباشی. سرآغاز و فصل اول رو خوندم، خیلی خوب بودن. خیلی دوست داشتم هر هشت فصلی که نوشتی رو با هم بزاری! برنامه ای برای ارائه داری؟

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #16


    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    2,543
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 91 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    اول از دوستانی که وقت گذاشتن و داستانو خوندن خیلی ممنون نظراتتون باعث دلگرمیه و اینکه خوشتون اومده انرژی میده بهم
    در ادامه باید بگم ممکنه سرآغاز با نثری شاید سنگین شروع شده باشه اما نمیتونه ادامه پیدا کنه چون نه قلمم این قدرتو داره و نه کسی مثل من توانایی پردازش چنین نثری رو داره. در ادامه و طی فصول داستان روان خواهد بود طوری که نگرانم شاید حوصلتون سر بره اما قطعا کمی که جلوتر بریم و با فضای داستان آشنا بشید و با اون شخصیتهایی که باید ارتباط بگیرید خوشتون خواهد اومد
    همچنین گفتید که کلمات نا مانوس زیادی در داستان هست اما باید بگم اسم هایی که در این داستان هست در مقابل نام های ناآشنای جهان ساخته ی ارباب تالکین حتی حساب هم نمیشه.فکر میکم وجود این نام های خیالی باعث میشه خواننده بیشتر با داستان ارتباط بگیره و احتمالا مفیده هرچند و هرچند اگر یک ضمینه مناسب پشت این اسم های نا آشنا نباشه که باعث بشه در ذهن خواننده بشینه باعث سردرگمی خواهد بود. برای همین به نظرات شما عزیزان برای ایجاد همین ضمینه مناسب نیازمندم شاید توضیح در پاورقی فکر خوبی باشه
    در رابطه با فصل دهی هم خیالتون راحت هفته بعد فصل دوم روی سایت خواهد بود هرچند شاید هر دوهفته یک فصل هم فکر بدی نباشه. بستگی به سرعت نوشتن داستان داره
    موضوع دیگه ای که ممکنه خیالتونو راحت کنه اینه که تا جلد دوم این داستان نوشته شده. وقتی پانزده سالم بود نوشتم و وقتی ایده بهتری به ذهنم رسید رهاش کردم تا اونو ادامه بدم.داستانی که روی کاغذه و بجز خودم هنوز کسی اونو نخونده. اما امسال تصمیم گرفتم در این سایت به اشتراک بزارم تا هم قلم خودم قوی بشه و هم دوستان لذت ببرند اگر قابل بدونید

    و در آخر از زحمات ویراستار عزیز، بانو پروتی، که واقعا بسیار کمک کردند ممنونم

    اوقات بخیر و روزگار بکام

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط hacker20 نمایش پست ها
    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    فصل اولش خوب بود. لطفا در مورد دو خط آخر فصل یه توضیح بده والار همون جادو؟ به نظرم قهرمان داستان هم همین نوزاد است در مورد این دشمنان نامرئی هم یه توضیح بده بی زحمت
    والا انرژی خالصیه که در کائنات جریان داره. شکل های انرژی مثل انرژی گرمایی و نورانی و .... والار خالص ترین حالته که به همه چیز تبدیل میشه
    چون داستان فصل به فصل ارائه میشه بهتون حق میدم که اینها براتون سوال بشه اما قول میدم در آینده همه چیز طی داستان توضیح داده خواد شد از جمله همین دشمنان نامرئی که کم هم نیستند


  13. Top | #17


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    101
    پسندیده
    24
    مورد پسند : 129 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    اول از دوستانی که وقت گذاشتن و داستانو خوندن خیلی ممنون نظراتتون باعث دلگرمیه و اینکه خوشتون اومده انرژی میده بهم
    در ادامه باید بگم ممکنه سرآغاز با نثری شاید سنگین شروع شده باشه اما نمیتونه ادامه پیدا کنه چون نه قلمم این قدرتو داره و نه کسی مثل من توانایی پردازش چنین نثری رو داره. در ادامه و طی فصول داستان روان خواهد بود طوری که نگرانم شاید حوصلتون سر بره اما قطعا کمی که جلوتر بریم و با فضای داستان آشنا بشید و با اون شخصیتهایی که باید ارتباط بگیرید خوشتون خواهد اومد
    همچنین گفتید که کلمات نا مانوس زیادی در داستان هست اما باید بگم اسم هایی که در این داستان هست در مقابل نام های ناآشنای جهان ساخته ی ارباب تالکین حتی حساب هم نمیشه.فکر میکم وجود این نام های خیالی باعث میشه خواننده بیشتر با داستان ارتباط بگیره و احتمالا مفیده هرچند و هرچند اگر یک ضمینه مناسب پشت این اسم های نا آشنا نباشه که باعث بشه در ذهن خواننده بشینه باعث سردرگمی خواهد بود. برای همین به نظرات شما عزیزان برای ایجاد همین ضمینه مناسب نیازمندم شاید توضیح در پاورقی فکر خوبی باشه
    در رابطه با فصل دهی هم خیالتون راحت هفته بعد فصل دوم روی سایت خواهد بود هرچند شاید هر دوهفته یک فصل هم فکر بدی نباشه. بستگی به سرعت نوشتن داستان داره
    موضوع دیگه ای که ممکنه خیالتونو راحت کنه اینه که تا جلد دوم این داستان نوشته شده. وقتی پانزده سالم بود نوشتم و وقتی ایده بهتری به ذهنم رسید رهاش کردم تا اونو ادامه بدم.داستانی که روی کاغذه و بجز خودم هنوز کسی اونو نخونده. اما امسال تصمیم گرفتم در این سایت به اشتراک بزارم تا هم قلم خودم قوی بشه و هم دوستان لذت ببرند اگر قابل بدونید

    و در آخر از زحمات ویراستار عزیز، بانو پروتی، که واقعا بسیار کمک کردند ممنونم
    خیلی هم خوبه...منتطر بقیه فصول هستیم

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #18


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    360
    امتیاز
    2,976
    پسندیده
    738
    مورد پسند : 1,098 بار در 416 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    تازه دیدمش خیلی خوشحال شدم
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  16. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1599
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    74
    پسندیده
    1
    مورد پسند : 2 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    2
    باخوندنش یاد بازی دارک سولز افتادم من هیچی از حلقه ها نفهمیدم اگه میشه یکم ساده تر بگو و هرچند یکبار فصل میزاری

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #20


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    360
    امتیاز
    2,976
    پسندیده
    738
    مورد پسند : 1,098 بار در 416 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    خیلی خوب بود
    از این که دوباره یه داستان عالی روی سایت میبینم خوشحالم
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

صفحه 2 از 16 نخستنخست 1234512 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد