صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 2910111213141522 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 111 به 120 از 398

موضوع: آلینور (رهجو)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,314
    امتیاز
    20,628
    پسندیده
    931
    مورد پسند : 4,350 بار در 1,394 پست
    میزان امتیاز
    2

    Exclamation آلینور (رهجو)

    سلام بچه ها خسته نباشید
    خب بازم تابستون شد و یه سری داستان جدید رو نمایی شد.
    این یه داستان جدیده که دوستمون امیر آقا زحمت نوشتنش رو میکشن
    داستان خوب و قوی ای داره که مطمئنم خیلی زود جذبتون میکنه (خودم هشت فصلشو خوندم و تو خماری نهمیم)
    پس زیاد معطل نمی مونین.


    بخش هایی از این کتاب که ممکنه کمک کنه یه ذهنیتی نسبت به این داستان بدست بیارید
    «همیشه لزوما کار خوب و کار درست یکی نیستن. گاهی مجبوری برای رسیدن به نتیجه درست کاری رو انجام بدی که لازمه. تفاوت بین آدم های ضعیف و قوی هم همینه. بیشتر مردم فقط جلوی بینیشونو میبین اما من ،چند قدم دورتر رو میبینم. تاحالا یک بچه رو کشتی؟»
    مرد لحظه ای سکوت کرد و آب دهانش را قورت داد. این را از تکانی که سیبک گلویش خورده بود فهمید. نفس عمیقی کشید و همانطور که حلقه ی اشک چشمانش پر آب تر میشد ادامه داد: « در سارنیر نوزادیو از آغوش مادرش جدا کردم و جلوی چشم همه گلوشو بریدم. بهش افتخار نمیکنم. هنوزم کابوسشو میبینم اما اگر مجبور بشم بازم انجامش میدم چون لازمه. چون این دنیا به آدمایی مثل من نیاز داره که بتونن تصمیم های سختو بگیرن. آدما اکثرا بَدن فقط هنوز خودشون نیمدونن. من میدونم که کارای بدی کردم خیلی بد اما هیچ وقت بدون دلیل نبوده هیچ وقت بخاطر لذت خودم کسیو آزار ندادم» « شاید حق با تو باشه اما میدونی نکته کجاست؟ اینکه همه فکر میکنن حق با اوناست و کاری که اونا انجام میدن درست ترین کاره. گفتی اکثر آدما بدن اما اینطور نیست اونا فقط احمقن. نمیدونن چی خوبه و چی بد.شاید فکر کنن میدونن اما اینطور نیست. اونا فقط فکر میکنن که میدونن. در واقع اکثر مردم حتی فکر هم نمیکنن. فقط میشنون و باور میکنن. توهم از اونایی. یه **** که فکر میکنه هرکاری که بکنه درسته. تو فقط یک احمقی نه بیشتر»
    لتاس همانطور که سرش را به سر پسر جوان تکیه داده بود گفت:«تا جایی که خرد من اجازه داده نقصی در تو نمیبینم. ذهنی سریع. بدنی قوی. چهره ای که به زیبایی اون ندیدم و خیلی چیزهای دیگه؛ اما نکته همینه پسرم. همینه که منو نگران میکنه. همه چیز در دنیا در عین اینکه بی نظمه، منظمه. همه چیز در عین نابرابری کاملا در توازنه. حُسن هامون به اندازه نقص هامون بزرگه. این همون توازنه. این نقطه های تاریک شاید از دور بزرگ به نظر نرسه اما در شخصیت ما همون نقطه کلیدیه که باعث سقوطمون میشه. من نتونستم نقص تورو بفهمم و این نگرانم میکنه» لتاس پس از چند لحظه سکوت با جدیت ادامه داد:«همه چیز بر اساس توازنه. طبیعت هم همینطوره اگر چنگال های شکارچی تیزتر بشه پاهای شکار سریع تر میدوه. اگر به آدریان چیزی داده شده باید بهای اونو بپردازه. دنیا اینطوری کار میکنه و من نمیتونم تصور کنم بهای اونچه که به تو داده شده چی میتونه باشه. تو مسئولیتی خواهی داشت. نمیدونم کِی اما خواهد بود. برات دعا میکنم پسرم. برای رستگاریت دعا میکنم».



    قبل گذاشتن فصل اول بریم سراغ سر آغاز رهجو

    ویرایش توسط reza379 : 11-19-2018 در ساعت 14:41
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #111


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    103
    امتیاز
    70
    پسندیده
    27
    مورد پسند : 142 بار در 61 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    فصل پنجم هفته بعد ارائه خواهد شد


    با عرض پوزش خدمت همه دوستانی که داستانو دنبال میکنن و اهمیت میدن این هفته فصلی ارائه نخواهد شد. طبق قراری هم که بود تا فصل چهارم هفته ای یک فصل و از اون به بعد هر دوهفته هرچند اگر خوب پیش برم ممکنه همون هفته ای یک فصل ادامه پیدا کنه. با این حال اگر طی هفته آتی تا فصل چهاردهم تکمیل شد ممکنه بعدا دو فصل رو باهم ارائه کنم. تلاشمو میکنم اما قول نمیدم
    موفق باشید

    ای بابا...چرا خو؟
    امضای ایشان
    گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
    و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !

  3. Top | #112


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    163
    نوشته ها
    112
    امتیاز
    21
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 157 بار در 91 پست
    میزان امتیاز
    2

  4. Top | #113


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    111
    نوشته ها
    77
    امتیاز
    988
    پسندیده
    457
    مورد پسند : 127 بار در 65 پست
    میزان امتیاز
    2
    این هفته حالمون گرفته شد برای هفته بعد باید جبران کنی برامون انتظار خیلی سخته

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #114


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    431
    امتیاز
    3,272
    پسندیده
    805
    مورد پسند : 1,160 بار در 456 پست
    میزان امتیاز
    2
    چند فصل تابحال نوشتی
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  7. Top | #115


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    906
    پسندیده
    355
    مورد پسند : 158 بار در 77 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام من یکی دو فصلشو خوندم قلمتون خیلی خوبه موفق باشید
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  8. 2 پسندیده توسط:


  9. Top | #116


    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    58
    امتیاز
    2,535
    پسندیده
    25
    مورد پسند : 138 بار در 54 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    چند فصل تابحال نوشتی
    دو جلد کامل شده اما واسه چهار پنج سال پیشه. مجبورم دوباره بازنویسی کنم که بنظرم از نوشتن دوباره داستان سخت تره. چون نباید به سیر اصلی لطمه بخوره و همینطور باید از نظر توصیفات فضا سازی و جمله بندی اصلاح بشه. در واقع به شدت روی اعصابه چون اگر یه جایی چیزی بهم بخوره کلی اتفاق بعدا تغییر میکنه که یعنی اونایی که نوشته شده همش کشک . الان یازده فصل کامل نوشتم. اما زیاد وقت نمیزارم. یعنی بنابر دلایلی مدتیه درگیرم. ولی با همون سرعت لاک پشتی چند ساعت در هفته مشکلی وجود نداره. میرسونم فصل هارو

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    حالا زیاد نگران نباشید. جلد اول نصفش مقدمس بنظر خودم. هنوز تراژدی شروع نشده. داستان واقعی از اونجا شروع میشه. فعلا با همین فرمون خوش خوش پیش برید که اونجا دیگه مجبورم چند فصلی باهم بزارم وگرنه مطمئنم کلی دلخور میشین.
    فکر کنم بدجور یه چیزایی رو لو دادم.

  10. 3 پسندیده توسط:


  11. Top | #117

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1314
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    -28
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 9 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    2
    عالی

  12. Top | #118


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    301
    امتیاز
    1,238
    پسندیده
    65
    مورد پسند : 384 بار در 191 پست
    میزان امتیاز
    2
    منتظریییییییییم😍😍😍😍😍 😍😍😍😍😍

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    دو جلد کامل شده اما واسه چهار پنج سال پیشه. مجبورم دوباره بازنویسی کنم که بنظرم از نوشتن دوباره داستان سخت تره. چون نباید به سیر اصلی لطمه بخوره و همینطور باید از نظر توصیفات فضا سازی و جمله بندی اصلاح بشه. در واقع به شدت روی اعصابه چون اگر یه جایی چیزی بهم بخوره کلی اتفاق بعدا تغییر میکنه که یعنی اونایی که نوشته شده همش کشک . الان یازده فصل کامل نوشتم. اما زیاد وقت نمیزارم. یعنی بنابر دلایلی مدتیه درگیرم. ولی با همون سرعت لاک پشتی چند ساعت در هفته مشکلی وجود نداره. میرسونم فصل هارو

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    حالا زیاد نگران نباشید. جلد اول نصفش مقدمس بنظر خودم. هنوز تراژدی شروع نشده. داستان واقعی از اونجا شروع میشه. فعلا با همین فرمون خوش خوش پیش برید که اونجا دیگه مجبورم چند فصلی باهم بزارم وگرنه مطمئنم کلی دلخور میشین.
    فکر کنم بدجور یه چیزایی رو لو دادم.
    خسته نباشی استاد
    قلمت همیشه(🤔🤔🤔) پر جوهر😅😅
    و
    خدا بیامرزه اون پیرمرد رو خیلی باهاش حال کردیم😭😭😭😭😭

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #119

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    شماره عضویت
    1658
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    138
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    حالا که دو هفته یه بارفصل میزاری فصل ها رو بلندتر بنویسی خیلی خوب میشه

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #120


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1590
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    173
    پسندیده
    248
    مورد پسند : 108 بار در 40 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام رمانت رو دوس دارم و هر هفته منتظر فصل جدیدم, امیدوارم تا اخر داستانت همینطور گیرا بمونه, فقط ی نکته بنظرم اگه یه کمی خودمونی تر بنویسیا بیشتر خواننده ارتباط برقرارمیکنه با رمان, و اینکه حالا ک قراره هر 2هفته یبار فصل بزاری بقول دوستان حداقل تعداد صفحات رو بیشتر کن که کمی جبران بشه برامون, ارزوی موفقیت میکنم واست
    امضای ایشان
    سعی کن آنقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیه تو

    برای دیگران

    گرفتن خودت از آنها باشد!

  17. 3 پسندیده توسط:


صفحه 12 از 40 نخستنخست ... 2910111213141522 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد