صفحه 12 از 46 نخستنخست ... 2910111213141522 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 111 به 120 از 460

موضوع: آلینور (رهجو)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,330
    امتیاز
    20,528
    پسندیده
    948
    مورد پسند : 4,404 بار در 1,407 پست
    میزان امتیاز
    2

    Exclamation آلینور (رهجو)

    به سرنوشت اعتقادی ندارم. هدفی برای زندگی قائل نیستم. ما تنها در میان مسیر های بیشمار سرگردانیم. انتخاب های ماست که به زندگیمان جهت میدهد. ما مسیرمان را از بین تقاطع های بسیاری که پیش رویمان قرار دارد انتخاب میکنیم. این ما هستیم که تعیین میکنیم از کدام مسیر برویم. این ما هستیم که آینده را می سازیم. چیزی از قبل مقدر نشده است.
    گذشته، گذشته است و آینده هنوز بوجود نیامده. زندگی آبی روان نیست که بشود در جهت یا خلاف جهت آن شنا کرد. نمیشود به گذشته یا آینده رفت. زندگی مانند سنگیست که از فراز نامتناهی رها شده است و تا ابد سقوط خواهد کرد. همیشه در حرکت خواهد بود؛ بدون توقف و در یک جهت.
    مردی عاقل را میشناختم؛ هنوز نمیدانم با من موافق بود یا مخالف، او به سرنوشت اعتقاد داشت. هرچند، شاید به گونه ای دیگر. میگفت نام سرنوشت را اشتباه بر آن نهاده اند. سر نوشته هارا ما انتخاب میکنیم ما هستیم که تعیین میکنیم کدام صفحه را بخوانیم اما آنچه در میان صفحات قرار دارد را از قبل نوشته اند. آن دوراهی هارا ما برمی گزینیم اما وقتی وارد مسیری شویم آنچه روزگار پیش رویمان قرار میدهد از کنترل ما خارج است. مسیر ها مشخص اند. راه ها از قبل بوجود آمده اند هرچند این ما هستیم که آنهارا برمی گزینیم.
    با این حال گاهی، فردی در زمان مناسب، در مکان مناسب قرار میگیرد و انتخاب هایش اورا به سمتی هدایت میکند که شاید از قبل مقدر شده است. پس آیا این انتخاب ها نیز از قبل مقدر شده اند؟ آیا ما عروسک هایی هستیم که تنها زیر دستان زبردست بازی گردان تکان میخوریم؟ ...نمیدانم. این بازی پیچیده ایست و هرکس که آنرا به راه انداخته خوب بازی میکند.


    بعضی از دیالوگ ها :
    « هیچ چیز هیچ وقت آسون نیست. اگر آسون بود بدون یه جای کار ایراد داره. نمیشه توازن دنیارو بهم زد. هرچیز یه بهایی داره. اگر چیزی رو میخوایی باید یه چیز دیگه رو بجاش بدی. این یه قانونه. نمیشه دورش زد. نمیشه خمش کرد. فقط باید همیشه یادت باشه. چیزی که تو میخوایی کاری که میکنی شاید بنظر خودت مهم نباشه اما میتونه نتایج دیوانه واری در پی داشته باشه. »
    ....................................
    « نمیدونم چطور اتفاق افتاد اما این اولین باره که یه چیزیو اینقدر میخوام. نمیتونم جلوی خودمو بگیرم ... احساس بدبختی میکنم »
    مرد زیر لب به ارامی گفت : « حتی الماس هم بدون تراش فقط یه سنگه... عجب داستان جالبی... امیدوارم در انتها ارزشش رو داشته باشه.»
    سپس تلخ خندی زد و همانطور که پشت به پسر ایستاده بود سرش را تکان داد و گفت : « ارزش های هرکس متفاوتن. یکی با قدرت یکی با پول و دیگری با عشق. این چیزی رو عوض نمیکنه. گذاشتن اسم عشق روی کارت باعث نمیشه کمتر خودخواهانه بنظر بیاد. با این حال کمکت میکنم. میدونم چی در انتظارته. میدونم قراره به کجا برسه اما کمکت میکنم. تو تصمیمتو گرفتی و نتایجش رو هم پذیرفتی. بعنوان پدرت کنارت میمونم اما حرف های امروزم رو فراموش نکن. »
    ..................................
    « تو انتقام رو با کینه اشتباه گرفتی پسر. انتقام وظیفه ایه که بر دوشمونه اما کینه باریه که بر پشت احساس سواره. خودت رو از کینه خالی کن. نمیگم ببخش. نباید ببخشی. منم نمیبخشم. چون لیاقتش رو ندارن. اما نزار کینه قلبتو تسخیر کنه. این انتقام نیست. فقط پستیه »
    « انتقام باید گرفته بشه. کسانی که به اسم بخشش گناهکار رو رها میکنن سنت ظلم و مرگ رو در زمین بجا میزارن»

    ویرایش توسط reza379 : 12-24-2018 در ساعت 00:38
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #111


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    106
    امتیاز
    55
    پسندیده
    27
    مورد پسند : 144 بار در 63 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    فصل پنجم هفته بعد ارائه خواهد شد


    با عرض پوزش خدمت همه دوستانی که داستانو دنبال میکنن و اهمیت میدن این هفته فصلی ارائه نخواهد شد. طبق قراری هم که بود تا فصل چهارم هفته ای یک فصل و از اون به بعد هر دوهفته هرچند اگر خوب پیش برم ممکنه همون هفته ای یک فصل ادامه پیدا کنه. با این حال اگر طی هفته آتی تا فصل چهاردهم تکمیل شد ممکنه بعدا دو فصل رو باهم ارائه کنم. تلاشمو میکنم اما قول نمیدم
    موفق باشید

    ای بابا...چرا خو؟
    امضای ایشان
    گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
    و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !

  3. Top | #112


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    163
    نوشته ها
    119
    امتیاز
    13
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 159 بار در 93 پست
    میزان امتیاز
    2

  4. Top | #113


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    111
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    952
    پسندیده
    457
    مورد پسند : 127 بار در 65 پست
    میزان امتیاز
    2
    این هفته حالمون گرفته شد برای هفته بعد باید جبران کنی برامون انتظار خیلی سخته

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #114


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    448
    امتیاز
    3,432
    پسندیده
    839
    مورد پسند : 1,174 بار در 466 پست
    میزان امتیاز
    2
    چند فصل تابحال نوشتی
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  7. Top | #115



    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    156
    امتیاز
    698
    پسندیده
    431
    مورد پسند : 218 بار در 107 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام من یکی دو فصلشو خوندم قلمتون خیلی خوبه موفق باشید
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  8. 2 پسندیده توسط:


  9. Top | #116


    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    70
    امتیاز
    2,517
    پسندیده
    39
    مورد پسند : 171 بار در 66 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    چند فصل تابحال نوشتی
    دو جلد کامل شده اما واسه چهار پنج سال پیشه. مجبورم دوباره بازنویسی کنم که بنظرم از نوشتن دوباره داستان سخت تره. چون نباید به سیر اصلی لطمه بخوره و همینطور باید از نظر توصیفات فضا سازی و جمله بندی اصلاح بشه. در واقع به شدت روی اعصابه چون اگر یه جایی چیزی بهم بخوره کلی اتفاق بعدا تغییر میکنه که یعنی اونایی که نوشته شده همش کشک . الان یازده فصل کامل نوشتم. اما زیاد وقت نمیزارم. یعنی بنابر دلایلی مدتیه درگیرم. ولی با همون سرعت لاک پشتی چند ساعت در هفته مشکلی وجود نداره. میرسونم فصل هارو

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    حالا زیاد نگران نباشید. جلد اول نصفش مقدمس بنظر خودم. هنوز تراژدی شروع نشده. داستان واقعی از اونجا شروع میشه. فعلا با همین فرمون خوش خوش پیش برید که اونجا دیگه مجبورم چند فصلی باهم بزارم وگرنه مطمئنم کلی دلخور میشین.
    فکر کنم بدجور یه چیزایی رو لو دادم.

  10. 3 پسندیده توسط:


  11. Top | #117

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1314
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    -29
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 12 بار در 8 پست
    میزان امتیاز
    2
    عالی

  12. Top | #118


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    357
    امتیاز
    396
    پسندیده
    70
    مورد پسند : 428 بار در 222 پست
    میزان امتیاز
    2
    منتظریییییییییم😍😍😍😍😍 😍😍😍😍😍

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    دو جلد کامل شده اما واسه چهار پنج سال پیشه. مجبورم دوباره بازنویسی کنم که بنظرم از نوشتن دوباره داستان سخت تره. چون نباید به سیر اصلی لطمه بخوره و همینطور باید از نظر توصیفات فضا سازی و جمله بندی اصلاح بشه. در واقع به شدت روی اعصابه چون اگر یه جایی چیزی بهم بخوره کلی اتفاق بعدا تغییر میکنه که یعنی اونایی که نوشته شده همش کشک . الان یازده فصل کامل نوشتم. اما زیاد وقت نمیزارم. یعنی بنابر دلایلی مدتیه درگیرم. ولی با همون سرعت لاک پشتی چند ساعت در هفته مشکلی وجود نداره. میرسونم فصل هارو

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    حالا زیاد نگران نباشید. جلد اول نصفش مقدمس بنظر خودم. هنوز تراژدی شروع نشده. داستان واقعی از اونجا شروع میشه. فعلا با همین فرمون خوش خوش پیش برید که اونجا دیگه مجبورم چند فصلی باهم بزارم وگرنه مطمئنم کلی دلخور میشین.
    فکر کنم بدجور یه چیزایی رو لو دادم.
    خسته نباشی استاد
    قلمت همیشه(🤔🤔🤔) پر جوهر😅😅
    و
    خدا بیامرزه اون پیرمرد رو خیلی باهاش حال کردیم😭😭😭😭😭

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #119

    تاریخ عضویت
    Aug 2018
    شماره عضویت
    1658
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    113
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    حالا که دو هفته یه بارفصل میزاری فصل ها رو بلندتر بنویسی خیلی خوب میشه

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #120


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1590
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    155
    پسندیده
    248
    مورد پسند : 108 بار در 40 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام رمانت رو دوس دارم و هر هفته منتظر فصل جدیدم, امیدوارم تا اخر داستانت همینطور گیرا بمونه, فقط ی نکته بنظرم اگه یه کمی خودمونی تر بنویسیا بیشتر خواننده ارتباط برقرارمیکنه با رمان, و اینکه حالا ک قراره هر 2هفته یبار فصل بزاری بقول دوستان حداقل تعداد صفحات رو بیشتر کن که کمی جبران بشه برامون, ارزوی موفقیت میکنم واست
    امضای ایشان
    سعی کن آنقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیه تو

    برای دیگران

    گرفتن خودت از آنها باشد!

  17. 3 پسندیده توسط:


صفحه 12 از 46 نخستنخست ... 2910111213141522 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد