نمایش نتایج: از 1 به 10 از 10

موضوع: ویژه نویسندگان: مشکلات نویسندگی و بن بست های داستان نویسی

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,312
    امتیاز
    20,674
    پسندیده
    931
    مورد پسند : 4,330 بار در 1,392 پست
    میزان امتیاز
    2

    ویژه نویسندگان: مشکلات نویسندگی و بن بست های داستان نویسی

    یه مدت بود میخواستم این تاپیک رو بزنم اما سرم شلوغ بود و نمیشد . بلاخره امروز وقتش شد.
    این تاپیک هدفش اینه که هرکدوم از نویسندگان در زمینه ای به مشکل خوردن از بقیه مشورت بگیرن. نیازی نیست اسپویل کنید داستانتونو میتونید فقط مشکل رو بیان کنید و پیشنهادات مختلف رو ارزیابی کنید و انتخاب کنید مسیر رو
    مشکل اول رو هم خودم بیان می کنم
    سعی کنید پیشنهاداتی بدید که تا حد امکان از تکرار و کلیشه دور باشه. اگه قرار باشه شخصیت اصلی رو از یک فضا و یک دنیا وارد فضای دیگه ای بکنید (این دنیا میتونه فانتزی باشه یا نباشه) چه راهی رو پیشنهاد می کنید... مثلا میگم هری پاتر با ورود به کوچه دیاگون وارد یه دنیای دیگه شد... شما شخصیتتون رو چطوری به دنیای دیگه می برین (خلاقیت داشته باشید و از تکرار بپرهیزید این مسئله جنبه کمک رسانی هم به من داره )
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضویت
    803
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    336
    پسندیده
    474
    مورد پسند : 104 بار در 64 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط proti نمایش پست ها
    یه مدت بود میخواستم این تاپیک رو بزنم اما سرم شلوغ بود و نمیشد . بلاخره امروز وقتش شد.
    این تاپیک هدفش اینه که هرکدوم از نویسندگان در زمینه ای به مشکل خوردن از بقیه مشورت بگیرن. نیازی نیست اسپویل کنید داستانتونو میتونید فقط مشکل رو بیان کنید و پیشنهادات مختلف رو ارزیابی کنید و انتخاب کنید مسیر رو
    مشکل اول رو هم خودم بیان می کنم
    سعی کنید پیشنهاداتی بدید که تا حد امکان از تکرار و کلیشه دور باشه. اگه قرار باشه شخصیت اصلی رو از یک فضا و یک دنیا وارد فضای دیگه ای بکنید (این دنیا میتونه فانتزی باشه یا نباشه) چه راهی رو پیشنهاد می کنید... مثلا میگم هری پاتر با ورود به کوچه دیاگون وارد یه دنیای دیگه شد... شما شخصیتتون رو چطوری به دنیای دیگه می برین (خلاقیت داشته باشید و از تکرار بپرهیزید این مسئله جنبه کمک رسانی هم به من داره )
    خیلی فکر کردم تا یه ورود به دور از کلیشه ها باشه مثل کمد و اجر پشت دیوارو کتاب و ....

    ورود ذهنی بد نیست مثلا ذهن به دنیای دیگه ای منتل بشه و جسم هنوز سرجاش بمونه. مثل خواب

    یا مثلا یه دنیا که همیشه سرجاش بوده و همیشه کنار شخصیت بوده. توش پیاده راه میرفته ولی تاحالا درکش نمیکرده. انگار یه پرده روی چشمان و ذهنش قرار داشته تا نفهمه. فرض کن تهران که همیشه توش راه میرفتم بفهمی همه اینا یه طعمه هست برای گول زدن ما.برای نگه داشتن ما تو این دنیای مصنوعی.

    یا ایده دنیاهای موازی..هر تصمیمی که میگریم باعث انشقاق خط زمانهای گوناگون میشه و درنتیجه بینهایت دنیا داریم با بینهایت احتمال که همه اونا یه نقطه مشترک دارن.جایی که یه پل هست بینشون میشه بینشون سفر کرد.
    امضای ایشان
    صفحه ای دیگر از این عمر گذشت... ورقی باید زد...
    راه مرا می‌خواند ...
    جادّه مرا صدا می‌زند ...
    بگذار بخواند! من كوله‌بار خويش را بسته‌ام!
    پس ... قدم در راه خواهم گذاشت؛
    پا به پای جاده خواهم رفت؛
    هم‌نفس با ثانيه‌ها، خواهم دويد ...
    و می‌دانم كه اين راه
    راهی است پر از چاه،
    پر از كوره راه،
    پر از پستی،
    پر از بلندی،
    پر از فراز،
    پر از نشيب ...
    پر از عاشقی........

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    620
    امتیاز
    14,480
    پسندیده
    1,507
    مورد پسند : 1,682 بار در 537 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amaj نمایش پست ها
    خیلی فکر کردم تا یه ورود به دور از کلیشه ها باشه مثل کمد و اجر پشت دیوارو کتاب و .... ورود ذهنی بد نیست مثلا ذهن به دنیای دیگه ای منتل بشه و جسم هنوز سرجاش بمونه. مثل خواب یا مثلا یه دنیا که همیشه سرجاش بوده و همیشه کنار شخصیت بوده. توش پیاده راه میرفته ولی تاحالا درکش نمیکرده. انگار یه پرده روی چشمان و ذهنش قرار داشته تا نفهمه. فرض کن تهران که همیشه توش راه میرفتم بفهمی همه اینا یه طعمه هست برای گول زدن ما.برای نگه داشتن ما تو این دنیای مصنوعی. یا ایده دنیاهای موازی..هر تصمیمی که میگریم باعث انشقاق خط زمانهای گوناگون میشه و درنتیجه بینهایت دنیا داریم با بینهایت احتمال که همه اونا یه نقطه مشترک دارن.جایی که یه پل هست بینشون میشه بینشون سفر کرد.
    به نظرم این نظریاتی که بیان کردی یکم کلیشه شده مثلا اینکه ذهن منتقل بشه و بدن به یه خواب عمیق بره رو توی فیلم سفر به مریخ دیدم جالب بود ولی جدید نیست اگر بخوایم بگیم. درباره دنیاهای مصنوعی و خیابونی که همیشه طبیعی بوده بعد میفهمی چقدر الکی بوده و گول خوردی میتونم سری فیلم های ماتریکس رو بهت معرفی کنم که اصلش بر همین پایه ساخته شده. به نظرم باید عمیقتر فکر کرد.
    نقل قول نوشته اصلی توسط proti نمایش پست ها
    یه مدت بود میخواستم این تاپیک رو بزنم اما سرم شلوغ بود و نمیشد . بلاخره امروز وقتش شد. این تاپیک هدفش اینه که هرکدوم از نویسندگان در زمینه ای به مشکل خوردن از بقیه مشورت بگیرن. نیازی نیست اسپویل کنید داستانتونو میتونید فقط مشکل رو بیان کنید و پیشنهادات مختلف رو ارزیابی کنید و انتخاب کنید مسیر رو مشکل اول رو هم خودم بیان می کنم سعی کنید پیشنهاداتی بدید که تا حد امکان از تکرار و کلیشه دور باشه. اگه قرار باشه شخصیت اصلی رو از یک فضا و یک دنیا وارد فضای دیگه ای بکنید (این دنیا میتونه فانتزی باشه یا نباشه) چه راهی رو پیشنهاد می کنید... مثلا میگم هری پاتر با ورود به کوچه دیاگون وارد یه دنیای دیگه شد... شما شخصیتتون رو چطوری به دنیای دیگه می برین (خلاقیت داشته باشید و از تکرار بپرهیزید این مسئله جنبه کمک رسانی هم به من داره )
    بانو فرستادم به پیام شخصیتون چون انتهای یه کتابه که بعدا قراره بزارمش توی سایت.



    و حالا مشکل من خب من بیشتر توی نگارش مشکل دارم مثلا خیلی از جمله بندی هام جاهای فعل و فاعل رو نمیتونم درست بزارم و جمله بندیم یکم بد درمیاد مثلا جمله هام با است بود شد کرد امد و این چیزا که باید انتهای جمله باشه تموم نمیشه معمولا این شد و است و باید و بود و اینا رو وسط جمله بکار میبرم و جمله رو با یه عبارت دیگه تموم میکنم که برای خودمم خیلی رو اعصابمه وقتی دوباره میخونم از نو باید بشینم جمله بندی ها جای فعل فاعل و اول و اخرشون رو تغییر بدم.
    دومین مشکلی که دارم روی اسم گذاشتن شخصیت هاس مثلا وقتی یه شخصیت میاد تا چند فصل ممکنه اسمش رو نبرم و مثلا بگم درمانگر یا غریبه یا یه چیزی این شکلی و سخت روی نفرات اسم انتخاب میکنم و میزارمشون. نمیدونم این به نظر خودم یکم رو اعصابمه از جایی دوست ندارم شخصیت های اضافه وارد داستان بشه پس اسم براشون نمیزارم و با چیزای دیگه صداشون میکنم مثلا شنل پوش اما توی بخش هایی که این زیاد تکرار میشه و اون شخصیت حضور داره شکل خوبی به داستان نمیده.
    اگر نظری راه حلی دارید بگید ممنون میشم.

    پ.ن: البته توی نقطه گذاریم مشکل دارمگمونم این رو کل سایت دیگه در جریان باشه خخخخخ
    پ.ن.ن: توی املا هم شدیدا خرابه اوضاعم کسی هم تا حالا راه حلی برام نداشته هوففففف
    ویرایش توسط AmbrellA : 06-16-2018 در ساعت 21:03
    امضای ایشان

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,312
    امتیاز
    20,674
    پسندیده
    931
    مورد پسند : 4,330 بار در 1,392 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Amaj نمایش پست ها
    خیلی فکر کردم تا یه ورود به دور از کلیشه ها باشه مثل کمد و اجر پشت دیوارو کتاب و ....

    ورود ذهنی بد نیست مثلا ذهن به دنیای دیگه ای منتل بشه و جسم هنوز سرجاش بمونه. مثل خواب

    یا مثلا یه دنیا که همیشه سرجاش بوده و همیشه کنار شخصیت بوده. توش پیاده راه میرفته ولی تاحالا درکش نمیکرده. انگار یه پرده روی چشمان و ذهنش قرار داشته تا نفهمه. فرض کن تهران که همیشه توش راه میرفتم بفهمی همه اینا یه طعمه هست برای گول زدن ما.برای نگه داشتن ما تو این دنیای مصنوعی.

    یا ایده دنیاهای موازی..هر تصمیمی که میگریم باعث انشقاق خط زمانهای گوناگون میشه و درنتیجه بینهایت دنیا داریم با بینهایت احتمال که همه اونا یه نقطه مشترک دارن.جایی که یه پل هست بینشون میشه بینشون سفر کرد.
    آره میدونم چی میگی یه چیزی مثل داستانهای دی سی ....n تا زمین با n تا امکان مختلف
    مسئله اینه که باید از تکرار دوری بشه. یه نو آوری
    این مدل حضور ذهنی جالبه منو یاد اواتار میندازه.
    بانو فرستادم به پیام شخصیتون چون انتهای یه کتابه که بعدا قراره بزارمش توی سایت.
    مرسی دریافت شد
    و حالا مشکل من خب من بیشتر توی نگارش مشکل دارم مثلا خیلی از جمله بندی هام جاهای فعل و فاعل رو نمیتونم درست بزارم و جمله بندیم یکم بد درمیاد مثلا جمله هام با است بود شد کرد امد و این چیزا که باید انتهای جمله باشه تموم نمیشه معمولا این شد و است و باید و بود و اینا رو وسط جمله بکار میبرم و جمله رو با یه عبارت دیگه تموم میکنم که برای خودمم خیلی رو اعصابمه وقتی دوباره میخونم از نو باید بشینم جمله بندی ها جای فعل فاعل و اول و اخرشون رو تغییر بدم.
    نگارش رو میشه با یه کم مطالعه درست کرد. میدونم اهل مطالعه هستی بعدشم بازنویسی چیز عجیبی نیست که...هرچی بیشتر یه متن رو بازنویسی کنی بهتر میشه
    دومین مشکلی که دارم روی اسم گذاشتن شخصیت هاس مثلا وقتی یه شخصیت میاد تا چند فصل ممکنه اسمش رو نبرم و مثلا بگم درمانگر یا غریبه یا یه چیزی این شکلی و سخت روی نفرات اسم انتخاب میکنم و میزارمشون. نمیدونم این به نظر خودم یکم رو اعصابمه از جایی دوست ندارم شخصیت های اضافه وارد داستان بشه پس اسم براشون نمیزارم و با چیزای دیگه صداشون میکنم مثلا شنل پوش اما توی بخش هایی که این زیاد تکرار میشه و اون شخصیت حضور داره شکل خوبی به داستان نمیده.
    اگر نظری راه حلی دارید بگید ممنون میشم.
    فکر نمیکنم راه حل بخواد. یعنی تو مشکل رو میدونی پس باید جوری بنویسی که این مشکل درش قرار نگیره. چون متنات رو دیدم میگم تخیلت خیلی خوبه اما بیانت مشکل داره. همیشه داستان رو از اون دید ببین که انگار یه خواننده ای...انگار هیچ حسی به کتاب نداری یا شخصیت ها رو نمیشناسی بعد ببین اگه تو صرفا خواننده داستان بودی کجاهای داستان برات گنگ و نامفهوم بود همونا رو اصلاح کن
    پ.ن: البته توی نقطه گذاریم مشکل دارمگمونم این رو کل سایت دیگه در جریان باشه خخخخخ
    نخند که این نقطه هات خون به دل ما کرده.

    پ.ن.ن: توی املا هم شدیدا خرابه اوضاعم کسی هم تا حالا راه حلی برام نداشته هوففففف
    میدونی در تمام دوره تحصیلم این ارزو به دلم موند که املا بیست بگیرم
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1010
    نوشته ها
    175
    امتیاز
    221
    پسندیده
    208
    مورد پسند : 169 بار در 101 پست
    میزان امتیاز
    2
    خیلی تلاش کردم بنویسم ولی وقت داستان از 100 صفحه بیشتر میشه همه چیز رو فراموش میکتم و از خط داستان خارج میشم برای همین تصمیم گرفتم که یاداشت بزارم برای یاداوری ولی زیاد کمک حالم نبودن و نتونست کار خاصی از پیش ببرن ... تعریف نکنم از خودم ولی خوب قوه تخیل قوی دارم یعنی توی ده دقیقه یه داستان نون اب دار پیدا میکنم ولی وقتی خیلی گسترشش میدم همیشه راهم رو گم میکنم خوشحال میشم اگه راه حلی دارین باهام در میون بزارین
    امضای ایشان
    مانده بودی اگر نازنینم زندگی رنگ و بوی دگر داشت
    این شب سرد و غمگین غربت با وجود تو رنگ سحر داشت
    با تو این مرغک پر شکسته مانده بودی اگر بال و پر داشت
    با تو بیمی نبودش زطوفان مانده بودی اگر همسفر داشت
    هستیم را به اتش کشیدی سوختم من ندیدی ندیدی
    مرگ دل ارزویت اگر بود مانده بودی اگر میشنیدی
    با تو دریا پر از دیدنی بود شب ستاره گلی چیدنی بود
    خاک تن شسته در موج باران در کنار تو بوسیدنی بود

  9. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    255
    امتیاز
    2,067
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 290 بار در 148 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط L0rd LaTITud3 نمایش پست ها
    خیلی تلاش کردم بنویسم ولی وقت داستان از 100 صفحه بیشتر میشه همه چیز رو فراموش میکتم و از خط داستان خارج میشم برای همین تصمیم گرفتم که یاداشت بزارم برای یاداوری ولی زیاد کمک حالم نبودن و نتونست کار خاصی از پیش ببرن ... تعریف نکنم از خودم ولی خوب قوه تخیل قوی دارم یعنی توی ده دقیقه یه داستان نون اب دار پیدا میکنم ولی وقتی خیلی گسترشش میدم همیشه راهم رو گم میکنم خوشحال میشم اگه راه حلی دارین باهام در میون بزارین

    یادداشت برداری به همچین چیزی کمک نمی کنه از نظر من. چون خودم سعی داشتم همیشه یک جهان بزرگ خلق کنم (و کردم)، توی این زمینه، دو سه تا سر رسید و چند تا دفتر قطور پر دارم که نصفشون پلات مجموعه و نصف دیگشون جهان سازی و مجیک سیستم و ... هستش.
    بهترین کار هم همینه. جزئیات معمولا اونقدر زیاد هستن که آدم از یادش میره، اینکه همه رو جامع به کاغذ منتقل کنی، جلوی فراموشی رو نمی گیره. اما خیلی وقت ها شده که من پلات داستانم رو یادم رفته یا مثلا بعضی علامت ها و نمادها رو از یاد بردم و با مراجعه به نوشته هام دوباره تو ذهنم حک شدن.

    مشکلی هم که فعلا ندارم. برم یکم فکر کنم مشکل بسازم :|
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #7


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,312
    امتیاز
    20,674
    پسندیده
    931
    مورد پسند : 4,330 بار در 1,392 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط L0rd LaTITud3 نمایش پست ها
    خیلی تلاش کردم بنویسم ولی وقت داستان از 100 صفحه بیشتر میشه همه چیز رو فراموش میکتم و از خط داستان خارج میشم برای همین تصمیم گرفتم که یاداشت بزارم برای یاداوری ولی زیاد کمک حالم نبودن و نتونست کار خاصی از پیش ببرن ... تعریف نکنم از خودم ولی خوب قوه تخیل قوی دارم یعنی توی ده دقیقه یه داستان نون اب دار پیدا میکنم ولی وقتی خیلی گسترشش میدم همیشه راهم رو گم میکنم خوشحال میشم اگه راه حلی دارین باهام در میون بزارین
    ببین بهتره قبل از پیاده سازی ایده اون رو به صورت یه خلاصه بنویسی... حالا اصل ایده یادت نمیره و بعد میتونی پر و بالش بدی
    طبیعیه که همه ایده تو ذهنت تا ابد نمونه اما برای گسترش ایده هات حد و مرز بذار قوانین رو لیست کن، حوادث مهم رو لیست کن و سعی کن تو همون چهارچوب بمونی
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید

  12. 1 پسندیده توسط:


  13. Top | #8



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    97
    نوشته ها
    364
    امتیاز
    7,271
    پسندیده
    228
    مورد پسند : 730 بار در 373 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    پ.ن: البته توی نقطه گذاریم مشکل دارمگمونم این رو کل سایت دیگه در جریان باشه خخخخخ
    همینجا صدتا نقطه گذاشتی
    پ.ن.ن: توی املا هم شدیدا خرابه اوضاعم کسی هم تا حالا راه حلی برام نداشته هوففففف
    http://www.virastyar.ir/

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    238
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 115 بار در 59 پست
    میزان امتیاز
    2
    به نظرم لزوما ایده های جدید نیستن که داستان رو "مخصوصا تو ژانر فانتزی "برای مخاطب پر کشش می کنن.مثلا تو یه داستانی مثل "نام باد" یا همون "حماسه کوئوت شاه کش" که به نظرم یکی از قشنگ ترین داستان هایی که خوندم ایده ی جدیدی به کار نرفته .مثل همه ی داستان ها جادو داره مثل همه ی داستان ها دانشگاه.اقوام مختلف.جنگ.شخصیت منفی و.... داره ولی چون سیر حرکت داستان و ماجراهایی که برای شخصیت اصلی اتفاق می افته ونحوه ی بیان داستان واقعا جذاب و گیرا هست داستان مخاطب رو به سمت خودش میکشونه.ولی بیاین در عوض به یه داستانی مثل هری پاتر نگاه کنیم.به نظرم هری پاتر ایده ی خیلی خوبی داشت ,مدرسه ی هاگوارتز و هری و ... میشد سرشون خیلی خوب کار شه ولی(نظر منه ممکنه دیگران مخالفش باشن)روند داستان خیلی آبکی جلو میرفت.این مورد توی داستانی مثل "سپتیموس هیپ" هم دیده میشه .مثلا تو هری پاتر در کل داستان هری یه پسر بد عنق ...لوس بود که همیشه به طریقی کاملا شانسی از دست ولدمورت در میرفت و یا اینکه در نهایت شاید طلسمایی که بلد بود ویا تجربه ای که داشت یک هزارم ولدمورت نبود.کسی بود که به صرف این که پدر مادرشو از دست داده داستان همیشه طرف اون رو میگرفت و یا اینکه کل داستان فقط بر مبنای یه پیشگویی بود واین پیشگویی مثل یه "کارت بسیج فعال!" کار هری رو تو همه قسمتا راه مینداخت.دقت می کنین؟من که در طی داستان فقط می خواستم ببینم آخرش چی میشه و به روند داستان به خاطر آبکی بودنش توجهی نداشتم.از اون طرف می تونم به داستان های زیبایی مثل "میراث " و مثل سفیر کبیر اشاره کنم .هیچ کدوم به نظرم ایده های ناب و جدیدی نداشتن ولی نثرشون و لحن نوشتاریشون و این که فکر نکرده "خواننده یه ادم احساساتی شکننده هس که در اثر مشکلات شخصیت اصلی گریش در میاد مثل هری پاتر و سیپتیموس هیپ" باعث شده این همه طرفدار داشته باشن.غرض از این همه گزافه گویی هایی که کردم اینه که اون دوستانی که دنبال یه ایده ی خیلی جدیدن تا داستان رو بنویسن ,به نظرم اگر یه داستان با یه ایده ی رایج و معمولی ولی با نثر و لحن جذاب و گیرا بنویسن داستان قشنگ تر میشه.خوب اگر کسی اون قدر قدرقدرته و خیال پردازی قوی داره که می تونه دو عامل ایده و نثر قشنگ رو کنار هم بیاره اون موقع هست که هر سلیقه ای داستانش رو میپذیره که والله من تا حالا همچین داستان کاملی به غیر از داستان فیلم game of thronsندیدم.
    ببخشید که زیاد شد.
    امضای ایشان
    حماسه الیوندر کبیر
    از امنحت پرسيدم تو چه طور مردي؟
    او گفت:آنانکه گرم تر در آغوش گرفتم به من خنجر زدند,
    آنانکه جامه پوشانيدم مرا به چشم سايه ديدند
    و انانکه با عطريات خود خوشبويشان کردم پيکرم را الوده کردند و از موميايي کردنم سر باز زدند.
    من بر دسیسه ها و دشمنان خارجی پیروز گشتم ولی دربرابر خانواده خود شکست خوردم.



  16. 2 پسندیده توسط:


  17. Top | #10


    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    44
    امتیاز
    311
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 67 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام . میشه کمک کنید. من تو ایده و خلق داستان به نظر خودم خوبم ولی وقتی داستان میره بالای سی صفحه ناخواسته در اون تقلید میشه از کتابای دیگه؛ واضح تر بگم ایدم ته میکشه!به نظرتون چیکار کنم مشکلم حل بشه؟

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد