صفحه 1 از 10 1234 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 99

موضوع: داستان «;» | سمیکالن

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    426
    پسندیده
    77
    مورد پسند : 101 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    2

    داستان «;» | سمیکالن


    نام داستان:
    سمیکالن(;)

    خلاصه داستان:
    آیا تا به حال به کشتن کسی اندیشیده ای؟هرکسی از کشتن انسان دیگر وحشت دارد؛اما به راستی چه میشود که کسی مدام آن را انجام میدهد؟تو گمان میکنی من یک هیولای سنگدل هستم اما کافیست داستان زندگی من،رنج هایم و هدف هایم را بدانی؛آنگاه برایم احترام قائل خواهی شد.برایم مهم نیست چه برداشتی از کارهایم داشته باشند،من کاری میکنم که لازم است.کاری که هیچکس آن را به خوبی من انجام نمیدهد،کشتن.

    فصل اول

    فصل دوم

    فصل سوم


    فصل چهارم


    فصل پنجم


    فصل ششم

    ویرایش توسط SLIMSHADY : 03-18-2019 در ساعت 17:47


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    106
    امتیاز
    1,673
    پسندیده
    704
    مورد پسند : 308 بار در 106 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    قشنگ بود ولی خیلی کوتاه هم بود :)
    اسم این علامت چیه؟

  3. 5 پسندیده توسط:


  4. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    426
    پسندیده
    77
    مورد پسند : 101 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    سلام
    قشنگ بود ولی خیلی کوتاه هم بود :)
    اسم این علامت چیه؟
    سلام
    مرسی.سعی کردم طولانی تر باشه فک کنم این طولانی ترین متنیه که نوشتم.تلاش میکنم قسمت های بعد طولانی تر بنویسم اما نمیخوام به خاطر کمیت،کیفیت رو خراب کنم.
    اسمش نقطه کاما هست ولی به عنوان یه نماد واسه یه چیز دیگه استفاده میشه که اسم داستان به اون اشاره داره‌.
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 06-14-2018 در ساعت 01:17

  5. 5 پسندیده توسط:


  6. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    118
    امتیاز
    1,287
    پسندیده
    295
    مورد پسند : 229 بار در 98 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب خوندم قسمت اول رو. خوب بود. خسته نباشی.

    منتظر قسمتای بعدیش هستم.

    فقط یکم فاصله بین خطوط رو بیشتر کنی بهتر میشه. یه دستی هم به فونتش ببر بی زحمت.

  7. 4 پسندیده توسط:


  8. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضویت
    529
    نوشته ها
    89
    امتیاز
    1,482
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 131 بار در 63 پست
    میزان امتیاز
    2
    فونتش یکم اشکال داشت

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #6


    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    2,409
    پسندیده
    7
    مورد پسند : 100 بار در 46 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان جالبی بود امید وارم ادامش بدی

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #7


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1510
    نوشته ها
    97
    امتیاز
    4,534
    پسندیده
    79
    مورد پسند : 162 بار در 73 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوندم خوب بود فقط اولیش اینکه فونتشو بهتره عوض کنی دوم اینکه بین کلمات یکم فاصله بد نیست سوم اینکه امیدوارم ادامه بدی
    در کل عالی بود خسته نباشی.
    ویرایش توسط Genius : 06-20-2018 در ساعت 19:42

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #8



    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    426
    پسندیده
    77
    مورد پسند : 101 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    داستان جالبی بود امید وارم ادامش بدی
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهیار نمایش پست ها
    فونتش یکم اشکال داشت
    نقل قول نوشته اصلی توسط blacksnake نمایش پست ها
    خب خوندم قسمت اول رو. خوب بود. خسته نباشی.

    منتظر قسمتای بعدیش هستم.

    فقط یکم فاصله بین خطوط رو بیشتر کنی بهتر میشه. یه دستی هم به فونتش ببر بی زحمت.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ezrail97 نمایش پست ها
    خوندم خوب بود فقط اولیش اینکه فونتشو بهتره عوض کنی دوم اینکه بین کلمات یکم فاصله بد نیست سوم اینکه امیدوارم ادامه بدی
    در کل عالی بود خسته نباشی.
    ممنون از همگیتون بابت حمایت.
    این مشکلاتی که متن داره به خاطر این بود که میخواستم متن رو یکم تغییر بدم ولی فایل ورد در دسترسم نبود واسه همین دوباره تایپ کردم و به فونت و این چیزا توجهی نکردم.به هر حال فایلو اصلاح و دوباره آپلود کردم.
    درباره ادامه هم این مطمئن باشید این داستان رو تا آخر ادامه خواهم داد.
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 06-24-2018 در ساعت 13:54

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1297
    نوشته ها
    124
    امتیاز
    3,343
    پسندیده
    120
    مورد پسند : 315 بار در 100 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    اسم این علامت چیه؟
    اسم فارسیش نقطه ویرگوله و اسم انگلیسیش سمیکُلُن هست :) semicolon
    امضای ایشان

    ای مرگ مرا زهره خود کشتن نیست
    یک مرتبه هم به سوی من سرگردان

  17. 2 پسندیده توسط:


  18. Top | #10



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    481
    امتیاز
    4,013
    پسندیده
    1,225
    مورد پسند : 1,674 بار در 530 پست
    میزان امتیاز
    2
    فکر می کنم فیزیولوژی این آقا قاتله یکم مشکل داره. بدن 6 لیتر خون داره، یک پنجم از خون رو هم که از دست بدن وارد شوک و بعد مرگ میشن، پس زنده موندن فرد بستگی داره به تند یا آهسته تعریف کردن داستان توسط قاتل. حالا اگر تد تعریف کنه که ممکنه فرد زنده بمونه قبل از اینکه یه پنجمش رو از دست بده. که خب اگر تند تعریف می کرد قبلی ها هم زنده می موندن، اگر قراره آهسته تعریف کنه که خب این دختره هم میمیره. من بیشتر فکر می کردم می خواد شکنجه شون کنه اینجوری بهتر نبود ؟ چون توان افراد در گرفتن ضربات مختلف متفاوته و ممکنه همه نتونن زنده بمونن.

    بعد اینکه این اسامی خارجی بهتر بود توی پانویس هم انگلیسیش رو می نوشتی که قاطی نکنیم و تلفظش برامون راحت تر باشه. یه سری صفات و قید ها هم استفاده شون به جا نبود. مثل اونجا که با مهربانی و ( یه کلمه ی دیگه) یادم نیست به قاب نگاه کردم. مهربانی مفهومی نداره اینجا کلمه ی بعدی مناسب تر بود.

    دیگه اینکه دلم بگه برات، شخصیت قاتل charming نیست، می دونم در همون صفحه ی اول نباید قضاوت کنم ولی خب من ترجیح میدم در مورد قاتلی بخونم که یه مقدار کلیشه نباشه، اینکه از یه جای فقیر نشین اومده و می خواد پولدارا رو بکشه ایده ی کلیشه ای و خسته کننده ایه. یه مقدار قاتله به نظر شخصیت مرموز بود بهتر میشد. بعد کلاه کَپ رو هم نفهمیدم منظورتو یعنی از این کلاه لبه دارا ؟

    به طور کلی بد نبود. ولی خب جذبم نکرد دیگه می تونست introی خیلی بهتری باشه. یکم روش فکر کن به نظرم، یه کم کتاب این مدلی بخون مثل along comes a spider یا never never از جیمز پترسون معمولن کمک کننده تر هستند. یا فیلم های این مدلی هم کم نیست، یکم باید فکر کنم که یادم بیاد ولی می تونی ببینی ایده بگیری. می دونی جاییم رو نگرفت، فکرمو مشغول نمی کنه. بهترین نکته در نوشتن داستان های جنایی اینه که فکر خواننده رو مشغول کنه. ولی حقیقتش این کار نکرد. بهتر می تونی می نویسی. بیشتر تلاش کن و هول نباش در انتشار اثر.

    موفق باشی،

    آتوسا
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  19. 2 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 10 1234 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد