صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 36

موضوع: داستان《؛》

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    158
    پسندیده
    25
    مورد پسند : 31 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    2

    داستان《؛》

    سلام
    اینجا داستانم که اسمش 《;》 هست رو قرار میدم.اسم داستان یک نماده که در طول داستان معنیشو متوجه خواهید شد.
    داستان درباره یک قاتل سریالیه که موقع کشتن قربانی هاش،براشون تعریف میکنه که چرا یه قاتل سریالی شده.
    امیدوارم خوشتون بیاد.منتظر نظراتتون هستم.

    فصل اول

    فصل دوم
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 08-03-2018 در ساعت 13:05


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    62
    امتیاز
    194
    پسندیده
    406
    مورد پسند : 170 بار در 63 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    قشنگ بود ولی خیلی کوتاه هم بود :)
    اسم این علامت چیه؟

  3. 5 پسندیده توسط:


  4. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    158
    پسندیده
    25
    مورد پسند : 31 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    سلام
    قشنگ بود ولی خیلی کوتاه هم بود :)
    اسم این علامت چیه؟
    سلام
    مرسی.سعی کردم طولانی تر باشه فک کنم این طولانی ترین متنیه که نوشتم.تلاش میکنم قسمت های بعد طولانی تر بنویسم اما نمیخوام به خاطر کمیت،کیفیت رو خراب کنم.
    اسمش نقطه کاما هست ولی به عنوان یه نماد واسه یه چیز دیگه استفاده میشه که اسم داستان به اون اشاره داره‌.
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 06-14-2018 در ساعت 01:17

  5. 5 پسندیده توسط:


  6. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    468
    پسندیده
    139
    مورد پسند : 133 بار در 64 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب خوندم قسمت اول رو. خوب بود. خسته نباشی.

    منتظر قسمتای بعدیش هستم.

    فقط یکم فاصله بین خطوط رو بیشتر کنی بهتر میشه. یه دستی هم به فونتش ببر بی زحمت.

  7. 4 پسندیده توسط:


  8. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Sep 2015
    شماره عضویت
    529
    نوشته ها
    49
    امتیاز
    -33
    پسندیده
    1
    مورد پسند : 47 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    2
    فونتش یکم اشکال داشت

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    29
    امتیاز
    21
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 40 بار در 21 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان جالبی بود امید وارم ادامش بدی

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #7


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1510
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    2,992
    پسندیده
    30
    مورد پسند : 101 بار در 45 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوندم خوب بود فقط اولیش اینکه فونتشو بهتره عوض کنی دوم اینکه بین کلمات یکم فاصله بد نیست سوم اینکه امیدوارم ادامه بدی
    در کل عالی بود خسته نباشی.
    ویرایش توسط Ezrail97 : 06-20-2018 در ساعت 19:42

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    158
    پسندیده
    25
    مورد پسند : 31 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    داستان جالبی بود امید وارم ادامش بدی
    نقل قول نوشته اصلی توسط مهیار نمایش پست ها
    فونتش یکم اشکال داشت
    نقل قول نوشته اصلی توسط blacksnake نمایش پست ها
    خب خوندم قسمت اول رو. خوب بود. خسته نباشی.

    منتظر قسمتای بعدیش هستم.

    فقط یکم فاصله بین خطوط رو بیشتر کنی بهتر میشه. یه دستی هم به فونتش ببر بی زحمت.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ezrail97 نمایش پست ها
    خوندم خوب بود فقط اولیش اینکه فونتشو بهتره عوض کنی دوم اینکه بین کلمات یکم فاصله بد نیست سوم اینکه امیدوارم ادامه بدی
    در کل عالی بود خسته نباشی.
    ممنون از همگیتون بابت حمایت.
    این مشکلاتی که متن داره به خاطر این بود که میخواستم متن رو یکم تغییر بدم ولی فایل ورد در دسترسم نبود واسه همین دوباره تایپ کردم و به فونت و این چیزا توجهی نکردم.به هر حال فایلو اصلاح و دوباره آپلود کردم.
    درباره ادامه هم این مطمئن باشید این داستان رو تا آخر ادامه خواهم داد.
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 06-24-2018 در ساعت 13:54

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1297
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    3,429
    پسندیده
    118
    مورد پسند : 306 بار در 99 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    اسم این علامت چیه؟
    اسم فارسیش نقطه ویرگوله و اسم انگلیسیش سمیکُلُن هست :) semicolon
    امضای ایشان

    ای مرگ مرا زهره خود کشتن نیست
    یک مرتبه هم به سوی من سرگردان

  17. 2 پسندیده توسط:


  18. Top | #10



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    469
    امتیاز
    3,806
    پسندیده
    1,204
    مورد پسند : 1,640 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    فکر می کنم فیزیولوژی این آقا قاتله یکم مشکل داره. بدن 6 لیتر خون داره، یک پنجم از خون رو هم که از دست بدن وارد شوک و بعد مرگ میشن، پس زنده موندن فرد بستگی داره به تند یا آهسته تعریف کردن داستان توسط قاتل. حالا اگر تد تعریف کنه که ممکنه فرد زنده بمونه قبل از اینکه یه پنجمش رو از دست بده. که خب اگر تند تعریف می کرد قبلی ها هم زنده می موندن، اگر قراره آهسته تعریف کنه که خب این دختره هم میمیره. من بیشتر فکر می کردم می خواد شکنجه شون کنه اینجوری بهتر نبود ؟ چون توان افراد در گرفتن ضربات مختلف متفاوته و ممکنه همه نتونن زنده بمونن.

    بعد اینکه این اسامی خارجی بهتر بود توی پانویس هم انگلیسیش رو می نوشتی که قاطی نکنیم و تلفظش برامون راحت تر باشه. یه سری صفات و قید ها هم استفاده شون به جا نبود. مثل اونجا که با مهربانی و ( یه کلمه ی دیگه) یادم نیست به قاب نگاه کردم. مهربانی مفهومی نداره اینجا کلمه ی بعدی مناسب تر بود.

    دیگه اینکه دلم بگه برات، شخصیت قاتل charming نیست، می دونم در همون صفحه ی اول نباید قضاوت کنم ولی خب من ترجیح میدم در مورد قاتلی بخونم که یه مقدار کلیشه نباشه، اینکه از یه جای فقیر نشین اومده و می خواد پولدارا رو بکشه ایده ی کلیشه ای و خسته کننده ایه. یه مقدار قاتله به نظر شخصیت مرموز بود بهتر میشد. بعد کلاه کَپ رو هم نفهمیدم منظورتو یعنی از این کلاه لبه دارا ؟

    به طور کلی بد نبود. ولی خب جذبم نکرد دیگه می تونست introی خیلی بهتری باشه. یکم روش فکر کن به نظرم، یه کم کتاب این مدلی بخون مثل along comes a spider یا never never از جیمز پترسون معمولن کمک کننده تر هستند. یا فیلم های این مدلی هم کم نیست، یکم باید فکر کنم که یادم بیاد ولی می تونی ببینی ایده بگیری. می دونی جاییم رو نگرفت، فکرمو مشغول نمی کنه. بهترین نکته در نوشتن داستان های جنایی اینه که فکر خواننده رو مشغول کنه. ولی حقیقتش این کار نکرد. بهتر می تونی می نویسی. بیشتر تلاش کن و هول نباش در انتشار اثر.

    موفق باشی،

    آتوسا
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  19. 2 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 4 1234 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد