صفحه 2 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 11 به 20 از 70

موضوع: داستان «;» | سمیکالن

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    253
    پسندیده
    55
    مورد پسند : 52 بار در 18 پست
    میزان امتیاز
    2

    داستان «;» | سمیکالن

    [B]نام داستان:
    سمیکالن(;)

    خلاصه داستان:
    آیا تا به حال به کشتن کسی اندیشیده ای؟هرکسی از کشتن انسان دیگر وحشت دارد؛اما به راستی چه میشود که کسی مدام آن را انجام میدهد؟تو گمان میکنی من یک هیولای سنگدل هستم اما کافیست داستان زندگی من،رنج هایم و هدف هایم را بدانی؛آنگاه برایم احترام قائل خواهی شد.برایم مهم نیست چه برداشتی از کارهایم داشته باشند،من کاری میکنم که لازم است.کاری که هیچکس آن را به خوبی من انجام نمیدهد،کشتن.

    فصل اول

    فصل دوم

    فصل سوم


    فصل چهارم
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 02-21-2019 در ساعت 17:22


  2. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    163
    نوشته ها
    138
    امتیاز
    10
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 188 بار در 113 پست
    میزان امتیاز
    2
    بد نبود

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #12

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    253
    پسندیده
    55
    مورد پسند : 52 بار در 18 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lady Joker نمایش پست ها
    فکر می کنم فیزیولوژی این آقا قاتله یکم مشکل داره. بدن 6 لیتر خون داره، یک پنجم از خون رو هم که از دست بدن وارد شوک و بعد مرگ میشن، پس زنده موندن فرد بستگی داره به تند یا آهسته تعریف کردن داستان توسط قاتل. حالا اگر تد تعریف کنه که ممکنه فرد زنده بمونه قبل از اینکه یه پنجمش رو از دست بده. که خب اگر تند تعریف می کرد قبلی ها هم زنده می موندن، اگر قراره آهسته تعریف کنه که خب این دختره هم میمیره. من بیشتر فکر می کردم می خواد شکنجه شون کنه اینجوری بهتر نبود ؟ چون توان افراد در گرفتن ضربات مختلف متفاوته و ممکنه همه نتونن زنده بمونن.

    بعد اینکه این اسامی خارجی بهتر بود توی پانویس هم انگلیسیش رو می نوشتی که قاطی نکنیم و تلفظش برامون راحت تر باشه. یه سری صفات و قید ها هم استفاده شون به جا نبود. مثل اونجا که با مهربانی و ( یه کلمه ی دیگه) یادم نیست به قاب نگاه کردم. مهربانی مفهومی نداره اینجا کلمه ی بعدی مناسب تر بود.

    دیگه اینکه دلم بگه برات، شخصیت قاتل charming نیست، می دونم در همون صفحه ی اول نباید قضاوت کنم ولی خب من ترجیح میدم در مورد قاتلی بخونم که یه مقدار کلیشه نباشه، اینکه از یه جای فقیر نشین اومده و می خواد پولدارا رو بکشه ایده ی کلیشه ای و خسته کننده ایه. یه مقدار قاتله به نظر شخصیت مرموز بود بهتر میشد. بعد کلاه کَپ رو هم نفهمیدم منظورتو یعنی از این کلاه لبه دارا ؟

    به طور کلی بد نبود. ولی خب جذبم نکرد دیگه می تونست introی خیلی بهتری باشه. یکم روش فکر کن به نظرم، یه کم کتاب این مدلی بخون مثل along comes a spider یا never never از جیمز پترسون معمولن کمک کننده تر هستند. یا فیلم های این مدلی هم کم نیست، یکم باید فکر کنم که یادم بیاد ولی می تونی ببینی ایده بگیری. می دونی جاییم رو نگرفت، فکرمو مشغول نمی کنه. بهترین نکته در نوشتن داستان های جنایی اینه که فکر خواننده رو مشغول کنه. ولی حقیقتش این کار نکرد. بهتر می تونی می نویسی. بیشتر تلاش کن و هول نباش در انتشار اثر.

    موفق باشی،

    آتوسا
    در کل قرار هست دخترها بمیرن واسه همین در آرامش داستانش رو تعریف میکنه و مهم نیست تموم بشه یا نه.اما این بار میخواد داستانش رو کامل کنه پس تلاش میکنه که دختره نمیره.
    اون ها رو میخواستم وقتی قسمت اول رو ویرایش کردم اضافه کنم که هنوز فرصت نکردم.
    انگیزه قاتل در قسمت های آینده معلوم میشه.مطمئن باش اینجوری نیست که ببینه اونا پولدارن بره بکشتشون.آره از همون کلاه هایی که رپر ها میذارن سرشون!
    چیزی که حتما باید بهش توجه بشه اینه که درسته داستان به نظر جنایی میاد ولی به نظرخودم بیشتر درامه.اون کتاب ها رو حتما مطالعه میکنم.قسمت دوم رو میخواستم امروز بذارم که با این نظر یک هفته دیگه هم عقب افتاد
    مرسی.
    ویرایش توسط SLIMSHADY : 07-06-2018 در ساعت 14:33

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    17
    پسندیده
    47
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    آره ولی خو بدن کلا" ۵ لیتر خون داره..
    ۸ درصد وزن بدن رو معمولا خون تشکیل میده

    از دست دادن بیش تر از ۲ لیتر خون خطرناکه..
    این شاید تو داستان نویسی کمکت کنه...خخخخ

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    داستانت هم خوبه...ولی خو تازه یه فصل دادی هنوز نمیشه خیلی نقدت کرد...خیلی از داستانا تازه از فصل ۴..۵ به بعد شروع می کنن جالب شدن..به نظرم چن فصل اول داستان چون هنوز جنبه معرفی و عادت کردن مخاطب با فضای داستان داره نمیشه گفت داستان خوبه یانه..چون اکثر داستان ها تو این فصل ها از یه اسلوب و قالب استفاده می کنن..موفق باشین
    امضای ایشان
    حماسه الیوندر کبیر
    از امنحت پرسيدم تو چه طور مردي؟
    او گفت:آنانکه گرم تر در آغوش گرفتم به من خنجر زدند,
    آنانکه جامه پوشانيدم مرا به چشم سايه ديدند
    و انانکه با عطريات خود خوشبويشان کردم پيکرم را الوده کردند و از موميايي کردنم سر باز زدند.
    من بر دسیسه ها و دشمنان خارجی پیروز گشتم ولی دربرابر خانواده خود شکست خوردم.



  7. 4 پسندیده توسط:


  8. Top | #14


    تاریخ عضویت
    Oct 2016
    شماره عضویت
    1170
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    264
    پسندیده
    38
    مورد پسند : 91 بار در 50 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوب بود. یه کم ویرایش می خواد اما واقعا خوب بود
    ادامشو کی میذاری؟ به نظرم رو منطق داستانت کار کن و اینکه اول داستانه ما منتظریم با فصول بعدی بهتر بشناسیمت

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #15



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    262
    امتیاز
    2,185
    پسندیده
    1,615
    مورد پسند : 582 بار در 254 پست
    میزان امتیاز
    2
    جذاب بود
    یه مقدمه جذاب، و یه مقدمه ای که دعوتم میکنه که بخوام یه داستان مهیج رو بخونم. امیدوارم ادامه بدی و ببینیم چی داری.

  11. Top | #16


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    255
    امتیاز
    1,021
    پسندیده
    598
    مورد پسند : 587 بار در 226 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط KEN KENNIF نمایش پست ها
    سلام
    اینجا داستانم که اسمش 《;》 هست رو قرار میدم.اسم داستان یک نماده که در طول داستان معنیشو متوجه خواهید شد.
    داستان درباره یک قاتل سریالیه که موقع کشتن قربانی هاش،براشون تعریف میکنه که چرا یه قاتل سریالی شده.
    امیدوارم خوشتون بیاد.منتظر نظراتتون هستم.

    فصل اول
    ایا ادامه پیدا میکنه؟بقیه فصل ها چی شد؟زمان بندی خاصی داری؟منتظریم

  12. Top | #17


    تاریخ عضویت
    Oct 2017
    شماره عضویت
    1404
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    2,413
    پسندیده
    63
    مورد پسند : 252 بار در 83 پست
    میزان امتیاز
    2
    لذت بردم از نثر داستان و ایده. چنین داستان هایی که قدرت نوشته به سبک نگارش و متن استواره انتخاب صحیح کلمات و جمله بندی بیشترین اهمیت رو داره که برای شما باید بگم خیلی خوب بود. هرچند در بعصی موارد تتصویر سازی و توصیفات نیاز به بازنگری داره. دلیلش هم اینه که فکر میکنم شما فرصت ندادید متن خیس بخوره. هیچ کس بهتر از خود نویسنده نمیتونه اشتباهات رو بفهمه اما وقتی متن تازه هست و هنوز گرم. ذهنتون ناخوآگاه این اشتباهات رو نمیبینه بهترین کار اینه که بعد از خوندن شخص دوم و گذشت کمی وقت از زایش نوشته خودتون دوباره اونو بخونید و تصحیحش کنید. برای من که خیلی مفیده و جواب میده.
    و اینکه کاملا حس کردم اونجام و دارم تماشا میکنم ماجرارو از نزدیک. این بزرگترین حسن این جور داستان هاست که شما بخوبی پرداختش کردید. بنویسید بیشتر و بهتر
    در آخر هم بگم روی لبه ی باریکی راه میرید چون جذابیت داستان به جذابیت شخص اول وابستس سعی کنید روی دیالوگ ها خیلی فکر کنید چون جای مانور زیادی داره و نقطه قوت عالی هست.
    موفق باشید منتظر ادامه هستم

  13. 2 پسندیده توسط:


  14. Top | #18


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1510
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    3,140
    پسندیده
    45
    مورد پسند : 140 بار در 65 پست
    میزان امتیاز
    2
    داداش ادامه نمیدی؟
    امضای ایشان
    ويرانگري

    اساس نبرد است

    ويرانگري

    نويد آباديست

    هر آنچه ساخته‌اند

    خشت به خشت

    ويران باد...



  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #19

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1524
    نوشته ها
    23
    امتیاز
    253
    پسندیده
    55
    مورد پسند : 52 بار در 18 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AMORIUN نمایش پست ها
    لذت بردم از نثر داستان و ایده. چنین داستان هایی که قدرت نوشته به سبک نگارش و متن استواره انتخاب صحیح کلمات و جمله بندی بیشترین اهمیت رو داره که برای شما باید بگم خیلی خوب بود. هرچند در بعصی موارد تتصویر سازی و توصیفات نیاز به بازنگری داره. دلیلش هم اینه که فکر میکنم شما فرصت ندادید متن خیس بخوره. هیچ کس بهتر از خود نویسنده نمیتونه اشتباهات رو بفهمه اما وقتی متن تازه هست و هنوز گرم. ذهنتون ناخوآگاه این اشتباهات رو نمیبینه بهترین کار اینه که بعد از خوندن شخص دوم و گذشت کمی وقت از زایش نوشته خودتون دوباره اونو بخونید و تصحیحش کنید. برای من که خیلی مفیده و جواب میده.
    و اینکه کاملا حس کردم اونجام و دارم تماشا میکنم ماجرارو از نزدیک. این بزرگترین حسن این جور داستان هاست که شما بخوبی پرداختش کردید. بنویسید بیشتر و بهتر
    در آخر هم بگم روی لبه ی باریکی راه میرید چون جذابیت داستان به جذابیت شخص اول وابستس سعی کنید روی دیالوگ ها خیلی فکر کنید چون جای مانور زیادی داره و نقطه قوت عالی هست.
    موفق باشید منتظر ادامه هستم
    واقعا دیدن اشکالات متنی که خودت مینویسی خیلی سخته.من قسمت اول رو دوبار بازنویسی کردم و تازه اونموقع بود که مشکلات متن اول و دوم رو فهمیدم.
    ممنون از نظر شما.سعی میکنم به نکاتی که گفتید توجه کنم.
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ezrail97 نمایش پست ها
    داداش ادامه نمیدی؟
    ویرایش قسمت اول و قسمت دوم حتما هفته آینده قرار میگیره.

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #20


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,348
    امتیاز
    19,861
    پسندیده
    961
    مورد پسند : 4,517 بار در 1,428 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط KEN KENNIF نمایش پست ها
    واقعا دیدن اشکالات متنی که خودت مینویسی خیلی سخته.من قسمت اول رو دوبار بازنویسی کردم و تازه اونموقع بود که مشکلات متن اول و دوم رو فهمیدم.
    ممنون از نظر شما.سعی میکنم به نکاتی که گفتید توجه کنم.

    ویرایش قسمت اول و قسمت دوم حتما هفته آینده قرار میگیره.
    خیلی هم خوب
    منتظریم ببینیم در ادامه چه می کنید.
    نگران ویرایش هم نباش راه میوفتی
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید

  19. 1 پسندیده توسط:


صفحه 2 از 7 نخستنخست 12345 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد