نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: مرگ هابیل

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1307
    نوشته ها
    35
    امتیاز
    400
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 61 بار در 24 پست
    میزان امتیاز
    2

    مرگ هابیل

    به نظرم روزی که قابیل هابیل رو کشت . باید از همون اول فاتحه انسان رو میخوندیم. خیلی سطحی گذشتیم یا شاید سطحی برامون تعریف کردن. به هر حال از همون روز انسان خودشو نشون داد.
    مثل بچه ا که وارد مهمونی میشه . اولش همه میگن چه بچه نازی . چقدر اروم . ولی چند دقیقه بعد ، تمام اون برداشتها از بین میره.
    روزی انسان دست به جنون زد . روزی که انسان دست به خشونت زد.همون روز باید مرگ انسانها رقم میخورد.
    به نظرم روزی که قابیل هابیل رو کشت. باید ادم قابیل رو میکشت . بعد حوا و بعدم خودشو . و تموم میکرد این بازی کثیفو.....
    امضای ایشان
    سنگ چون بر خود گمان شیشه کرد
    شیشه گردید و شکستن پیشه کرد

  2. 1 پسندیده توسط:


  3. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    226
    امتیاز
    1,467
    پسندیده
    1,433
    مورد پسند : 498 بار در 220 پست
    میزان امتیاز
    2
    چه پست جالبی.
    بامزه است که چه قدر احساس مبکنم امضایتان هم بی ربط با متنی نیست که نوشتید.
    واقعا این کاری که قابیا انجام داد، برادر قابل بخشش بوده؟ اصلا چنین کاری از موجودی که بهش میگیم انسان قابل قبول؟
    ولی واقعا میشه از کار یک شخص دیگه، قضاوت کنیم، همون بهتر که انسان وجود نداشت، چون مثلا فاجعه ای مثل جنگ های جهانی هم پیش نمیومد، فتوحات بناپارت، انقلاب های خونین و یا حتی همین چند وقت پیش فاجعه ی مرز غزه و اسرائیل؟
    ولی اگر انسان هم نبود دنیا زیبایی ها کمی از دست نمیداد، هنر، علم، فهمیدن، شادی، موسیقی و...
    نمیدانم سعی کردم یه چیزی بگم که فکر کنم تنها چیزی که گفتم هیچ چیز بود

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    220
    پسندیده
    27
    مورد پسند : 44 بار در 21 پست
    میزان امتیاز
    2
    چرا از این بعد به قضیه نگا می کنی؟چرا در مقابل قابیل هابیل رو نمی بینی؟
    برای همین بود که به قولت ادم نزد خودشو نکشت...ما که فرشته نیستیم....اشتباه می کنیم.. زحر میکشیم....تاوون پس میدیم..بعد یاد میگیریم کار خوب کنیم...با اختیار خودمون...نه بر اساس غریزه مثل حیوون...نه بر اساس اجبار مثل یه فرشته..اینه که عیار آدمو پیش خدا بالا برده...مگه خود خدا نمی فهمید که این بازیه کثیفو تموم کنه؟؟؟؟
    امضای ایشان
    در پس هر تاریکی نوریست نویدده روشنایی

    آنگاه که سرنوشتم تغییر کند...
    من آن را دوباره خواهم ساخت با قدرتم

    چرا که قدرت از آن من است.

    آنگاه که در های سر نوشت بسته شوند...
    تنها من محرم خواهم بود.

    ای دستان نا پیدای سرنوشت...
    من شما را به مبارزه می طلبم.





  6. 1 پسندیده توسط:


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد