نمایش نتایج: از 1 به 3 از 3

موضوع: چشم هایت

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1010
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    97
    پسندیده
    139
    مورد پسند : 105 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2

    چشم هایت

    در میان این هم همه بی پایان نگاهی فریاد میزند و مرا به دنبال خود میکشد و چشمانی را به من نشان میدهد که روشنایی شمعیست که تاریکی دنیا را ناکام گذاشته است
    و من هنوز هم مبهوت تو مانده ام و میمانم و دلم جاییست که تو هستی . هنوز هم چیزی نمیگوییم مبادا <نه> بگویی ... و من بِشِنَوَم
    مانند گذشته لبخند به لب دارم و از دور به تماشای تو مینشینم .... و که ای کاش تو هم مرا ببینی
    میخندم غمگینم و میبینم و میمیرم ...
    و تو نگاه نمیکنی و من زندگی ...

    #aliazadi
    چند وقت پیش یه متن خوندم اولش زیاد احساس خاصی نداشتم ولی همون شب که خوابیدم خواب خوندن اون متنو دیدم ! هر کلمش واسم تصویر میشد و همینجوری شد که گفتم منم یه چیزی بنویسم خالی شم :))
    هر نظری محترم شمرده میشه دریغ نکنید !! اولین باره این سبک مینویسم خودمم درک کاملی ندارم به نظرات شما رو با جون دل پذیرام :)))
    خواهشا نگید کوتاه خودم میدونم !!!!
    ویرایش توسط aliazadi : 05-11-2018 در ساعت 12:44
    امضای ایشان
    خیلی وقت نگذشته اما از ما گذشته ... :)


  2. Top | #2

    تاریخ عضویت
    Apr 2018
    شماره عضویت
    1522
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    220
    پسندیده
    26
    مورد پسند : 44 بار در 21 پست
    میزان امتیاز
    2
    خوب داداش من به شخصه طرفدار داستان رمنس و عاشقانه نیستم ولی قشنگ بود.به نظرم بهتره توی سایت نگاه دانلود بذاری...چون اونا راست کارشون تو این سبک هست.
    موفق باشی
    امضای ایشان
    در پس هر تاریکی نوریست نویدده روشنایی

    آنگاه که سرنوشتم تغییر کند...
    من آن را دوباره خواهم ساخت با قدرتم

    چرا که قدرت از آن من است.

    آنگاه که در های سر نوشت بسته شوند...
    تنها من محرم خواهم بود.

    ای دستان نا پیدای سرنوشت...
    من شما را به مبارزه می طلبم.





  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    4
    نوشته ها
    797
    امتیاز
    15,919
    پسندیده
    2,855
    مورد پسند : 2,622 بار در 874 پست
    میزان امتیاز
    2
    متن خوب و ادبی بود ولی خب به نظر من داستان حساب نمیشد یعنی من چیزی که از داستان چه کوتاه چه بلند چه خیلی کوتاه باشه در این متن ندیدم البته این نظر منه و ممکنه داستان محسوب بشه. موفق باشید
    امضای ایشان
    زندگی زندان سرد کینه هاست، من گریزانم ازاین زندان که نامش زندگیست.


  5. 1 پسندیده توسط:


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد