صفحه 1 از 167 12341151101 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 1664

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    653
    امتیاز
    15,558
    پسندیده
    1,591
    مورد پسند : 1,816 بار در 571 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل 21 اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g


    فصل دانلود
    فصل اول(تعقییب و گریز) دانلود
    فصل دوم (اِدورا) دانلود
    فصل سوم(برخورد)
    دانلود
    فصل چهارم(تصمیم) دانلود
    فصل پنجم(ایا او یک هیولاست؟) دانلود
    فصل ششم(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل هفتم(راه حل) دانلود
    فصل هشتم(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل نهم(در راه ناردا)
    دانلود
    فصل دهم (حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل یازدهم(شیپور جنگ در ناردا) دانلود
    فصل دوازدهم(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل سیزدهم(ایلا) دانلود
    فصل چهاردهم(لورتگا) دانلود
    فصل پانزدهم(دردسر در شمال) دانلود
    فصل شانزدهم(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل هفدهم(اولین دیدار) دانلود
    فصل هجدهم(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل نوزدهم(خیانتکار) دانلود
    فصل بیستم!(اعتراف) دانلود
    فصل بیست و یکم(اولین نبرد واقعی) دانلود
    فصل بیست و دوم(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل بیست و سوم(دره ممنوعه) دانلود
    فصل بیست و چهارم(گرگ تنها) دانلود
    فصل بییست و پنجم(شب برخورد) دانلود
    فصل بیست وششم(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل بیست و هفتم(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود
    فصل بیست و هشتم(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل بیست و نهم (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود
    فصل سی ام(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل سی و یکم(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود
    فصل سی و دوم(خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل سی و سوم(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید http://omidmoradpour.rozblog.com
    دوستانی که به خاطر امتیاز منفی زیاد نمیتونن فصل ها رو دانلود کنن نگران نباشن به هیچ وجه، یه پیام خصوصی بفرستن به اکانت من لینک فصل رو براشون میفرستم





    ویرایش توسط AmbrellA : 12-07-2018 در ساعت 18:38 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    431
    امتیاز
    3,272
    پسندیده
    805
    مورد پسند : 1,160 بار در 456 پست
    میزان امتیاز
    2
    انتظار داره به پایان میرسه
    احساسم الان هنگ کرده نمی تونم بیانش کنم
    فقط بگو کی احتمالا میاد
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #3


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    549
    پسندیده
    487
    مورد پسند : 648 بار در 262 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل جدید کی میاد؟!

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #4


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    431
    امتیاز
    3,272
    پسندیده
    805
    مورد پسند : 1,160 بار در 456 پست
    میزان امتیاز
    2
    بیا یه خبر از زمان اومدن فصل بده
    من از این به زودی یا خاطره خوبی ندارم سرنوشت همشون به چند سال کشیده
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #5


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    653
    امتیاز
    15,558
    پسندیده
    1,591
    مورد پسند : 1,816 بار در 571 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    انتظار داره به پایان میرسه
    احساسم الان هنگ کرده نمی تونم بیانش کنم
    فقط بگو کی احتمالا میاد
    سلام
    مرسی که پیگیر هستی
    بستگی به استقبال دوستان داره همه چیز ، اگر ببینم واقعا کسانی منتظر این داستان هستن زودتر مینویسم و میزارم حتی شده به صرت تکه تکه ولی استقبال خوب نباشه شاید به دیر تر هم کشیده بشه

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط darklord4192 نمایش پست ها
    فصل جدید کی میاد؟!
    فصلی نیست این سریو به صورت پارت پارت میاد ، مثلا یک پارت میدم 150 صفحه و چند فصل که تا مدتی سرتون گرم باشه انشاا...
    تاریخش دیگه به پروتی بانو و مهرنوش بانو بستگی داره که کار ویراستاری رو تموم کنن و انشاا... زیاد طول نمیکشه

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    بیا یه خبر از زمان اومدن فصل بده
    من از این به زودی یا خاطره خوبی ندارم سرنوشت همشون به چند سال کشیده
    عععع من که برا پست اولتون توضیحات و تشکر نوشتم دیروز ولی انگار یادم رفت بزنم ارسال پست خخخخخخخ اقا شرمنده
    نه نگران نباش نمیرازم به سال بکشه. حتی شده کل ش رو بدون ویرایش یهو بزارم رو سایت نمیزارم اینقدر طولانی زمان ببره والا مگه ادم کارو زندگی نداره!! که هم شما چند سال منتظر یه رمان باشید و هم من چند سالو صرف یه داستان کنم پس بقیه داستانام چی! کلا با طول کشیدن زیاد یه داستان مخخالفم.
    ولیی تایم دقیق نمیتونم بدم چون باید ویرایش و اینا بشه جمله بندی ها و اشتباهات نگارشی و غیره توسط ویراستارامون درست بشن.
    این کتاب رو پروتی بانو شروع به ویرایش کردن انشاا... که مثل بقیه کارای ویرایششون عالی از اب در میاد.
    به محض اتمام کار منتظرتون نمیزارم.
    یا علی
    امضای ایشان

  9. 4 پسندیده توسط:


  10. Top | #6

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1322
    نوشته ها
    2
    امتیاز
    -123
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 5 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    2
    وجدانن به صورت تکه تکه بزار تا زمان گذاشتن داستانت روی سایت کمتر بشه

  11. 2 پسندیده توسط:


  12. Top | #7


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    653
    امتیاز
    15,558
    پسندیده
    1,591
    مورد پسند : 1,816 بار در 571 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط poiu نمایش پست ها
    وجدانن به صورت تکه تکه بزار تا زمان گذاشتن داستانت روی سایت کمتر بشه
    مرسی از اینکه اولیین پستت رو ایینجا گذاشتی!
    خب تک به تک گذاشتن فصل ها بدی هایی داشت که توی کتاب اول دیدم و حسش کردم، این بار توی چند پارت بلند میزارم که مشکلات دفعه قبل رو نداشته باشه، موقع نوشتن خیلی مواقع پیش میاد که میگی ای کاش اون اول داستان اون حرفو نزده بودم و چون فصلو گذاشتی دیگه نمیشه جمعش کرد یا یه اتفاقی می افته که بعد ها میخوای حذفش کنی یا تغییرش بدی اما نمیشه، این مشکلات باعث شده تصمیم بگیرم اینطوری بزارمش.
    راستی دورگه یک رو اگر خوندی نظرت رو برام تو تاپیکش بفرستیی خوشحال میشم که چی شد چطور بود به نظرت از چه شخصیتایی خوشت اومد از کدوما بدت اومد و از این چیزا
    بازم مرسی
    منتظر نظرات بعدیت هستم
    امضای ایشان

  13. 2 پسندیده توسط:


  14. Top | #8


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    206
    امتیاز
    549
    پسندیده
    487
    مورد پسند : 648 بار در 262 پست
    میزان امتیاز
    2
    خلاصه و مفید بگم بهت ک بی صبرانه منتظر ادامه داستانتم امیدوارم تا ۱-۲ ماه دیگه تقریبا همزمان با کریسمس پارت اولش بیاد
    خسته نباشی

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    653
    امتیاز
    15,558
    پسندیده
    1,591
    مورد پسند : 1,816 بار در 571 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط darklord4192 نمایش پست ها
    خلاصه و مفید بگم بهت ک بی صبرانه منتظر ادامه داستانتم امیدوارم تا ۱-۲ ماه دیگه تقریبا همزمان با کریسمس پارت اولش بیاد
    خسته نباشی
    مرسی عزیز ایشاا... زودترم ممکنه بیاد خخخخ
    دوستان دارم میرم کرمانشاه برای کمک به بازسازی کس اشنا نیست اونجا بریم ببینیمش؟ ایشاا... بعدش که برگشتم تمومش میکنیم زود زود
    فعلا پروتی بانو دارن با سرعت تمام تیکه تیکه میکنن و ویراستاری رو انجام میدن وقتی برگرم ردیفش میکنیم با هم
    مرسی از شما ها که اینطوری روحیه میدین
    یا علی موفق باشید
    امضای ایشان

  17. 4 پسندیده توسط:


  18. Top | #10


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    431
    امتیاز
    3,272
    پسندیده
    805
    مورد پسند : 1,160 بار در 456 پست
    میزان امتیاز
    2
    می شه یکی بگه محافظ ملکه مرده یا نه

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    دیروز یه بار دیگه خوندمش
    اخرشم دوباره حرسم و در اورد
    من می خوام بدونم چه بلای سرشون اومد
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  19. 1 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 167 12341151101 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد