صفحه 95 از 147 نخستنخست ... 458592939495969798105145 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 941 به 950 از 1466

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    619
    امتیاز
    14,477
    پسندیده
    1,501
    مورد پسند : 1,673 بار در 534 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل 21 اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......






    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    فصل دانلود
    فصل اول(تعقییب و گریز) دانلود
    فصل دوم (اِدورا) دانلود
    فصل سوم(برخورد)
    دانلود
    فصل چهارم(تصمیم) دانلود
    فصل پنجم(ایا او یک هیولاست؟) دانلود
    فصل ششم(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل هفتم(راه حل) دانلود
    فصل هشتم(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل نهم(در راه ناردا)
    دانلود
    فصل دهم (حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل یازدهم(شیپور جنگ در ناردا) دانلود
    فصل دوازدهم(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل سیزدهم(ایلا) دانلود
    فصل چهاردهم(لورتگا) دانلود
    فصل پانزدهم(دردسر در شمال) دانلود
    فصل شانزدهم(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل هفدهم(اولین دیدار) دانلود
    فصل هجدهم(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل نوزدهم(خیانتکار) دانلود
    فصل بیستم!(اعتراف) دانلود
    فصل بیست و یکم(اولین نبرد واقعی) دانلود
    فصل بیست و دوم(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل بیست و سوم(دره ممنوعه) دانلود
    فصل بیست و چهارم(گرگ تنها) دانلود
    فصل بییست و پنجم(شب برخورد) دانلود
    فصل بیست وششم(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل بیست و هفتم(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود
    فصل بیست و هشتم(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید http://omidmoradpour.rozblog.com
    دوستانی که به خاطر امتیاز منفی زیاد نمیتونن فصل ها رو دانلود کنن نگران نباشن به هیچ وجه، یه پیام خصوصی بفرستن به اکانت من لینک فصل رو براشون میفرستم





    ویرایش توسط AmbrellA : 10-13-2018 در ساعت 18:06 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #941


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    619
    امتیاز
    14,477
    پسندیده
    1,501
    مورد پسند : 1,673 بار در 534 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    این فصل یکم بزن بزن داریم به همراه یکم احساسات +13 لطفا رعایت بفرمایید

    مدیونید اگر از جمله من فکرای عجیب به سرتون بزنه! هنری بچه خیلی موثبتیی میباشد مس خودم
    امضای ایشان


  3. Top | #942


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    3,194
    پسندیده
    764
    مورد پسند : 1,139 بار در 443 پست
    میزان امتیاز
    2
    چی می شد اگه الان فصلو می زاشتی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    یکی بگه چرا من نمیتونم پستام رو ویرایش کنم
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  4. 2 پسندیده توسط:


  5. Top | #943


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1321
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    9
    پسندیده
    54
    مورد پسند : 85 بار در 35 پست
    میزان امتیاز
    2
    به روز ملکوتی فصل دهی رسیدیم

  6. 3 پسندیده توسط:


  7. Top | #944

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1314
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    -18
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 7 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    امشب فصل جدید میاد

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #945


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    213
    امتیاز
    916
    پسندیده
    55
    مورد پسند : 306 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط amrpersia نمایش پست ها
    امشب فصل جدید میاد
    داداش ممنون
    تا حالا داشتم فکر می‌کردم چطور تا فردا شب صبر کنم
    تازه فهمیدم یه روز عقبم😂😂😂

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    سلام
    این فصل یکم بزن بزن داریم به همراه یکم احساسات +13 لطفا رعایت بفرمایید

    مدیونید اگر از جمله من فکرای عجیب به سرتون بزنه! هنری بچه خیلی موثبتیی میباشد مس خودم
    به‌به داداش زیاد از خودت تعریف نمی‌کنی😎😋
    از بس تعریف کردی از این فصل از هیجان دارم غش می‌کنم
    امروز زودتر نمیزاریش؟؟
    دل خیلیا رو شاد می‌کنیا😢😢

  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #946


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    205
    امتیاز
    629
    پسندیده
    487
    مورد پسند : 648 بار در 262 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    چی می شد اگه الان فصلو می زاشتی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    یکی بگه چرا من نمیتونم پستام رو ویرایش کنم
    مرورگرتو عوض کن

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    این فصل ببینیم چکار میکنیا :d

  12. 2 پسندیده توسط:


  13. Top | #947


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    94
    امتیاز
    108
    پسندیده
    26
    مورد پسند : 140 بار در 59 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    چی می شد اگه الان فصلو می زاشتی
    بنظر تو امید از این لطف ها میکنه بهمون؟؟؟
    امضای ایشان
    گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
    و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #948


    تاریخ عضویت
    May 2018
    شماره عضویت
    1544
    نوشته ها
    60
    امتیاز
    21
    پسندیده
    242
    مورد پسند : 123 بار در 49 پست
    میزان امتیاز
    2
    نمیشه پنجشنبه ساعت گذاشتن فایل ب صبح تغییر پیدا کنه؟
    امضای ایشان
    ‏چرا از مرگ ميترسيد؟
    ‏چرا زين خوابِ جان آرامِ شيرين روى گردانيد؟
    ‏مگر اين مِى پرستى ها و مستى ها،
    ‏براى يك نفسْ آسودگى از رنجِ هستى نيست؟
    ‏⁧


    #فريدون_مشيري

  16. Top | #949


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    399
    امتیاز
    3,194
    پسندیده
    764
    مورد پسند : 1,139 بار در 443 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط darklord4192 نمایش پست ها
    مرورگرتو عوض کن

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    این فصل ببینیم چکار میکنیا :d
    مذورگرو عوض کردم ولی درست نشد
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #950


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    774
    پسندیده
    260
    مورد پسند : 116 بار در 60 پست
    میزان امتیاز
    2
    نمیشه الان فصلا بذارین
    تحملمون تموم میشه تا شب
    امضای ایشان
    نبما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

صفحه 95 از 147 نخستنخست ... 458592939495969798105145 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد