صفحه 8 از 73 نخستنخست ... 5678910111858 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 71 به 80 از 727

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    483
    امتیاز
    11,544
    پسندیده
    1,079
    مورد پسند : 1,151 بار در 401 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل چهارم اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......






    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    فصل دانلود
    فصل اول(تعقییب و گریز) دانلود
    فصل دوم (اِدورا) دانلود
    فصل سوم(برخورد)
    دانلود
    فصل چهارم(تصمیم) دانلود
    فصل پنجم(ایا او یک هیولاست؟) دانلود
    فصل ششم(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل هفتم(راه حل) دانلود
    فصل هشتم(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل نهم(در راه ناردا)
    دانلود
    فصل دهم (حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل یازدهم(شیپور جنگ در ناردا) دانلود
    فصل دوازدهم(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل سیزدهم(ایلا) دانلود
    فصل چهاردهم(لورتگا) دانلود
    فصل پانزدهم(دردسر در شمال)

    دوستانی که به خاطر امتیاز منفی زیاد نمیتونن فصل ها رو دانلود کنن نگران نباشن به هیچ وجه، یه پیام خصوصی بفرستن به اکانت من لینک فصل رو براشون میفرستم




    ویرایش توسط AmbrellA : 07-12-2018 در ساعت 19:30 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #71


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    649
    پسندیده
    426
    مورد پسند : 579 بار در 238 پست
    میزان امتیاز
    2
    پیشنهاد من اینه نسخه بدون ویرایش یا حداقل کم ویرایش بزار بعد با ارامش خیال و ارام و پیوسته ویرایشش کن و بعد امدن نسخه ویرایش شده اونو جایگزین نسخه بدون ویرایش کن اینطوری نه سیخ میسوزه نه کباب

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    مورد بعدی هم اینه که امیدوارم هردرگیری ذهنی داری بزودی و با خوشی و خیر تموم بشه

  3. 4 پسندیده توسط:


  4. Top | #72

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1321
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    30
    پسندیده
    24
    مورد پسند : 38 بار در 14 پست
    میزان امتیاز
    2
    معذرت فقط کی جلد دوم رو میزارید.

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #73

    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    118
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 39 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    اینجوری که داره پیش می‌ره انشاالله تابستون سال دیگه نسخه ویرایش شدش میاد بعد عیدم ویرایش نشدش

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط darklord4192 نمایش پست ها
    پیشنهاد من اینه نسخه بدون ویرایش یا حداقل کم وی رایش بزار بعد با ارامش خیال و ارام و پیوسته ویرایشش کن و بعد امدن نسخه ویرایش شده اونو جایگزین نسخه بدون ویرایش کن اینطوری نه سیخ میسوزه نه کباب

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    مورد بعدی هم اینه که امیدوارم هردرگیری ذهنی داری بزودی و با خوشی و خیر تموم بشه

    منم با نظر این دوستمون موافقم فعلا ویرایش نشدشو بزارید تا بخواد ویرایش بشه عید رو رد می‌کنه یه حرکتی بزنید خداوکیلی


  7. Top | #74


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    649
    پسندیده
    426
    مورد پسند : 579 بار در 238 پست
    میزان امتیاز
    2
    نویسنده عزیز و دوست داشتنی یه اطلاع رسانی راجع به داستان میکنی؟!!

  8. 3 پسندیده توسط:


  9. Top | #75


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    483
    امتیاز
    11,544
    پسندیده
    1,079
    مورد پسند : 1,151 بار در 401 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب داستان در حال ویرایش و به قوله یه نفر پیدا شده از همین بچه هایی که داستان رو میخوند داره زحمت نقطه گذاریش رو میکشه گمونم دیگه زمانی نبره که انجام بشه.
    انشاا... خدا بخواد همین روزا تموم میشه.
    امید وارم همین روزا خبرای خوبی بیام اینجا بزارم
    امضای ایشان

  10. 3 پسندیده توسط:


  11. Top | #76


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    649
    پسندیده
    426
    مورد پسند : 579 بار در 238 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    خب داستان در حال ویرایش و به قوله یه نفر پیدا شده از همین بچه هایی که داستان رو میخوند داره زحمت نقطه گذاریش رو میکشه گمونم دیگه زمانی نبره که انجام بشه.
    انشاا... خدا بخواد همین روزا تموم میشه.
    امید وارم همین روزا خبرای خوبی بیام اینجا بزارم
    دستت درد نکنه بابت اطلاع رسانی
    برای سریعتر پیش رفتن کارا پیشنهاد میکنم مراحل نقطه گذاری و ویرایش رو همزمان باهم پیش ببری
    بی صبرانه منتظر داستان هستیم

  12. 3 پسندیده توسط:


  13. Top | #77

    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    118
    پسندیده
    6
    مورد پسند : 39 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام اقا چقدرش مونده ؟ میشه یه زمان بندی دقیق بدی که چقدرش مونده و کی تموم میشه ؟از اخر امتاحانات یه ماه گذشته هاااا گفتم بگم شاید زمان از دستت در رفته

  14. 3 پسندیده توسط:


  15. Top | #78


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    483
    امتیاز
    11,544
    پسندیده
    1,079
    مورد پسند : 1,151 بار در 401 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    سلام اقا چقدرش مونده ؟ میشه یه زمان بندی دقیق بدی که چقدرش مونده و کی تموم میشه ؟از اخر امتاحانات یه ماه گذشته هاااا گفتم بگم شاید زمان از دستت در رفته
    هوم سینا جان سلام
    راستش ویراستارامون بانو پروتی و مهرنوش بانو سرشون بینهایت شلوغ شده
    از مدیران سایت هستن و هم کارای سایتو دارن انجام میدن هم ویراستاری منو گمونم یکم دیگه بهشون زمان بدیم خوبه گناه دارن!
    ایشاا... میاد
    امضای ایشان

  16. 2 پسندیده توسط:


  17. Top | #79


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    111
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    11
    پسندیده
    457
    مورد پسند : 120 بار در 60 پست
    میزان امتیاز
    2
    دوست عزیز یه اطلاع رسانی راجع به کتاب دوم داستان میکنی؟!!

  18. 2 پسندیده توسط:


  19. Top | #80


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    483
    امتیاز
    11,544
    پسندیده
    1,079
    مورد پسند : 1,151 بار در 401 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohammadkh نمایش پست ها
    دوست عزیز یه اطلاع رسانی راجع به کتاب دوم داستان میکنی؟!!
    هوم خب کتاب دوم خودش 2 بخشه که بخش اولش نزدیک به 300 و اندی صفحه داره تقریبا تمومه اخراشه که اگر ویراستاری تموم بشه به سرعت میزارمش. کل کتاب دوم بین 600 تا 800 صفحه ای میشه
    و همه چیزش بستگی به ویراستار داره.
    البته من قول امتحانات رو داده بودم که همینجا پوزش میخوام چون فکر میکردم ویراستارامون سرشون خلوته اما انگار اینطوری نیست. و زمان بر هست .
    بازم معذرت میخوام از همگی
    امضای ایشان

  20. 2 پسندیده توسط:


صفحه 8 از 73 نخستنخست ... 5678910111858 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد