صفحه 3 از 261 نخستنخست 1234561353103 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 2607

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    853
    امتیاز
    36,807
    پسندیده
    2,429
    مورد پسند : 2,977 بار در 800 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    دورگه کتاب دوم

    فصل
    دانلود
    فصل
    دانلود
    فصل 1(تعقییب و گریز) دانلود فصل 2(اِدورا) دانلود
    فصل 3(برخورد) دانلود فصل 4(تصمیم) دانلود
    فصل 5(ایا او یک هیولاست؟) دانلود فصل 6(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل 7(راه حل) دانلود فصل 8(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل 9(در راه ناردا) دانلود فصل 10(حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل 11(شیپور جنگ در ناردا) دانلود فصل 12(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل 13(ایلا) دانلود فصل 14(لورتگا) دانلود
    فصل 15(دردسر در شمال) دانلود فصل 16(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل 17(اولین دیدار) دانلود فصل 18(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل 19(خیانتکار) دانلود فصل 20!(اعتراف) دانلود
    فصل 21(اولین نبرد واقعی) دانلود فصل22(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل 23(دره ممنوعه) دانلود فصل 24(گرگ تنها) دانلود
    فصل 25(شب برخورد) دانلود فصل 26(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل 27(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود فصل 28(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل29 (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود فصل 30(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل 31(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود فصل32 (خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل 33(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل34 دانلود
    فصل 35(شروع یک پایان،نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل36(پروازروح، نبرد بزرگ نزدیک) دانلود
    فصل 37(افکار،نبرد بزرگ) دانلود فصل 38(اتحاد، سایه نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 39(دروغگو،شروع نبرد بزرگ) دانلود فصل 40(اغاز نبرد) دانلود
    فصل 41(پایان) دانلود فصل 42(او خواهد امد) دانلود
    فصل 43(دروازه) عیدتون مبارک 29 اسفند 97 ساعت 12:19 دانلود فصل 44(بازگشت) دانلود
    فصل45(افسانه سرنوشت) فصل تجمیع شده دانلود فصل 46(پایان نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 47(مردی روی شاخه) دانلود فصل 48(یک دقیقه بیشتر...)
    فصل 49(هنری...) فصل 50(لایه واقعی دنیا)









    ا
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید
    http://omidmoradpour.rozblog.com


    دوستان در نظر داشته باشن که از فصل 43 به بعد فصل ها امتیازی خواهد بود و هیچ لینک رایگانی ارسال نخواهد شد
    پس از همین حالا برای دانلود فصل مورد نظر خودتون به فکر باشید و برنامه ریزی کنید

    توجه توجه:
    دوستانی که امتییاز منفی زیادی دارن میتونن با انجام یه پروژه تنها یه پروژه تمام امتیاز منفی خودشون رو صفر کنن پس یه بار زخمت بکشید تا به سرعت اکانتتون برگرده به حالت اولیه.

    توضیحات مهم:
    لینک1 ---> دروازه ها

    لینک‌ دانلود
    اخبار:27/3/98
    لینک‌ دانلود سلام به دوستان گل
    اومدم یه اطلاعی بدم و برم
    به قوله تا مدت نامعلومی ارائه فصول رو به تاخیر میدازم همینطور به نوشتن ادامه میدم اما به جایی رسیدم که نیاز به تمرکز زیادی برای جمع کردن و سرو سامون دادن به قضایای داسان دارم حجم داستان الان که خودم شروع کردم به خوندش وحشتناک بالاس. حقیقتش این بوده که تاالان هر زمان فصلی نوشتم دیگه خودم نخوندمش بعد هزارو اندی صفحه و سریع بدون ویرایش اپلودش کردم خخخ
    بخشی که توی کتاب دوم دارم روش کار میکنم مسابقات بزرگی هست که بهش میگن مسابقات هزاره که برای ساختش باید بدون فشار طراحیش کنم که یه چیز تقلیدی نشه احتمال 99 درصد وقتی کتاب کامل شد همه کتاب رو یکجا اپلود میکنم.


    توی گروه تلگرامیش هم حتما خبر هایی از نوشتن ادامش میدم به دوستان مرسی بابت پیگیر بودنتون امید وارم مارو بعده هم تنها نزارید.







    ویرایش توسط AmbrellA : 06-17-2019 در ساعت 21:39 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #21


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    5,018
    پسندیده
    1,057
    مورد پسند : 1,485 بار در 556 پست
    میزان امتیاز
    2
    فقط میخوام بدونم این پسره چطور زنده مونده
    اون محافظ که اتیش گرفت چی شد
    این دختره از کجا اومد تو اون جنگل چکار میکرد

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    کی کتابت کامل می شه کی می زاریش
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  3. 2 پسندیده توسط:


  4. Top | #22



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    853
    امتیاز
    36,807
    پسندیده
    2,429
    مورد پسند : 2,977 بار در 800 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    فقط میخوام بدونم این پسره چطور زنده مونده
    اون محافظ که اتیش گرفت چی شد
    این دختره از کجا اومد تو اون جنگل چکار میکرد

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    کی کتابت کامل می شه کی می زاریش
    خخخ خب دقیقا ماجرای داستان رو پرسیدی متاسفانه نمیتونم به هیچ کدومشون پاسخی بدم
    اما تا اخر ماه میزارمشون امتحانای بچه ها که ایشاا.. تموم بشه دیگه یه شیرنی باشه براشون
    امضای ایشان

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    537
    امتیاز
    5,018
    پسندیده
    1,057
    مورد پسند : 1,485 بار در 556 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    خخخ خب دقیقا ماجرای داستان رو پرسیدی متاسفانه نمیتونم به هیچ کدومشون پاسخی بدم
    اما تا اخر ماه میزارمشون امتحانای بچه ها که ایشاا.. تموم بشه دیگه یه شیرنی باشه براشون
    اخر ماه نامردیه امتحانای من تازه شروع میشه
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #24


    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,284
    پسندیده
    7
    مورد پسند : 108 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    واقعا داستانتون عالی بود کلی باهاش کیف کردم فقط یه چیزی تا اخر ماه. اخه چطوری صبر کنیم ما همش فکر ادم پیش ادامه داستانه کاشکی حداقل یه کمیش رو میزاشتی تا بعد

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #25



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    853
    امتیاز
    36,807
    پسندیده
    2,429
    مورد پسند : 2,977 بار در 800 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    اخر ماه نامردیه امتحانای من تازه شروع میشه
    انشاا... که همه بیست میشی!

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    واقعا داستانتون عالی بود کلی باهاش کیف کردم فقط یه چیزی تا اخر ماه. اخه چطوری صبر کنیم ما همش فکر ادم پیش ادامه داستانه کاشکی حداقل یه کمیش رو میزاشتی تا بعد
    مرسی بابت تعریفتون انشاا... توی کتاب دوم کیفیت کار رو بالا ترم میبریم انشاا... دنبال کنید


    پ.ن:توی صفحه قبل 4 صفحه ازش هست البته ویرایش و اینا نداره اگر دوست داشتین بخونید!
    امضای ایشان

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #26


    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1323
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    1,335
    پسندیده
    5
    مورد پسند : 138 بار در 64 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    نویسنده کجایی بدو بیا قسمت بعد بده ا بسه انتظار بسه تحمل بدوووووووووووو

  13. 2 پسندیده توسط:


  14. Top | #27



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    853
    امتیاز
    36,807
    پسندیده
    2,429
    مورد پسند : 2,977 بار در 800 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط vahid@2000 نمایش پست ها
    سلام
    نویسنده کجایی بدو بیا قسمت بعد بده ا بسه انتظار بسه تحمل بدوووووووووووو
    سلام
    همینجایم خخخ و دارم سخت مینویسم و فصل ها رو پیش میبرم انشاا... به همین زودی ها میاد
    امضای ایشان

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #28


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    1,567
    پسندیده
    501
    مورد پسند : 719 بار در 277 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام نمیشه ی تاریخ تقریبی برای بخش جدید داستانت بدی؟!
    مورد بعدیم اینه که این بخش چند فصله و اینکه توی این بخش دوباره هنری رو میبینیم(ینی میخونیم ) یا نه
    خیلی دوست دارم ببینم چ بلایی سرش اومد
    دوباره ک داستانو خوندم چندتا سوال برام پیش اومد
    اینکه هنری با اینکه سابقه خاصی تو گذشتش نداشته ینی خب پدرش که یک شخص سفید بوده مادرشم همینطور پس این نیروی سیاهی که درونش هست از کجاس؟!
    اون موجودات کرم مانند از کجا پیداشون شد؟!
    ایا هنری قراره کل اجنه رو نابود کنه؟!!

  17. 2 پسندیده توسط:


  18. Top | #29


    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    2,284
    پسندیده
    7
    مورد پسند : 108 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    داداش یه دفعه میگفتی داستانو بگو دیگه خخخخ

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    داریم به پایان امتحانات نزدیک میشیم امیدوارم به قولتون عمل کنید بعد امتحانات
    بلافاصله توی سایت قرار بدید و گرنه خداوند متعال به حساب میرسه به خاطر جون به لب کردن بندگانش

  19. 1 پسندیده توسط:


  20. Top | #30


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    224
    امتیاز
    1,567
    پسندیده
    501
    مورد پسند : 719 بار در 277 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    داداش یه دفعه میگفتی داستانو بگو دیگه خخخخ

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    داریم به پایان امتحانات نزدیک میشیم امیدوارم به قولتون عمل کنید بعد امتحانات
    بلافاصله توی سایت قرار بدید و گرنه خداوند متعال به حساب میرسه به خاطر جون به لب کردن بندگانش

    خو چکار کنم سوال پیش میاد

  21. 2 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 261 نخستنخست 1234561353103 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد