صفحه 296 از 296 نخستنخست ... 196246286293294295296
نمایش نتایج: از 2,951 به 2,955 از 2955

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    934
    امتیاز
    42,628
    پسندیده
    2,711
    مورد پسند : 3,357 بار در 883 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    دورگه کتاب دوم

    فصل
    دانلود
    فصل
    دانلود
    فصل 1(تعقییب و گریز) دانلود فصل 2(اِدورا) دانلود
    فصل 3(برخورد) دانلود فصل 4(تصمیم) دانلود
    فصل 5(ایا او یک هیولاست؟) دانلود فصل 6(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل 7(راه حل) دانلود فصل 8(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل 9(در راه ناردا) دانلود فصل 10(حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل 11(شیپور جنگ در ناردا) دانلود فصل 12(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل 13(ایلا) دانلود فصل 14(لورتگا) دانلود
    فصل 15(دردسر در شمال) دانلود فصل 16(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل 17(اولین دیدار) دانلود فصل 18(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل 19(خیانتکار) دانلود فصل 20!(اعتراف) دانلود
    فصل 21(اولین نبرد واقعی) دانلود فصل22(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل 23(دره ممنوعه) دانلود فصل 24(گرگ تنها) دانلود
    فصل 25(شب برخورد) دانلود فصل 26(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل 27(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود فصل 28(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل29 (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود فصل 30(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل 31(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود فصل32 (خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل 33(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل34 دانلود
    فصل 35(شروع یک پایان،نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل36(پروازروح، نبرد بزرگ نزدیک) دانلود
    فصل 37(افکار،نبرد بزرگ) دانلود فصل 38(اتحاد، سایه نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 39(دروغگو،شروع نبرد بزرگ) دانلود فصل 40(اغاز نبرد) دانلود
    فصل 41(پایان) دانلود فصل 42(او خواهد امد) دانلود
    فصل 43(دروازه) عیدتون مبارک 29 اسفند 97 ساعت 12:19 دانلود فصل 44(بازگشت) دانلود
    فصل45(افسانه سرنوشت) فصل تجمیع شده دانلود فصل 46(پایان نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 47(مردی روی شاخه) دانلود فصل 48(یک دقیقه بیشتر...) دانلود
    فصل 49(هنری...) دانلود
    فصل 50(لایه واقعی دنیا) دانلود
    فصل51(تسخیر شده) دانلود فصل52(هزار سال تنهایی) دانلود
    فصل53(پایان روئیا) دانلود فصل 54(درخت وجود) دانلود









    ا
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید
    http://omidmoradpour.rozblog.com


    دوستان در نظر داشته باشن که از فصل 43 به بعد فصل ها امتیازی خواهد بود و هیچ لینک رایگانی ارسال نخواهد شد
    پس از همین حالا برای دانلود فصل مورد نظر خودتون به فکر باشید و برنامه ریزی کنید

    توجه توجه:
    دوستانی که امتییاز منفی زیادی دارن میتونن با انجام یه پروژه تنها یه پروژه تمام امتیاز منفی خودشون رو صفر کنن پس یه بار زخمت بکشید تا به سرعت اکانتتون برگرده به حالت اولیه.

    توضیحات مهم:
    لینک1 ---> دروازه ها
    لیتک2 --->اصل منبع جادو در بدن

    لینک‌ دانلود
    اخبار:27/3/98
    لینک‌ دانلود سلام به دوستان گل
    اومدم یه اطلاعی بدم و برم
    به قوله تا مدت نامعلومی ارائه فصول رو به تاخیر میدازم همینطور به نوشتن ادامه میدم اما به جایی رسیدم که نیاز به تمرکز زیادی برای جمع کردن و سرو سامون دادن به قضایای داسان دارم حجم داستان الان که خودم شروع کردم به خوندش وحشتناک بالاس. حقیقتش این بوده که تاالان هر زمان فصلی نوشتم دیگه خودم نخوندمش بعد هزارو اندی صفحه و سریع بدون ویرایش اپلودش کردم خخخ
    بخشی که توی کتاب دوم دارم روش کار میکنم مسابقات بزرگی هست که بهش میگن مسابقات هزاره که برای ساختش باید بدون فشار طراحیش کنم که یه چیز تقلیدی نشه احتمال 99 درصد وقتی کتاب کامل شد همه کتاب رو یکجا اپلود میکنم.


    توی گروه تلگرامیش هم حتما خبر هایی از نوشتن ادامش میدم به دوستان مرسی بابت پیگیر بودنتون امید وارم مارو بعده هم تنها نزارید.




    ویرایش توسط AmbrellA : 11-11-2019 در ساعت 15:05 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #2951


    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1839
    نوشته ها
    37
    امتیاز
    68
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 62 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    الان تا فصل 54 ( درخت وجود ) در سایت دیده می شود و شماره فصل جدید 56 است . آیا فصل 55 هم وجود دارد یا شماره فصل اشتباه خورده و این باید فصل 55 باشد ؟

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #2952

    تاریخ عضویت
    Apr 2019
    شماره عضویت
    1949
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    96
    پسندیده
    1
    مورد پسند : 31 بار در 11 پست
    میزان امتیاز
    2
    مثل همیشه عالی بود واقعا وقتی دیدم فصل جدید داریم سوپرایز شدم
    مشکلات رو همه دارن امید جان هممون درک میکنیم.مهم نیس چند وقت به چند وقت فصل میدی فقط کنارش نزار که تو خماری اخرش بمونیم

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #2953



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    934
    امتیاز
    42,628
    پسندیده
    2,711
    مورد پسند : 3,357 بار در 883 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط mhzed نمایش پست ها
    سلام
    الان تا فصل 54 ( درخت وجود ) در سایت دیده می شود و شماره فصل جدید 56 است . آیا فصل 55 هم وجود دارد یا شماره فصل اشتباه خورده و این باید فصل 55 باشد ؟
    سلام
    فصل 55 هستش تو پست ها سرچ کن تو سرچ سایت فصل 55 از کتاب دوم دورگه رو سرچ کن برات میاردش
    متاسفانه به دلیل مشکلات فنی تاپیک و بالا رفتن تعداد پست ها نمیتونم پست اول رو ویرایش کنم و صفحه سفید نشون میده و کلا همه چیز تو پست اول میپره اگر تغییری توش بدم به خاطر همین توی یه پست گذاشتمش وقتی پست ها به 3 هزار رسید این تاپیک رو خاطمه مییدم و یه تاپیک جدید برای کل کتاب دوم میزارم که بشه ویراش کرد و تغییرات رو توش داد.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط baran" نمایش پست ها
    مثل همیشه عالی بود واقعا وقتی دیدم فصل جدید داریم سوپرایز شدم
    مشکلات رو همه دارن امید جان هممون درک میکنیم.مهم نیس چند وقت به چند وقت فصل میدی فقط کنارش نزار که تو خماری اخرش بمونیم
    مرسی نظر لطف شماست
    و ممنون که نظر دادی نزدیک به 200 دانلود شده بود و تنها شما 4 دوست عزیز نظر دادین مرسی دست شما درد نکنه انشاا... تو فصل بعد جبران میکنم.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط danyal نمایش پست ها
    وای باورم نمیشه بعد این همه مدت بیای و با این فصل سورپرایزمون کنی.من همش فک میکردم که کسی مث هنری نمیتونه زاک ی دست رو شکست بده چطور کسی تونسته تو نبرد دست زاک رو قطع کنه.الان معلوم شد قضیه چیه.خطر اسپویل


    یعنی الان زاک شباهتی بین نیروی هنری ونیروی اون ارباب اعماق دیده.با توجه به این که زاک گفت که ارباب یه برده ست یعنی برده ی فرد قدرتمندتر کسی که این نیروهارو هم به هنری داده.یعنی امکان داره ی نفر دیگه هم درکار باشه ی کسی به قدرتمندی برادر بزرگ یا حتی اژدهای مادر که بخواد توسط هنری اجنه رو شکست بده؟



    راستی یجا بجای ارباب اعماق نوشته بودی ارباب معبد.درکل فصل خوبی بود هرچند کم اما خوب ونکات جالبی رو هم دربر داشت.واینکه هر کسی مشکلاتی در زندگی داره وتقریبا بیشتر مردم کشورمون مشکلات مشابهی رو دارن و کاریش هم نمیشه کرد و من امیدوارم آقا امید بتونی با مشکلاتت کنار بیای و ازونا بگذری مهم نیست چقدر طول بکشه کتاب رو تموم کنی دوماه یبارم فصل بدی مطمئن باش ما ازت حمایت میکنیم.من که به شخصه تا این کتابو نخونم ول کنت نیستم حالا خوددانی.با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما نویسنده عزیز دورگه
    خیالت نباشه دانیال جان اگر میبینی فصلا بین پست ها گم میشن یه سر بزن به گروه تو تلگرام اونجا اخرین اعلامیه ها و لینک دانلود فصل قرار میگیره الان نمیتونم پست اول رو ویرایش کنم سخته فهمدن اینکه فصل تازه اومده و بعضا متوجه نمیشن.
    خخخ اره بابا زاک رو دست کم نگیرید زده پدر اربابه رو اورده ور چشش خخخ خوشحالم که خوشتون اومد تمام سعیم رو کردم که ماجرای قطع شدن دست زاک جذاب از اب در بیاد.
    اره خودمم بعدا متوجهش شدم نوشتم ارباب معبد اشتباه تاییپی و تمرکزی بود.
    انشاا... با پشتیبانی شما دوستان عزیز داستان رو تموم خواهم کرد.
    و مرسی و همچنین ارزوی شادی برای شما دوست عزیز

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط dara نمایش پست ها
    حالا معلوم شد چرا با دیدن هنری یاد خاطره از دست دادن دستش افتاد هنری هم داغ بردگی روی سرش داره و داخل یه اتش قرار گرفته همانند ارباب اعماق
    اره لحظه خوفی بود زاک قشنگ کرک و پرش ریخت گفت ای ببم وای اینو چه گلی به سر بگیرم نمیتونمم که بزنمش خیر سرش فرزند فرمانرواست.
    اوففففففف چه شود هنری اگر تو حالت نیم دیوانه بیفته توی اردوگاه دورگه ها چه بزن بزنی بشه چه کشت و کشتاری یاهاهاها دیگه وقتشه هنری رو بیارم سمت قدرت های سیاه یاهاهاهاهاها هنری شیطانی رو نشون بدم.
    مرسی بابت نظر که گذاشتی سایت خدا رو شکر شما دوستان نظر میدید و میدونیم هنوز دنبال کننده داره داستان
    موفق باشید یا علی
    امضای ایشان

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #2954

    تاریخ عضویت
    Jan 2020
    شماره عضویت
    2390
    نوشته ها
    5
    امتیاز
    199
    پسندیده
    11
    مورد پسند : 9 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    2
    کتاب دورگه وحشتناک خوبه هیچ قت فکر نمیکردم نویسنده های ایرانی بتونند یه همچین کتاب هاییی بنویسند ولی با دییدن کتاب شما و کتاب سفیر کبیر نظرم عوض شد. داستان خیلی خوبی داره و معلومه نویسنده برای داستان وقت میزاره و فکر میکنه.امیدوارم مثل خیلی کتابای دیگ نیمه کاره رها نشه و ادامه بدید به نوشتن. مرسی برای فصل های جدید.موفق باشید

  9. 3 پسندیده توسط:


  10. Top | #2955



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    934
    امتیاز
    42,628
    پسندیده
    2,711
    مورد پسند : 3,357 بار در 883 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط A~Dreamwalker نمایش پست ها
    کتاب دورگه وحشتناک خوبه هیچ قت فکر نمیکردم نویسنده های ایرانی بتونند یه همچین کتاب هاییی بنویسند ولی با دییدن کتاب شما و کتاب سفیر کبیر نظرم عوض شد. داستان خیلی خوبی داره و معلومه نویسنده برای داستان وقت میزاره و فکر میکنه.امیدوارم مثل خیلی کتابای دیگ نیمه کاره رها نشه و ادامه بدید به نوشتن. مرسی برای فصل های جدید.موفق باشید
    مرسی از شما دوست عزیز خوشحالم که خوشت اومد.
    ایرانی ها هوش بسیار خوبی توی فانتزی دارم اما متاسفانه پشتکارشون کمه توی نوشتن که اگر داشتن دنیای فانتزی رو به زانو در میاوردن همین ایرانی ها.
    انشاا... به کمک شما و دوستان ادامه میدیم.

    راستی خوش اومدی به جمع بوک پیجی ها
    امضای ایشان

  11. 2 پسندیده توسط:


صفحه 296 از 296 نخستنخست ... 196246286293294295296

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد