صفحه 276 از 276 نخستنخست ... 176226266273274275276
نمایش نتایج: از 2,751 به 2,759 از 2759

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    893
    امتیاز
    39,138
    پسندیده
    2,566
    مورد پسند : 3,149 بار در 841 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    دورگه کتاب دوم

    فصل
    دانلود
    فصل
    دانلود
    فصل 1(تعقییب و گریز) دانلود فصل 2(اِدورا) دانلود
    فصل 3(برخورد) دانلود فصل 4(تصمیم) دانلود
    فصل 5(ایا او یک هیولاست؟) دانلود فصل 6(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل 7(راه حل) دانلود فصل 8(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل 9(در راه ناردا) دانلود فصل 10(حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل 11(شیپور جنگ در ناردا) دانلود فصل 12(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل 13(ایلا) دانلود فصل 14(لورتگا) دانلود
    فصل 15(دردسر در شمال) دانلود فصل 16(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل 17(اولین دیدار) دانلود فصل 18(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل 19(خیانتکار) دانلود فصل 20!(اعتراف) دانلود
    فصل 21(اولین نبرد واقعی) دانلود فصل22(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل 23(دره ممنوعه) دانلود فصل 24(گرگ تنها) دانلود
    فصل 25(شب برخورد) دانلود فصل 26(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل 27(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود فصل 28(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل29 (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود فصل 30(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل 31(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود فصل32 (خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل 33(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل34 دانلود
    فصل 35(شروع یک پایان،نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل36(پروازروح، نبرد بزرگ نزدیک) دانلود
    فصل 37(افکار،نبرد بزرگ) دانلود فصل 38(اتحاد، سایه نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 39(دروغگو،شروع نبرد بزرگ) دانلود فصل 40(اغاز نبرد) دانلود
    فصل 41(پایان) دانلود فصل 42(او خواهد امد) دانلود
    فصل 43(دروازه) عیدتون مبارک 29 اسفند 97 ساعت 12:19 دانلود فصل 44(بازگشت) دانلود
    فصل45(افسانه سرنوشت) فصل تجمیع شده دانلود فصل 46(پایان نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 47(مردی روی شاخه) دانلود فصل 48(یک دقیقه بیشتر...) دانلود
    فصل 49(هنری...) دانلود
    فصل 50(لایه واقعی دنیا) دانلود
    فصل51(تسخیر شده) فصل52(هزار سال تنهایی)









    ا
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید
    http://omidmoradpour.rozblog.com


    دوستان در نظر داشته باشن که از فصل 43 به بعد فصل ها امتیازی خواهد بود و هیچ لینک رایگانی ارسال نخواهد شد
    پس از همین حالا برای دانلود فصل مورد نظر خودتون به فکر باشید و برنامه ریزی کنید

    توجه توجه:
    دوستانی که امتییاز منفی زیادی دارن میتونن با انجام یه پروژه تنها یه پروژه تمام امتیاز منفی خودشون رو صفر کنن پس یه بار زخمت بکشید تا به سرعت اکانتتون برگرده به حالت اولیه.

    توضیحات مهم:
    لینک1 ---> دروازه ها

    لینک‌ دانلود
    اخبار:27/3/98
    لینک‌ دانلود سلام به دوستان گل
    اومدم یه اطلاعی بدم و برم
    به قوله تا مدت نامعلومی ارائه فصول رو به تاخیر میدازم همینطور به نوشتن ادامه میدم اما به جایی رسیدم که نیاز به تمرکز زیادی برای جمع کردن و سرو سامون دادن به قضایای داسان دارم حجم داستان الان که خودم شروع کردم به خوندش وحشتناک بالاس. حقیقتش این بوده که تاالان هر زمان فصلی نوشتم دیگه خودم نخوندمش بعد هزارو اندی صفحه و سریع بدون ویرایش اپلودش کردم خخخ
    بخشی که توی کتاب دوم دارم روش کار میکنم مسابقات بزرگی هست که بهش میگن مسابقات هزاره که برای ساختش باید بدون فشار طراحیش کنم که یه چیز تقلیدی نشه احتمال 99 درصد وقتی کتاب کامل شد همه کتاب رو یکجا اپلود میکنم.


    توی گروه تلگرامیش هم حتما خبر هایی از نوشتن ادامش میدم به دوستان مرسی بابت پیگیر بودنتون امید وارم مارو بعده هم تنها نزارید.




    ویرایش توسط AmbrellA : 08-12-2019 در ساعت 16:16 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #2751


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    215
    امتیاز
    1,824
    پسندیده
    2,947
    مورد پسند : 579 بار در 206 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aminkh نمایش پست ها
    سلام آقا امید این فصل یکی از فصولی بود که واقعا منو میخکوب کرد به خاطر یه سری اطلاعت جدید من همیشه فکر میکردم رهگذر یه همراهه تا یه روح که تو بدن هنری زندگی می کنی
    یه سری سوالات کلی داشتم که شاید ربطی این فصل نداشته باشه اولا هرم قدرت تو دنیای دورگه چجوریه منظور از قدرت مقام نیست منظور قدرت جادویی یا قوی بودن به معنای محضه یعنی کی از همه قدرتمند تره یا کدوم نژاد قوی تره؟
    بعد یه سوال دیگه وقتی میگن یه اژدهای ضعیف منظور شون چیه اخه هرچی هم ضعیف باشه هنوز هم یه اژدهاست و وقتی یه اژدهاست یعنی اندام یه اژدها رو داره پس به خودی خود باید قوی باشه نمونش هم همین قلب که باعث نجات هنری شده پس اونقدر عم ضعیف نیست که همه جا هی میگن ضعیف
    یه سوال دیگه معیار مردن تو دنیای دورگه چیه منظورم اینه مردن جسم باعث نابودی روح میشه یا نه روح باقی می مونه تو این دنیا بعد یه سوال آیا روح می تونه تو ظروف مختلف حبس بشه و انتقال داده بشه مثلا تو قلب یا اعضای دیگه بعد یه سوال دیگه اگه رهگذر رو زنده فرض کنیم در حال حاضر آیا میشه یه شخص در آن واحد تو دوتا جسم باشه یعنی رهگذر بجز بدن هنری یه یدن دیگه مثلا داشته باشه و به واسطه اون بدن قدرت جمع کرده که بتونه ظهور به معنایی که تو کتاب گفته شد پیدا کنه؟
    یه سوال درباره گنجینه ها آیا کسی می تونه با دریافت یکی از گنجینه ها به سطح مثلا برادر اول برسه یا اونا ورای این گنجینه ها قدرت دارن؟
    یه سوال درباره الهه ها آیا هنوزم هستن؟ چون گفته شد جاودانن
    یه سوال درباره نفرین این یه نفرین ابدیه؟ یا یه نفرین مقطعی مثلا برا قوی تر شدن هنری باشه که بعد مدت نابود بشه و قدرتش برگرده؟ یه سوال دیگه آیتاش تک فرزنده؟ بعد درباره اون پیشگویی راستیتش واسه من گنگ بود. بعد یه چیز دیگه میشه آدم زنده رو نفرین کرد مثل اون نیزه که مثلا طرف نفرین شه و مثلا با انجام کار خاصی مثلا کشتن چیزی باطل بشه؟
    درباره اون فرد آخر داستان که قلب اژدها داره به نظرم براد اول نیست چون هنری اصلا براش اهمیت نداره ازطرفی به نظرم برادر سومه نمی دونم به نظرم اینجوریه اخه وقتی هنری فکر کرد اون موضعی که تعریف کرده قصه هستش ناراحت میشه چون عادت نداره کسی حرفاش رو باور نکنه چون همیشه حقیقت رو میدونه و چه کسی همیشه حقیقت رو می دونه؟ کسی که از گذشته و آینده با خبر باشه به خاطر همین ویژگی همه به حرفاش ایمان دارن پس یه همین دلیل شاید باعث ناراحتی اون شده بعد از طرفی وقتی که اون شخص درباره قلب اژدها میگه یاد قصه ای که آیتاش گفته میوفته پس حتما یه شباهتی باید باشه که یاد اون میوفته از طرفی آیتاش قصه رو برا کی می تونست تعریف کرده باشه؟
    بازم ممنون بخاطر این فصل عالی
    ببخشید زیاد شد
    وقتی که میگن اژدهای ضعیف منظورشون اینکه نسبت به اژدها هایی که وجود داشتن این یه اژدهای ضعیف بوده ، نه اینکه کلا ضعیف باشه .
    اونجوری که توی رمان گفته شده هنوز هستن ؛ فقط مثل دراکل که خواب بود و فعالیتی نداشت این ها هم خواب هستن و درحال حاضر فعالیتی ندارن .
    از کجا میگی هنری برای برادر اول اهمیتی نداره ؟ وقتی هنری از جادوی اژدها استفاده میکنه شروع میکنه به لبخند زدن ، شاید از اونموقع برای هنری نقشه ای کشیده باشه . شاید میخواد از توانایی های اون به نفع خودشون استفاده بکنه .
    احتمالا منظورش از قصه ای که آیتاش گفته همون قلب اژدهای سفید توی سینه خود هنریه باشه . ممکنه نویسنده فراموش کرده باشه که این رهگذر بوده که داستان رو برای هنری گفته .
    امضای ایشان
    اگر درد را احساس کردی ، زنده ای
    ولی اگر درد دیگران را احساس کردی ، انسانی .

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #2752


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    اصلا تنهای هزار ساله فرمانرواعه مرگشم صحنه سازی بود میخواست ببینه بعد مرگش قراره چی بشه دوستو دشمنو بشناسه
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  5. 4 پسندیده توسط:


  6. Top | #2753



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    893
    امتیاز
    39,138
    پسندیده
    2,566
    مورد پسند : 3,149 بار در 841 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها
    اصلا تنهای هزار ساله فرمانرواعه مرگشم صحنه سازی بود میخواست ببینه بعد مرگش قراره چی بشه دوستو دشمنو بشناسه
    اوففف په فرضیه باحالی! خخخخ شایدم درست باشه! کی میدونه؟!
    امضای ایشان

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #2754


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    اوففف په فرضیه باحالی! خخخخ شایدم درست باشه! کی میدونه؟!
    امید اینارو ولش کن از حرمسرا برامون بگو آماده سازیشو تموم کردی؟؟؟
    ببین نژاد الف تو این داستانت نداری ؟؟(عیدی ما فراموش نشه تنها سه روز تا عید غدیر مونده)
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #2755



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    893
    امتیاز
    39,138
    پسندیده
    2,566
    مورد پسند : 3,149 بار در 841 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Aminkh نمایش پست ها
    سلام آقا امید این فصل یکی از فصولی بود که واقعا منو میخکوب کرد به خاطر یه سری اطلاعت جدید من همیشه فکر میکردم رهگذر یه همراهه تا یه روح که تو بدن هنری زندگی می کنی
    یه سری سوالات کلی داشتم که شاید ربطی این فصل نداشته باشه اولا هرم قدرت تو دنیای دورگه چجوریه منظور از قدرت مقام نیست منظور قدرت جادویی یا قوی بودن به معنای محضه یعنی کی از همه قدرتمند تره یا کدوم نژاد قوی تره؟
    بعد یه سوال دیگه وقتی میگن یه اژدهای ضعیف منظور شون چیه اخه هرچی هم ضعیف باشه هنوز هم یه اژدهاست و وقتی یه اژدهاست یعنی اندام یه اژدها رو داره پس به خودی خود باید قوی باشه نمونش هم همین قلب که باعث نجات هنری شده پس اونقدر عم ضعیف نیست که همه جا هی میگن ضعیف
    یه سوال دیگه معیار مردن تو دنیای دورگه چیه منظورم اینه مردن جسم باعث نابودی روح میشه یا نه روح باقی می مونه تو این دنیا بعد یه سوال آیا روح می تونه تو ظروف مختلف حبس بشه و انتقال داده بشه مثلا تو قلب یا اعضای دیگه بعد یه سوال دیگه اگه رهگذر رو زنده فرض کنیم در حال حاضر آیا میشه یه شخص در آن واحد تو دوتا جسم باشه یعنی رهگذر بجز بدن هنری یه یدن دیگه مثلا داشته باشه و به واسطه اون بدن قدرت جمع کرده که بتونه ظهور به معنایی که تو کتاب گفته شد پیدا کنه؟
    یه سوال درباره گنجینه ها آیا کسی می تونه با دریافت یکی از گنجینه ها به سطح مثلا برادر اول برسه یا اونا ورای این گنجینه ها قدرت دارن؟
    یه سوال درباره الهه ها آیا هنوزم هستن؟ چون گفته شد جاودانن
    یه سوال درباره نفرین این یه نفرین ابدیه؟ یا یه نفرین مقطعی مثلا برا قوی تر شدن هنری باشه که بعد مدت نابود بشه و قدرتش برگرده؟ یه سوال دیگه آیتاش تک فرزنده؟ بعد درباره اون پیشگویی راستیتش واسه من گنگ بود. بعد یه چیز دیگه میشه آدم زنده رو نفرین کرد مثل اون نیزه که مثلا طرف نفرین شه و مثلا با انجام کار خاصی مثلا کشتن چیزی باطل بشه؟
    درباره اون فرد آخر داستان که قلب اژدها داره به نظرم براد اول نیست چون هنری اصلا براش اهمیت نداره ازطرفی به نظرم برادر سومه نمی دونم به نظرم اینجوریه اخه وقتی هنری فکر کرد اون موضعی که تعریف کرده قصه هستش ناراحت میشه چون عادت نداره کسی حرفاش رو باور نکنه چون همیشه حقیقت رو میدونه و چه کسی همیشه حقیقت رو می دونه؟ کسی که از گذشته و آینده با خبر باشه به خاطر همین ویژگی همه به حرفاش ایمان دارن پس یه همین دلیل شاید باعث ناراحتی اون شده بعد از طرفی وقتی که اون شخص درباره قلب اژدها میگه یاد قصه ای که آیتاش گفته میوفته پس حتما یه شباهتی باید باشه که یاد اون میوفته از طرفی آیتاش قصه رو برا کی می تونست تعریف کرده باشه؟
    بازم ممنون بخاطر این فصل عالی
    ببخشید زیاد شد
    سلام
    یعنی ماشاا... سوال!!
    خب بریم سر وقت جواب البته ببخشید دیر شد یکم دستم بند بود نمیتونستم جواب بدم:
    ببین نژاد های مختلف نقاط قدرت و ضعف دارن و ممکنه یه نژاد توی یه موقعیت برتر باشه توی یه موقعیت دیگه توی ضعف باشه الان قصد توضیح در مورد این حرم جادویی رو ندارم توی یه کوچولو دیگه که به بخش های اموزشی معبد برای جیک برسیم درست درمون در مورد جادو هم توضیح کامل رو میدم:)
    در مورد اژدهای ضعیف: اون اژدها هم داستان زندگی خودش رو داشته یه اژدهای سفید بوده که از برادراش خیلی ضعیفتر بوده رسم بوده که بچه ضعیف رو مادر از لونه بیرون میندازه تا اینکه قوی میشه و برمیگرده یا اینکه طعمه حیوانات میشده اما این اژدها به صورت مادرزادی نقض داشته در بدنش و حتی توان پرواز هم نداشته. و بین اژدها ها جایگاهی نداشته. اگر بخوایم با نژاد خودش مقایسش کنیم خیلی ضعیف بوده اما اگر با اجنه و انسانها مقایسش کنیم بالاخره فاصله قابل توجهی داره!

    در باره مردن توی دنیای اجنه اول باید ببینیم چه موجودی مد نظرمونه:
    الهه ها: این موجودات مرگ دارن اما نابودی ندارن یعنی اگر جسمشون از بین بره روحشون به طبیعت و اصلشون بر میگرده و بعد از مدتی شاید هزار سال شاید ده هزار سال شاید همین یه هفته بعد دوباره متولد بشه مگر در موارد خاص: خودکشی! یا در خواست خواب ابدی که باعث میشه اون الهه دیگه زنده نشه و به کل از هستی پاک میشه.
    اژدهایان: هر اژدهایی در زمان مرگ روحش از بین نمیره و پرواز میکنه و سمت اژدهای مادر میرفته و روح اژدهای مادر اون رو جذب میکرده و به همین شکله که اژدهای مادر این قدرت هولناک رو داشته. و در مورد تولد اژدهای مادر هنوز اطلاعاتی در دسترس نیست.
    اجنه و موجودات دیگه: این موجودات روحشون بعد از مرگ با عبور از دروازه پایان میپذیرن اما ارواحی هم هستن که به خاطر گناهانشون و یا نفرین توی دنیا سرگردون هستن و یا توی شیئی حبس شدن
    در مورد شیاطین: توی کتاب شیطان گوژ پشت دربارش میخونید

    در مورد سوال گنجینه ها: به هیچ وجه یک گنجینه نمیتونه یک نفر رو اونقدر بالا ببره که در حد یک اصیل زاده برسه اگرم بین اون گنجینه ها باشه تا حالا هیچ مورد این شکلی باز نشده (یکی برای جیک باز کنم )
    بله الهه ها هنوز هستن اما به خاطر نابودی توسط یه موجود سطح بالا مثل اژدهای مادر زمان بازیابیشون خیلی طول میکشه شاید صدها هزار سال.
    نفرین هنری: نمیدونم دقیق منم اطلاعی ندارم تا نفهمیم منبعش چی بوده نمیشه گفت عوارض جانبیش چیه و دائمی یا موقتیه.
    بله ایتاش تک فرزند بوده البته یه برادر ناتنی خدا بیامرز داشت بیچاره.
    هر نفرینی پایانی داره هیچ جادویی ابدی نیست. وقتی نفرین میکنی شرطی برای پایانش مشخص میکنی مثل ارباب معبد که داخل اون کوه گیر کرده بودن. شرط خروجشون بدست اوردن اون کمان از دست اون اژدهای دریایی بوده که بایستی توسط یه شخص ثالث غیر از خودشون اقدام می شده که دیدیم که نفرین اژدهای مار هم بود و پایان یافت.

    بازم در خدمتیم
    فعلا
    یا علی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها
    امید اینارو ولش کن از حرمسرا برامون بگو آماده سازیشو تموم کردی؟؟؟
    ببین نژاد الف تو این داستانت نداری ؟؟(عیدی ما فراموش نشه تنها سه روز تا عید غدیر مونده)
    خخخ حرمسرا رو داریم بین خودمون بمونه ولی فعلا دارم کیس های مناسبش رو جمع میکنم باید باب دندون هنری هم باشن خو :)
    الف؟ اممم تا حالا که نه در اینده هم فکر نکنم اگر نژاد خاصی بخوام احتمالا خودم بسازمشون.
    فکر عیدی هم نکن دیگه فصل نمیدم اون دوتام از دستم در رفت نمیدونم حوصلش بود و بیکار شدم شاید یه بخشیی باز دادم اما نمیدونم فرداس ییا یه ماه دیگه
    امضای ایشان

  11. 3 پسندیده توسط:


  12. Top | #2756


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    (عیدی) ( تو سیّدی ها){به این متن های تو پرانتز زیاد توجه نکن اینارو من ننوشتم شخصیت دوّمم نوشته}
    خوب هنری دقیقا کی نفرین شد تو کتاب که از نفرین حرفی نزدی شایدم یه اشاره ای کردیو من نفهمیدم؟؟
    یه سوال وقتی یه گنیجینه میتونه کاری کنه که یه انسان(ریکای)از یه اجنه اشراف زاده قوی تر بشه چرا نتونه یه قدرتی بده که هم پای اصیل زاده ها بشه حالا نه برادر اول حداقل برادر دوازدهمی،یازدهمی چیزی.
    میگم میخوای آنارو بفرستی معبد حداقل اون یه گنجینه بگیره
    کتاب شیطان گوژ پشتو باید از کجا تهیه کنیم فکر کنم قبلا گفته بودی فقط چند فصل ازشو نوشتی بعد ولش کردی؟؟
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  13. 3 پسندیده توسط:


  14. Top | #2757



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    893
    امتیاز
    39,138
    پسندیده
    2,566
    مورد پسند : 3,149 بار در 841 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Ryan2 نمایش پست ها
    (عیدی) ( تو سیّدی ها){به این متن های تو پرانتز زیاد توجه نکن اینارو من ننوشتم شخصیت دوّمم نوشته}
    خوب هنری دقیقا کی نفرین شد تو کتاب که از نفرین حرفی نزدی شایدم یه اشاره ای کردیو من نفهمیدم؟؟
    یه سوال وقتی یه گنیجینه میتونه کاری کنه که یه انسان(ریکای)از یه اجنه اشراف زاده قوی تر بشه چرا نتونه یه قدرتی بده که هم پای اصیل زاده ها بشه حالا نه برادر اول حداقل برادر دوازدهمی،یازدهمی چیزی.
    میگم میخوای آنارو بفرستی معبد حداقل اون یه گنجینه بگیره
    کتاب شیطان گوژ پشتو باید از کجا تهیه کنیم فکر کنم قبلا گفته بودی فقط چند فصل ازشو نوشتی بعد ولش کردی؟؟
    اهم نصفم سیده خو یه عیدی دادم دومی نمیدم :)
    خب هنری کیی نفرین شد رو دیگه خودتون باید بفهمین :}
    شایدم باشه ها ولی من چیزی از محتواشون نمیدونم شاید یکی باشه که انقدر قدرت بده بشه هم سطح اژدها ولی تا حالا همچین قدرتی نداشتیم و کسی نمیدونه هست یا نه که اگر بود برادر اول رو هوا میزدش!
    آنا بره معبد چیکار!
    کتاب شیطان گوژ پشت را میتوانید از انتشاراتی های مجاز تهیه بفرمایید خخخ
    شوخی میکنم شیطان گوژ پشت هنوز در حد یه مقدمه داستانیه که قراره بعد دورگه نوشته بشه. دقیقش بخوام بگم بعد جلد دوم.
    امضای ایشان

  15. 3 پسندیده توسط:


  16. Top | #2758


    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2033
    نوشته ها
    50
    امتیاز
    146
    پسندیده
    19
    مورد پسند : 124 بار در 47 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    اهم نصفم سیده خو یه عیدی دادم دومی نمیدم :)
    خب هنری کیی نفرین شد رو دیگه خودتون باید بفهمین :}
    شایدم باشه ها ولی من چیزی از محتواشون نمیدونم شاید یکی باشه که انقدر قدرت بده بشه هم سطح اژدها ولی تا حالا همچین قدرتی نداشتیم و کسی نمیدونه هست یا نه که اگر بود برادر اول رو هوا میزدش!
    آنا بره معبد چیکار!
    کتاب شیطان گوژ پشت را میتوانید از انتشاراتی های مجاز تهیه بفرمایید خخخ
    شوخی میکنم شیطان گوژ پشت هنوز در حد یه مقدمه داستانیه که قراره بعد دورگه نوشته بشه. دقیقش بخوام بگم بعد جلد دوم.
    یعنی نمی خوای دورگه رو ادا مه بدی ؟؟کتاب دوم دورگه دقیقا چند فصله؟؟ تا حالا چند صفحه نوشتی ؟؟چند درصد کار تموم شده؟؟
    امضای ایشان
    زندگی همچون بادکنکی است در دست کودکان
    که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت داشتن آن را
    از بین میبرد
    محموددولت_آبادی

  17. 3 پسندیده توسط:


  18. Top | #2759

    تاریخ عضویت
    Jul 2019
    شماره عضویت
    2042
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    59
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 6 بار در 4 پست
    میزان امتیاز
    2
    هنوزم قراره بعد تموم شدنش کل کتاب یکجا گذاشته بشه یا نه؟

  19. 1 پسندیده توسط:


صفحه 276 از 276 نخستنخست ... 176226266273274275276

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد