صفحه 249 از 249 نخستنخست ... 149199239246247248249
نمایش نتایج: از 2,481 به 2,488 از 2488

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    817
    امتیاز
    33,683
    پسندیده
    2,324
    مورد پسند : 2,759 بار در 765 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    دورگه کتاب دوم

    فصل
    دانلود
    فصل
    دانلود
    فصل 1(تعقییب و گریز) دانلود فصل 2(اِدورا) دانلود
    فصل 3(برخورد) دانلود فصل 4(تصمیم) دانلود
    فصل 5(ایا او یک هیولاست؟) دانلود فصل 6(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل 7(راه حل) دانلود فصل 8(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل 9(در راه ناردا) دانلود فصل 10(حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل 11(شیپور جنگ در ناردا) دانلود فصل 12(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل 13(ایلا) دانلود فصل 14(لورتگا) دانلود
    فصل 15(دردسر در شمال) دانلود فصل 16(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل 17(اولین دیدار) دانلود فصل 18(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل 19(خیانتکار) دانلود فصل 20!(اعتراف) دانلود
    فصل 21(اولین نبرد واقعی) دانلود فصل22(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل 23(دره ممنوعه) دانلود فصل 24(گرگ تنها) دانلود
    فصل 25(شب برخورد) دانلود فصل 26(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل 27(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود فصل 28(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل29 (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود فصل 30(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل 31(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود فصل32 (خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل 33(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل34 دانلود
    فصل 35(شروع یک پایان،نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل36(پروازروح، نبرد بزرگ نزدیک) دانلود
    فصل 37(افکار،نبرد بزرگ) دانلود فصل 38(اتحاد، سایه نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 39(دروغگو،شروع نبرد بزرگ) دانلود فصل 40(اغاز نبرد) دانلود
    فصل 41(پایان) دانلود فصل 42(او خواهد امد) دانلود
    فصل 43(دروازه) عیدتون مبارک 29 اسفند 97 ساعت 12:19 دانلود فصل 44(بازگشت) دانلود
    فصل45(افسانه سرنوشت) فصل تجمیع شده دانلود فصل 46(پایان نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 47(مردی روی شاخه) دانلود فصل 48(یک دقیقه بیشتر...)









    ا
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید
    http://omidmoradpour.rozblog.com


    دوستان در نظر داشته باشن که از فصل 43 به بعد فصل ها امتیازی خواهد بود و هیچ لینک رایگانی ارسال نخواهد شد
    پس از همین حالا برای دانلود فصل مورد نظر خودتون به فکر باشید و برنامه ریزی کنید

    توجه توجه:
    دوستانی که امتییاز منفی زیادی دارن میتونن با انجام یه پروژه تنها یه پروژه تمام امتیاز منفی خودشون رو صفر کنن پس یه بار زخمت بکشید تا به سرعت اکانتتون برگرده به حالت اولیه.

    توضیحات مهم:
    لینک1 ---> دروازه ها


    ویرایش توسط AmbrellA : 05-20-2019 در ساعت 22:50 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #2481


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    143
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    1,186
    پسندیده
    27
    مورد پسند : 180 بار در 71 پست
    میزان امتیاز
    2
    اونی که از پشت بقلش کرد احتمالا ملکه باشه
    مادر اصلیش

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #2482


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1806
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    1,610
    پسندیده
    248
    مورد پسند : 178 بار در 66 پست
    میزان امتیاز
    2
    خیلی خوب بود منتظر بقیشم ‌اونیم که بقلش کرد دوست دختر سابقش بود
    امضای ایشان
    امضا

  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #2483


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,497
    پسندیده
    793
    مورد پسند : 793 بار در 275 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    خب خیلی تاخیر داشتم واس این نظر
    خب یه نکته که از نظرم جا مونده بود: اگر فصل ۴۵ که بزنیم و نقابدار و فصل های قبل.هنری یجورایی تحت سلطه رهگذر در اومد یا همچین چیزی.این ممکنه نشان ناردار بودن هنری را ازش گرفته باشه همینطور که ارباب معبد ناردار بودن را از دست داد

    خب من میخام تحلیلو از فصل قبل(۴۶) شروع کنم. رهگذر بعد از شمال پیش هنری بود و طبق این فصل جدید انگار از کنار نرفته و اگر من بد فهمیده باشم حداقل زمانی زیادی را همراه هنری هست.زاک فصل قبل فکر میکرد نیروی درونی هنری برگشته ولی خب من که چیزی ندیدم. و مسئله مسابقه هزاره هنوز مطرح نشده و منتظر اونم.

    در مورد برادران و ایتاش و هنری:
    اگ طبق حدسه خیلی از دوستان زدن حدس اول خودم اون شخص که اخر فصل ۴۷ پیش هنری میاد ،ایتاش باشه و برادر اول متوجه بشه اوضاع هنری متفاوت میشه و تازه اگر قبول کنه فرزند خوانده ملکه بشه دیگه ممکنه توجه را به خودش جلب کنه(شاید برادر اول توجه نداشته باشه ولی بقیه شاید داشته باشند و اگر بررسی بشه خطراتی را در پی دارد.

    از اونجایی هیچکس در مورد افراد داخل معبد و ارباب معبد بجز برادر سوم خبر نداره،منو به نقشه های خاص احتمالی اژدهای مادر امیدوارتر کرد.
    فصل ۴۷
    میخام حرفمو درباره هنری و آنا تصحیح کنم.واقعا بد رفتار میکنه.گرچه پدر ایتاش بهش توصیه کرده بود از بردش مواظب کنه ولی حتی بدون این موضوع رفتار ایتاش با برده به مراتب بهتر از هنری بود.
    این سرد بودن هنری میتونه از قلب اژدهاش هم باشه.قلب یه اژدها شکسته. شبیه برادر اول شده حداقل قبل از جذب روح اژدهای مادر.

    درباره ورود هنری به چادر و تاثیراتش
    ۱-کار رهگزر باشه
    ۲-همون جادویی که هنگام سفر به شمال روی بئاتریس تاثیر گزاشت باشه
    ۳-هنری بعد این اتفاقات شمال یجور جادویی سیاه و شیطانی پیدا کرده.یا حداقل فعال شده

    فعلا با این وضع کنونی من حقو به بئاتریس میدم که موافق نقشه های ملکه نباشه. و فکر میکنم هنوز زوده.مگر به دو دلیل ۱- ملکه اطلاعات خاصی داشته از برادر سوم یا ... باشه
    ۲-این حرکت تاثیر بزرگی روی اینده کوتاه مدت هنری داشته باشه مثل نامگزاری یا مسابقه هزاره

    من واقعا با این نامگزاری برای دورگه مخالفم.گارد جاویدان اصلا به این دورگه های ضعیف نمیاد.حتی به هنری هم نمیخوره چه برسه به بقیه.شاید ارتش اصیل زاده ها مناسب این نام باشه و نه دورگه ها

    سوال:چطوریه رهگزر تمام مدت پیش هنریه؟ کار دیگه ای نداره
    (توی وراثت دو تا الف بودن که نقش اژدها روی بدنشون بود.وقتی یه حرکاتی میکردن یه اژدها تشکیل میشد.حس میکنم رهگزر همچین نقشی را داره حالا یا اون اژدها یا اون الف.یک نمایندس.)
    رهگزر از اتفاقات قبل اومدنش پیش هنری هم خبر داره.

    همچین حس میکنم اونم مثل نقاب دار از رابطه خونی هنری و ملکه بی خبره.و با تعریف ها قبول کردن این فرزند خواندگی از طرف هنری خیلی سخته.

    سوال:میخام بیینم چه امتیازاتی هنری از فرزند خوندگی این بدست میاره؟باید منتظر فصل بعد باشم؟

    معنی دروازه یکسویه چیه؟یعنی موقتی؟چطوریه خدای دراکل نمیتونه اینکارو بکنه؟

    اینکه نمیتونه ماهیتش را بفهمه واس عجیبه.اگرم ایتاش باشه احتمالا حضوری نیست.شاید یجور جادو
    ملکه و بئاتریس اگر میبودن احتمالا شناسایی میشدن و خب احتمال بودن ثونیا زیاد نیست هر چند بزرگترین غافلگیری میتونه باشه.
    ویرایش توسط DARK LORD : 05-23-2019 در ساعت 20:15
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities


  7. Top | #2484


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    1,764
    پسندیده
    2,314
    مورد پسند : 449 بار در 171 پست
    میزان امتیاز
    2
    دروازه یکسویه یعنی اینکه با این دروازه فقط افراد میتونند به سرزمین شمال برن ، افرادی که در شمال هستند نمی تونند با این دروازه برگردند ، یابرعکس ، افرادی که در شمال هستند میتونند با این دروازه برگردند و افرادی که در این سمت هستند نمیتونند به شمال بروند . و تنها دروازه هایی که روی درخت زندگی قرار دارند پایدار هستند ، بقیه نا پایدار هستند . این دروازه ای هم که توی این فصل درموردش گفته شد ناپایدار بود .

    و سوال کردید هنری چه امتیاز هایی با این قول بدست میاره . منظورتون چه قولی بود ؟ قولی که موقع ناردار شدن داد ؟
    امضای ایشان
    اگر درد را احساس کردی ، زنده ای
    ولی اگر درد دیگران را احساس کردی ، انسانی .

  8. 3 پسندیده توسط:


  9. Top | #2485


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,497
    پسندیده
    793
    مورد پسند : 793 بار در 275 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آب نمایش پست ها
    دروازه یکسویه یعنی اینکه با این دروازه فقط افراد میتونند به سرزمین شمال برن ، افرادی که در شمال هستند نمی تونند با این دروازه برگردند ، یابرعکس ، افرادی که در شمال هستند میتونند با این دروازه برگردند و افرادی که در این سمت هستند نمیتونند به شمال بروند . و تنها دروازه هایی که روی درخت زندگی قرار دارند پایدار هستند ، بقیه نا پایدار هستند . این دروازه ای هم که توی این فصل درموردش گفته شد ناپایدار بود .

    و سوال کردید هنری چه امتیاز هایی با این قول بدست میاره . منظورتون چه قولی بود ؟ قولی که موقع ناردار شدن داد ؟
    وای اصلا نمیدونم چرا نوشتم قول.تصحیحش میکنم منظورم فرزند خوندگی بوده.خب چرا خدای دراکل نتونه دروازه باز کنه؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    یادمه یه زمان معبد یجورایی قفل کرد رو سنگ رابط ریکا دروازه باز کرد برای بئاتریس.الان امکان چنین کاری هست؟
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

  10. 3 پسندیده توسط:


  11. Top | #2486


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    181
    امتیاز
    1,764
    پسندیده
    2,314
    مورد پسند : 449 بار در 171 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط DARK LORD نمایش پست ها
    وای اصلا نمیدونم چرا نوشتم قول.تصحیحش میکنم منظورم فرزند خوندگی بوده.خب چرا خدای دراکل نتونه دروازه باز کنه؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    یادمه یه زمان معبد یجورایی قفل کرد رو سنگ رابط ریکا دروازه باز کرد برای بئاتریس.الان امکان چنین کاری هست؟
    دراکل هم احتمالا بتونه اصیل زاده ها هم میتونن ولی دروازه ای که اونهاهم میتونن ایجاد کنند ناپایدار هست ، و تعداد کمی آدمخوار رو میتونه عبور بده که به درد شون نمیخوره . فقط بوسیله درخت زندگی میتونستند دروازه پایدار ایجاد کنند که نقابدار جلوی اینکار رو با نابود کردن اون بخش از درخت زندگی که روش دروازه شمال قرار داشت گرفت . و الان هم امکان ایجاد دروازه باتوجه به چیزی که توی فصل گفته شده هست ولی انگار معبدی ها بخاطر آدمخوار ها و دراکل میترسن دروازه باز کنند .
    امضای ایشان
    اگر درد را احساس کردی ، زنده ای
    ولی اگر درد دیگران را احساس کردی ، انسانی .

  12. 3 پسندیده توسط:


  13. Top | #2487


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    302
    امتیاز
    4,497
    پسندیده
    793
    مورد پسند : 793 بار در 275 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آب نمایش پست ها
    دراکل هم احتمالا بتونه اصیل زاده ها هم میتونن ولی دروازه ای که اونهاهم میتونن ایجاد کنند ناپایدار هست ، و تعداد کمی آدمخوار رو میتونه عبور بده که به درد شون نمیخوره . فقط بوسیله درخت زندگی میتونستند دروازه پایدار ایجاد کنند که نقابدار جلوی اینکار رو با نابود کردن اون بخش از درخت زندگی که روش دروازه شمال قرار داشت گرفت . و الان هم امکان ایجاد دروازه باتوجه به چیزی که توی فصل گفته شده هست ولی انگار معبدی ها بخاطر آدمخوار ها و دراکل میترسن دروازه باز کنند .
    اینجوری من دیدم برادر اول میتونه اینکارو بکنه ولی خب احتمالا الان وقتش نیست و نقشه های دیگری داره
    امضای ایشان

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

  14. 2 پسندیده توسط:


  15. Top | #2488

    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    638
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    490
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 25 بار در 8 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام امید جان خیلی عالی می نویسی امیدوارم همیشه موفق باشی

صفحه 249 از 249 نخستنخست ... 149199239246247248249

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد