صفحه 235 از 235 نخستنخست ... 135185225232233234235
نمایش نتایج: از 2,341 به 2,350 از 2350

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    788
    امتیاز
    26,829
    پسندیده
    2,198
    مورد پسند : 2,578 بار در 732 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل 39 اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    دورگه کتاب دوم

    فصل
    دانلود
    فصل
    دانلود
    فصل 1(تعقییب و گریز) دانلود فصل 2(اِدورا) دانلود
    فصل 3(برخورد) دانلود فصل 4(تصمیم) دانلود
    فصل 5(ایا او یک هیولاست؟) دانلود فصل 6(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل 7(راه حل) دانلود فصل 8(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل 9(در راه ناردا) دانلود فصل 10(حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل 11(شیپور جنگ در ناردا) دانلود فصل 12(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل 13(ایلا) دانلود فصل 14(لورتگا) دانلود
    فصل 15(دردسر در شمال) دانلود فصل 16(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل 17(اولین دیدار) دانلود فصل 18(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل 19(خیانتکار) دانلود فصل 20!(اعتراف) دانلود
    فصل 21(اولین نبرد واقعی) دانلود فصل22(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل 23(دره ممنوعه) دانلود فصل 24(گرگ تنها) دانلود
    فصل 25(شب برخورد) دانلود فصل 26(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل 27(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود فصل 28(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل29 (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود فصل 30(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل 31(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود فصل32 (خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل 33(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل34 دانلود
    فصل 35(شروع یک پایان،نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل36(پروازروح، نبرد بزرگ نزدیک) دانلود
    فصل 37(افکار،نبرد بزرگ) دانلود فصل 38(اتحاد، سایه نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 39(دروغگو،شروع نبرد بزرگ) دانلود فصل 40(اغاز نبرد) دانلود
    فصل 41(پایان) دانلود فصل 42(او خواهد امد) دانلود
    فصل 43(دروازه) عیدتون مبارک 29 اسفند 97 ساعت 12:19 دانلود فصل 44(بازگشت) دانلود
    فصل45(افسانه سرنوشت) فصل تجمیع شده









    ا
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید
    http://omidmoradpour.rozblog.com


    دوستان در نظر داشته باشن که از فصل 43 به بعد فصل ها امتیازی خواهد بود و هیچ لینک رایگانی ارسال نخواهد شد
    پس از همین حالا برای دانلود فصل مورد نظر خودتون به فکر باشید و برنامه ریزی کنید

    توجه توجه:
    دوستانی که امتییاز منفی زیادی دارن میتونن با انجام یه پروژه تنها یه پروژه تمام امتیاز منفی خودشون رو صفر کنن پس یه بار زخمت بکشید تا به سرعت اکانتتون برگرده به حالت اولیه.



    ویرایش توسط AmbrellA : 04-17-2019 در ساعت 22:47 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #2341


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1321
    نوشته ها
    67
    امتیاز
    2,276
    پسندیده
    90
    مورد پسند : 167 بار در 61 پست
    میزان امتیاز
    2
    ولی جریان برادر سوم خیلی بوداره.این یارو خیلی مرموزه خیلی مشکوک میزنه نکنه از ملکه اینا استفاده کنه تا اژدهای مادرو برگردونه طبق پیشگویی هم اژدهای مادر برگرده همرو خوب و بد رو نابود می‌کنه اصلا قضیه خیلی عجیبه
    امضای ایشان
    سخت ترین تصمیم ها نیازمند قویترین اراده هاست.

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #2342


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,682
    پسندیده
    706
    مورد پسند : 322 بار در 109 پست
    میزان امتیاز
    2
    جالبی این فصل این بود که ما وقتی قبلا همین وقایع رو تو فصل های قبل از دیدگاه دیگه خونده بودیم، برامون سوال شده بود که وقتی هنری از اون قدرت آتش استفاده کرد ، آیا باعث جلب توجه برادر اول به هنری نمیشه؟ که تو این فصل دیدیم دقیقا برادر اول از لحظه استفاده این قدرت توسط هنری ، داشته با دقت نگاهش می کرده و در جواب میت میگه این قدرت اژدهایانه که توسط یه بچه داره استفاده میشه.
    اینجاست که دیگه باید دید برادر اول بعد از فرار هنری و بر و بچ توسط دروازه چکار می کنه، میفته دنبال پیدا کردن هویت و مکان این پسر و ایا تمایل پیدا می کنه قدرت هنری رو هم ازش بگیره یا نه؟ البته ای نقابدار هم ممکنه و یا بهتر بگم حتما جلوی دسترسی برادران رو به شخص هنری می گیره.
    امضای ایشان
    الهی به نیروی خرد دریافتم که شیرین تر از کلام تو کلامی نیست سرم را به اسرار آشنا گردان.

  5. 4 پسندیده توسط:


  6. Top | #2343


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1514
    نوشته ها
    73
    امتیاز
    2,305
    پسندیده
    37
    مورد پسند : 156 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    بنظر من اون نقاب دار هنری رو با خودش میبره

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #2344


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1781
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    1,860
    پسندیده
    2,034
    مورد پسند : 382 بار در 148 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط danyal نمایش پست ها
    ولی جریان برادر سوم خیلی بوداره.این یارو خیلی مرموزه خیلی مشکوک میزنه نکنه از ملکه اینا استفاده کنه تا اژدهای مادرو برگردونه طبق پیشگویی هم اژدهای مادر برگرده همرو خوب و بد رو نابود می‌کنه اصلا قضیه خیلی عجیبه
    این که اژدهای مادر زنده میشه و همه رو نابود میکنه چیزی هست که اصیل زاده ها از پیشگویی برداشت کردن . شاید معنی پیشگویی چیز دیگه ای باشه کلا . من فکر میکنم این مرگ ناحق که میگن به هنری مربوط هست ، چون شروع پیشگویی هم که برادر ها حس کردنش همزمان با وقتی بود که هنری خوب شد .

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط EEBI نمایش پست ها
    بنظر من اون نقاب دار هنری رو با خودش میبره
    ولی باتوجه به صحبت هایی که هنری با رهگذر توی فصل قبل انجام داد بیشتر به نظر میاد که اون هنری رو با خودش میبره . و مسلما رهگزره قبل از اینکه از هنری بخواد این کار رو انجام بده فکر این رو کرده که توجه برادر ها با این کار به هنری جلب میشه و قطعا برای محافظت از هنری فکری کرده .
    امضای ایشان
    اگر درد را احساس کردی ، زنده ای
    ولی اگر درد دیگران را احساس کردی ، انسانی .

  9. 4 پسندیده توسط:


  10. Top | #2345


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,682
    پسندیده
    706
    مورد پسند : 322 بار در 109 پست
    میزان امتیاز
    2
    اختلاف قدرت برادر اول و اخر ررو دیدین؟! میت یکسره داشت روش جادو میزد در حالیکه برادر اول کلا صورتش هم به طرف دیگه بود و میدان مبارزه ارتش رو نگاه می کرد و به راحتی جادوهاش رو رو پس میزد در اون حالت.

    یک نکته دیگه هم هست آتشی که هنری استفاده کرد طبق گفته برادر اول - قدرت خالص اژدهایان هستش و ما میدونیم که تو نبرد اجنه با اتحاد ناردار در این سرزمین اژدهای مادر هم هنوز زنده بود و حتما اونم می تونسته از همچین آتشی استفاده کنه - پس چطور سنون با این عمر زیاد که ممکنه تو اون جنگ بوده باشه هم چنین آتشی رو ندیده! اگه سنون اون دوران دنیا نیومده بوده به هر حال وصف قدرت اژدهایان یا به خصوص اژدهای مادر باید در کتب اجنه می بود و ملکه و سنون ازش مطلع می بودن!! این که هیچ کی جز برادر اول نفهمیده (نقابدار هم میدونه) یکم عجیبه
    امضای ایشان
    الهی به نیروی خرد دریافتم که شیرین تر از کلام تو کلامی نیست سرم را به اسرار آشنا گردان.


  11. Top | #2346



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    788
    امتیاز
    26,829
    پسندیده
    2,198
    مورد پسند : 2,578 بار در 732 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    اختلاف قدرت برادر اول و اخر ررو دیدین؟! میت یکسره داشت روش جادو میزد در حالیکه برادر اول کلا صورتش هم به طرف دیگه بود و میدان مبارزه ارتش رو نگاه می کرد و به راحتی جادوهاش رو رو پس میزد در اون حالت.

    یک نکته دیگه هم هست آتشی که هنری استفاده کرد طبق گفته برادر اول - قدرت خالص اژدهایان هستش و ما میدونیم که تو نبرد اجنه با اتحاد ناردار در این سرزمین اژدهای مادر هم هنوز زنده بود و حتما اونم می تونسته از همچین آتشی استفاده کنه - پس چطور سنون با این عمر زیاد که ممکنه تو اون جنگ بوده باشه هم چنین آتشی رو ندیده! اگه سنون اون دوران دنیا نیومده بوده به هر حال وصف قدرت اژدهایان یا به خصوص اژدهای مادر باید در کتب اجنه می بود و ملکه و سنون ازش مطلع می بودن!! این که هیچ کی جز برادر اول نفهمیده (نقابدار هم میدونه) یکم عجیبه
    در مورد اون نیرو که برادر بزرگ گفت نیروی اژدهایان بعدا در فصصل مخصوصش حسابی دربارش مخونیم اما فعلا برا توضیح بیشتر و گیجی کمتر دوستان متونم بگم که این نیرو مثل خالی کردن یه سطل پر شده از نیروه نیرویی که داخل قلب هنری جمع شده بود و از کجا اومده بود؟ وقتی به دشت های سوزان رفته بود ان نیرو رو جذب کرده بود چون همه میدونیم که دشت های سوزان از چی ساخته شده! هنری فقط هر چی داشت رو خالی کرد مثل یه تازه کار اح.مق که همه زورشو یهویی میزنه و برای بقیه مبارزه انرژی نداره!(احم.ق)
    اگر اژدهای مادر با اون ابهت و سن و سال و تجربه و قدرت هزاران اژدها همچین کاری میکرد احتمالا کل دنیاهای این بعد رو از بین می برد پس نمیشه با این استدلال به این نتیجه ای که گفتی رسید. یه سوال دیگه اینکه ایا مطمئنید که اژدهای مادر خودش در نبرد حضور پیدا کرده بود؟
    امضای ایشان


  12. Top | #2347


    تاریخ عضویت
    Feb 2015
    شماره عضویت
    216
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,682
    پسندیده
    706
    مورد پسند : 322 بار در 109 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه سوال دیگه اینکه ایا مطمئنید که اژدهای مادر خودش در نبرد حضور پیدا کرده بود؟
    بله اژدهای مادر تو نبرد بود دیگه - الان رفتم دیدم تو فصل 32 همون اوایل عنان میگه برادر جلوی اژدهای بزرگ دست به اجرای جادویی زد که از درک و فهم ما خارج بود ودر حالیکه می تونست اژدهای بزرگ رو شکست بده تسلیم شد ::::)
    امضای ایشان
    الهی به نیروی خرد دریافتم که شیرین تر از کلام تو کلامی نیست سرم را به اسرار آشنا گردان.


  13. Top | #2348



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    788
    امتیاز
    26,829
    پسندیده
    2,198
    مورد پسند : 2,578 بار در 732 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    بله اژدهای مادر تو نبرد بود دیگه - الان رفتم دیدم تو فصل 32 همون اوایل عنان میگه برادر جلوی اژدهای بزرگ دست به اجرای جادویی زد که از درک و فهم ما خارج بود ودر حالیکه می تونست اژدهای بزرگ رو شکست بده تسلیم شد ::::)
    جدا باید برم این سوتی های عظیم رو پاک کنم از تو فصلا مرسی بابت یاد اوری ها!!!
    هاهاهاهاهاهاها ای خدا لعنت به این حافظه خراب من
    حالا یادم اومد جادویی که اژدهای مادر اجرا کرد اصلا جادوی نبرد نبوده خخخخخ
    نبرد وسط دشت های سوزان اتفاق افتاده بود محلی بوده که اژدهای مادر اونجا استراحت میکرده قبیله زیر کوه به اژدهای مادر حمله کرده بودن به منبع اصلی قدرت اجنه که با یه حرکت نابودش کنن اونجا بود که ارباب معبد از صلاح اژدها کشش استفاده کرد اما اسیب اونقدر نبود که اون رو بکشه ولی در ازای اون اژدهای مادر کاری کرد که با اون جادو ارباب معبد از ادامه نبرد منصرف شد و تسلیم شد حالا اون جادو رو باید در زمان خودش دربارش بخونیم که اصلا چی بوده!!!
    امضای ایشان


  14. Top | #2349

    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1900
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    163
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 10 بار در 3 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام باید به خدمتتون عرض کنم پنجاه سرمایه واسه یه فصل خیلی زیاده برادرلطفابرای فصل های بعدی مقدارشوکم کنیددرهرحال بایدبگم رمان دورگه یکی ازبهترین رمان هایی که تاحالاخوندم

  15. 3 پسندیده توسط:


  16. Top | #2350

    تاریخ عضویت
    Mar 2019
    شماره عضویت
    1872
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    477
    پسندیده
    8
    مورد پسند : 52 بار در 14 پست
    میزان امتیاز
    2
    آخه داداش من مگه ما جونا چه گناهی کردیم با این شرایط بد اقتصادی، بلایی طبیعی و مصنوعی و غیره و غیره....ارزون حساب کن ما فقیر و فقرا هم بتونیم بخونیم

  17. 2 پسندیده توسط:


صفحه 235 از 235 نخستنخست ... 135185225232233234235

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد