صفحه 195 از 204 نخستنخست ... 95145185192193194195196197198 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1,941 به 1,950 از 2031

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    736
    امتیاز
    20,309
    پسندیده
    1,921
    مورد پسند : 2,225 بار در 678 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل 39 اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......







    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    دورگه کتاب دوم

    فصل
    دانلود
    فصل
    دانلود
    فصل 1(تعقییب و گریز) دانلود فصل 2(اِدورا) دانلود
    فصل 3(برخورد) دانلود فصل 4(تصمیم) دانلود
    فصل 5(ایا او یک هیولاست؟) دانلود فصل 6(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل 7(راه حل) دانلود فصل 8(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل 9(در راه ناردا) دانلود فصل 10(حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل 11(شیپور جنگ در ناردا) دانلود فصل 12(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل 13(ایلا) دانلود فصل 14(لورتگا) دانلود
    فصل 15(دردسر در شمال) دانلود فصل 16(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل 17(اولین دیدار) دانلود فصل 18(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل 19(خیانتکار) دانلود فصل 20!(اعتراف) دانلود
    فصل 21(اولین نبرد واقعی) دانلود فصل22(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل 23(دره ممنوعه) دانلود فصل 24(گرگ تنها) دانلود
    فصل 25(شب برخورد) دانلود فصل 26(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل 27(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود فصل 28(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    فصل29 (نبرد بزرگ4، ارباب معبد) دانلود فصل 30(آن شب، نبرد بزرگ5) دانلود
    فصل 31(شکاف، نبرد بزرگ6) دانلود فصل32 (خیلی دیراو را شناخت،نبرد بزرگ7) دانلود
    فصل 33(ایا میتوان او را شناخت؟نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل34 دانلود
    فصل 35(شروع یک پایان،نبرد بزرگ نزدیک است) دانلود فصل36(پروازروح، نبرد بزرگ نزدیک) دانلود
    فصل 37(افکار،نبرد بزرگ) دانلود فصل 38(اتحاد، سایه نبرد بزرگ) دانلود
    فصل 39(دروغگو،شروع نبرد بزرگ) دانلود فصل 40(اغاز نبرد)









    ا
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید
    http://omidmoradpour.rozblog.com


    دوستانی که به خاطر امتیاز منفی زیاد نمیتونن فصل ها رو دانلود کنن نگران نباشن به هیچ وجه، یه پیام خصوصی بفرستن به اکانت من
    لینک فصل رو براشون میفرستم
    توجه توجه:
    دوستانی که امتییاز منفی زیادی دارن میتونن با انجام یه پروژه تنها یه پروژه تمام امتیاز منفی خودشون رو صفر کنن پس یه بار زخمت بکشید تا به سرعت اکانتتون برگرده به حالت اولیه.



    ویرایش توسط AmbrellA : دیروز در ساعت 01:07 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #1941



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    736
    امتیاز
    20,309
    پسندیده
    1,921
    مورد پسند : 2,225 بار در 678 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط نیمه شب نمایش پست ها
    امید میشه یکم فونتش رو بزرگتر کنی من با گوشی میخونم و برام سخت میشه
    الان هنری جادوش رو کامل فعال کرده یا نه
    رییس گاربونا کی به دیدنش میاد قرار بود هدیش رو بهش بده من از همون کتاب اول منتظرم ببینم هدیش چیه یا یادت رفته
    اون شمشیر ترکیبی رو که گم کرده چیشد پیداش میکنه
    الان دیگه میتونه از شمشیرا استفاده کنه درسته
    اون فلسای روی بدنش مثل برادر اول بود
    بیماری سنگیش خوب شده یا هنوز ادامه داره
    وقتی پوستش فلسدار شده اونم درمان شد
    یا اصلا این بیماری نبود و همون فلسا بودن که حالا کامل شده
    خخخخ چقدر کم صبر شدی صبر کن داستان هنوز ادامه داره تموم که نشده
    فصل بعد و بعدترش به بیشتر سوالاتت میرسی اسپویلش نکنیم خیلی بهتره ها! همه چیز به موقش گاهی عجله کار رو خراب میکنه سیاست ملکه و برادر سوم در برابر هنری خخخخخخخخخ
    امضای ایشان


  3. Top | #1942


    تاریخ عضویت
    Dec 2017
    شماره عضویت
    1458
    نوشته ها
    56
    امتیاز
    63
    پسندیده
    7
    مورد پسند : 79 بار در 37 پست
    میزان امتیاز
    2
    آقا این فصلو من تازه تموم کردم خاستم بگم امید جان ترکوندی اصلا هیجانی که تو فصحات آخر وارد کردی وقتی تموم شد فصل قلبم داشت تند تند میزد واقعاااااا عالی بود

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    و امید جان شایعه سده میخوای امتیاز فصلو کم کنی اره؟؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    اععع ایموجیا امتیاز کم میکنههههههههههه؟؟؟؟من الان یوهو امتیازم کم شد


  4. Top | #1943


    تاریخ عضویت
    Jan 2016
    شماره عضویت
    718
    نوشته ها
    133
    امتیاز
    186
    پسندیده
    44
    مورد پسند : 189 بار در 84 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام...این فصل فوق العاده بود...آخر فصلِ خیلی تعجب برانگیز و مبهمی داشت...کلی سوال واسه آدم ایجاد میکنه

    ممنون واسه همچین فصل قشنگی
    امضای ایشان
    گرگ همان گرگ است ، شغال همان شغال
    و بین این همه حقیقت تنها آدم است که آدم نیست !


  5. Top | #1944


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    23
    نوشته ها
    685
    امتیاز
    5,299
    پسندیده
    1,330
    مورد پسند : 2,663 بار در 854 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط nabeghh نمایش پست ها
    سلام
    عجب فصلی بود دست نویسنده درد نکنه
    یعنی الان اجنه و گرگ های یخی از اتحاد خارج شدند.به شخصه این طور فکر نمیکم. چون اگر خائنین خارج بشن باید فقط مردم شمال بمونن.
    ایلا چی رو مخفی کرده؟
    الان هنری فلس و بدن اژدها ای به دست آورد؟
    پس بئاتریس کجاست؟
    کسی نگفت که خائن هستن که ؟؟
    هنری به خاطر این از پیمان جداشون کرد چون یه چیزی رو از هنری مخفی کرده بودن و کامل صادق نبودن.
    برای ایتاش هم هنری میدونه یه چیزی رو مخفی میکنه ولی گذاشته فردا مشخص بشه ؛ نخواست اون موقع ؛ اون کاری که با ملکه ها کرد رو با اون هم بکنه.

    الان هنری هم مثل بردار بزرگ ؛ روی بدنش فلس اژدها هست. حالا باید دید با این اتفاقی که افتادی ؛ چه چیزایی برای هنری پیش میاد ؛ آیا باعث میشه که قدرت هاش شروع به بروز دادن کنن ؟؟ قدرت هنری که الان از لحاظ ظاهری به برادر اول شبیه هست ؛ در چه سطحی نسبت به 13 برادر قرار داره ؟؟ آیا اون زنه قسط داره به هنری کمک کنه با داره از هنری برای گرفتن انتقام استفاده میکنه ؟؟ و.....
    امضای ایشان
    در پس هـر تاریکی نـوریـسـت ، نـویـد روشـنـایـی

    آنـگـاه کـه سـرونـوشـتـم تـغـیـیـر کند

    من آن را دوباره خواهم سـاخـت ، با قـدرتـم

    چـرا که قـدرت از آن من اسـت

    آنگاه کـه درهـای سرنوشت بسته شوند


    تـنـها مـن مـحـرم خـواهـم بود

    ای دستان ناپیدای سرنوشت

    من شما را به مبارزه می طلبم


    -----------------------


    !! دوستان حتماً این مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد. رو ببینند !!


  6. Top | #1945


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    23
    نوشته ها
    685
    امتیاز
    5,299
    پسندیده
    1,330
    مورد پسند : 2,663 بار در 854 پست
    میزان امتیاز
    0
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آب نمایش پست ها
    فصل عالی بود
    فقط یک سوال دارم . مگه سنون هم درمورد هنری یه سری چیزا نمیدونه که بهش نگفته ؟ مثلا همینکه هنری فرزد فرمانروا هستش رو میدونه ولی بهش نمیگه ، یعنی سنون هم بعضی از چیز ها رو از هنری مخفی کرده . پس چرا روی دست اون علامتی ظاهر نشد ؟
    زنه همون اژدهای مادره ؟ اگه اینطوری باشه پس اون بویی که ایلا حسش کرده که براش آشناهم بوده همون بوی اژدهای مادر میشه .
    پس الان هنری میتونه قدرت های اژدهاییش رو کنترل کنه ؟ یعنی فهمیده که تبدیل به اژدها شده ؟
    هنوز گفته نشده که اون زن کی هست ؛ ممکنه ماهیتش با اون چیزی که ما فکر میکنیم متفاوت باشه.

    هنری با قدم گذاشتن داخل دشت سوزان ؛ انرژی ای که قلب اژدها نیاز داشت رو تامین کرد و با اون زنه حرف زد ؛ بعد از جزب انرژی ؛ وقتی که قلب حالت نرمال پیدا کرده یکی از ویژگی هایی که به هنری انتقال داده این فلس ها هستن ؛ و هنوز مشخص نیست که چه ویژگی های دیگه ای بعد از رفع تشنگی قلب اژدها در هنری بروز کنه ؛ ممکنه قابلیت جدیدی به هنری نده و فقط کمک کنه که هنری به سطحی برسه که بتونه از نیروی جاودییش استفاده کنه یا.....
    ویرایش توسط H.O.S.S.E.I.N : 02-12-2019 در ساعت 19:31
    امضای ایشان
    در پس هـر تاریکی نـوریـسـت ، نـویـد روشـنـایـی

    آنـگـاه کـه سـرونـوشـتـم تـغـیـیـر کند

    من آن را دوباره خواهم سـاخـت ، با قـدرتـم

    چـرا که قـدرت از آن من اسـت

    آنگاه کـه درهـای سرنوشت بسته شوند


    تـنـها مـن مـحـرم خـواهـم بود

    ای دستان ناپیدای سرنوشت

    من شما را به مبارزه می طلبم


    -----------------------


    !! دوستان حتماً این مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد. رو ببینند !!


  7. Top | #1946



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    736
    امتیاز
    20,309
    پسندیده
    1,921
    مورد پسند : 2,225 بار در 678 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    آقا این فصلو من تازه تموم کردم خاستم بگم امید جان ترکوندی اصلا هیجانی که تو فصحات آخر وارد کردی وقتی تموم شد فصل قلبم داشت تند تند میزد واقعاااااا عالی بود

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    و امید جان شایعه سده میخوای امتیاز فصلو کم کنی اره؟؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    اععع ایموجیا امتیاز کم میکنههههههههههه؟؟؟؟من الان یوهو امتیازم کم شد
    مرسی سینا جان خوشحالم که خوشت اومده و امید وارم قلمم سنگین و خسته کننده نشده باشه.
    این شایعه ساز ها رو من بیابم ..... یه ماچشون میکنم!
    اره دیگه چی فک کردی عکس اپلود کنی ایموجی بزنی همه چیز امتیاز کم میکنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط kasra نمایش پست ها
    سلام...این فصل فوق العاده بود...آخر فصلِ خیلی تعجب برانگیز و مبهمی داشت...کلی سوال واسه آدم ایجاد میکنه

    ممنون واسه همچین فصل قشنگی
    سلام
    چاکریم امید وارم فصلای بعدی هم بتونن همینطوری جلو برن و دوستان نظر و نقدشون رو از ما دریغ نکنن

    نقل قول نوشته اصلی توسط H.O.S.S.E.I.N نمایش پست ها
    کسی نگفت که خائن هستن که ؟؟
    هنری به خاطر این از پیمان جداشون کرد چون یه چیزی رو از هنری مخفی کرده بودن و کامل صادق نبودن.
    برای ایتاش هم هنری میدونه یه چیزی رو مخفی میکنه ولی گذاشته فردا مشخص بشه ؛ نخواست اون موقع ؛ اون کاری که با ملکه ها کرد رو با اون هم بکنه.

    الان هنری هم مثل بردار بزرگ ؛ روی بدنش فلس اژدها هست. حالا باید دید با این اتفاقی که افتادی ؛ چه چیزایی برای هنری پیش میاد ؛ آیا باعث میشه که قدرت هاش شروع به بروز دادن کنن ؟؟ قدرت هنری که الان از لحاظ ظاهری به برادر اول شبیه هست ؛ در چه سطحی نسبت به 13 برادر قرار داره ؟؟ آیا اون زنه قسط داره به هنری کمک کنه با داره از هنری برای گرفتن انتقام استفاده میکنه ؟؟ و.....
    هومممم
    یه نظر تخصصی با در نظر گرفتن تمامی جوانب!
    از مدیر بازنشسته فصیل شدمون کمتر از اینم انتظار نداشتم!
    مرسی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط sina66 نمایش پست ها
    آقا این فصلو من تازه تموم کردم خاستم بگم امید جان ترکوندی اصلا هیجانی که تو فصحات آخر وارد کردی وقتی تموم شد فصل قلبم داشت تند تند میزد واقعاااااا عالی بود

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    و امید جان شایعه سده میخوای امتیاز فصلو کم کنی اره؟؟

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    اععع ایموجیا امتیاز کم میکنههههههههههه؟؟؟؟من الان یوهو امتیازم کم شد
    مرسی سینا جان خوشحالم که خوشت اومده و امید وارم قلمم سنگین و خسته کننده نشده باشه.
    این شایعه ساز ها رو من بیابم ..... یه ماچشون میکنم!
    اره دیگه چی فک کردی عکس اپلود کنی ایموجی بزنی همه چیز امتیاز کم میکنه

    نقل قول نوشته اصلی توسط kasra نمایش پست ها
    سلام...این فصل فوق العاده بود...آخر فصلِ خیلی تعجب برانگیز و مبهمی داشت...کلی سوال واسه آدم ایجاد میکنه

    ممنون واسه همچین فصل قشنگی
    سلام
    چاکریم امید وارم فصلای بعدی هم بتونن همینطوری جلو برن و دوستان نظر و نقدشون رو از ما دریغ نکنن

    نقل قول نوشته اصلی توسط H.O.S.S.E.I.N نمایش پست ها
    کسی نگفت که خائن هستن که ؟؟
    هنری به خاطر این از پیمان جداشون کرد چون یه چیزی رو از هنری مخفی کرده بودن و کامل صادق نبودن.
    برای ایتاش هم هنری میدونه یه چیزی رو مخفی میکنه ولی گذاشته فردا مشخص بشه ؛ نخواست اون موقع ؛ اون کاری که با ملکه ها کرد رو با اون هم بکنه.

    الان هنری هم مثل بردار بزرگ ؛ روی بدنش فلس اژدها هست. حالا باید دید با این اتفاقی که افتادی ؛ چه چیزایی برای هنری پیش میاد ؛ آیا باعث میشه که قدرت هاش شروع به بروز دادن کنن ؟؟ قدرت هنری که الان از لحاظ ظاهری به برادر اول شبیه هست ؛ در چه سطحی نسبت به 13 برادر قرار داره ؟؟ آیا اون زنه قسط داره به هنری کمک کنه با داره از هنری برای گرفتن انتقام استفاده میکنه ؟؟ و.....
    هومممم
    یه نظر تخصصی با در نظر گرفتن تمامی جوانب!
    از مدیر بازنشسته فصیل شدمون کمتر از اینم انتظار نداشتم!
    مرسی
    امضای ایشان


  8. Top | #1947


    تاریخ عضویت
    Dec 2018
    شماره عضویت
    1750
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    148
    پسندیده
    186
    مورد پسند : 119 بار در 49 پست
    میزان امتیاز
    2
    یه نکته ی توی بخشهای پایانی بود که شمشیر هنری کجاست ..مگه همیشه همراش نیست.هنری لخت از بیابان سوزان برگشت بدون شمشیرش.اگه شمشیرش رو توی اردوگاه هم گذاشته باشه هم باید مینوشتی .مگه اینکه شمشیر تمام مدت به کمر هنری بود واینو نگفته بودی....


  9. Top | #1948


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1784
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    240
    پسندیده
    122
    مورد پسند : 114 بار در 50 پست
    میزان امتیاز
    2
    راستش تازه امروز جلد اول رو تموم کردم. اگه در مورد اون نظر بدم باید بگم داستان قشنگیه در این حرفی نیست. تو بین فصلا اونجایی که هنری میمیره اشتیاقم واسه دونستن بقیه ش زیاد شد ولی تا دو فصل، داستان به یه جهت دیگه کشیده شد و این کمی باعث شد از ادامه زده بشم البته تو فصل آخر که ترکوندی مخصوصا دفترخاطرات سوزان و عکسه به شخصه با اونجاش خیلی کیف کردم‌. جلد دوم رو هم به زودی شروع میکنم .
    راستی گفته بودین فصل دوم رو یا یه جا میزارین یا چند پارتش میکنین ولی این فصل فصله که
    امضای ایشان
    زندگی همچون آینه ای است که خواستت را بازتاب میدهد.
    زیاد بخواه . دقیق بخواه . قدر بدان


  10. Top | #1949



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    736
    امتیاز
    20,309
    پسندیده
    1,921
    مورد پسند : 2,225 بار در 678 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Tereyon نمایش پست ها
    یه نکته ی توی بخشهای پایانی بود که شمشیر هنری کجاست ..مگه همیشه همراش نیست.هنری لخت از بیابان سوزان برگشت بدون شمشیرش.اگه شمشیرش رو توی اردوگاه هم گذاشته باشه هم باید مینوشتی .مگه اینکه شمشیر تمام مدت به کمر هنری بود واینو نگفته بودی....
    نکته ظریفی بود که فراموشش کرده بودم مرسی که یاد اوری کردین توی فصل بعد با یه پاراگراف الاحش میکنم
    بازم مرسی

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط omidcanis00 نمایش پست ها
    راستش تازه امروز جلد اول رو تموم کردم. اگه در مورد اون نظر بدم باید بگم داستان قشنگیه در این حرفی نیست. تو بین فصلا اونجایی که هنری میمیره اشتیاقم واسه دونستن بقیه ش زیاد شد ولی تا دو فصل، داستان به یه جهت دیگه کشیده شد و این کمی باعث شد از ادامه زده بشم البته تو فصل آخر که ترکوندی مخصوصا دفترخاطرات سوزان و عکسه به شخصه با اونجاش خیلی کیف کردم‌. جلد دوم رو هم به زودی شروع میکنم .
    راستی گفته بودین فصل دوم رو یا یه جا میزارین یا چند پارتش میکنین ولی این فصل فصله که
    مرسی خوشحالم نظرت اینکه قشنگ بود.
    کتاب دوم اگر منظورت باشه کتاب دوم تا 40 فصل ارائه شده دیگه نمیشه قطعش کرد پس این بخش رو کامل میکنم و بعد کتاب بعدی ییعنی سوم رو بایید تصمیم بگیرم به چطور گذاشتنش باید ببینم برنامه فشرده روزانه مزاره که فل به فصل بزارم یا اینکه یه جا بزارمش بهتر باشه باید صبر کنم تا اون موقع هنوز نمیدونم چه چیزی پیش مییاد.
    خوشحال میشم نظرت رو دربار کتاب دوم هم بخونم
    مرسی که نظر دادی منتظر نظرات دیگت هم هستم
    امضای ایشان


  11. Top | #1950

    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1314
    نوشته ها
    20
    امتیاز
    -4
    پسندیده
    8
    مورد پسند : 26 بار در 14 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    فصل خوبی بود
    بنظرم این زن همون کسی هست که ابتدای داستان هدیه ای که حلقه شیطانی بود به هنری داد
    و دست پشت پرده برای جذب هنری به سمت مقاصدش که به احتمال زیاد شوم هست
    و هنری را برای قلب اژدها آماده کرد و از پرواز روح مشترک بینشون مشخصه که از نسل اژدهاست

  12. 5 پسندیده توسط:


صفحه 195 از 204 نخستنخست ... 95145185192193194195196197198 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد