صفحه 135 از 148 نخستنخست ... 3585125132133134135136137138145 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1,341 به 1,350 از 1480

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    621
    امتیاز
    14,483
    پسندیده
    1,512
    مورد پسند : 1,691 بار در 538 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل 21 اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......






    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    لینک گروه در تلگرام: https://t.me/joinchat/Blb2kEqU7YxeurFbq1Kn8g

    فصل دانلود
    فصل اول(تعقییب و گریز) دانلود
    فصل دوم (اِدورا) دانلود
    فصل سوم(برخورد)
    دانلود
    فصل چهارم(تصمیم) دانلود
    فصل پنجم(ایا او یک هیولاست؟) دانلود
    فصل ششم(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل هفتم(راه حل) دانلود
    فصل هشتم(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل نهم(در راه ناردا)
    دانلود
    فصل دهم (حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل یازدهم(شیپور جنگ در ناردا) دانلود
    فصل دوازدهم(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل سیزدهم(ایلا) دانلود
    فصل چهاردهم(لورتگا) دانلود
    فصل پانزدهم(دردسر در شمال) دانلود
    فصل شانزدهم(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل هفدهم(اولین دیدار) دانلود
    فصل هجدهم(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل نوزدهم(خیانتکار) دانلود
    فصل بیستم!(اعتراف) دانلود
    فصل بیست و یکم(اولین نبرد واقعی) دانلود
    فصل بیست و دوم(اولین دختر دورگه) دانلود
    فصل بیست و سوم(دره ممنوعه) دانلود
    فصل بیست و چهارم(گرگ تنها) دانلود
    فصل بییست و پنجم(شب برخورد) دانلود
    فصل بیست وششم(نبرد بزرگ،نزدیک تر از همیشه) دانلود
    فصل بیست و هفتم(نبردبزرگ2،مه سیاه) دانلود
    فصل بیست و هشتم(نبرد بزرگ3،معبد) دانلود
    وبلاگ من میتونید از این وبلاگ هم داستان رو دانلود کنید http://omidmoradpour.rozblog.com
    دوستانی که به خاطر امتیاز منفی زیاد نمیتونن فصل ها رو دانلود کنن نگران نباشن به هیچ وجه، یه پیام خصوصی بفرستن به اکانت من لینک فصل رو براشون میفرستم





    ویرایش توسط AmbrellA : 10-13-2018 در ساعت 18:06 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #1341


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1510
    نوشته ها
    66
    امتیاز
    2,892
    پسندیده
    30
    مورد پسند : 101 بار در 45 پست
    میزان امتیاز
    2
    داداش در مورد نظرات زیاد ناراحت نشو الان نزدیکی های مدرسه و دانشگاس جماعت پی ثبت نامو اینجور چیزان(خداییش وقتی تو دانشگاه شوق ترم اولی ها رو میبینم دلم براشون میسوزه)اگه فروم از دست بره که به احتمال زیاد میره که انشالله نره منم تازه رسیدم میخونیم اگه نظری بود میدیم خسته نباشی
    امضای ایشان
    کسی که میخواهد زنده بماند
    باید مبارزه کند
    و کسی که دست از مبارزه بردارد
    آن هم در جهانی که هستی آن وابسته به مبارزه کردن است لایق زنده ماندن نیست .

    " آدولف هیتلر "


  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #1342


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    163
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    6
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 152 بار در 88 پست
    میزان امتیاز
    2
    یکم رفتار ایتاش گنگ بود

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #1343

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1323
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    152
    پسندیده
    5
    مورد پسند : 37 بار در 19 پست
    میزان امتیاز
    2
    راستش این فصلو پیچیده ترش کردی فصل قبل پشت هنری میخوارید ولی تو این فصل هیچ اشاره ای بهش نشد من خودم انتظار داشتم یه دعوایی باشه ولی تو تا حالا هیچ نبردی توجه منو جلب نکرده در مورد نبرد برادر بزرگ با برادر سومم یه جوری بود انگار خیلی ساده گرفته بودیش هیجان نداشت یه چیزیم نظر منو جلب کرد برادر بزرگ چه راهی پیدا کرده که جاودانه شدن واصلا گرگه چه چیزایی داره به هنری آموزش میده یعنی هنری میتونه به گرگ تبدیل بشه اگه اینجوری شه یعنی اونم هیچوقت نمیمیره

  7. 4 پسندیده توسط:


  8. Top | #1344


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    783
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام تازه فصلو دانلود کردم و خوندمش باید بگم عالی بود و مثل همیشه جای حساسش تموم شد
    درمورد اینکه گرگ های یخی هیچ وقت نمیمیرن پس چطور برادر بزرگ همه ی اونها رو کشت و فقط چندتاش زنده موندن؟
    آیتاش چرا اینجوری شده بود؟ کاش یکم توضیح داده بودید نمی دونم دیگه از کنجکاوی چیکار کنم
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #1345


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1509
    نوشته ها
    85
    امتیاز
    189
    پسندیده
    275
    مورد پسند : 126 بار در 64 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام عالی بود . در مورد نامیرا بودن گرگ ها . پس مثل این میمونه فقط شبح ی مثل خودشان که با جادو زنده هست در مبارزه میمره ولی اصل خودش همچان زنده میمونه

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    در مورد ایتاش .درماندگی در تصمیم گیری داره مانده حرف دلش را باور کنه یا عقل و منطق ش را

  11. 4 پسندیده توسط:


  12. Top | #1346


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    783
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    راستی توضیحات درمورد تیغه رعد کجان؟؟
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #1347


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    159
    امتیاز
    590
    پسندیده
    363
    مورد پسند : 352 بار در 136 پست
    میزان امتیاز
    2
    یک حدس: نمیدونم چطوره اونا گرگ ها رو کشته ولی شاید با بیرون کشیدن انرژی یا قدرت اون گرگ ها خودشون رو جاودانه کردن

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    راستی توضیحات درمورد تیغه رعد کجان؟؟
    نقل قول از نویسنده:
    و البته بحث شیرین تیغه ها.
    تیغه ها رو برخلاف اینکه همه تصور میکنن اجنه ساختن اما اینطور نیست. اجنه ساخت اونها رو از نژاد دیگه ای یاد گرفتن نژادی که قدرتمند ترین ذهن ها رو داشته و محل زندگیش توی دره ممنوعه بوده اونها تیغه ها رو ساختن و به اجنه نشون دادن و حالا اونها از حاصل تلاش اونها استفاده میکنن.بله از تیغه ترکیبی قدرتمند تر هم داریم نمیخواستم اسمش رو الان لو بدم چون توی کتاب بعدی قراره بیاد اما اشکالی نداره الان میگم:

    تیغه رعد
    قوی ترین تیغه در بین سلاح های ساخته شده هست و امممم همین فعلا تا اینجا تا بعد دربارش تو داستان بیشتر توضیح میدیم.
    امضای ایشان
    |نمیتونی در هرحالتی حالم خوب کنی توپیام واریز حساب نیستی:)|

  15. 3 پسندیده توسط:


  16. Top | #1348


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1590
    نوشته ها
    47
    امتیاز
    206
    پسندیده
    241
    مورد پسند : 105 بار در 38 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل واقعا خیلی چسبید,ولی خب این توی کف موندن تا اخرهفته بعد خودش ب یه مصیبت واسم تبدیل شده,کم طاقت شدم خداییش
    نکته هایی ام ک توجهم رو جلب کرده بود دوستان اشاره کردن,
    با ارزوی موفقیت برای همه ی دوستان و همچنین نویسنده ی عزیز,

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    پس شاید نیاز باشه کمی بد قولی کنیم شاید اون نفراتی که نیستن و نظر نمیدن ترقیب بشن به نظر دادن. اینطوری اروم و ساکت ادم نا امید میشه.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    امروز نتم میره و احتمالا وقتی برگردم دیگه دیگه فرومی نیست. به هر حال از اینکه مدت ها باهاتون بودم لذت بردم. از وقتایی که بهم نیرو میدادین که ادامه بدم خیلی ممنونم امید وارم این فروم و این جمع از بین نره اما شاید این اتفاق اجتناب ناپذیر باشه و دیر یا زود این اتفاق می افتاد. اما هیچ وقت با تعطیل شدن یه فروم یا یه سایت هیچ وقت نت تموم نمیشه و میتونیم با همین اسم ها هم دیگه رو جاهای دیگه پیدا کنیم.
    در نهایت دوران خوبی بود اگر خوبی بدی دیدین حلال کنید.
    توی وبلاگ و گروه تلگرامی داستان فصل ها رو قرار میدم. امید وارم اونجا بیشتر از سایت نظر بدین و مشارکت داشته باشین.

    با ارزوی موفقیت برای تک تک شما
    یا علی
    حرف بدقولی رو نزن که احتمال سکته ام از 99% هم میگذره
    امضای ایشان
    سعی کن آنقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیه تو

    برای دیگران

    گرفتن خودت از آنها باشد!

  17. 2 پسندیده توسط:


  18. Top | #1349


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    952
    پسندیده
    60
    مورد پسند : 327 بار در 155 پست
    میزان امتیاز
    2
    احتمالا امروز روز آخری این فروم باشه.
    یه عضو تازه واردم که ۳-۴ ماهه اینجام
    ولی تو همین مدت کم دور هم خیلی خوش‌گذشت.
    گفتم تا وقت هست یه خداحافظی کنم.
    .
    .
    .
    نمی‌شه خدایی خیلی سخته.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    پس شاید نیاز باشه کمی بد قولی کنیم شاید اون نفراتی که نیستن و نظر نمیدن ترقیب بشن به نظر دادن. اینطوری اروم و ساکت ادم نا امید میشه.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    امروز نتم میره و احتمالا وقتی برگردم دیگه دیگه فرومی نیست. به هر حال از اینکه مدت ها باهاتون بودم لذت بردم. از وقتایی که بهم نیرو میدادین که ادامه بدم خیلی ممنونم امید وارم این فروم و این جمع از بین نره اما شاید این اتفاق اجتناب ناپذیر باشه و دیر یا زود این اتفاق می افتاد. اما هیچ وقت با تعطیل شدن یه فروم یا یه سایت هیچ وقت نت تموم نمیشه و میتونیم با همین اسم ها هم دیگه رو جاهای دیگه پیدا کنیم.
    در نهایت دوران خوبی بود اگر خوبی بدی دیدین حلال کنید.
    توی وبلاگ و گروه تلگرامی داستان فصل ها رو قرار میدم. امید وارم اونجا بیشتر از سایت نظر بدین و مشارکت داشته باشین.

    با ارزوی موفقیت برای تک تک شما
    یا علی
    آدرس گروه رو میزاری؟
    قبلیه مشکل داره

  19. 1 پسندیده توسط:


  20. Top | #1350


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    159
    امتیاز
    590
    پسندیده
    363
    مورد پسند : 352 بار در 136 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Arya نمایش پست ها
    احتمالا امروز روز آخری این فروم باشه.
    یه عضو تازه واردم که ۳-۴ ماهه اینجام
    ولی تو همین مدت کم دور هم خیلی خوش‌گذشت.
    گفتم تا وقت هست یه خداحافظی کنم.
    .
    .
    .
    نمی‌شه خدایی خیلی سخته.

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -



    آدرس گروه رو میزاری؟
    قبلیه مشکل داره
    نویسنده نت نداره.بعدشم من چک کردم مشکلی نداره.بالا کنار فصل هم گزاشته شده

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    دوستانی عضو نیستن عضو بشن یا حداقل لینکو بردارن
    امضای ایشان
    |نمیتونی در هرحالتی حالم خوب کنی توپیام واریز حساب نیستی:)|

صفحه 135 از 148 نخستنخست ... 3585125132133134135136137138145 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد