صفحه 107 از 107 نخستنخست ... 75797104105106107
نمایش نتایج: از 1,061 به 1,064 از 1064

موضوع: داستان دورگه - کتاب دوم (جلد اول)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    536
    امتیاز
    13,589
    پسندیده
    1,264
    مورد پسند : 1,354 بار در 448 پست
    میزان امتیاز
    2

    Post داستان دورگه - کتاب دوم (فصل چهارم اپلود شد)

    با سلام
    خوشحالم که خداوند عمری دادند و توانستیم دورگه رو به اینجا برسونیم، داستانی که به شخصه بدون انگیزه و علاقه شروع به نوشتنش کردم اما حالا که در حال تکمیل اون هستم نسبت به اون علاقه خاصی پیدا کردم، شاید شما با خوندن کتاب اول بگید اخه چه جذابیتی درسته و این رو به شما حق میدم چون معمولا در بخش های نخستین یک کتاب به شرح وضع حال و توصیف معما ها و خلق ماجرا ها معرفی شخصیت ها و محیط پرداخته میشه و عملا معمایی پاسخ داده نمیشه که خواننده جذب داستان بشه برای همین فکر میکنم اونهایی که دندون روی جگر گذاشتن و خوندن و صبر کردن در پایات کتاب دوم حسابی شگفت زده بشن، زیرا اون چیزی که در ذهن پروروندم رو اگر به طور کامل میدونستید از تعجب شاید چشماتون گرد می شد و دهنتون باز می موند. به دوستان قول معما هایی بسیار سخت و پیچیده رو میدم که حسابی ذهن شما رو درگیر خودش بکنه ماجراها مبارزاتی که شما رو حسابی سر ذوق بیاره صحنه هایی که شما رو به یاد نبرد های باستان بندازه، و اونهایی که مثل من آرزو میکردن که دنیا هم یک دنیای فانتزی بود رو به یک رویای طولانی و عمیق ببره، و زمانی بیدارتون کنه که حسابی سیراب شده باشید.

    مقدمه ای از کتاب دوم:
    آسمان تیره و تار اردوگاه دورگه ها سیاه تر و سنگ دلانه تر از هر زمانی شده بود، باران به شدت می بارید، هیچ دورگه ای دیده نمی شد هیچ سربازی نبود چادر ها ساکت و آرامتر از هر زمانی بودند و صدای مرگ را از هر گوشه اردوگاه می شد احساس کرد، از تپه شرقی که در بالای ان اتاقک چوبی ساخته شده بود دود سفیدی به بیرون و میان ابر های سیاه بالا می رفت.
    تمام نفرات در میدان مبارزه اردوگاه جمع شده بودند اما بر خلاف همیشه هیچ صدایی از هیچ کدام شنیده نمی شد، تنها صدای چکه های قطرات باران بود که بر چاله های اب میریخت،صدای سربازی از دور به گوش رسید که سراسیمه این سکوت مرگ اور را شکست و زمانی که در میانه میدان مبارزه رسید بی توجه به فرماندهان اردوگاه رو به سمت دورگه ها برگشت و فریادی از سر ترس زد:
    - دارن به اینجا میرسن، ادمخوار ها دارن به اینجا میرسن باید فرار کنیم.....
    و اینگونه بود که سرنوشت دنیای اجنه برای اخرین بار رقم خورد.
    صاحب حقیقی حلقه باز خواهد گشت، فراموش شدگان چشم به دنیا میدوزند، منتظر از سرنوشتی که به دست مردگان رقم خواهد خورد، نقابداری که از دنیای فراموش شدگان گذشته، دنیای مردگان را از پس گذاشته و پا به میان کارزار میگذارد.
    آیا دنیا را با سیاهی دورنش به فرطه سقوط خواهد برد؟

    با ما همراه باشید با نبرد های افسانه ای، سقوط شهر ها بیدار شدن خدایان باستان .


    مژده برای دختر خانوم ها اگر توی کتاب اول جذب هیچ شخصیت دختری نشدید میتونید تفاوت رو در این کتاب احساس کنید با سوپر شخصیت مونث داستان ......






    دانلود کتاب اول
    این شما و این فصول داستان:
    فصل دانلود
    فصل اول(تعقییب و گریز) دانلود
    فصل دوم (اِدورا) دانلود
    فصل سوم(برخورد)
    دانلود
    فصل چهارم(تصمیم) دانلود
    فصل پنجم(ایا او یک هیولاست؟) دانلود
    فصل ششم(منطقه تاناریس) دانلود
    فصل هفتم(راه حل) دانلود
    فصل هشتم(روشنایی در تاریکی و تاریکی در روشنایی میمیرد) دانلود
    فصل نهم(در راه ناردا)
    دانلود
    فصل دهم (حس جدید، انتقام...) دانلود
    فصل یازدهم(شیپور جنگ در ناردا) دانلود
    فصل دوازدهم(تعظیم در برابر دشمن) دانلود
    فصل سیزدهم(ایلا) دانلود
    فصل چهاردهم(لورتگا) دانلود
    فصل پانزدهم(دردسر در شمال) دانلود
    فصل شانزدهم(تصویری در اینه!) دانلود
    فصل هفدهم(اولین دیدار) دانلود
    فصل هجدهم(عاشقانه در میدان جنگ) دانلود
    فصل نوزدهم(خیانتکار) دانلود
    فصل بیستم!(اعتراف)
    دوستانی که به خاطر امتیاز منفی زیاد نمیتونن فصل ها رو دانلود کنن نگران نباشن به هیچ وجه، یه پیام خصوصی بفرستن به اکانت من لینک فصل رو براشون میفرستم





    ویرایش توسط AmbrellA : دیروز در ساعت 22:36 دلیل: فصل جدید
    امضای ایشان


  2. Top | #1061

    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    11
    پسندیده
    83
    مورد پسند : 22 بار در 15 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام یه سوال
    چرا بعد اینکه هنری سنگ سایه ها رو اونجا فعال کرد بهش گفتن که اگه گوی نبود اتفاق بدی میوفتاد ولی حالا توی این فصل گفتن گوی غیرفعاله و وقتی به اردوگاه برسه فعال میشه
    یه سوال دیگه
    اگه این سایه ای که تو وجود هنری هست یه شیطان باشه وقتی گوی به اردوگاه برسه هنری چطور میتونه به اردوگاه بره در حالی که گوی چیزای شیطانیو دور میکنه
    امضای ایشان
    دردی که انسان را به سکوت وا میدارد، بسیار سنگین تر از دردیست که انسان را به فریاد وامیدارد
    وانسان ها فقط به فریاد هم میرسند نه به سکوت هم ...!
    فروغ فرخزاد

  3. Top | #1062

    تاریخ عضویت
    Jan 2017
    شماره عضویت
    1264
    نوشته ها
    22
    امتیاز
    8
    پسندیده
    20
    مورد پسند : 33 بار در 14 پست
    میزان امتیاز
    2
    دستت درد نکنه عالی بود

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    امید جان من از این سیستم امتیازی شاکیم
    برای دانلود باید امتیاز جم کرد که وقت زیادی ازم میگیره و من وقتش رو ندارم یا باید کلا بیخیال داستان بشم

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #1063


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    101
    نوشته ها
    196
    امتیاز
    629
    پسندیده
    466
    مورد پسند : 622 بار در 253 پست
    میزان امتیاز
    2
    منتظر واکنش احساسی هنری هستم اونم با اون کسانی ک کنارشن هاهاهاهاهاهاها

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    البته هنوز عشقی شکل نگرفته خخخخخ
    تو با هنری چکار میخوای بکنی اخه هاهاهااها

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #1064

    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1590
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    169
    پسندیده
    178
    مورد پسند : 48 بار در 22 پست
    میزان امتیاز
    2
    همه نگران هنری ان, امامن واسم قیافه شاهزاده مهمه ک با دیدن این صحنه دیدنی ام میشه حسی ک بین ایتاش و جیلابود از همون اول ک فصل ب قسمت خانواده ایتاش رسیده بود ی اشاره ی کوچیک بهش شده بود ,ولی خب مشخص بود جفتشون بخاطر پدرایتاش ب زبون نیاورده بودنش,اینجا شاهزادست ک با توجه ب احساسی ک ب ایتاش داره بیشترین ضربه رو میخوره.یکم خوردشدن واسش خوبه,
    امضای ایشان
    سعی کن آنقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیه تو

    برای دیگران

    گرفتن خودت از آنها باشد!

صفحه 107 از 107 نخستنخست ... 75797104105106107

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد