صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 613141516
نمایش نتایج: از 151 به 160 از 160

موضوع: نواده اژدها «داستان مستقل»

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    1,058
    پسندیده
    15
    مورد پسند : 202 بار در 103 پست
    میزان امتیاز
    2

    نواده اژدها «داستان مستقل»

    مقدمه: دانلود
    فصل اول دانلود
    فصل دوم دانلود
    فصل سوم«ویراست شده» دانلود
    فصل چهارم«منتشر شد» دانلود
    فصل پنجم دانلود
    فصل ششم دانلود
    درود دوستان .همونطور که گفته بودم این داستان مستقل نواده اژدها هست و هر وقت وقت داشته باشم فصل هارو مینویسم.
    برای دانلود فصول کلیک کنید.

    خلاصه داستان: داستان این جلد در مورد جک دراگون ولیعهد خاندانی به نام دراگون هاست که با به کما رفتن پدرش مخالفان زیادی پیدا می کند و مشکلات زیادی برای او و خاندانش بوجود میاد...


    ویرایش توسط amir-fire : دیروز در ساعت 19:08


  2. Top | #151



    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    1,058
    پسندیده
    15
    مورد پسند : 202 بار در 103 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط الهه آب نمایش پست ها
    فصل قشنگی بود . فقط این جک مگه توی خونه عموش بیهوش نشد و داداشه با سربازا به قصر نرفتن ؟ پس چطور شد این جک یهو موقعی که تله گذاشته بودن همراه برادره و عموهه بود ؟
    سلام و درود بر شما. خیلی ممنون که فصل جدید رو خوندین.
    حرف شما صحیحه و از سوالایی هست که انتظارشونو داشتم بپرسید. خب راستش اگر بخوام اینجا توضیح بدم که نمیشه ولی تو فصل هفتم و هشتم یه توضیحاتی ارایه میدم .
    بازم متشکرم.
    امضای ایشان
    جک:امان از اون روزی که مارمولک فکر کنه اژدهاست ، اون موقع هست که اژدها باید بره تو لونش و از خجالت و شرم خودشو با آتیش خودش بسوزونه!
    مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد.

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #152



    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1762
    نوشته ها
    158
    امتیاز
    1,867
    پسندیده
    506
    مورد پسند : 303 بار در 136 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام یادم رفت نظر بدم
    فصل قشنگی بود. اما فک کنم اگه نقد کنم بیشتر خوشت بیاد
    ۱. شاید از قصد بوده و میخوای بعدا توضیح بدی اما میتونستی لحظه ی گرفته شدن جک رو توضیح بدی ولی احتمال میدم یه دلیلی چیزی باشه که نگفتی.
    در مورد قلمت که هی داره بهتر و بهتر میشه اما بازم جای پیشرفت هنوز هست.
    مثلا تو زندان باید احساسات جک رو بیشتر توضیح میدادی.
    حالا اگه گیج بود توضیح میدادی که هنوز گیجه.
    اگه عصبانی لود که احتمالا همین باشه باید بیشتر عصبانیتش رو توضیح میدادی. زمانی که داره اتفاقات رو یادآوری میکنه خب احساساتم میگفتی خیلی بهتر میشد.
    ۲. فضای داستان رو انگار یادت رفت توصیف کنی.
    ۳. همین چند صفحه رو میتونستی با توصیفات بیشتر طولانی تر و قشنگ تر بکنی و بیشتر روش مانور بدی. البته این مشکلات واسه خودمم هست ولی آدم راحت میتونه از بقیه غلط غولوط بگیره.
    راستی حالا اینارو ولش. فصل بعدو کی میزاری

  5. 3 پسندیده توسط:


  6. Top | #153


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    23
    نوشته ها
    692
    امتیاز
    6,809
    پسندیده
    1,337
    مورد پسند : 2,711 بار در 859 پست
    میزان امتیاز
    0
    خوب خوب

    6 فصل از داستان اومد.

    بزار دانلود کنیم ببینیم داستانت چند مرده حلاجه.
    امضای ایشان
    در پس هـر تاریکی نـوریـسـت ، نـویـد روشـنـایـی

    آنـگـاه کـه سـرونـوشـتـم تـغـیـیـر کند

    من آن را دوباره خواهم سـاخـت ، با قـدرتـم

    چـرا که قـدرت از آن من اسـت

    آنگاه کـه درهـای سرنوشت بسته شوند


    تـنـها مـن مـحـرم خـواهـم بود

    ای دستان ناپیدای سرنوشت

    من شما را به مبارزه می طلبم


    -----------------------


    !! دوستان حتماً این مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد. رو ببینند !!

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #154


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1575
    نوشته ها
    289
    امتیاز
    4,380
    پسندیده
    727
    مورد پسند : 740 بار در 261 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام به نظرم توصیف احساسات افراد و داستان خیلی کمه و داستان واقعا زیادی سریع جلو میره.
    کلیات داستان را دوست دارم ولی بهتره رو اتفاقات داستان بیشتر وقت بزاری.موفق باشی
    امضای ایشان
    Ce sont nos choix qui montrent notre vérité intérieure, pas nos capacités

    These are our choices that show our inner truth, not our abilities

  9. 3 پسندیده توسط:


  10. Top | #155


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    23
    نوشته ها
    692
    امتیاز
    6,809
    پسندیده
    1,337
    مورد پسند : 2,711 بار در 859 پست
    میزان امتیاز
    0
    من فقط نصف مقدمه رو تا الان خوندم (من کلا این جوری نمیتونم نقد کنم و نظر بدم راجبه داستان ؛ من بخش بخش و صفحه به صفحه میخونم و نظر میدم (واسه همینه که داخل سایت کمتر چیزی میگم ؛ و بیشتر داخل تلگرام حرف میزنم با بچه ها برای داستان) و به همه اونایی هم که تا الان صحبت کردم راجب داستانشون گفتم که من از داستان تعریف نمیکنم ؛ اون تعریف رو بقیه هم میتونن انجام بدن ؛ من فقط نقاط ضعف رو میگم)

    اولین چیز این که فصل ها خیلی خیلی کوتاه هستن.
    خیلی سریع اتفاقات رو میبری جلو و توصیف نمیکنی ؛ همون نصف مقدمه ای که من خوندم رو میشد به راحت 20 - 30 صفحه نوشت براش ولی تو داخل چند صفحه خلاصش کردی ؛ باید روی قلمت هم یه کم کار کنی ؛ روش نوشتنت بد نیست ولی بعضی جاها متن میگه که من یه اماتور هستم و دارم یاد میگیرم ، همچنین همونجور که گفتم باید روی فضا سازی ؛ توصیفات کار کنی ؛ مثلا میتونستی برای قسمت هایی از موهای شخصیت های اصلی که رنگ متفاوت دارن توضیح بدی ؛ که چه میزان هستن ؛ حتی میتونیستی تفاوتی داخلشون ایجاد کنی (یکی به میزانی کمی رنگ متفاوت داشته باشه ؛ یکی بیشتر) میتونستی از دلیل این که این جور نوزاد ها رو میکشتن بگی ؛ میتونستی یه خرافه رو بگی که بر اساس اون مردم به این باور رسیده بودن یا میتونستی یه چن تا نمونه بگی که افرادی با این مشخصات باعث جنگ ؛ قتل عام ؛ به بردگی کشیدن مردم ؛ و.... شدن و مردم به این باور رسیدن که هر کس این خصلت ظاهری رو داشته باشه ؛ باعث بدبختی مردم میشه و.....

    میتونستی زندگی این دو تا شخصیت رو با دور تند توصیف کنی (رفتن فالان جا ؛ کار پیدا کردن ؛ از فلان دختر که شغل پدرش فلان بوده خوششون اومده یا داخل بازار یا محل کار یا داخل شهر یا هر جای دیگه اون دختر رو دیدن ؛ جواب رد گرفتن ؛ پدر دختره گفته تا به مقام یا شهرتی نرسی اجازه نمیدم و این حرف باعث شده عزم رو جزم کنن و تلاش رو زیاد کنن و به جایی برسه یا میتونی دختر مورد عالقه رو بکشی و برای گرفتن انتقام شخصیت باید به قدرت و نفوذ بالای دست پیدا کنه و... ؛ بعد این ؛ داخل زمینه توانایی هاشون و در زمینه کار و ارتباطشون با مردم و شهرتی که میدا کردن رو میگفتی و.....)


    گفتم که من نمیتونم کل فصل رو بخونم و بعد نقد کنم (بقیه ممکنه این کار رو کنن ولی من به شخصه این جور نیستم) این رو هم الان گفتم چون فک کردم باید حداقل یه چیزی برای داستانت گفته باشم که به کارت باید.

    پیروز و موفق باشی
    ویرایش توسط H.O.S.S.E.I.N : 04-07-2019 در ساعت 19:30
    امضای ایشان
    در پس هـر تاریکی نـوریـسـت ، نـویـد روشـنـایـی

    آنـگـاه کـه سـرونـوشـتـم تـغـیـیـر کند

    من آن را دوباره خواهم سـاخـت ، با قـدرتـم

    چـرا که قـدرت از آن من اسـت

    آنگاه کـه درهـای سرنوشت بسته شوند


    تـنـها مـن مـحـرم خـواهـم بود

    ای دستان ناپیدای سرنوشت

    من شما را به مبارزه می طلبم


    -----------------------


    !! دوستان حتماً این مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد. رو ببینند !!


  11. Top | #156



    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,154
    پسندیده
    32
    مورد پسند : 159 بار در 73 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    ببخشید که یه مدتی پیدام نبود.
    ایم فصل ششم رو خودنم، یکم رفت رو مخم. چون من اساسا از قسمتای زندانی و گروگانگیزی و این ماجراها خوشم میاد :)
    بعدم که اون دختره رو وادر ماجرا کردی که نور علی نور شد. اما مشکل همیشگیت اذیت می کرد:«صحنه سازی» نه تنها صحنه سازی بلکه دیالوگای بخش آخر تو ذوق می زد.
    فصل ششم واقعا کشش طولانی تر شدن رو داشت و می تونست یه برگ برنده باشه واست. میتونستی یه نکاتیو درباره دختره یه ججورِ مبهمی فاش کنی که تعلیق و سوال ایجاد بشه. یا اینکه می تونستی این وسط یکمی شخصیت پردازیو اینای جک و دختره رو بهتر کنی. تا حالا نکات زیادی از شخصیت جک فاش نشده
    همینپنکته:چون گفتی تعریف خوشت نمیاد نکات مثبتو نگفتما. وگرنه نکته خوب زیاد داشت:) )

    پانویس:الان خلاصه داستانتو خوندم و اینو ویرایش کردم:خلاصه داستان خیلی ناجور هویت دختره رو لو داد. می تونستی به جاش بگی : با اسیر شدن ........ فلان شد(یه توصیف دیگه واسش به کار میبردی. مثلا جواهری از دراکولاها(مثلا))
    ویرایش توسط helen praspro : 04-10-2019 در ساعت 18:45
    امضای ایشان
    من نویسنده ای قلابیم
    من انسانم
    من
    هلن پراسپروم



  12. 4 پسندیده توسط:


  13. Top | #157


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1806
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    1,672
    پسندیده
    225
    مورد پسند : 153 بار در 58 پست
    میزان امتیاز
    2
    خیلی قشنگ بود حض کردم بازم میخوام

  14. 1 پسندیده توسط:


  15. Top | #158

    تاریخ عضویت
    Oct 2018
    شماره عضویت
    1709
    نوشته ها
    28
    امتیاز
    13
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 72 بار در 23 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام واقعا رمان قشنگی بود منتظر فصل های جدیدش هستم

  16. 1 پسندیده توسط:


  17. Top | #159



    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1342
    نوشته ها
    139
    امتیاز
    1,058
    پسندیده
    15
    مورد پسند : 202 بار در 103 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام عرض میکنم . متاسفانه بدلیل امتحانات یه ذره تو فصل دهی تعویق ایجاد میشه و ممکنه هر چند هفته یکبار فصل جدید رو ببینید. فصل هفتم نوشته شده و به زودی قرارش میدم فصل هشتم رو هم انشاالله یا اواسط اردیبهشت میزارم و یا اگر جور نشد پس از اینکه امتحانام تموم شد هشت و نه و ده رو با هم میزارم.
    مرسی از دوستانی که داستان رو دنبال می‌کنند و نظر میدن.

    با تشکر
    امضای ایشان
    جک:امان از اون روزی که مارمولک فکر کنه اژدهاست ، اون موقع هست که اژدها باید بره تو لونش و از خجالت و شرم خودشو با آتیش خودش بسوزونه!
    مهمان گرامي، شما براي ديدن لينک هاي انجمن بايد ثبت نام کنيد، براي ثبت نام کليک کنيد.

  18. 1 پسندیده توسط:


  19. Top | #160



    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    1,154
    پسندیده
    32
    مورد پسند : 159 بار در 73 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط amir-fire نمایش پست ها
    سلام عرض میکنم . متاسفانه بدلیل امتحانات یه ذره تو فصل دهی تعویق ایجاد میشه و ممکنه هر چند هفته یکبار فصل جدید رو ببینید. فصل هفتم نوشته شده و به زودی قرارش میدم فصل هشتم رو هم انشاالله یا اواسط اردیبهشت میزارم و یا اگر جور نشد پس از اینکه امتحانام تموم شد هشت و نه و ده رو با هم میزارم.
    مرسی از دوستانی که داستان رو دنبال می‌کنند و نظر میدن.

    با تشکر
    خیلی ممنون که انقدر به امتحانات و درس خوندن ما امیت میدی.
    راستی، توروخدا اون خلاصه رو عوض کن. واقعا رفته رو مخم.
    امضای ایشان
    من نویسنده ای قلابیم
    من انسانم
    من
    هلن پراسپروم



  20. 1 پسندیده توسط:


صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 613141516

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد