صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 613141516
نمایش نتایج: از 151 به 155 از 155

موضوع: طلوع | جلد اول: گذرگاه سرخ

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,149
    پسندیده
    284
    مورد پسند : 200 بار در 85 پست
    میزان امتیاز
    2

    طلوع | جلد اول: گذرگاه سرخ

    مجموعه طلوع
    جلد اول گذرگاه سرخ
    نویسنده blacksnake
    ویراستار محمد (Envelope)
    صفحه آرا -
    کاوریست سامان



    طلوع: گذرگاه سرخ
    توضیحات:
    این داستان اولین داستانیه که تا حالا نوشتم. از چند ماه پیش شروع به نوشتنش کردم و حالا تصمیم گرفتم اینجا قرارش بدم. طبیعتا اشکالات ریز و درشت خیلی زیادی داره که امیدوارم به کمک نظرات و راهکارهای شما بتونم رفعش کنم. خیالتون هم راحت. من نقدپذیریم خیلی بالاست.
    در مورد داستان هم، یه داستان فانتزی حماسی قرون وسطاییه که به طور همزمان چند خط داستانی رو جلو میبره. برای همین شاید ریتم داستان یکم کند بشه.

    خلاصه:
    بیست روز پس از مرگ پادشاه کویا و بر تخت نشستن ولیعهد جوانش، ارتش پادشاهی با دستوراتی بی سابقه و عجیب رو به رو میشود. دستوراتی مبنی بر شکار هیولاهایی که از زمان بازسازی سد نور تا بحال، باقی مانده اند. ماریس، سرجوخه ی ساده ای که به یکی از همین ماموریت ها فرستاده شده است، قصد دارد تا با تمام توانش از جان افرادش محافظت کند و همزمان، تلاش دارد تا به انگیزه های پادشاه پی ببرد و پاسخی برای شایعات پخش شده در مورد نحوه به سلطنت رسیدن ولیعهد بیابد.

    در جنوب قلمروی مارها و در سرزمین رالریون، جوانی مطرود به نام کادای در تلاش است تا خودش را از نفرینی که با آن دست به گریبان است، رها کند. نفرینی اهریمنی که به او اجازه میدهد به ذهن یک هیولای کابوس وار متصل شود. رویاهایی که گاه و بیگاه خواب او را آشفته میکنند، او را به سوی کشف حقیقتی از اولین روزهای نفرین شدنش فرا میخوانند. حقیقتی که فهمیدنش، به بهای گزافی برای او تمام میشود.

    و در شرق، امپراتور آسمان (رِیِن) که به دلایل نامعلومی تحت تعقیب قرار گرفته، سعی دارد تا مانع به وقوع پیوستن پیشگویی های هزاران ساله شود. پیشگویی هایی از گذشته که نوید طلوع تاریکی را میدهند و در تمامی آنها، از شکست نگهبانان جهان و نابود شدن دوباره ی سد نور، سخن گفته شده است.

    در پس آرامش و صلحی که جهان ساتار در آن به سر میبرد، فتنه ای شوم در حال نزدیک شدن است؛ به سان قاتلی سیاه پوش در ظلمت شب، که از میان سایه ها نزدیک میشود...


    منتظر نظرات ارزشمندتون هستم.
    ویرایش توسط reza379 : 02-21-2019 در ساعت 01:34 دلیل: یه دلیلی


  2. Top | #151


    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1836
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    150
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 53 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    2
    فصل جدید داریم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #152



    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    296
    امتیاز
    2,125
    پسندیده
    271
    مورد پسند : 345 بار در 178 پست
    میزان امتیاز
    2
    حسینی که من میشناسم از دانشگاه میاد میپره پشت سیستم میره تو دنیای ادیت و ترجمه و اینا. شرط می بندم تا حداقل ده روز دیگه فصل جدید رو ننویسه.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #153


    تاریخ عضویت
    Jun 2018
    شماره عضویت
    1590
    نوشته ها
    86
    امتیاز
    65
    پسندیده
    299
    مورد پسند : 204 بار در 74 پست
    میزان امتیاز
    2
    نویسنده ی عزیز فصل 17 کی میاد ایشالله؟؟
    تا فصل16 ک داستان عالی بود, هم قلم, هم فضا سازی, هم شخصیت پردازی,
    اون مشکل تعداد بالای شخصیت ها هم یه مقدار ک با داستان جلو بری واسه خواننده برطرف میشه,,, درحال حاضر منکه با شخصیتها مچ شدم,
    از تصمیم آریتانا متعجب شدم,,, یعنی نظر مردم از برادرش مهمتر بود؟؟؟حالا هر قدرم ب عنوان ملکه مسئول باشه,,,نباید صرفا بخاطر اینکه مردم سرزنشش کنن چنین تصمیمی میگرفت, چون این تصمیمو صرفا ملکه نگرفته,,بلکه با رای شورا گرفته شده,

    شخصیت اونی ک بهش میگن بانو خیلی حساسه,,,یجورایی انگار اون داره همه رو کنترل میکنه,حتی پادشاه کویا رو,وقتی قدرت اینو داره ک ب ذهن نفوذ کنه,و حتی میخواسته اون هیولا و کادای رو کنترل کنه مشخصه ک راحت ولیعهده کویا رو کنترل کرده ک پادشاه رو بکشه و خودش ب تخت بشینه,و راحت با کنترل ذهن ولیعهد اونجوری ک دلش میخواد داره مهره ها رو میچینه,,,از نظر من دلیل تصمیمات بی خردمندانه ی پادشاه جدید کویا ممکنه این بانو باشه,

    امیدوارم فصل 17 خیلی طول نکشه, مشتاقانه منتظرم
    ویرایش توسط M,baran : 02-21-2019 در ساعت 20:36
    امضای ایشان
    سعی کن آنقدر کامل باشی

    که بزرگترین تنبیه تو

    برای دیگران

    گرفتن خودت از آنها باشد!

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #154


    تاریخ عضویت
    Feb 2019
    شماره عضویت
    1836
    نوشته ها
    31
    امتیاز
    150
    پسندیده
    0
    مورد پسند : 53 بار در 30 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام بی صیرانه منتظر فصل 17 هستم
    امید وارم این فصل از داستان کادای پرنگ تر باشه

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #155



    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,149
    پسندیده
    284
    مورد پسند : 200 بار در 85 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط zareb نمایش پست ها
    من چندتا داستان تو سایت هست هنوز نخوندم من جمله همین داستان - البته نه به دلایلی مثل شما- بیشتر به خاطر تنبلی :) صبر می کنم فصل ها بیشتر شه یهو بخونم حال کنم :)
    امیدوارم خوشت بیاد.

    نقل قول نوشته اصلی توسط Envelope نمایش پست ها
    حسینی که من میشناسم از دانشگاه میاد میپره پشت سیستم میره تو دنیای ادیت و ترجمه و اینا. شرط می بندم تا حداقل ده روز دیگه فصل جدید رو ننویسه.
    اینجوریا هم نیست دیگه! البته فتوشاپ داره کاری رو با من میکنه که وینگلوری با تو کرده!

    نقل قول نوشته اصلی توسط M,baran نمایش پست ها
    نویسنده ی عزیز فصل 17 کی میاد ایشالله؟؟
    تا فصل16 ک داستان عالی بود, هم قلم, هم فضا سازی, هم شخصیت پردازی,
    اون مشکل تعداد بالای شخصیت ها هم یه مقدار ک با داستان جلو بری واسه خواننده برطرف میشه,,, درحال حاضر منکه با شخصیتها مچ شدم,
    از تصمیم آریتانا متعجب شدم,,, یعنی نظر مردم از برادرش مهمتر بود؟؟؟حالا هر قدرم ب عنوان ملکه مسئول باشه,,,نباید صرفا بخاطر اینکه مردم سرزنشش کنن چنین تصمیمی میگرفت, چون این تصمیمو صرفا ملکه نگرفته,,بلکه با رای شورا گرفته شده,

    شخصیت اونی ک بهش میگن بانو خیلی حساسه,,,یجورایی انگار اون داره همه رو کنترل میکنه,حتی پادشاه کویا رو,وقتی قدرت اینو داره ک ب ذهن نفوذ کنه,و حتی میخواسته اون هیولا و کادای رو کنترل کنه مشخصه ک راحت ولیعهده کویا رو کنترل کرده ک پادشاه رو بکشه و خودش ب تخت بشینه,و راحت با کنترل ذهن ولیعهد اونجوری ک دلش میخواد داره مهره ها رو میچینه,,,از نظر من دلیل تصمیمات بی خردمندانه ی پادشاه جدید کویا ممکنه این بانو باشه,

    امیدوارم فصل 17 خیلی طول نکشه, مشتاقانه منتظرم
    سلام.

    خوشحالم که از داستان خوشت اومده. ممنون که به طلوع اعتماد کردی.

    خب در مورد آریتانا. نگرانی های آریتانا به عنوان ملکه خیلی عمیق تر از صرفا سرزنش مردمشه. یه مثال میزنم... توی کل پادشاهی هیچ کس به اندازه ی شان در مورد این شاخه از جادوی کهن اطلاعات نداره، پس کی میتونست این حرفش رو در مورد قدرت کادای تایید کنه؟ آریتانا میدونست که شان آدم دروغگویی نیست، اما چی میشد اگه شان یه بخشی از حقیقت رو پنهان میکرد یا در مورد توانایی کادای اغراق میکرد؟ هر چی که باشه، شان مدت خیلی زیادی رو با کادای گذرونده و طبیعتا یه ارتباطی بینشون شکل گرفته. اون وقت زمانی که کادای برمیگشت و اون هیولای بی نهایت قدرتمند ذره ای از کنترلش خارج میشد، چه اتفاقی می افتاد؟ دیگه نه اسمی از این قلمرو باقی میموند، نه حتی مردمی که بخواد نگرانشون باشه. موافقین؟

    رای شورا که چهار چهار مساوی شد. آریتانا با تصمیمش باعث شد رای مخالف ها تصویب بشه.

    و اما بانو. یه بخشیش درسته. فصل هجدهم بالاخره با این پادشاه مرموز عجیب و غریب روبه رو میشیم. اونوقت شاید بتونید جواب این سوال رو هم پیدا کنید که آیا پادشاه یه جور عروسکه که خواسته های بانو رو اجرا میکنه یا نه.

    اما خب... بانو الان توی تای رینه، و اونطور که به نظر میرسه هدفش کشتن پادشاه اون قلمروئه. پس چرا به جای پادشاه، یا گالاوین و رین که دائما نقشه هاش رو خراب میکنن، باید تمرکزش رو بذاره روی کنترل ولیعهد و به آشوب کشیدن کویا؟

    فصل هفدهم ایشالا 16 اسفند. و خیلی خیلی ممنون که داستان رو خوندی و نظرت رو گفتی.
    امضای ایشان

صفحه 16 از 16 نخستنخست ... 613141516

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد