صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 89101112 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 101 به 110 از 115

موضوع: من مجازات هستم

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    252
    پسندیده
    171
    مورد پسند : 126 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2

    من مجازات هستم


    با عرض سلام وخسته نباشید خدمت دوستان.

    بخونید و لذت ببرید.
    نظر یادتون نره.
    تشکر.
    خلاصه:
    در زندانی ساخته شده از اجساد انسانها و هیولاهای بسیار...
    موجودی محبوس شده...
    موجودی که نه انسان است، نه حیوان و نه هیولا...
    بلکه موجودی است با ظاهری انسانی، خلق و خویی حیوانی و قدرتی هیولاوار...
    موجودی که نامش بر اندام هر کس و هر چیزی رعشه می اندازد، موجودی به نام...
    حقیقت...
    موجودی که تمام آدمیان در زندگی به جست و جوی او می پردازند و در عین حال از او گریزانند.
    و حال او از برای انتقام با خشم و نفرتی بی اندازه به پا خواسته
    انتقام از دنیایی که سعی در نابودی روشنی او دارد
    و از انسان هایی که او را کتمان می کنند
    انتقامی از جنس خون و آهن
    از جنس خشم و نفرت
    و از جنس مرگ
    حال نظاره گر دنیایی می شومیم که در آتش انتقام او می سوزد
    و با چشمان خود شراره های تاریک روشن گرش را می بینیم و با پوست خود حرارتش را میچشیم
    و ما موظفیم تا ازل او را در وجود خود نگاه داریم
    حقیقتی ابدی را
    حقیقتی به نام...
    مجازات
    دانلود فصول:
    ویرایش توسط Fantezy_killer : 10-03-2018 در ساعت 14:31
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)


  2. Top | #101


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    783
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام من تازه امروز تونستم فصل دوما بخونم
    خیلی جالب بود و ابهامات زیاد داشت که همه ی اینا باعث جذب بیشتر خواننده برای خوندن رمان میشن
    چند مورد اشکالات نگارشی هم داشت که بایه ویرایش حل میشه.
    اتفاقات داستان رو خیلی خوب توصیف کردید ولی اگه بیشتر فضای داستانو توصیف میکردید تا ما یک دید دقیق ازش داشته باشیم بهتر میشد
    داستانتون خیلی منو جذب کرد و بایدبگم خیلی عالی بود
    فقط یه سوال توی فصل اول روی پیشانی مرد ستاره ی هفت پر بود چرا توی فصل دو روی دستش ستاره پنج پر بود یا هر دوی اینا بودن؟
    با تشکر از شما نویسنده عزیز و ممنون از نقد پذیریتون
    ویرایش توسط Rosela : 10-11-2018 در ساعت 12:06
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #102


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    252
    پسندیده
    171
    مورد پسند : 126 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    سلام من تازه امروز تونستم فصل دوما بخونم
    خیلی جالب بود و ابهامات زیاد داشت که همه ی اینا باعث جذب بیشتر خواننده برای خوندن رمان میشن
    چند مورد اشکالات نگارشی هم درش بود
    خیلی خوب اتفاقات داستان رو خیلی خوب توصیف کردید ولی اگه بیشتر فضای داستانو توصیف میکردید تا ما یک دید دقیق ازش داشته باشیم بهتر میشد
    داستانتون خیلی منو جذب کرد و بایدبگم خیلی عالی بود
    فقط یه سوال توی فصل اول روی پیشانی مرد ستاره ی هفت پر بود چرا توی فصل دو روی دستش ستاره پنج پر بود یا هر دوی اینا بودن؟
    با تشکر از شما نویسنده عزیز و ممنون از نقد پذیریتون
    خیلی خوشحالم که این فصل ها بازخورد خوبی داشت گرچه هنوز هم اگر ایرادی مد نظرتون هست خیلی خوشحال میشم.
    در مورد نگارش داستان قرار بود خیلی روش وقت گزاشته بشه ولی دیدیم که زیاد عقب می مونیم پس اگه ایرادی در اینده دیدین پیشاپیش ببخشید ولی مطمئن باشید این ایراد توی ویرایش نهایی که پس از پایان صورت میگیره وجود نخواهد داشت
    از اینها بگذریم در مورد فضا سازی و دنیا درست می فرمایید ولی به نظرم دنیای داستان اونقدر بزرگه که باید خرد خرد مطرح بشه اگه باز هم ایرادی بود ببخشید سعی می کنم اگه ایده ای به ذهنمون رسید درستش کنیم
    در مورد اون ستاره ها هر جفتش هستن ستاره هفت پر رو و کف دست راست خالکوبی شده و ستاره پنج پر رو و کف دست چپ که بعدا به علت این خاکوبی ها میرسیم
    باز هم بابت ایرادات پوزش و امیدوارم داستان رو با نظرات و انتقادات خوبتون همراهی کنید تا کیفیت داستان هم به مرور بیشتر و بیشتر بشه
    باز هم تشکر
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #103


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    783
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2

    سلام ولی اینجا نوشته بودید ستاره ی هفت پر روی پیشانی فرد هستش
    خواهش میکنم ، بله به هر حال اشکالات نگارشی کلا یه چیز عادیه که با ویرایش حل میشه
    بازم ممنون از نقد پذیریتون
    با تشکر
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  7. 1 پسندیده توسط:


  8. Top | #104


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    252
    پسندیده
    171
    مورد پسند : 126 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها

    سلام ولی اینجا نوشته بودید ستاره ی هفت پر روی پیشانی فرد هستش
    خواهش میکنم ، بله به هر حال اشکالات نگارشی کلا یه چیز عادیه که با ویرایش حل میشه
    بازم ممنون از نقد پذیریتون
    با تشکر
    درسته توی فصل یک این ستاره هفت پر روی پیشانی نقش می بنده ولی در حالت عادی هم کف دست راست وجود داره
    حس می کنم سوال رو درست متوجه نشدم
    اگه بیشتر توضیح بدید ممنون میشم
    تشکر بابت نظر دهی و دقتتون
    ویرایش توسط Fantezy_killer : 10-08-2018 در ساعت 08:39
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #105


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    783
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Fantezy_killer نمایش پست ها
    درسته توی فصل یک این ستاره هفت پر روی پیشانی نقش می بنده ولی در حالت عادی هم کف دست راست وجود داره
    حس می کنم سوال رو درست متوجه نشدم
    اگه بیشتر توضیح بدید ممنون میشم
    تشکر بابت نظر دهی و دقتتون
    سلام ممنون دیگه جوابم همینی بود که گفتید «هم روی پیشانیش قرار داره هم کف دست راستش» مرسی ازتون
    موفق باشید
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #106


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    952
    پسندیده
    60
    مورد پسند : 327 بار در 155 پست
    میزان امتیاز
    2

    Red face

    عالی بود.
    فقط تو فاصله و نیم فاصله گذاری مشکل داشت، مثلا
    "دیوار رومی بینن" و "سمتگلویممیگیرد" و ...
    موندم سربازه چطور چهره‌اش رو دید. اون که کل جریان نقاب داشت، بعد اون قضیه هم سرش شلوغ نبود که متوجه نشه.
    حالا گذشته از این حرفا
    فصل بعد کی میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #107


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    252
    پسندیده
    171
    مورد پسند : 126 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Arya نمایش پست ها
    عالی بود.
    فقط تو فاصله و نیم فاصله گذاری مشکل داشت، مثلا
    "دیوار رومی بینن" و "سمتگلویممیگیرد" و ...
    موندم سربازه چطور چهره‌اش رو دید. اون که کل جریان نقاب داشت، بعد اون قضیه هم سرش شلوغ نبود که متوجه نشه.
    حالا گذشته از این حرفا
    فصل بعد کی میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟
    در مورد این که چطور سرباز چهره اش رو دید اینه که نقاب جان با نقاب های دیگه فرق داره که بعدا بهش می پردازم الان می تونم اینو بگم که نقاب جان تنها چشماش رو می پوشونه و چهره اش واضحه و اون سرباز هم از پشت پنجره ایی که پشت مادر خانواده بود چهره جان رو شناسایی کرده و چیزی که باعث شده تا الان شناسایی نشه....
    خب بعدا توی داستان مفصل بهش می پردازیم در مورد اینکه سرش شلوغ بود یا نبود به خاطر خاطرات و اون مادره به شدت سرش شلوغ بوده و دلیل خوبیه که متوجه اتفاقات دور و برش نشه که بعدا به اون خاطرات هم اشاره میشه
    در مورد فصل بعد هم فعلا از ویراستار عزیز خبری نیست پس....
    در مورد ایرادات نیم فاصله و فاصله ممنون که گفتید حتما درستشون می کنم و باز هم تشکر برای حمایت گرمتون از داستان امیدوارم این حمایت ها تا پایان ادامه داشته باشه
    ویرایش توسط Fantezy_killer : 10-10-2018 در ساعت 01:19
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

  15. Top | #108


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1508
    نوشته ها
    225
    امتیاز
    952
    پسندیده
    60
    مورد پسند : 327 بار در 155 پست
    میزان امتیاز
    2
    راستی اونی که الان می‌خواد بکشه
    واقعا خاله‌شه؟ اگه هست چرا خانواده‌ش رو کشت؟
    اون سرهنگ/فرمانده اینو می‌دونه و به عمد داره اونجا می‌برتش؟
    چرا اینجور نقاب می‌زاره، حساسیت داره😅😅؟
    البته واضحه که با کشتن همه‌ی شاهدها و از بین بردن شواهد هیچ کسی به هویتش پی نمی‌بره.

  16. 1 پسندیده توسط:


  17. Top | #109


    تاریخ عضویت
    Mar 2018
    شماره عضویت
    1512
    نوشته ها
    98
    امتیاز
    783
    پسندیده
    272
    مورد پسند : 121 بار در 62 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    بالاخره فصل سه رو هم خوندم مشتاقانه منتظرم فصل بعدی بیاد ممنون از شما
    خب این فصل عم عالی بود
    اون هیولایی که توی ذهنشه همونیه که می خواد مجازاتش کنه؟ پس چرا گفت تو مخلوق منی ؟ یعنی ممکنه چهره اون هیولارو مثل چهره ی اون فرد درست کرده باشه؟ آیا اون فرد خالشه؟
    اون نوری که ازش حرف میزد چی بود یعنی ممکنه کسی باشه که قدرتش با قدرت اون در تضاد باشه؟و قدرتش خیلی زیاد هم باشه؟ یا فقط هیولا بود که به اون نور واکنش نشون داد؟
    راستی دقیقا اون لحظه چی شد مگه مردم ازش فاصله نگرفته بودن مگه سرعت سروان کند نشده بود مگه سروان نمیگفت این دیگه چه احساسیه و به این وضعیت مشکوک نشده بود؟ پس چرا بعدش خیلی خلاصه و بدون هیچ احساس خاصی دوباره شروع به رفتن کردن؟
    .و دیگه اینکه یه جا نوشته بودین شوک اشتباهم از حرکت وامیدارتم این جمله بهتره یکم تغییر کنه مثلا بشه شوک اشتباهم مرا از حرکت کردن وامیدارد
    از فصل خوبتون با تشکر
    امضای ایشان
    نیما یوشیج در جشن یک سالگی فرزندش نوشت:
    پسرم!
    یک بهار، یک تابستان، یک پاییز و یک زمستان را دیدی!
    از این پس همه چیز جهان تکراری است...
    جز مهربانی...!

  18. 1 پسندیده توسط:


  19. Top | #110


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    81
    امتیاز
    252
    پسندیده
    171
    مورد پسند : 126 بار در 51 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Rosela نمایش پست ها
    سلام
    بالاخره فصل سه رو هم خوندم مشتاقانه منتظرم فصل بعدی بیاد ممنون از شما
    خب این فصل عم عالی بود
    اون هیولایی که توی ذهنشه همونیه که می خواد مجازاتش کنه؟ پس چرا گفت تو مخلوق منی ؟ یعنی ممکنه چهره اون هیولارو مثل چهره ی اون فرد درست کرده باشه؟ آیا اون فرد خالشه؟
    اون نوری که ازش حرف میزد چی بود یعنی ممکنه کسی باشه که قدرتش با قدرت اون در تضاد باشه؟و قدرتش خیلی زیاد هم باشه؟ یا فقط هیولا بود که به اون نور واکنش نشون داد؟
    راستی دقیقا اون لحظه چی شد مگه مردم ازش فاصله نگرفته بودن مگه سرعت سروان کند نشده بود مگه سروان نمیگفت این دیگه چه احساسیه و به این وضعیت مشکوک نشده بود؟ پس چرا بعدش خیلی خلاصه و بدون هیچ احساس خاصی دوباره شروع به رفتن کردن؟
    .و دیگه اینکه یه جا نوشته بودین شوک اشتباهم از حرکت وامیدارتم این جمله بهتره یکم تغییر کنه مثلا بشه شوک اشتباهم مرا از حرکت کردن وامیدارد
    از فصل خوبتون با تشکر
    ممنون که مطالعه کردید و نظر دادید
    در مورد سوالاتتون نمی دونم چی بگم چون هر چی بگم مزه ادامه داستان می پره چون تمام این سوالات بنیادی ترین مسئله های داستان هستن که تا آخر داستان همه اش جواب داده میشه اما در مورد آخرین سوال این که مشکوک شدن به جان رو میشه تا حدودی جواب داد جوابش هم اینه که انسان ها قبول دارن که یه انسان می تونه از خودش حاله احساساتی مثل کشتن و عطش به خون و... رو بروز بده و با همین پیشفرض فکر می کنن این مورد در مورد هیولا ها هم صدق می کنه اما چیزی که هست اینه که کاملا فرق می کنه هیولا ها برعکس انسان ها هاله های کشتن و عطش به خون رو بروز نمیدن بلکه اون ها رو جذب می کنن برای همینه که آدما فکر می کنن منبع این شخص نیست بلکه فردی خارج از این محیطه
    سعیمو کردم بیشتر از این اسپویل نشه
    بازم خوشحالم که اینقدر داستان رو دنبال می کنید و دقیق می خونیدش باز هم اگه سوالی داشتید تا جای ممکن در خدمتم باز هم تشکر
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

  20. 1 پسندیده توسط:


صفحه 11 از 12 نخستنخست ... 89101112 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد