صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 13 از 13

موضوع: نامعلوم 2 (نویسنده اعلام نکرده)

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1297
    نوشته ها
    76
    امتیاز
    700
    پسندیده
    64
    مورد پسند : 156 بار در 58 پست
    میزان امتیاز
    2

    نامعلوم 2 (نویسنده اعلام نکرده)

    این هم داستان کوتاه بعدی خدمت شما امیدوارم با نقد هاتون سر بلندمون کنید

    لینک دانلود : http://s8.picofile.com/file/83050095...D8%B1.pdf.html

    این داستان کوتاه توسط امید (AmbrellA) نوشته شده به منظور رقابت بین نویسندگان لطفا نقد کنید و رای بدین بلکه نفر اول انتخاب بشه...
    دوستانی که میان میخونند لایک میکنند ، بیشتر نقد مورد نظر هست ها نه فقط لایک ، مقایسه با نوشته های دیگه هم داریم، فراموش نشه!؟
    روال امتیاز دهی هم از صفر تا ده هست این نکته خیلی مهمه که لطفا فراموش نشه عزیزان !
    لطفا به تعداد بازدید ها نظر و امتیاز باشه!؟




    دوستان تا الان سه نوشته به دست مسئول مسابقه رسیده امیدوارم با نقد هاتون بهتزین رو انتخاب کنید 🙂

    لینک شماره یک : http://btm.bookpage.ir/newpostinthread2989.html

    لینک شماره دو : http://btm.bookpage.ir/newpostinthread2988.html

    لینک شماره سه : http://btm.bookpage.ir/newpostinthread2987.html


    لطفا به تعداد بازدید ها نظر و امتیاز باشه!؟
    ویرایش توسط hana6872 : 08-30-2017 در ساعت 03:12
    امضای ایشان

    ای مرگ مرا زهره خود کشتن نیست
    یک مرتبه هم به سوی من سرگردان

  2. 5 پسندیده توسط:


  3. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,029
    پسندیده
    131
    مورد پسند : 152 بار در 78 پست
    میزان امتیاز
    2
    امتیازا میانگین زده میشه امید.
    امتیاز من و علی جمع و تقسیم به دو.
    بعد از ظهر نقدتو می فرستم به همراه امتیاز.
    به فکرش بودم دیگه

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط AmbrellA نمایش پست ها
    سلام
    حنا بانو فک کنم اشتباه بهتون گفتم این یه داستان کامل نیست این مقدمه یه داستان جدیده که در اینده قصد ادامش رو دارم اسمش هم تعمیرکار یا مکانیک هست.
    با تشکر
    خوب امید جان گفتم رو این پیام نقل قولتو بزنم چون باهاش کار دارم.
    تکه ای از نقد که الان به یادم اومد:
    - ببین اسم داستان به ما ربطی نداره ولی اگه مث داستان من اولش کلیشه باشه و بعد روندش کلا متغیر بشه میگیم قابل تحمله.
    ولی اسم یه چیزیه که تا آخر همراه داستانه و نمیشه که کلیشه ایش کرد.
    حالا اگه میخوای روی اسمش بیشتر فکر کن و باز هم من میگم داستانت کلیشه ای نیست ولی یه اسم در خور جادو و چیزای باحالی که تو داستان آوردی براش بذار چون حیفه.ایده اش هم خوبه فقط نمیدونم من چرا یاد هوگو افتادم.

    باقی نقد، همین پستو ویرایش میکنم و میفرستم چون من تیکه تیکه یادم میاد.
    خوب من فکر نکنم کلا هیچوقت از غلط املایی یا اشتباه تایپی ایراد گرفته باشم!ولی این یکی تاقعا کارمو سخت کرد.اشاره کوچولو:
    - هر چه سریعتر متنتو ببر پیش دکتر(ویراستار).

    از این می گذریم.
    حالا فک کنم ایرادم الکی باشه ولی عقیدم اینه هرچی نویسنده بهتر باشه باید بهتر نقد کرد پس ریز ترین نکاتی رو که حداقل بتونم ببینم گوشزد میکنم.

    جملات اولیه حس بهتری رو میتونن انتقال بدن.شما خودت ماهری دیگه میدونی چه باید کرد.
    ابهام داشت.درواقع ابهامی نبود که به داستان جذابیت بده به نظرم باید درباره اون دختر بچه و اینا یکم بیشتر توضیح بدی.
    توی همون صفحه اول هم چند تا فعل بود پشت سر هم آوردی که میشه جایگزین کرد.

    شاید من قوه تخیلم ضعیفه یا کلا مغزم خرابه ولی به نظرم باید ساعت و طرح های روش رو یکم بیشتر توصیف می کردی و این که چه چیزایی روش اعمال شد.

    وسطای صفحه باز هم تکرار زیاد فعل بود به چشم می خوره.
    چراغ قوه ای را که برای نصب بر پیشانی بود خارج کرد》چراغ قوه ای را که مختص اتصال بر پیشانی بود برداشت.

    من شکلی که فکر می کردم بهتره گفتم.بالاخره نویسنده شمایی .
    اون قسمت ضربه هایی بهش وارد کرد رو یکم بهتر توصیف کنی باحال تر میشه.حتی میتونی یه کوچولو لحن طنز هم بدی که فکر می کنم مکان مناسبی براش باشه.پیشنهاد*

    حاجی من حس میکنم نقدم خیلی طولانی میشه.امتیازو اینجا میدم خواستی تلگرام هست اونجا راحت تره...
    8/10
    ویرایش توسط Envelope : 09-04-2017 در ساعت 19:33
    امضای ایشان

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #12


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    246
    امتیاز
    3,821
    پسندیده
    473
    مورد پسند : 457 بار در 196 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Envelope نمایش پست ها
    امتیازا میانگین زده میشه امید.
    امتیاز من و علی جمع و تقسیم به دو.
    بعد از ظهر نقدتو می فرستم به همراه امتیاز.
    به فکرش بودم دیگه

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -



    خوب امید جان گفتم رو این پیام نقل قولتو بزنم چون باهاش کار دارم.
    تکه ای از نقد که الان به یادم اومد:
    - ببین اسم داستان به ما ربطی نداره ولی اگه مث داستان من اولش کلیشه باشه و بعد روندش کلا متغیر بشه میگیم قابل تحمله.
    ولی اسم یه چیزیه که تا آخر همراه داستانه و نمیشه که کلیشه ایش کرد.
    حالا اگه میخوای روی اسمش بیشتر فکر کن و باز هم من میگم داستانت کلیشه ای نیست ولی یه اسم در خور جادو و چیزای باحالی که تو داستان آوردی براش بذار چون حیفه.ایده اش هم خوبه فقط نمیدونم من چرا یاد هوگو افتادم.

    باقی نقد، همین پستو ویرایش میکنم و میفرستم چون من تیکه تیکه یادم میاد.
    خوب من فکر نکنم کلا هیچوقت از غلط املایی یا اشتباه تایپی ایراد گرفته باشم!ولی این یکی تاقعا کارمو سخت کرد.اشاره کوچولو:
    - هر چه سریعتر متنتو ببر پیش دکتر(ویراستار).

    از این می گذریم.
    حالا فک کنم ایرادم الکی باشه ولی عقیدم اینه هرچی نویسنده بهتر باشه باید بهتر نقد کرد پس ریز ترین نکاتی رو که حداقل بتونم ببینم گوشزد میکنم.

    جملات اولیه حس بهتری رو میتونن انتقال بدن.شما خودت ماهری دیگه میدونی چه باید کرد.
    ابهام داشت.درواقع ابهامی نبود که به داستان جذابیت بده به نظرم باید درباره اون دختر بچه و اینا یکم بیشتر توضیح بدی.
    توی همون صفحه اول هم چند تا فعل بود پشت سر هم آوردی که میشه جایگزین کرد.

    شاید من قوه تخیلم ضعیفه یا کلا مغزم خرابه ولی به نظرم باید ساعت و طرح های روش رو یکم بیشتر توصیف می کردی و این که چه چیزایی روش اعمال شد.

    وسطای صفحه باز هم تکرار زیاد فعل بود به چشم می خوره.
    چراغ قوه ای را که برای نصب بر پیشانی بود خارج کرد》چراغ قوه ای را که مختص اتصال بر پیشانی بود برداشت.

    من شکلی که فکر می کردم بهتره گفتم.بالاخره نویسنده شمایی .
    اون قسمت ضربه هایی بهش وارد کرد رو یکم بهتر توصیف کنی باحال تر میشه.حتی میتونی یه کوچولو لحن طنز هم بدی که فکر می کنم مکان مناسبی براش باشه.پیشنهاد*
    حاجی من حس میکنم نقدم خیلی طولانی میشه.امتیازو اینجا میدم خواستی تلگرام هست اونجا راحت تره...
    8/10
    محمد جان شما که در جریان املای من هستی ، دیگه کسی نیست توی سایت که ندونه املای من و ادبیاتم صفره، پس نقد ویرایشی و بی خیال چون کلا این مشکل من درست بشو نیست معمولا مهرنوش بانو اینا رو برام درست میکنه ولی اینو ندادم بهش.
    درباره اونکه گفتی ساعتو بیشتر توضیح بدم از قصد همون مقدار بیشتر توضیج ندادم چون قرار بود این داستان توی یه تعداد صفحات محدود بیاد و اصلا قرار نبود داستان بلند بشه به همین خاطر توضیحاتو هر چقدر تونستم خلاصه کردم (اما به نظر دوستان بازم زیاد بود)!
    بازم مرسی از اینکه خوندی .
    من دیگه شرکت نمیکنم دفعه اخر بود چون واقعا کسی اینجا انگیزه خوندن داستان بلند رو نداره و منم نمیتونم داستان کوتاه بنویسم ، امید وارم موفق و سربلند باشید همگیتون
    امضای ایشان

  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    148
    امتیاز
    1,029
    پسندیده
    131
    مورد پسند : 152 بار در 78 پست
    میزان امتیاز
    2
    بقیه اهمیت ندن خواستی درباره اشکالا یا حالا هر چی، منه خرده ما هستم اگه خواستی.
    امضای ایشان

  7. 1 پسندیده توسط:


صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد