نمایش نتایج: از 1 به 2 از 2

موضوع: حماسه فاتح 1: و من تاریک شدم

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1349
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    248
    پسندیده
    5
    مورد پسند : 18 بار در 7 پست
    میزان امتیاز
    0

    حماسه فاتح 1: و من تاریک شدم



    حماسه فاتح 1: و من تاریک شدم
    نویسنده: کریستین وایت
    ژانر: فانتزی، تاریخی، عاشقانه

    تاریخ انتشار: 28 ژوئن 2016


    خلاصه:

    هیچ کس از یک شاهدخت انتظار ندارد که خشن باشد. و لارا دراگلیا اینگونه بودن را دوست دارد. از زمانی که او و برادر کوچکش، رادو، از وطنشان، والاچیا دور شده و از سوی پدرشان رها شده اند تا در دربار عثمانی بزرگ شوند، لارا می داند که شجاع بودن کلید بقاست. او و رادو محکوم اند تا به عنوان مهره های پیاده در بازی ای وحشیانه شرکت کنند، بر فراز هر حرکتشان شمشیری نامریی قرار دارد. زیرا شجره خونی ای که آنها را خاص می کند همچنین آنها را تبدیل به هدف می کند.
    لارا از عثمانی ها نفرت دارد و منتظر زمان خود است، برای روزی که به والاچیا بازگردد و حق ذاتی خود را ادعا کند نقشه انتقام می کشد. رادو تنها آرزوی جایی را دارد که در آن احساس امنیت کند. و بعد وقتی آن دو با محمد، فرزند نافرمان و تنهای سلطان، آشنا می شوند، رادو حس می کند دوستی واقعی یافته است، و لادا از خود می پرسد آیا سرانجام فردی را یافته است که ارزش اشتیاق او را داشته باشد.
    اما محمد وارث همان امپراتوری ای است که لادا سوگند خورده است علیه آن بجنگد، و رادو اکنون آن را خانه فرض می کند. لادا، رادو، و محمد، با هم تشکیل مثلث زهرآگینی را می دهند که مرزهای عشق و وفاداری را به نقطه تعهد می کشاند.



    نسخه انگلیسی:


    ویرایش توسط درخت : 08-28-2017 در ساعت 07:51

  2. 4 پسندیده توسط:


  3. Top | #2



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    468
    امتیاز
    3,820
    پسندیده
    1,203
    مورد پسند : 1,639 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    علی جان کاش خلاصه رو نمی ذاشتی یعنی تو خلاصه کل داستان رو توضیح داده :)) من این کتاب رو چند وقت پیش خوندم اگر خاطرتون باشه خیلی خیلی قشنگه ولی خب برای دوستانی که عشق توصیف و اینا هستن زیاد جالب نیست چون نویسنده یه جورایی مثل خودم بیشتر دیالوگ محور و فضاساز هست و کمتر به توصیف محیط می پردازه مگر وقتی که خیلی احتیاج باشه.

    بعد اینکه ترجمه ی والاکیا همون سرزمین رومانی میشه ولد مال رومانی بود


    ممنون
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  4. 2 پسندیده توسط:


کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد