نمایش نتیجه های نظرسنجی ها: داستان کدام‌یک را می‌پسندید؟!

رأی دهندگان
4. شما نمی توانید در این نظرسنجی رای دهید.
  • hana6872

    4 100.00%
  • bahani

    0 0%
نظرسنجی با انتخاب چندگانه
صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 45678 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 61 به 70 از 79

موضوع: مسابقه‌ی پرواز خیال -دور هفتم. پایانی

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضویت
    791
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,957
    پسندیده
    209
    مورد پسند : 134 بار در 40 پست
    میزان امتیاز
    2

    مسابقه‌ی پرواز خیال -دور هفتم. پایانی

    سلام دوستان مسابقه‌ی هفتگی عکس- متن بوک‌پیج با نام «پرواز خیال» در حال شروع شدن است.این تاپیک برای اطلاع‌رسانی از نحوه‌ی برگذاری و شرایط مسابقه است و اولین دور مسابقه پنجشنبه 9 شهریور آغاز خواهد شد.برای این مسابقه جایزه و قوانینی در نظر گرفته شده که در ادامه بهشون می‌پردازیم.
    قوانین و شرایط مسابقه:
    1- مسابقه پنجشنبه و جمعه‌ی هر هفته برگذار می‌شود.
    2- در این مسابقات، شما باید یک متن (حداکثر ده خط و نه بیشتر) راجع به تصویری که هر هفته در این تاپیک گذاشته می‌شه بنویسید.
    نکته1:سبک متن و یا نظم و نثر بودن بنا به سلیقه‌ی خود نویسنده است.
    نکته2:ده خط حدوداً 500 کلمه است با فونت 14 بی نازنین و مارجین سه از هر طرف.
    3- مدت زمان تعیین شده، برای نوشتن این متن، دو روز است (ساعت 24 روز جمعه).
    نکته: مدت زمان تعیین شده تحت هیچ شرایطی تغییر نخواهد کرد.
    4- روزهای شنبه نظرسنجی برای انتخاب متن برگزیده توسط رای کاربران گذاشته می‌شود و روزهای یکشنبه (ساعت 17) نتیجه نهایی مشخص می‌شود.
    5- آخرین و اصلی‌ترین قانون مسابقه: به هیچ نژاد و شخصیتی توهین نکنید و از انجام اینکار بپرهیزید.
    جوایزی هم در نظر گرفته شده که به نفر اول ارائه خواهد شد. اولین تصویر روز پنچشنبه در همین تاپیک قرار می‌گیره و مطابق با آنچه گفته شد، تنها دو روز برای نوشتن مهلت خواهید داشت. و در آخر اینکه از همه‌ی دوستان مشتاق دعوت می‌شود در این مسابقه شرکت کنند. دو روز برای نوشتن یک متن کوتاه زمان کافی‌ای هست. ترسی نداشته باشین و با کمال اعتماد به نفس شرکت کنید.پی‌ نوشت: احتمال تغییر قوانین تا آخرین روز ادامه دارد.
    با آرزوی موفقیت و سربلندی
    لینک پست شروع + عکس دور برندگان + لینک متن
    دور اول پست 1 - لینک عکس آتوسا و فرهنگ
    دور دوم
    پست 19 فرهنگ
    دور سوم پست 39 فرهنگ
    دور چهارم پست 56 Afshan14
    دور پنجم پست 67 Fantezy_killer
    دور ششم پست 71 hana6872
    دور هفتم پست 76 -

    هفتمین دوره‌ی مسابقه‌ی پرواز خیال. برای تصویر زیر، به دلخواه متنی بنویسید.

    مهلت ارسال تا ساعت دوازده روز جمعه پنجم آبان.
    لطفاً به قوانین و شرایط توجه کنید. متن های خود را در همین تاپیک ارسال کنید.
    ویرایش توسط reza379 : 03-01-2019 در ساعت 15:42


  2. Top | #61

    تاریخ عضویت
    Sep 2017
    شماره عضویت
    1373
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    -272
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 10 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط _Hamid_rz نمایش پست ها
    دور چهارم به قسمت نظرسنجی رسید، نظرسنجی هم به پست اول اضافه شد، لطفا در اون شرکت کنین
    من نیم ساعته با نت درگیرم:( نمیشه الان داستان منو به نظر سنجی لضافه کنید؟!
    امضای ایشان
    Accept your loneliness
    ...you are your only friend

  3. Top | #62


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    7
    نوشته ها
    831
    امتیاز
    26,136
    پسندیده
    863
    مورد پسند : 2,370 بار در 845 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Afshan14 نمایش پست ها
    من نیم ساعته با نت درگیرم:( نمیشه الان داستان منو به نظر سنجی لضافه کنید؟!
    چرا بده بذاریم

  4. Top | #63

    تاریخ عضویت
    Sep 2017
    شماره عضویت
    1373
    نوشته ها
    3
    امتیاز
    -272
    پسندیده
    2
    مورد پسند : 10 بار در 2 پست
    میزان امتیاز
    2
    آرام، سه قدم باقی مانده را بالا امد. حالا به جای همیشگی خود رسیده بود. رو به سوی شهرش کرد و نگاهی به آن انداخت. شهر کوچک و سیاهش که هرگز رنگ شادی به خود ندیده بود. تنها جسم رنگی شهر او بود. امید. هر روز روشن و پر رنگ به انجا می امد هر دفعه، کدر و تیره باز میگشت. با چشمانی بغض دار، به سان ابرهای پاییزی، روی تل خاک نشست و غرق در اندیشه شد. نگاهش، رنگی و روشن، تا جایی که توان داشت شهرش را میپایید و انتظار میکشید. انتظار معجزه‌ای تا بتواند روزش را عوض کند؛ یا حتی باشکوه تر! چیزی که همهٔ روزگارش را عوض کند. هر روز به زحمت بالای کوه می آمد و به تاریکی فراگیری که شهر را در آغوش گرفته بود، مینگریست. غم وجودش را میشست و آشوب میکرد. با دلی تاریک و آشفته باز میگشت و باز فردا وجودش پر از تمنای تغییر میشد. امروز نیز وقت بازگشت رسیده بود. بدون تغییری. بدون مهجزه‌ای. آرام از جا بلند شد. آخرین نگاه را به شهر کرد. درجای خود میخکوب شد. فوجی از سیاهی به سویش در حرکت بود. پرندگان مرگ به سویش بال میزدند. تاریکی شهر از جا خاسته و به قصد تاریک کردن اخرین رنگ شهر امده بود. گویی زمان بازگشت، نه به شهر، که به جایی دیگر رسیده بود. سری تکان داد و اماده رفتن شد. گریزی نبود. سر جایش چرخید و... معجزه به او لبخند زد. وجودش سراسر شگفتی و وجد شد. به راستی که امید پرتویی از نو معجزه است. چرا تا به حال هرگز منتظر طلوع خورشید نشده بود؟ به پرندگان سیاه اطرافش نگاه کرد. بارقهٔ امیدِ روشن شهر، قربانی کوچکی برای نور بود.
    لبخندی به سوی خورشید زد. به راستی که شهر، بعد از او دیدنی میشد.
    امضای ایشان
    Accept your loneliness
    ...you are your only friend

  5. 7 پسندیده توسط:


  6. Top | #64


    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    392
    نوشته ها
    871
    امتیاز
    6,889
    پسندیده
    2,039
    مورد پسند : 3,711 بار در 1,107 پست
    میزان امتیاز
    2
    الو...
    کسی صدای منو می‌شنوه؟
    من نمیتونم تو نظر سنجی شرکت کنم. نوشته شما قبلا رای داده‌اید. الان من چه طوری رای بدم به داستان منتخبم؟ تورو خدا مرا یاری کنید.
    .
    .
    .
    داستان هر سه عزیز رو خوندم اما هیچ کدوم به داستان شباهت نداشت. نه آعازی و نه پایانی. کمی برایم عجیب بود!
    با این حال اگر به دید متن ادبی به این سه نوشته نگاه کنیم، من احساس میکنم که نوشته Afshan 14 از زیبایی ادبی بیشتری نسبت به دو نوشته دیگر برخوردار بود و تا حدودی رنگ و روی عرفانی به خودش گرفته بود. البته نوشته دو نویسنده عزیز دیگر هم خوب بود اما بازم تاکید می کنم که نوشته این کاربر نام برده شده توسط این بنده دارای زیبایی ادبی بیشتری بود.
    با تشکر از توجه شما :)
    امضای ایشان

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #65



    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    948
    امتیاز
    33,125
    پسندیده
    2,805
    مورد پسند : 3,444 بار در 899 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب و حالا نظر:
    این دوره هیچ یک از سه داستان نظرم رو جلب نکرد، نمیدونم چرا کاری بچه ها خوب بود ولی شاید من حوصله و حس و حال خوبی نداشتم که اینطور حس کردم.
    به شخصه میخواستم توی این دوره شرکت کنم و از پسر فقیری بنویسم که در اخرین تلاش هاش برای گرفتن زمین پدریش و پاس کردن قرض های پدرش زمین رو شخم زده و دانه پاشده بود ولی هر بار کلاغ ها میومدن و دانه ها رو میخوردن اون تسلیم شد و همه چیزش رو از دست داد بی خیال گذشت و نشد بنویسم ایشااا... دور های بعد شاید.
    موفق باشید همه عزیزانی که دست به قلم شدن.
    امضای ایشان

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #66


    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضویت
    791
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,957
    پسندیده
    209
    مورد پسند : 134 بار در 40 پست
    میزان امتیاز
    2
    دور چهارم به پایان رسید. برنده ی این دوره Afshan14@ هستند. به ایشون تبریک میگم.

  11. Top | #67


    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضویت
    791
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,957
    پسندیده
    209
    مورد پسند : 134 بار در 40 پست
    میزان امتیاز
    2
    پنجمین دوره‌ی مسابقه‌ی پرواز خیال. برای تصویر زیر، به دلخواه متنی بنویسید.

    مهلت ارسال تا ساعت دوازده روز جمعه هفتم مهر.
    لطفاً به قوانین و شرایط توجه کنید. متن های خود را در همین تاپیک ارسال کنید.


  12. 4 پسندیده توسط:


  13. Top | #68


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    875
    نوشته ها
    136
    امتیاز
    937
    پسندیده
    321
    مورد پسند : 238 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    2
    آخرین نت
    شمشیر­ها در هوا می­رقصند و از برخوردشان با یکدیگر موسیقی دهشتناک تمام سرسرای پادشاهی را پر کرده، موسیقی­ای که نوازنده­ای قهار و زبردست می­نوازدش. سرورده­ای که پایان مشخصی ندارد و تمام سرم را پر کرده است . می­خواهم جلوی شنیدنش را بگیرم اما توانش را ندارم. می­خواهم از نگاه کردن به صحنه­ی نواخته شدنش پرهیز کنم ولی پلک­هایم توان حرکت ندارند. انگار که دست­های نامرئی باز نگه­شان داشته است. همین دست­ها هستند که دو طرف سرم را محکم چسبیده­اندتا نگاهم را از منظره­ی مقابلم نگیرم. منظره­ای که نقاشش انگار هیچ رنگی جز رنگ سرخ در بساط نداشته است . به رود سرخی نگاه می­کنم که روی راه­پله ها جاری شده و سرچشمه­اش بدن دوستان من است. می­خواهم نگاه از فردی بگیرم که باعث همه ی این اتفاقات است اما چه فایده که مرا مبهوت استعداد خودش کرده، نقاشی که لباس در ابتدا سفیدش از فط کار زیاد به رنگ خون در­آمده و نوازنده­ای که در لحظه دوساز را می­نوازد. ریتم شمرده شده­ی قدم­هایش و مکان هایی که نت ها را از آنها خارج می­کند، همه­­ی همه­اش با هنرمندی تمام است. دلم میخواهد سازم را از جایش دربیاورم و شروع به نواختنش بکنم اما می­دانم نوازندگی­ام به گرد پایش نمی­رسد. به چشمان قرمز و شعله­ورش نگاه می­کنم که با سرعتی باورنکردنی صفحه­ی نت­ها را جست­و­جو می­کند تا آنها را در زمان مناسب بنوازد و وقفه­ای در سروده­ی زیبایش نیفتد. هربار که نت ها را می­نوازد نت­های دگر آه و ناله می­کنند که چرا آنها زودتر نواخته نشده­اند و با سرعت به سمتش می­روند تا شاید نت بعدی خودشان باشند. در لحظه­ای موسیقی آنقدر اوج می­گیرد که نقاب سرخ رنگ خانوم نوازنده کنار می­­رودو لب­های نازک و سفیدش را به نمایش می­گذارد. چشمانی گود افتاده و گونه­هایی فرورفته. زمانی که کمرش را خم می­کند تا نتی را بنوازد باشلقش کنار می­رودو موهای قهوه­ای روشنش در هوا به اهتزاز در می­آیند. نت نواخته می شود و از سختی نواخته شدنش لب های خشک نوازنده شروع به حرکت می کنند و دندان­هایسفید و مرتبش را نشان می دهند. هر لحظه شوق و هیجان بیشتری برای نواخته شدن پیدا می­کنم و می­خواهم به مانند بقیه نت ها به سمتش روانه شوم اما شلوغی مسیر جلویم را می­گیرد. انگار مجبورم تحمل کنم تا بقیه نواخته شوندو من آخرین نتی باشم که نواخته می­شود. با زمین افتادن نت های اطرافم و نواخته شدن­شان نوبت به من می­رسد. به آخرین نت. فریادی سر می­دهم. فریادی که می­گوید مرا بنواز. به ناگاه دست­ها رهایم می­کنند و می­گذارند تا سازم را خارج کنم. با خروج سازم نواخته می­شوم. هیچ مهلتی برای نشان دادن خودم پیدا نمی­کنم، اما اهمیتی ندارد. بالاخره نواخته شدم آن هم نه توسط یک نوازنده­ی بی­سروپا بلکه توسط نوازنده­ی نت مرگ. حقا که لقبش برازنده­اش است. می­خواهم از او تشکر کنم که مرا نواخت و با رنگ من قرار است نقاشی خودش را کامل کند اما چه فایده که نه حنجره ­ای برای این کار دارم، نه مهلتی.
    با تشکر از بانو نفیسهدجهت تایپ
    ویرایش توسط Fantezy_killer : 10-01-2017 در ساعت 08:02
    امضای ایشان
    زمانی که تلخی حقیقت رو چشیده باشی می تونی شیرینی رویا رو بفهمی
    (در جست و جوی رویایی به نام مرگ)

  14. 3 پسندیده توسط:


  15. Top | #69


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    16
    نوشته ها
    493
    امتیاز
    18,444
    پسندیده
    3,305
    مورد پسند : 2,430 بار در 610 پست
    میزان امتیاز
    2
    تا فردا ساعت دوازده تمدید شد.
    امضای ایشان
    http://bayanbox.ir/view/5930941821106425395/IMG-20151229-123900.jpg

  16. Top | #70


    تاریخ عضویت
    Mar 2016
    شماره عضویت
    791
    نوشته ها
    43
    امتیاز
    3,957
    پسندیده
    209
    مورد پسند : 134 بار در 40 پست
    میزان امتیاز
    2
    مهلت ارسال به پایان رسید. دوست عزیزمون Fantezy_killer@ برنده این دوره شدن، تبریک میگم بهشون.

صفحه 7 از 8 نخستنخست ... 45678 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد