صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از 11 به 19 از 19

موضوع: اندر عواقب دوستی های اینترنتی

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Mar 2015
    شماره عضویت
    231
    نوشته ها
    403
    امتیاز
    6,314
    پسندیده
    1,061
    مورد پسند : 1,073 بار در 457 پست
    میزان امتیاز
    2

    اندر عواقب دوستی های اینترنتی

    خب خب سلام به همگی می ریم سر اصل مطلب فقط بگم اصل مطلبمون توسط دو نفر بازگو میشه و دیالوگ های هر کدوم به یک رنگ خاصه

    سمیه و
    یکی از آقایون عزیز سایت
    ****
    بزرگی گفته وقتی لازم داری بنویسی هرچی فکر کنی نمیتونی. الان جریان منه.
    البته تار عنکبوت بستن نوک قلم هم شاید باعث شده باشه که نتونی بنویسی.
    دو روزه دارم فکر میکنم چی بنویسم رو این برگه که شما دادی دستم که تکراری نشه و به هیچ نتیجه ای نرسیدم
    دوستان این تصویر رو که بانو نشستن افلاطون وار روی سنگ و دو روز بدون خورد و خوراک به دور دست خیره شدن فکر میکردن رو بندازین کنار. ته تهش نیم ساعت.
    این شد که رسیدم به بیان یه خاطره ...
    [ بانو سمیه = مادربزرگ سایت]
    اصلا مگه هرچی بزرگان گفتن درسته؟
    بله، غیر از "کار جوهر مرده"
    یکی بود یکی نبود...
    خررررر پففففف.]
    سایت که نبود ، یه وبلاگ بود...
    اقا اون زمونا (کدوم زمونا ...منظورم همین چند وقت پیشه ها نرید سراغ قرنهای گذشته)
    صرفا جهت اطلاع منظور از چند وقت پیش اواخر مزوزوئیک، طرفای کرتاسه هستش.
    هی هشدار میدادن که مراقب دوستی های اینترنتی باشید و دوستی اینترنتی خطرناکه و امنیت نداره و اینا.
    راست میگن، ما که خیری ندیدیم ازشون.
    بعد ما فکر میکردیم دوست اینترنتی چه موجود ترسناکیه.
    مرکز نشین هاش ترسناکن به خدا.
    یعنی یه موجود یه سرو دوگوش خشن رو متصور می شدیم که هر لحظه میخواد بخوردمون.
    زیادم پرت نبود تصوراتت.
    اما از اونجا که بنده از روز اول زندگی لجبار تشریف داشتم، در نتیجه اصلا مجذوب این بودم ببینم این دوست اینترنتی که میگن چه شکلیه؟
    ماجرای همون گرگی که برگشت شکارچی رو نگاه کنه و اینا ...
    پس قاعدتا وقتی برای اولین بار با یه دوست اینترنتی قرار ملاقات گذاشتم یه کم استرس داشتم.
    یکم فقط؟
    (اونجوری نیگا نکنین دوست اینترنتی که حتما نباید پسر باشه)
    بله بله دوستای اینترنتی باید دختر باشن. منم میگم. گوش نمیدن دوستان. (برا تو نگفتم خوش اشتها)
    (الان چه فکر پلیدی تو ذهنتون شکل گرفته اونوقت؟ عزیز جمع کن نیشتو دهه )
    سعی میکنیم ولی تصور سمیه ی ترسون و لرزون جالبه.
    بله داشتم میگفتم...
    اولین بار که من این بانوی خشن رو دیدم یه دو سالی از آشناییمون میگذشت. یه دوستی ساده که از ترجمۀ کتاب توی یه وبلاگ و چت های شبانه شروع شد.
    همه چیز از یه ملاقات ساده شروع میشه.
    تو سفر بعدی به تهران یه قرار ملاقات گذاشتیم تا با ایشون و دوست مشترک دیگمون فاطمه رو برای اولین بار ببینم. و من هیچ تصوری از این دو جاندار نداشتم به جز اقتدارشون که کمر دنیا رو شکسته بود.اون موقع شایعات مشکوکی دربارۀ شغل این دو نفر وجود داشت که سادگی، پاکی، بی ریایی و مظلومیت ذاتی من باعث شد ندیده بگیرمش
    (مجسم کنید با اون همه اخطار و هشدار درمورد دوستان اینترنتی چه استرسی ما رو گرفته بود. یعنی اولین ملاقات با یه نفر ترسناکه یه ذره دیگه)
    {متن تایپیک گذار : وقتی به من میگن بانو سمیه اولین چیز هایی که توی ذهنم دقیقا همین توصیفات ازشونه}

    تصورش عالیه این متنو نگه میدارم چند هفته بهم روحیه بده.


    خب احتمالا اون لحظه دو طرف غافلگیر شدن چون نه من شبیه اون بچه مظلوم و معصوم توی چت های یاهو بودم که کل کار و زندگیش نوشتن فن فیکشن بود، نه اونا شبیه چیزی بودن که من ازشون تصور میکردم. یعنی من هنوز درک نکردم من خیلی درشتم یا ایشون کوچولوئه؟ (احتمالا اولیش درست باشه)
    من میگم دومی ولی خب این نظر منه. wild guess محسوب میشه.]
    (ضمنا دقت داشته باشید بنده چاق نیستم استخون بندیم درشته)
    صد البته. این جا دیگه مرزی هستش که نمیشه شوخی کرد. که بهش میگن ترس از جون
    البته این تفاوت سایز هیچ تفاوتی در میزان اقتدار و قدرتش ایجاد نکرده و نمیکنه ها
    تایید میشه. ولی خب بیشتر خنده های جنون آمیزشونه که ابهت میده بهشون.
    (گلم اون اسلینگ رو غلاف کن مرگ من ،غلط کردم)
    سمیه فرار کن من معطلش میکنم. تو خودتو نجات بده.
    (سجاد بیا این اسلینگتو ببر خب اخه چه وضعشه امنیت جانی نداریم ما.صدبار گفتم میری سربازی اسلحه تو نده به این و اون ملت جنبه ندارن خطرساز میشه)
    حالا این بانوی محترم شدن این و اون؟ مدیونین فکر کنین من زیرآب زن و دوبهم زن هستم.
    بله عرض میکردم که اون روزها من فکر نمیکردم که اوضاع اینجوری بشه. خوابشم نمیدیدم به خدا جناب سروان آخه از کجا باید میدونستم زیر پوشش ویراستاری و ترجمه این کارا رو میکنه.
    قاچاق اعضای داخلی انسان؟ خو بنده خدا، تو حواست نیست لو رفتی چرا بقیه رو با خودت پایین میکشی!؟
    اون موقع ها ترجمه میکرد، دختر خوبی بود ، سرش تو کار خودش بود. کم کم یه سری آدمهای ناباب دورش رو گرفتن. یهو گفت ترجمه بسه میخوام ویرایش کنم.چه میدونستم اینجوری میشه
    دوست های نتی ناباب :( همه رو همینا خراب کردن
    این محمد از همون اولشم مشکوک بود.یادمه قدیما با رفیقش مرتضی نامی سرگردنه میگرفت.
    آره یادمه با رفیقاش میرفتن سنگای کنار ریل قطار رو میگرفتن پرتاب میکردن سمت ملت
    بهم گفت اصلاح شده، دنبال کار میگرده، منم ساده، باورم شد جون شما.
    جون خودت و پیلا پیلا قسم دروغ با جون سروان مملکت؟
    بعد کم کم بین ما نفوذ کرد یه کم که گذشت باندشم اورد. این حریر و نفیسه رو اینجوری مظلوم نبینیدجناب سروان قاچاقچیای ماهرین...
    اطلاعاتشون بایگانی شده مسئله ای نیست. هرچی میتونی بنویس ببینم چقدر میتونی زیرآبشونو بزنی. هر اطلاع مخفی ای که لو بدی، راز سر به مهری که بگی و ... یه روز از حبست کم میشه
    حریر که میدونم با یه تیم مخوف تولید شیشه کار میکنه،
    شیشه رو میذاره وسط کاکتوسا قاچاق میکنه
    اسم خودشون رو گذاشتن قلمرو خیال،
    البته بهشون در اصل "قلمرو خیال و Cocaine Lines و weed و مقدار اندکی هم حشیش" میگفتن که مخففش شد قلمرو خیال. آمارشون دستمه.
    تولید جنس نصف فضای مجازی دستشونه، این نفیسه هم مثلا مدیر تیم تایپه، اما جنسا رو پخش میکنه کلی هم تولیدکننده داره که هرکدوم جدا جدا براش تولید میکنن.
    هه هه هنوز نمیدونین نفیسه نیروی نفوذی مامورای ماست. زیادی البته تو نقشش فرو رفته یادش رفته مارو .
    {متن تایپیک گذار : اع ، پس کی هر روز صبح اون ایمیل رو با اطلاعات بهتون میده ؟}

    یکی دیگه هم دارن بهش میگن ژنرال... این یکی خیلی خطرناکه... شنیدم تا حالا سر صدتا خرو بز رو بریده. یه شبه اونم. تازه همشونو هم خام خام خورده
    اقا من بیگناهم ، فریب دوستی های پلید اینترنتی رو خوردم.
    فکر نکن نمیدونیم با استفاده از پیلا پیلا به عنوان وسیله ی حمل و نقل مواد مخدر داخل شهر استفاده میکردی.
    چیزی که میخواستم بگم اینه که فرقی نمیکنه دوستانتون رو کجا پیدا کنید، اگه درست بشناسیدشون میتونین چیزای زیادی از هم یاد بگیرین و یه دوستی پایدار داشته باشید.
    نه به خدا، با هر دختری که دوست شدیم تو اینترنت نمیاد دیدار. نمیدونم چیجوری دخترا دیدار تو میان. نمیدونم واقعا.
    مهرنوش جان ، مرسی که هستی. مرسی که بودی در قید حیات هستش هنوزا! ... تولدت مبارک
    تولدت مبارک مهرنوش
    آقا تک دست برو وسط. پارتی شروع شه.
    (آقای محترم بیا اونور پشت صحنه کارت دارم) آخیش دلم خنک شد)


    ****

    خب دوستان گرانقدر کاربران عزیز سایت حتما تا حالا متوجه شده اید که تولد یک بانوی خشن ... آخ
    یعنی بسیار مهربان از سایت می باشد
    تولد مهرنوش جان عزیزه که امیدوارم سال های متمادی به شادی زندگی کرده و همچنان در این سایت به دادن مالیات مشغول باشد


    مهرنوش جان عزیزم خودت که از وضع جیب خبر داری شما پولداری ما فقیر و نیازمندیم اجالتا کادوی این دفعه ات رو براش پول جمع کردم برات خریدم دیگه تقدیم به شما
    دیدی داشت یادم می رفت متن سجاد رو بذارم
    خب این شما و این هم سجاد:
    خب من نیستم ولی خبرها حاکی از اینه که تولد یه شخص عزیز و خاص . ملکه دوزخ البته من فقط بهش اینو میگم و میدونم برگردم چیزی ازم باقی نمیذاره. فقط امیدوارم از اسلینگ استفاده نکنه و اما بعد سلام میکنم از دریا و مرز ابی به یکی از ارکان مهم سایت و این روز خاص رو بهش تبریک میگم و امیدوارم که همیشه شاد و سربلند باشی و هرجا که هستی سلامت پر انرژی باشی. تولدت مبارک
    اینم تصویری از متولد

    ویرایش توسط nafise : 08-19-2017 در ساعت 22:24
    امضای ایشان
    براي سه چيز كسي را مسخره نكن
    1- زيبايي
    2- پدر و مادر
    3- زادگاه
    زيرا در انتخاب آنها نقش نداشته است



  2. Top | #11


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    11,931
    پسندیده
    1,084
    مورد پسند : 1,162 بار در 403 پست
    میزان امتیاز
    2
    اااا تولده؟ اونم تولد مهرنوش بانو؟؟ مبارکا باشه ایشاا... تولد صدو بیست سالگی چه تولدی شود چه کیک خرونی ! بی دندون نشسته باشیم هممون یه کیک گنده هم وسط بخوایم کیک بخوریم به نظرم چند ثانیه بعد ریحانه پاشه بیاد به یاد جونیاش شروع به کیک پرونی کنه اما کمرش میگیره عین چوب خشک میوفته زمین ، از یه طرف منم که کیک تولد رو اوردم مهرنوش بانو گیر میده میگه چرا اسم منو رو کیک غلط نوشتی منم با حرص تمام با انگشت روی کیک غلط رو درست میکنم!(لیسیدن انگشت) ، حالا فکرشو بکن ممد از یه طرف با عصا با حمید درگیری داره سر کیک بعد حمیدمونم یه مشت حواله ممد کنه دندون مصنوعیای ممد به پرواز در میاد و صاف فرود میاد وسط کیک تولد !!! یعنی مهمونی رو هواست!!!! کیک یه پرواز شیرین میکنه و فرود میاد رو کله ممد! اقا من ادامه نمیدم چون ممکنه به گیس و گیس کشی و مشکلات جانی بعدش بینجامه!
    امضای ایشان

  3. 3 پسندیده توسط:


  4. Top | #12



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    234
    امتیاز
    1,137
    پسندیده
    1,495
    مورد پسند : 525 بار در 229 پست
    میزان امتیاز
    2
    تولدتون مبارک

  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #13


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    272
    نوشته ها
    324
    امتیاز
    2,969
    پسندیده
    658
    مورد پسند : 1,055 بار در 395 پست
    میزان امتیاز
    2
    با اینکه دیره
    تولدتون مبارک
    امضای ایشان
    جسارت اجرايى كردن ايده هايت را داشته باش

    و گرنه هميشه جهان پر بوده از

    ترسو هاى خوش فكر

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #14



    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    290
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    3,129
    پسندیده
    3,926
    مورد پسند : 1,159 بار در 501 پست
    میزان امتیاز
    2
    مهرنوشی، زادروزت خجسته مهربونم
    ویرایش توسط اشوزُشت سپید : 08-22-2017 در ساعت 05:50
    امضای ایشان

  9. 2 پسندیده توسط:


  10. Top | #15


    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    409
    نوشته ها
    74
    امتیاز
    50
    پسندیده
    228
    مورد پسند : 221 بار در 107 پست
    میزان امتیاز
    2

    تولدت مبارک بانو
    اینشاالله تولد 120 سالگی رو بگیریم

  11. 2 پسندیده توسط:


  12. Top | #16


    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    200
    نوشته ها
    361
    امتیاز
    2,409
    پسندیده
    55
    مورد پسند : 805 بار در 351 پست
    میزان امتیاز
    2
    تولدت مبارک بانو مهرنوش. امیدوارم هرچی بخوای رو بدست بیاری.

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #17


    تاریخ عضویت
    Apr 2016
    شماره عضویت
    878
    نوشته ها
    370
    امتیاز
    2,977
    پسندیده
    453
    مورد پسند : 798 بار در 394 پست
    میزان امتیاز
    2
    واااااای تولدت مبارک مهرنوش! معلم املای همه یما رو گردنمون حق داری تبریک میگم عسیسم شونصد ساله بشی ایشالا!
    خیلی خیلی مبارکههههههههه کیلیلی لیللی لیلی لیلیلییییییییییی
    اقو کیک بدین کادو رو تحویل بدیم (الک مثلا ماهم کادو داریم زیر بغل)
    ب قول بزرگان :هللیوس هلیوسه!
    امضای ایشان
    من یه گوگول مگولم!
    تو یه گوگول مگولی!
    ما یه گوگول مگولیم!
    گولی گولی گوووووو :دی

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #18



    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    171
    نوشته ها
    53
    امتیاز
    1,770
    پسندیده
    54
    مورد پسند : 65 بار در 31 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    تبریک میگم
    نشالله 120 سالگی جشن بگیرید
    شیزینی هم فراموش نشه
    موفق و پیروز و سربلند و شاد باشید

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #19


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    7
    نوشته ها
    803
    امتیاز
    24,581
    پسندیده
    846
    مورد پسند : 2,221 بار در 816 پست
    میزان امتیاز
    2
    مرسی بچه ها. از تک تک جملات و کلماتی که نوشتید. بسیار بسیار لطف کردید.
    فقط چون دیگه خیلی از این تاپیک گذشته، تاپیک قفل میشه.

    لطفتون مستدام!

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد