صفحه 3 از 16 نخستنخست 12345613 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 155

موضوع: پیله‌ی دنیوی: مرگباز

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 291 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2

    پیله‌ی دنیوی: مرگباز

    نام داستان پیله‌ی دنیوی: مرگباز
    نویسنده محمد.ج
    کاوریست رضا عشقی

    ویرایش توسط reza379 : 07-16-2018 در ساعت 19:21
    امضای ایشان
    Dark cover holder


  2. Top | #21


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 291 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2
    شیوه نثر ساده یه روشه.
    من میتونم خیلی چیزهارو بهش ربط بدم که نمیخوام الان بگم...
    نوع جادو رو چطور بگم آخه.
    مثلا کسی که تازه با کامپیوتر آشنا شده چی ازش میدونه که بتونه توضیح بده؟
    آره هیجانش کم بود قلم هم باید پخته بشه.من ویرایش خاصی نکردم.فقط سعی کردم اشکالات ویرایشی رو درست کنم.قرار بر اینه که تا فصل ده بنویسم و تا جایی که میشه از دوستان بخوام که منو نقد کنن،بعدش برگردم و از فصل یک تا ده ویرایش کنم.
    پس وجود همچین ضعفایی طبیعیه و مطمئنم جلو تر که برم قلمم پخته تر میشه(خودم توی فصلای جلوتر دیدم).
    هرچند که نظر خود نویسنده هیجوقت به داستانش بد نیست.
    نظر حوبی بود یاسین دمت گرم.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #22


    تاریخ عضویت
    Aug 2015
    شماره عضویت
    450
    نوشته ها
    42
    امتیاز
    -324
    پسندیده
    11
    مورد پسند : 91 بار در 34 پست
    میزان امتیاز
    2
    داستان رو هنوز نخوندم ولی همین که غلط املایی داشتی یعنی خود هستی پس آفرین!

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    خوب من داستان رو خوندم جالب بود نثرت رو دوست داشتم تنها مشکل این بود که خیلی سریع پیشرفتی به نظرم باید یکم بیشتر ادامه میدادی مثلا اول کاملا با خوانواده شخصیت اصلی آشنا میشدیم (قبل از اینکه به شکار بره یا زمانی که داشت میرفت)بعد این داستان مرگ پدرش رو بیشتر کش میدادی و در آخر فرار میکرد.یکم تند رفتی و در کل از حد قابل قبول خیلی بالاتر بود و شدیدا ارزش ادامه دادن داره.
    امضای ایشان
    خدا همیشه یک پله بالا تر از شماست نه به خاطر اینکه واسه اینکه دستت رو بگیره

  5. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 291 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2
    اممممم.
    تنکس آیدا.
    گفتم که...
    قلم پخته تر بشه برمیگردم درست میکنم.فعلا قصد دارم تا فصل ده بذارم و بعدش...
    امروز فرداس که فصل دو رو بذارم دوستان.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #24

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1331
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    80
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 6 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    بازم سلام دوستان عزیز
    این نظرو در ادامه نظر قبلی خودم میدم نویسنده عزیز گفتن نثر ساده یه روشه بله درسته یه روشه اما ما باید برداشتمون از نثر ساده رو تغییر بدیم نثر ساده این نیست که جزئیات داستانو نگیم فضای داستانو توصیف نکنین یا حتی خیلی سریع از همه چی رد بشیم یا حتی واسه اتفاقایی که توی داستان میفته حاشیه نریم و شاخو برگ بهش ندیم یا حتی هیجانشو بیشتر نکنیم نثر ساده یعنی اینکه مطلب رو یا منظورمون رو با کلماتی ساده به خواننده منتقل کنیم یعنی اینکه از کلماتی ثقیل و فلسفی یا تشبیه هایی دشوار که درک مطلب رو برای خواننده سخت میکنه استفاده نکنیم وگرنه خیلی ساده از همه چی رد شدن ساده نویسی نیست
    مطلب بعدی که گفته بودم درمورد نوع جادو بود خب بله درسته شخصیت داستان با جادو اشنایی نداره و منظور من از نوع جادو این نبود که براش اسمی بیاره برای مثال مثل جادوی سیاه یا سپید،باستانی و .... بلکه منظور از نوع جادو نحوه بروز جادو مثلا اینکه پدرش موقعه ظربه زدن به اون دستشو حرکت میداد برای ضربه زدن و به محض برخورد دستش با بدن اون از محل اتصال دستش با بدن اون نوری شکل میگرفت و به یکباره نور به طرز کور کننده ای زیاد میشه که مجبور به بستن چشماش بشه و صدایی بلند تولید کنه صدایی مخلوط از شکستن چوب و برخورد چیزی به دیوار و به محض شنیدن صدا چشماشو باز کنه همه این ها در چشم بهم زدنی رخ میده که میشه حتی باور کرد که اتفاق نیفتاده باشند اما صحنه روبرو مهر تاییدی بر واقعی بودن اتفاقات بود و از دیدن صحنه مقابلش وحشت سراپاشو بگیر و پدرش رو در حالی که سراپا خونه و تمام وسایل اشپزخانه تکه تکه شدن میبینه و صدای پاهای که عجله در ان موج میزد از طبقه بالا شنیده شد و چشمانش را به راه پله دوخته بود تا بلکه بتواند کسانی را که با راه رفتنشان این صدا های ازار دهنده را ایجاد کرده بودند ببیند و بالاخره انتظار به پایان رسید و برادرش و نامزدش از پله ها پایین امدند انها که از بوجود امدن این صدا ناراحت بودند و میخواستند اورا به باد کتک بگیرند با دیدن صحنه مقابل میخکوب شدند و از وحشت حتی کلامی بر زبان نیاوردند و....... اوف خسته شدم و اینکه ببخشید توی نوشته نویسنده دخالت کردم فقط میخواستم نوعی از جادو و ساده نویسی درعین توضیح جزئیاتو گفته باشم بخشید بد نوشتم و اینکه میشه خیلی بهتر از اینی که نوشتم نوشت اما همینا واسه سی ثانیه فکر فک کنم بد نباشه همین امیدوارم ناراحت نشی رفیق و خلاصه میتونی ادامش بدی بازم زیادی حرف زدم، شرمنده دیر به دیر سر میزنم سرم خیلی شلوغه با ارزوی موفقیت
    ویرایش توسط ARBABMARG : 08-19-2017 در ساعت 03:26

  8. 2 پسندیده توسط:


  9. Top | #25


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 291 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب شما داری با این نقدت طریقه نوشتن منو زیر سوال میبری.من نویسنده ام و طبق خواسته ای که داشتم،میخواستم که زمان شلاق پدر سرش به زیر باشه.
    کسی که تا حالا کلا با جادو سرو کار نداشته چجوری بفهمه باستانیه سیاه فلانه بهمانه.
    نظر میدین بدین.
    انتقاد میکنین بکنین.
    ولی در کنار اخلاق انتقاد پذیری باید یه اخلاق انتقاد کنندگی هم باشه یا نه؟


    شرمنده عصابم خرد بود.
    حالا میرسیم به نقدت.خب اومدی توی متن تغییر دادی،گفتی که متنی نوشتی بهتر از متن منه.روندش کند هستش.


    خودت یه بار خوندیش؟


    روندش چند برابر بیشتر از نوشته من تند بود.

    و فکر کنم دستم مو در آورد از بس نوشتم که:

    این متن اولیس.تا فصل ده همین میمونه.البته از فصل هشت توی قلم تغییر دادم ولی بازم باید ویرایش بشه.از دم.
    ویرایش توسط Envelope : 08-19-2017 در ساعت 11:26
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  10. Top | #26

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1331
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    80
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 6 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    قصد جسارت نداشتم بله درسته در کنار انتقاد کنندگی باید اخلاقشم باشه اما اگه دقت کرده باشی از کسی که داره نقد میکنه نباید انتظار داشته باشی که باهات موافق باشه نباید انتظار داشت همه چیو تایید کنه و اگه به نظر من توجه کنی نگفتم اسم جادو رو بنویسه گفتم منظور من از نوع جادو این نیست که اسمی بیاره لطفا با دقت نظراتو بخون و دوم در مورد متنی که نوشتم نگفتم متن من بهتره نگقتم متن من خیلی عالیه بازم اگه دقت کنی نوشتم توی یه لحظه این چیزارو نوشتم و در مورد تند و کند بودنش خب فک نکنم بتونم ده صفحه توی نظرات بنویسم واسه همین خیلی خلاصش کردم و طرز نوشتن ساعت چهار صبح نوشتم اینو پس بیشتر از این انتظاری نمیره و در اخر در کنار انتقاد باید اخلاقش باشه درست ولی فک کنم باید انتقاد پذیری هم گسترش داده بشه چه بسا منتقد های زیادی به نوشته های بزرگانی که نامشون توی تاریخ به یادگار مونده حمله های بدی کردند و اونارو زیر سوال بردند بهتر بیشتر از این ادامه ندم ولی بنده قصد جسارت نداشتم و فقط متنی رو که گذاشتم به خاطر این بود که گفتین اگه انتقادی دارید بگید گذاشتم و از اول جوابی که بهم دادین معلومه اصلا متن منو درست نخوندین یا از روی عصبانیت نگاهی بهش انداختین بازم عذر خواهی میکنم
    فک کنم دیگه واسه هیچ کدوم از داستان های سایت نظر ندم یا انتقاد نکنم چون بجای اینکه نقد ها برای سازندگی استفاده بشه نتیجه معکوس داره و اینکه گفتین شما نویسنده این و تشخیص دادین اینجوری باشه به طور مودبانه گفتین به تو ربطی نداره بله درسته نداره و منم نگفتم اینو تغییر بدین و چیزی که من میگم رو بنویسین بلکه گفتم اگه نحوه اتفاقات اینجوری باشه بهتره اما از نظر من نه دیگران دیگه حرفی ندارم اما بازم معذرت خواهی میکنم قول میدم دیگه نظری توی این سایت نزارم که باعث عصبانیت کسی بشم امیدوارم موفق باشی و از نقد های دیگران ناراحت نشی چون هرکی هر نظری میده فقط نظر شخصیه خودشه و به شما نمیگه که نوشته شما بده
    یاحق
    ویرایش توسط ARBABMARG : 08-19-2017 در ساعت 12:24

  11. 1 پسندیده توسط:


  12. Top | #27


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 291 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2
    توی نوشتن فیکشن که آزادی عمل داشتی و میتونستی ده صفحه هم بنویسی.
    اون چرا دقیقا قلمش مثل مثالت بود پس؟
    و من باز هم میگم:
    تشخیص نویسنده این بوده که هنگام اجرای جادو سرش پایین باشه و چیزی نبینه و من نگفتم که بهت ربطی نداره.
    روند داستان وقتی اینطوری برآورد شده حتما یه چیزی توش هست.مطمئن باش.
    بازم میگم که شرمنده اولین باری که متنو خوندم عصبانی بودم.
    و یه چیز دیگه میگم:
    فضاسازی نداشت؟کلمات ساده استفاده نشده بود؟توصیف نداشت؟
    من شرمندم بازم لحنم تند بود ولی نوشته هاتون رو یه بار دیگه بخونین.
    متن ساده یعنی اینجوری باشه اونجوری باشه.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

  13. Top | #28

    تاریخ عضویت
    Aug 2017
    شماره عضویت
    1331
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    80
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 6 بار در 5 پست
    میزان امتیاز
    2
    دوست عزیز من اصلا فیکشن ننوشتم که نقدش میکنیو میگی لحنم همینجوری بود فک کنم اشتباهی گرفتی
    و عزیز من،من که نمیگم تشخیصت اشتباه میگم نظر من اینه و این طبیعیه که یه خواننده یه مخاطب نظرش این باشه مثال بارزش هم فن فیکشن هایی که از هری پاتر وجود داره پس اگه یه روزی داستانت اونقد معروف شد و فن فیکشنی ازش نوشتن نباید فک کنی اونا از نوشتت خوششون نمیاد بلکه از روی علاقه اینکارو میکنن پس فک نکن میخوام داستانتو بکوبم و مورد بعدی من بازم نگفتم فضا سازیو از این جور چیزا نداشت گفتم اگه روش بیشتر کار بشه بهتره
    واقعا دیگه نمیدونم چی بگم تا منظورمو بیان کنم
    و جمله اخرت اون نیم خط اخر فک نکنم چیزی باشه که بین بچه های این سایت رایج باشه حرفی در رابطه با این ندارم
    اصلا دیگه نظر ندم راضی میشی؟؟؟

  14. Top | #29



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    245
    امتیاز
    1,212
    پسندیده
    1,526
    مورد پسند : 546 بار در 237 پست
    میزان امتیاز
    2
    لطفا ادامه ندید، بحثی نکنید که از هم دلخور بشید، به هر حال وقت گذاشتید رو کارتون، یکی وقت گذاشته و نقدش کرده که خیلی ارزشمنده که اثری بخونی تا به نویسنده کمک کنی و یکی هم از وقت خودش گذاشته که یه متن بنویسه برای برای مخاطبانش، هر دو کار ارزشمند و عالی هستند که هدف های خوبی داشتند. لطفا با بحث هایی که میتونه موجب کدورت بشه خراب نکنید کارتون رو!
    و امیدوارم هر دو عزیز بتونن راحت تر نظرات مخالف هم رو تحمل کنید. و به فعالیتشون تو سایت طبق روال قبلی ادامه بدن.
    هر دو موفق باشید.

  15. 2 پسندیده توسط:


  16. Top | #30


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1306
    نوشته ها
    256
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    259
    مورد پسند : 291 بار در 149 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ARBABMARG نمایش پست ها
    دوست عزیز من اصلا فیکشن ننوشتم که نقدش میکنیو میگی لحنم همینجوری بود فک کنم اشتباهی گرفتی
    و عزیز من،من که نمیگم تشخیصت اشتباه میگم نظر من اینه و این طبیعیه که یه خواننده یه مخاطب نظرش این باشه مثال بارزش هم فن فیکشن هایی که از هری پاتر وجود داره پس اگه یه روزی داستانت اونقد معروف شد و فن فیکشنی ازش نوشتن نباید فک کنی اونا از نوشتت خوششون نمیاد بلکه از روی علاقه اینکارو میکنن پس فک نکن میخوام داستانتو بکوبم و مورد بعدی من بازم نگفتم فضا سازیو از این جور چیزا نداشت گفتم اگه روش بیشتر کار بشه بهتره
    واقعا دیگه نمیدونم چی بگم تا منظورمو بیان کنم
    و جمله اخرت اون نیم خط اخر فک نکنم چیزی باشه که بین بچه های این سایت رایج باشه حرفی در رابطه با این ندارم
    اصلا دیگه نظر ندم راضی میشی؟؟؟
    پست نصفه فرستاده شده مرد.
    حالا هم بحثو پایان بدیم.
    امضای ایشان
    Dark cover holder

صفحه 3 از 16 نخستنخست 12345613 ... آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد