صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 34

موضوع: نور اژدها

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1310
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    8
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 45 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2

    نور اژدها

    فصل اول نور اژدها:

    ژانر: فانتزی، علمی-تخیلی، ماجراجویی، رازآلود


    این داستان با بقیه داستان ها فرق داره.
    اون کیه؟ هدفش چیه؟ زندگی های مختلف با جهان های مختلف و یک اژدهای اسباب بازی. دو نفر درون تمام دنیا.
    تنها چیزی که اهمیت داره همین جملست: « باید برگردیم»


    توضیحات من: نور اژدها{بر خلاف چیزی که ممکنه از اسمش برداشت بشه} یه داستان اساطیری یا شوالیه ای نیست. یک داستان رازآلود از جنس جهانه. یک ماجرای عجیب از جنس دوستی.

    تعداد صفحات: 19
    لینک دانلود: Dragon's Light - Season 1

    {تصویر ساخته شده توسط خودم}

    با تشکر



    فصل دوم نور اژدها:

    تعداد صفحات:26
    لینک دانلود: Dragon's Light - Season 2

    خلاصه: بعضی رازها آشکار خواهد شد، ولی واقعا پشت این اژدهای اسباب بازی کوچک چه رازهایی پنهانه؟ {Some Of The Secrets Will Be Told}


    {تصویر، ساخته شده توسط خودم}

    امیدوارم لذت ببرید. با تشکر



    فصل سوم نور اژدها:

    تعداد صفحات: 59

    لینک دانلود: Dragon's Light - Season 3


    خلاصه: به دست اژدها؛ پایان، آغاز می شود .....



    امیدوارم مورد پسندتون باشه و از این فصل لذت ببرید. موفق باشید. نظر یادتون نره
    ویرایش توسط غریبه ی آسمانی : 09-23-2017 در ساعت 13:50


  2. Top | #21


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1310
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    8
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 45 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    واقعا ممنونم از نظرت دوست عزیز. خب، اول میرم سراغ آخر: خب من زیاد نمی تونم چیزی بخونم و زیاد از خوندن خوشم نمیاد مخصوصا اینکه سرم شلوغ باشه.
    خیلی ممنونم که وقت گذاشتی و داستانم رو خوندی، یه دنیا ممنون در مورد داستان هم باید بگم: ایده ی این داستان بر اساس سریع گذشتن و رد شدن از جهان های مختلف پیش میره، اگه شما به سریع بودن قلم من ایراد می گرفتی درست. ولی سریع بودن داستان یه چیز متفاوته. سریع پیش رفتن داستان به بنیان قبلی داستان ربط داره و نه سریع بودن قلم من.
    در مورد قلمم هم باید بگم که هر نویسنده ای سبک نویسندگی مخصوص خودش رو داره، مثل یک هنرمند که سبک مخصوص نقاشی هاش رو انتخاب می کنه. و من از این سبکم راضی هستم.
    و می رسیم به مشکل ملکه، بله باید بگم با شما موافق هستم که نتونستم اون ابهتی که مخصوص آذرخش هست رو به درستی نشون بدم ولی این نشون ندادن دو دلیل داره: 1- قبلا در فصل اول ابهت آذرخش رو کامل دیدیم. 2- زمان هایی که ما ملکه آذرخش رو توی فصل سوم می بینیم، اون در حقیقت تنها و روبروی پسرش حضور داره، پس نباید ازش انتظار یک ملکه ی سرد و خشن رو داشته باشیم چون هیچ مادری با پسرش اینطوری نیست، ثانیا، به غیر از همه ی اینها، شخصیت آذرخش به صورت بنیادین هم یه شخصیت سرد و خشن نیست و خیلی مهربانه. و چون در بیشتر لحظه های فصل سوم، ملکه روبروی اژدها قرار می گیره، ما باید بیشتر انتظار شخصیت یک مادر رو ازش داشته باشیم تا ملکه.
    درضمن، به نظر خودم تمام صحنه ها رو خیلی عالی و با سرعت مناسبی توضیح دادم که نه خواننده حوصلش از این سر بره که یه جنگ کوچیک چندین صفحه طول کشید و نه اینکه اصلا نفهمه چه اتفاقی افتاد. برای بعضی صحنه ها توصیفات اضافی ملال آور میشه و خواننده رو خسته می کنه.
    با تشکر
    موفق و سربلند باشید.
    ویرایش توسط غریبه ی آسمانی : 09-26-2017 در ساعت 18:43
    امضای ایشان
    عاشق اینم که پرواز کنم به سمت ستاره ها، داخل کهکشان ها محو بشم، جایی که هیچکس دستش به من نرسه.

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #22


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1310
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    8
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 45 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    اگه بخونید و نظر ندید خب من دیگه نمی تونم ادامه بدم و وقت بذارم. اگه نظرات زیاد بود فصل چهارم رو می نویسم ولی اگه همینطوری باشه که هیچ.
    اگر هم آشنایی کامل با این داستان ندارین، این خلاصه رو بخونید، من نمی خواستم ( اسپویل ) کنم ولی دیگه چاره ی دیگه ای ندارم:

    نور اژدها داستان یک موجود فراطبیعیه که از تکنولوژی بسیار بالایی برخورداره و این تکنولوژی حتی در شکل دادن وجودش هم تاثیر داشته. ولی خود «
    نور اژدها » در واقع یک عروسک پلاستیکی به شکل اژدهاست که پیشرفته ترین دستگاه موجود در کل جهان هستیه به طوری که می تونه به صاحبش قدرت سفر در سرنوشت های مختلف رو بده.
    و اینگونه هست که این موجود فراطبیعی به کمک نور اژدها در جهان های مختلف تخیلی و واقعی سفر می کنه و به شکل موجودات مختلف در میاد، بدون اینکه از هدفش و حتی خود این سفرها آگاه باشه.
    ولی چی باعث شده که تمام موجودات پلید فراطبیعی کمر به کشتن اون بسته باشن؟ چی باعث میشه اون یادش بیاد که چه کسی هست؟ و چه اتفاقاتی باید بیافته که نور اژدها به این جنگ فضا زمانی و فراتر از حد تصور هر موجودی پایان بده؟ آیا اون با هر سفر، آخرین سفرش رو سپری می کنه؟ آیا وارد آخرین جهان میشه؟ سرنوشت این سرنوشت ها چیه؟
    جواب تمام این سوالات در صفحات این سه تا فصل وجود داره. با تشکر
    امضای ایشان
    عاشق اینم که پرواز کنم به سمت ستاره ها، داخل کهکشان ها محو بشم، جایی که هیچکس دستش به من نرسه.

  5. 1 پسندیده توسط:


  6. Top | #23


    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    637
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    -262
    پسندیده
    60
    مورد پسند : 58 بار در 38 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام . من تازه فصلاشو ان کردم برم بخونم . امیدوارم وسط داستان بیخیال نشی.دیگه ننویسی.خخ

  7. 2 پسندیده توسط:


  8. Top | #24


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1310
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    8
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 45 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط سجائ.ظ نمایش پست ها
    سلام . من تازه فصلاشو ان کردم برم بخونم . امیدوارم وسط داستان بیخیال نشی.دیگه ننویسی.خخ
    خیلی ممنون. امیدوارم لذت ببرید.
    اگه نظرها زیاد باشه حتما ادامه می دم ....
    امضای ایشان
    عاشق اینم که پرواز کنم به سمت ستاره ها، داخل کهکشان ها محو بشم، جایی که هیچکس دستش به من نرسه.

  9. 1 پسندیده توسط:


  10. Top | #25


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1310
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    8
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 45 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلامی دوباره پس از مدتی طولانی
    خب من هنوز فصل چهارم در سلول های مغز و در جای جای روحم هست. اگه نظرها زیاد بشه به احتمال زیاد اون فصل هم می نویسم و می ذارم
    موفق و سربلند باشید
    درضمن، برای اون هایی که شروع می کنن باید بگم شاید اول کمی نثرم ضعیف باشه ولی بعدا بهتر میشه

    امضای ایشان
    عاشق اینم که پرواز کنم به سمت ستاره ها، داخل کهکشان ها محو بشم، جایی که هیچکس دستش به من نرسه.

  11. 2 پسندیده توسط:


  12. Top | #26


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    81
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    2,596
    پسندیده
    1,669
    مورد پسند : 1,387 بار در 437 پست
    میزان امتیاز
    2
    بنظرم قبل از گذاشتن فصلا چند فصل بیشترو بنویس و داشته باش که روند نظرات روند داستانتو عوض نکنه و داستانت چند گانه نشه و هم اینکه اتفاقای فرعی داستان رو فراموش نکنی
    امضای ایشان
    به چشم های سیاهت سکوت یاد بده

  13. 1 پسندیده توسط:


  14. Top | #27


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1297
    نوشته ها
    122
    امتیاز
    3,411
    پسندیده
    119
    مورد پسند : 306 بار در 99 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه ی آسمانی نمایش پست ها
    سلامی دوباره پس از مدتی طولانی
    خب من هنوز فصل چهارم در سلول های مغز و در جای جای روحم هست. اگه نظرها زیاد بشه به احتمال زیاد اون فصل هم می نویسم و می ذارم
    موفق و سربلند باشید
    درضمن، برای اون هایی که شروع می کنن باید بگم شاید اول کمی نثرم ضعیف باشه ولی بعدا بهتر میشه

    وای خیلی دیر به دیر فصل میدی شما من یادم رفته چی به چی بود اصلا!
    امضای ایشان

    ای مرگ مرا زهره خود کشتن نیست
    یک مرتبه هم به سوی من سرگردان

  15. 1 پسندیده توسط:


  16. Top | #28


    تاریخ عضویت
    Sep 2016
    شماره عضویت
    1089
    نوشته ها
    92
    امتیاز
    482
    پسندیده
    155
    مورد پسند : 138 بار در 66 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه ی آسمانی نمایش پست ها
    سلامی دوباره پس از مدتی طولانی
    خب من هنوز فصل چهارم در سلول های مغز و در جای جای روحم هست. اگه نظرها زیاد بشه به احتمال زیاد اون فصل هم می نویسم و می ذارم
    موفق و سربلند باشید
    درضمن، برای اون هایی که شروع می کنن باید بگم شاید اول کمی نثرم ضعیف باشه ولی بعدا بهتر میشه

    سلام.

    خیلی درک میکنم این حستو. ولی برای دل خودت بنویس رفیق! چون نظرها هیچ وقت زیاد نمیشن. اگه یه نفر نظر بده بقیه میگن خب ولش کن نظرشو گرفت!

  17. 1 پسندیده توسط:


  18. Top | #29


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1310
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    8
    پسندیده
    40
    مورد پسند : 45 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط yasss نمایش پست ها
    بنظرم قبل از گذاشتن فصلا چند فصل بیشترو بنویس و داشته باش که روند نظرات روند داستانتو عوض نکنه و داستانت چند گانه نشه و هم اینکه اتفاقای فرعی داستان رو فراموش نکنی
    درباره ی اتفاقات فرعی موافقم، همشون رو هم یادداشت کردم تقریبا. ولی باید بگم حتی بهترین نظرها و بدترین نظرها هم نمی تونن روند داستان من رو تغییر بدن. چون از قبل مشخصه.

    وای خیلی دیر به دیر فصل میدی شما من یادم رفته چی به چی بود اصلا!
    اگه نظر باشه من مثل جت می نویسم

    سلام.

    خیلی درک میکنم این حستو. ولی برای دل خودت بنویس رفیق! چون نظرها هیچ وقت زیاد نمیشن. اگه یه نفر نظر بده بقیه میگن خب ولش کن نظرشو گرفت!
    در اینکه من برای خودم می نویسم که شکی نیست. ولی حتی بهترین نمایش دنیا هم بدون اینکه کسی آخر برای اجراش دست بزنه ویران میشه.
    من نظر ندادن رو به فال این می گیرم که کسی نخونده، یا دانلود کرده و نخونده، یا خونده و خوشش نیومده که نظر نمی ده.
    نظر واقعا برای من مهمه. و یکی دو تا هم کافی نیست.

    موفق و سربلند باشید
    امضای ایشان
    عاشق اینم که پرواز کنم به سمت ستاره ها، داخل کهکشان ها محو بشم، جایی که هیچکس دستش به من نرسه.

  19. Top | #30


    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    81
    نوشته ها
    315
    امتیاز
    2,596
    پسندیده
    1,669
    مورد پسند : 1,387 بار در 437 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط غریبه ی آسمانی نمایش پست ها
    درباره ی اتفاقات فرعی موافقم، همشون رو هم یادداشت کردم تقریبا. ولی باید بگم حتی بهترین نظرها و بدترین نظرها هم نمی تونن روند داستان من رو تغییر بدن. چون از قبل مشخصه.



    اگه نظر باشه من مثل جت می نویسم



    در اینکه من برای خودم می نویسم که شکی نیست. ولی حتی بهترین نمایش دنیا هم بدون اینکه کسی آخر برای اجراش دست بزنه ویران میشه.
    من نظر ندادن رو به فال این می گیرم که کسی نخونده، یا دانلود کرده و نخونده، یا خونده و خوشش نیومده که نظر نمی ده.
    نظر واقعا برای من مهمه. و یکی دو تا هم کافی نیست.

    موفق و سربلند باشید
    به نظر من تند تند بنویس و داستانتو به یه جای هیجان انگیز برسون اون موقع هست که دیگه نیاز نیس به بچه ها هی بگی نظر بذارن اونا خود بخود نظر میذارن.با سه فصل داستان تقریبا هیچی ازش مشخص نیست که بخوایم نظر بذاریم یا انتقاد و پیشنهاد کنیم
    امضای ایشان
    به چشم های سیاهت سکوت یاد بده

  20. 1 پسندیده توسط:


صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد