صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 2345
نمایش نتایج: از 41 به 46 از 46

موضوع: دلنوشته ؟

  1. Top | #1


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1297
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    3,437
    پسندیده
    124
    مورد پسند : 325 بار در 103 پست
    میزان امتیاز
    2

    دلنوشته ؟

    از جایی شنیدم هرگز دل انهایی که بی صدا میگریند را نشکنید ...
    چون انها هیچکس را ندارند تا اشک هایشان را بزداید ...
    دلم شکست ...
    ساده میشکنم ، با یک تلنگر کوچک ...
    انگونه نبودم .
    شد ...
    گاهی اوقات حرف هایی چنان آتشت میزنند که دوست داری فریاد بزنی ...
    ولی نمیتوانی ...
    دوست داری اشک بریزی ...
    ولی نمیتوانی ...
    حتی دیگیر نفس کشیدن هم برایت سخت میشود ...
    انگاه تمام وجودت میشود بغض که نمیترکد ...
    به این میگویند درد بی درمان ...

    میدانی : عجب وفایی دارد تنهایی ...
    تنهایش که میگذاری و به جمعی میروی ، کلی میگویی و میخندی ...
    بعد از همه که جدا میشوی ، از کنج تاریکی بیرون میاید و دست سردش را روی شانه ات میگذارد و میگوید : خوبی رفیق ؟

    زندگی ام سیاه شده است و من هم برای خالی کردن خودم صفحه های سفید دفتر را به گند میکشم ...
    چشم هایم طوفانی است و هر چند در میان هزاران نفر باز هم تنهایم و مرحمی برای زخم هایم ندارم ...
    امضای ایشان

    ای مرگ مرا زهره خود کشتن نیست
    یک مرتبه هم به سوی من سرگردان


  2. Top | #41


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1784
    نوشته ها
    174
    امتیاز
    531
    پسندیده
    335
    مورد پسند : 352 بار در 147 پست
    میزان امتیاز
    2
    دلنوشته؟
    در تنهایی خیره به هر آنچه باقی مانده از رویاهای کودکیم ، تبدیل به کودکی افسرده شدم و آخرین مهره ی جورچینم را از دست آن ها پنهان کردم.
    مدتی میگذرد و آن را نیز گم کردم . آن ها میگفتند که آن را ندیده اند و مرا بزرگ میخواندند .
    بخشی از وجودم آن نور را میدید جایی که آخرین تکه جورچینم آنجا بود ولی همه نشانه ها مکانی دیگر را رهنمود میشدند حتی آنها.
    مدتی میگذرد و من به دنبال نشانه ها همچنان آخرین تکه جور چینم را نیافتم.
    دیگر خودم را گم کردم و آخرین تکه جور چینم را نیز فراموش کرده ام ؛ خبری از نشانه ها نیست و آن ها هم دیگر نیستند .
    گه گاهی افرادی از من نشان از آخرین تکه جور چینشان میپرسند ولی میلی به جواب دادن ندارم....
    امضای ایشان
    زندگی همچون آینه ای است که خواستت را بازتاب میدهد.
    زیاد بخواه . دقیق بخواه . قدر بدان

  3. 1 پسندیده توسط:


  4. Top | #42


    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    210
    امتیاز
    2,246
    پسندیده
    121
    مورد پسند : 351 بار در 169 پست
    میزان امتیاز
    2
    ای گروه فراموش شده
    دوستی قدیمی،
    خاطره ای قدیمی،
    چیزی به یادم می آوری
    چیزی..
    به کوچکی شمع امید
    به کوچکی قطره ای اشک
    می لرزد
    میخواهد بیرون لغزد
    ولی چه میتوان دید،
    با وجود چشم شعله ور در اشک؟
    دستم را دراز می کنم
    به سمت تو
    و رها می کنم
    دست تنهایی رو
    ولی سقوط میکنم
    چرا که تو مرا نمی گیری
    وقتی در پرتگاه سقوط می کنم
    مانند سقوطی در خلا،
    در تارتاروس ذهنم،
    چیزی را می یابم
    که تو هرگز نمی دانی،
    اینکه من
    دوستت دارم
    تنهایی.
    امضای ایشان
    من دیوانه ام!
    اگر جانتان، چیپسهایتان، کتابهایتان و فلش های پر از فیلمتان را دوست دارید، از من فاصله بگیرید :)
    با کمال احترام،
    نویسنده ای قلابی،
    دختر کاغذی
    هلن پراسپرو




  5. 2 پسندیده توسط:


  6. Top | #43


    تاریخ عضویت
    Jul 2017
    شماره عضویت
    1297
    نوشته ها
    126
    امتیاز
    3,437
    پسندیده
    124
    مورد پسند : 325 بار در 103 پست
    میزان امتیاز
    2
    ایستاده ام روی سقف! وارونه...
    یاد خاطره ها میکنم
    که دیروز، ساحل، قدم زدن روی موج های دریا...
    انقدر ایستاده بودم که طلوع کرد خورشید از زیر پاهایم...
    صدف های که خرد میشدند روی ردپایم...
    کف های خشک شده ی ساحل روی لباسم و اینجا روز بود و انجا شب
    درخت هایی هم بود که در جوار ساحل
    به اتش کشیدمشان و راهی برای برگشت نمانده بود دیگر...
    بیابان بود و خاک و ماسه و دریا و اتش
    کنار من
    مرده بودم دیگر، در اتش سوخته و در دریا غرق...
    #hanasha
    امضای ایشان

    ای مرگ مرا زهره خود کشتن نیست
    یک مرتبه هم به سوی من سرگردان

  7. 3 پسندیده توسط:


  8. Top | #44


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1807
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    1,227
    پسندیده
    438
    مورد پسند : 462 بار در 200 پست
    میزان امتیاز
    2
    چیزی بگو!
    .
    حرفی روی زخمم بپاش!
    .
    من گورستانی سرگردانم،که هر روز
    .
    گوری درمن مثل زخمی تازه دهان باز میکند.
    ویرایش توسط ساحره : 10-30-2019 در ساعت 22:23
    امضای ایشان
    "سرنوشت یک موضوع اتفاقی نیست،
    بلکه یک چیزه انتخابیه.
    چیزی نیست که در انتظارش بشینی،
    باید بدستش بیاری"

  9. 3 پسندیده توسط:


  10. Top | #45


    تاریخ عضویت
    Nov 2018
    شماره عضویت
    1743
    نوشته ها
    210
    امتیاز
    2,246
    پسندیده
    121
    مورد پسند : 351 بار در 169 پست
    میزان امتیاز
    2
    من..منم؟
    من همانم که هستم؟
    من همانم که نیستم؟
    من همانم که...منم؟
    اصلا من چیستم؟
    جملات بالا را
    با علامت سوال و
    بدون آن خواندم
    زمزمه کردم
    بارها و بارها
    مثل وردی زیر زبانم
    ادا شد
    اما هیچ اخگر سرخی
    از نوک چوبدستی ذهنم بیرون نیامد
    هیچ نور سبزی
    در چشم ناامیدی هایم
    ندرخشید
    و زخم روی پیشانیم
    باز باز ماند
    انگار راستی راستی من...
    بی جادویم.
    امضای ایشان
    من دیوانه ام!
    اگر جانتان، چیپسهایتان، کتابهایتان و فلش های پر از فیلمتان را دوست دارید، از من فاصله بگیرید :)
    با کمال احترام،
    نویسنده ای قلابی،
    دختر کاغذی
    هلن پراسپرو




  11. 2 پسندیده توسط:


  12. Top | #46


    تاریخ عضویت
    Jan 2019
    شماره عضویت
    1807
    نوشته ها
    204
    امتیاز
    1,227
    پسندیده
    438
    مورد پسند : 462 بار در 200 پست
    میزان امتیاز
    2
    در این دنیای سرگردان می چر خم و می چرخم ..
    اما چیزی را جز با تو و کنار تو نمی یابم ...
    چه شود که من نیز باشم ...
    میدانم این را ..
    اما مگر دانستن کافی است ...
    پاهایم مرا بی اراده به ذوزخ می کشاند ..
    چشمانم می بیند ....
    اما انگار مسخ شده ام ....
    امضای ایشان
    "سرنوشت یک موضوع اتفاقی نیست،
    بلکه یک چیزه انتخابیه.
    چیزی نیست که در انتظارش بشینی،
    باید بدستش بیاری"

  13. 1 پسندیده توسط:


صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 2345

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد