صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 28

موضوع: داستان گروهی.

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    Dec 2016
    شماره عضویت
    1241
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    -133
    پسندیده
    16
    مورد پسند : 90 بار در 20 پست
    میزان امتیاز
    2

    داستان گروهی.

    سلام .
    هرکسی ایده ای در رابطه با داستان گروهی داره در این تاپیک بنویسه.
    پس از پایان امتحانات داستان شروع میشه.
    ویرایش توسط mikaiel : 12-28-2016 در ساعت 21:39

  2. 2 پسندیده توسط:


  3. Top | #2


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    3
    نوشته ها
    1,312
    امتیاز
    20,667
    پسندیده
    931
    مورد پسند : 4,332 بار در 1,392 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب من اون ایده داستان اولی که نوشتیم روو دوست داشتم
    همون داستانی که نصفه کاره موند
    ایده خوبی داشت. به نظرم یه ایده مشابه میتونه خوب باشه اما قبل از اون یه ناظر جدی لازمه و جدیت اعضا
    امضای ایشان

    قابل توجه کاربران گرامی:
    1- پست های تک خطی و بی محتوا پست ارزشی و اسپم حساب می شه و پاک میشه
    2- کاربران تازه وارد برای دانلود داستان از انجمن میتونن تا سقف صد امتیاز از مدیران سایت دریافت کنن بعد از اون دیگه امتیاز مورد نیازتون رو باید با فعالیت مفید به دست بیارید
    3- منظور از فعالیت مفید پست پشت سر هم توی تاپیک ها نیست لطفا قوانین رو مطالعه کنید و از اسپم بارون کردن سایت بپرهیزید.



    برای بهتر بودن کافی است از آنچه هستید بیشتر تلاش کنید...
    زمانی که هر روز از روز قبل بهتر باشید بیاد داشته باشید که شما بهترینید

  4. 1 پسندیده توسط:


  5. Top | #3



    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    290
    نوشته ها
    484
    امتیاز
    3,043
    پسندیده
    3,921
    مورد پسند : 1,158 بار در 500 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط proti نمایش پست ها
    خب من اون ایده داستان اولی که نوشتیم روو دوست داشتم
    همون داستانی که نصفه کاره موند
    ایده خوبی داشت. به نظرم یه ایده مشابه میتونه خوب باشه اما قبل از اون یه ناظر جدی لازمه و جدیت اعضا
    آروس رو میگی سمیه جان؟
    اونو قراره بعدا بنویسیم
    امضای ایشان

  6. 1 پسندیده توسط:


  7. Top | #4



    تاریخ عضویت
    Jul 2015
    شماره عضویت
    413
    نوشته ها
    339
    امتیاز
    2,428
    پسندیده
    457
    مورد پسند : 964 بار در 362 پست
    میزان امتیاز
    2
    من قبلا هم گفتم ولی کسی خوشش نیومد
    بازم میگم
    به نظرم اگه قراره داستان گروهی بنویسین ینی اینکه میخواین از چندین نویسنده با ایده های خوب و دست به قلم استفاده کنین. این یه کار بزرگه پس بیاین یه داستان بزرگ هم بنویسین
    یه چیزی تو مایه های وارکرفت
    زبان اختراع کنین
    نژاد های مختلف بسازین یا از یه زاویه جدید تعریفشون کنین
    به هر نویسنده یه پارت بدین و داستان رو در عین یکی بودن توی زوایای مختلف پیش ببرین
    مثلا فرض کنین گیم اف ترون مینویسین. دنریس رو یکی بنویسه. جان رو یکی و لنیستر هارو یکی دیگه و...
    =============
    البته یه ایده دیگه هم دادم که یه شهر مخفی توی تهران بود که فقط جنایتکارا میتونستن وارد بشن. قبول هم شد ولی دیگه خبری ازش نشد نمیدونم چی شد
    امضای ایشان
    am i a loser?? maybe...but i am still a live

  8. 2 پسندیده توسط:


  9. Top | #5



    تاریخ عضویت
    Jan 2015
    شماره عضویت
    171
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    1,691
    پسندیده
    54
    مورد پسند : 69 بار در 33 پست
    میزان امتیاز
    2
    یک پادشاه گمشده در دروازه های دوزخ به همراه 12 شوالیه قدرتمندش تا ارتش بزرگی را بیدار کنن اما خودشون گرفتار میشن بعد در زمان دنیا کشورش مورد حمله دشمنان ظالم قرار میگیره و دست اونا میوفته بعد 2 شوالیه جامانده شاه و شوالیه هاش را پیدا و ازاد میکنن و دشمنان نابود میشن اما در جلد دوم پادشاه و 12 شوالیه همراهش پلید میشن چون در دروازه های جهنمی با شیطان معامله کردن و اینجاست که کودک طلایی یا همون پسر پادشاه وارد میشه وشاه خواب میبینه که اون حکومتش را نابود میکنه و دستور به قتل پسرش میده اما 2 شوالیه جامانده کودکی الکی را جای اون پسر میکشن و بچه را به گروه یاغی های ازادی خواه میدن و بچه در میان انها رشد میکنه و استعداد زیادی در جادو و نبرد نشون میده و در نهایت پدر خودش و 12 شوالیه را شکست میده و بر تخت پادشاهی میشینه اما پدرش با 12 شوالیه دوباره به دروازه های جهنم فرار میکنن و منتظر یک فرصت برای بازگشت میشینن و پسر طلایی پادشاه عادلی میشه و کشور را نجات میده در جلد سوم هنوز فکر نکردم خودتون هم یکم فکر کنید

    - - - - - - - - - به دلیل ارسال پشت سر هم پست ها ادغام شدند - - - - - - - - -

    این اسکلت کلی داستان

  10. Top | #6



    تاریخ عضویت
    Dec 2014
    شماره عضویت
    105
    نوشته ها
    245
    امتیاز
    1,209
    پسندیده
    1,527
    مورد پسند : 547 بار در 238 پست
    میزان امتیاز
    2
    شبیه شوالیه های بدنام دیوید گمل نیست؟

  11. Top | #7



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    469
    امتیاز
    3,806
    پسندیده
    1,204
    مورد پسند : 1,640 بار در 518 پست
    میزان امتیاز
    2
    دوباره صد تا ایده بدید به هیچکدوم هم نرسید :))

    بعدشم ایده هاتون تکراریه
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  12. 1 پسندیده توسط:


  13. Top | #8


    تاریخ عضویت
    Dec 2015
    شماره عضویت
    680
    نوشته ها
    622
    امتیاز
    14,485
    پسندیده
    1,514
    مورد پسند : 1,691 بار در 538 پست
    میزان امتیاز
    2
    سلام
    فکر نکنم با این سطح فعالیت در سایت بشه داستان گروهی نوشت!
    امضای ایشان

  14. 2 پسندیده توسط:


  15. Top | #9


    تاریخ عضویت
    Aug 2016
    شماره عضویت
    1038
    نوشته ها
    117
    امتیاز
    3,277
    پسندیده
    76
    مورد پسند : 153 بار در 96 پست
    میزان امتیاز
    2
    من با چند تا از دوستان موافقم. اول باید بگم الان واقعا وقتش نیست. داستان گروهی حتی اگه توی تابستون هم نوشته بشه بازم نیمه کاره می مونه، حالا که وسط مدرسه و امتحانات و... هستیم. دوم اینکه همونطور که سینا گفت باید یه مجموعه عظیمی باشه که هر کدوم از نویسنده ها کتاب یا کتاب های خودشون رو برای نوشتن داشته باشن، نه اینکه یه کتابو ده نفر با هم بنویسن به هر کی یک و نیم فصل برسه. و سوم اینکه داستان گروهی به خاطر همین گروهی بودنش باید ایده متفاوت و جالبی داشته باشه. من با آتوسا موافقم، ایده هایی که تا حالا داده شده کاملا کلیشه ای بودن.
    امضای ایشان

  16. 2 پسندیده توسط:


  17. Top | #10


    تاریخ عضویت
    Nov 2014
    شماره عضویت
    4
    نوشته ها
    801
    امتیاز
    15,782
    پسندیده
    2,860
    مورد پسند : 2,636 بار در 876 پست
    میزان امتیاز
    2
    خب من فکر میکردم ایده ای که دیروز تو چت باکس حرف زدیم اینجا است که نیست. پس من میزارمش.

    1. هر شخصیتی قادر نقش آفرینی در داستان میباشد
    2. شخصیت های معروف که هیچ اما شخصیت های جدید و یا غیر معروف باید کامل معرفی شوند
    3. داستان در رابطه با مسابقاتی مثل مسابقات کتاب قیا سرخ میاشد
    4. در ابتدا شخصیت ها تنهایند و سپس با انتخاب خودشان عضو اتحادی میشوند.
    5. زمین بازی دو برابر تعداد شرکت کنندگانه
    6. دلایل کاربران برای شرکت در مسابقات به خودشان بستگی دارد
    7. برنده ی نبرد بین کاراکتر ها توسط کاربران و نظرات آن ها تعیین میشود
    9. هدف اصلی پادشاه شدن و به دست آوردن کل نقشه است

    خب همانطور که میبینید شبیه قیام سرخه.
    کسی از جای بازیکن مقابل خبر نداره.
    مسابقات بر اساس داستان کوتاه است. هرکی داستان کوتاه بهتری در خصوص نبردش بنویسه برندست
    با توجه به مسابقه ای بودن جذابیت بالایی داره.



    زحمت جمع بندی با میکاییل بوده
    ویرایش توسط *HoSsEiN* : 12-29-2016 در ساعت 19:02
    امضای ایشان
    زندگی زندان سرد کینه هاست، من گریزانم ازاین زندان که نامش زندگیست.


  18. 2 پسندیده توسط:


صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد