صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 21 به 30 از 33

موضوع: ایا یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟

  1. Top | #1



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    411
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    776
    مورد پسند : 886 بار در 375 پست
    میزان امتیاز
    2

    ایا یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟

    دوستان صحبت هایی درباره ی این شد که ایا یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟؟؟ اینطور شد که این تاپیک زاده شد
    خو حالا ما میخوایم صحبت کنیم راجب اینکه یه خون اشام میتونه عاشق بشه ؟؟
    دلیلتون رو برای این که میتونن یا نمیتونن عاشق بشن رو هم بگین
    نظر شما راجب کتاب های ومپایر دایرز و توایلایت و بوسه های خون اشام چیه ؟؟؟؟
    نظر هر کی محترمه
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  2. 5 پسندیده توسط:


  3. Top | #21



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    909
    نوشته ها
    299
    امتیاز
    4,440
    پسندیده
    339
    مورد پسند : 793 بار در 262 پست
    میزان امتیاز
    2
    عشق... کلا عالیه. ولی نه برای موجودی که
    1. خونخواره.
    2. قاتله.
    3. فقط به فکر خودشه
    می دونین چرا؟ چون یه فرد وقتی به قصاوت قلب می رسه، دیگه هیچ چیزی نمی تونه اونو عاشق کنه. درواقع براش مثه یه طنز می مونه. این نظر شخصیه منه.
    از طرفی خون آشام واقعیت نداره که. در واقع یه نوع بیماریه. که بخواد رفتار انسانی یا حیوانی داشته باشه. این تخیله نویسندس. نویسنده هرکاری بخواد باهاش بکنه، مختاره که انجامش بده. انسان هم نیست که بگیم، خدا زده پس سرش و عاشق شده. اگه قرار بود موجودی این شکلی ساخته بشه، چرا نباید خدا اونو میساخت؟؟؟ پس الان چرا داریم بحث می کنیم؟:)))
    امضای ایشان
    .When you catch in a calumny, you know your real friends

  4. 2 پسندیده توسط:


  5. Top | #22


    تاریخ عضویت
    Jul 2016
    شماره عضویت
    1012
    نوشته ها
    48
    امتیاز
    367
    پسندیده
    3
    مورد پسند : 77 بار در 38 پست
    میزان امتیاز
    2
    وقتی میگیم آیا یه خوناشام میتونه عاشق بشه، بحث اصلی اینه خوناشام‌های کدوم کتاب.
    مثلا همه گفتید خوناشام یه موجود سیاه و قاتل و...
    اگه من بخوام خوناشام دارن‌شان رو در نظر بگیرم اصلا این طور نیست
    اگه خوناشام یک کتاب دیگه شاید همین طور باشه.

    پس باید این در نظر گرفته بشه.
    اما در مورد رمان های خوناشامی-عاشقانه فقط میگم که کلا حیف وقت نبوده که خوندید؟ یا حیف پول؟

    در مورد ضعف آوردن عشق که هم درسته هم غلط. وقتی عاشق باشی نسبت به اون فرد ضعف پیدا میکنی. ولی برای اون فرد قدرت. یعنی مثلا اگه اون که عاشقش شدی دشمن باشه یا در اختیار دشمن این ضعف میتونه باشه. ولی وقتی برای محافظت از اون فرد مبارزه میکنی قطعا عشق بهت نیرو میده. اونم خیلی زیاد.

    در باره این که خوناشام چون انسان نیست عاشق انسان نمیشه هم میگم که اشتباهه چون شباهت اینقدر هست که ذهن در این مورد فریب بخوره. پس این هم ممکنه. البته باز بحث برمیگرده به این که اصولا ما خوناشام با کدوم تعریف رو در نظر بگیریم.
    اما با هر تعریفی که باشه خوناشام بودن یعنی غریزه و نیاز به خوردن خون بر هر چیزی ارجع پس اگه خواستید کتاب بنویسید فاز برندارید. تهش اینه که خوناشام اگه خون نخوره به هر دلیلی و بتونه جلوی خودش رو بگیره میمیره.
    یه رابطه جالب بود توی یه انیمه به اسم توکیوغول که یکی اون موجودات ( که باید از گوشت و خون انسان تغذیه کنه) عاشق یه دختر و ازش هم مخفی کرده خودش رو. بعد یک جا میرسه که نیازش میزنه بالا (یادم نیست قبلش بهش گفته یا نه) بختره اجازه میده یه تیکه از گوشتش رو بخوره تا آروم بشه. که به نظرم صحنه احساسی خوبی بود.

    جمع بندی حرفم اینه
    خوناشام با بعضی تعاریف میتونه عاشق بشه و با بعضی نه.
    کتاب های عاشقانه-خوناشامی 95% چرت هستن.
    عشق میتونه بسته به شرایط ضعف یا قدرت بیاره.
    امضای ایشان
    توی دنیا فقط یک چیز از مطالعه لذت بخش تره.
    و اون نوشتن یک کتاب و خلق دنیایی جدیده.

  6. 2 پسندیده توسط:


  7. Top | #23



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    3,688
    پسندیده
    1,166
    مورد پسند : 1,581 بار در 494 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط ZAHRA*J نمایش پست ها
    عشق... کلا عالیه. ولی نه برای موجودی که
    1. خونخواره.
    2. قاتله.
    3. فقط به فکر خودشه
    می دونین چرا؟ چون یه فرد وقتی به قصاوت قلب می رسه، دیگه هیچ چیزی نمی تونه اونو عاشق کنه. درواقع براش مثه یه طنز می مونه. این نظر شخصیه منه.
    از طرفی خون آشام واقعیت نداره که. در واقع یه نوع بیماریه. که بخواد رفتار انسانی یا حیوانی داشته باشه. این تخیله نویسندس. نویسنده هرکاری بخواد باهاش بکنه، مختاره که انجامش بده. انسان هم نیست که بگیم، خدا زده پس سرش و عاشق شده. اگه قرار بود موجودی این شکلی ساخته بشه، چرا نباید خدا اونو میساخت؟؟؟ پس الان چرا داریم بحث می کنیم؟:)))
    جوکر هم عاشق شده خواهر من دیگه از جوکر قصی القلب
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  8. 1 پسندیده توسط:


  9. Top | #24


    تاریخ عضویت
    Nov 2015
    شماره عضویت
    603
    نوشته ها
    57
    امتیاز
    1,232
    پسندیده
    4
    مورد پسند : 73 بار در 41 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط مژگان نمایش پست ها
    هاموس میشه من بیام بزنمت لطفا؟
    این جمله کلیشه ای" عشق چیزی جز ضعف نداره" رو من دیگه دارم با یه کلمه" داداش" اضافه، با دوبله چنگیز جلیلوند می شنوم! و تصویر آمیتا باچان میاد تو ذهنم همش :( اه!!!!!!!!!!
    نویسنده ایم خیر امواتمون :( لا اقل یک تغییری ایجاد کنید تو کلیشه ها لطفا!
    کی گفته عشق باعث ضعف می شه؟ عشق قدرتی ایجاد می کنه که نگو!
    می دیدمت یه مستند حیات وحش بهت می دادم که کتبی اقرار می کردی عشق هر موجودی رو قوی می کنه. داستان یه ماده شیر بود که جزو گله یه نری بود و سه تا توله داشت. یه شیر نر جدید اومد و نر گله اینا رو فراری داد. نرهای جدید بلافاصله توله های نر قبلی رو می کشن. چون ماده ها تا وقتی شیر می دن دوباره باردار نمی شن و حضرات شیر هم می دونن که سلطنتشون همچین خیلی هم پاینده نیست و باید تو همین دو سه سالی که رهبرن بچه دار بشن. ماده ها اول بد قلقی می کنن و بعد هم که چاره ای ندارن. این ماده ای که گفتم بچه ها شو بر می داره و گله رو ترک می کنه. تنهایی برای شیر یعنی ضعف. چون هم شکار دسته جمعیه و هم زندگی. بچه اول این شیر موقع رد شدن از آب رودخونه طعمه کروکودیل میشه. دومی زیر پای گله گاوای وحشی می مونه و فلج می شه. یه سکانس محشر اینجا داشتیم. یه شیر ماده، گرسنه و سختی کشیده؛ تنها حمله می کنه به رهبر گاوا که می دوه وبقیه رو رم می ده.باور نمی کنی تمام سر و صورت گاوه رو زخمی می کنه. بعد هم بچه شو که داره ناله می کنه ترک می کنه. صورتش موقع رفتن دیدنی بود. من خیلی زرزرو نیستم ولی اینجا بدون خجالت گریه کردم. بچه سوم این ماده شیر گم میشه. اینم بگم که این ماده، با یه ماده شیر دیگه کل داشت. این رئیس ماده های گروهش بود و اونم رقیبش. وقتی بچه سوم گم شد، این ماده شیری که گفتم تسلیم می شه. اون میاد یکم شاخ و شونه می کشه و این هیچی نمی گه. یباره وسط یه گله گاو، هیجان می بینه. میره می بینه بچه سومش زنده و سالمه. تنهایی می زنه به گله گاوا همه رو از اطراف بچه ش فراری می ده. بعد که بچه شو بر می داره، می ره سراغ همون ماده ای که باهاش کل داشت و باهاش مبارزه می کنه. هم اون و هم دوتا ماده ای رو که اون رئیسشون بود شکست می ده. سرپرست اونا می شه و می ره دنبال نر خودشون. نه به این خاطر این عاشق شیر اولیه بود. به این خاطر که بچه ش پیش اون امنیت داشت. واقعا حیوون بعد از توله آخرش تسلیم شده بود. نشسته بود روی زمین و همین.
    این قصه خداست بین یه تعداد حیوون وحشی. تو اگه بچه ت تو خطر باشه از کوه پایین نمی پری؟ اگه مادرت توو خطر باشه از هر باتلاقی براش نمی گذری؟ این همه قدرت و جراتو چی بهت می ده غیر عشق؟
    بماند که توی دنیای مدرن امروز، اگه من قوی باشم و عشق نداشته باشم دو تا دست دارم. اگه تو منو دوست داشته باشی، چهار تا دست دارم. اگه رعنا منو دوست داشته باشه، شیش تا؛ حسین؟ هشت تا و ... الان قدرت جمعیه.
    به جوونیم رحم کن...چرا انقدر خشن...خوب این چیزی که میگی برای دفاع از بچه ی...من نظرمو گفتم مژگان جان به نظر من درسته که میشه عشق در داستان ها وجود داشته باشه اما تو داستانای خون آشامی کسل کننده شده.

  10. 1 پسندیده توسط:


  11. Top | #25


    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    1200
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    44
    پسندیده
    18
    مورد پسند : 54 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط هاموس نمایش پست ها
    به جوونیم رحم کن...چرا انقدر خشن...خوب این چیزی که میگی برای دفاع از بچه ی...من نظرمو گفتم مژگان جان به نظر من درسته که میشه عشق در داستان ها وجود داشته باشه اما تو داستانای خون آشامی کسل کننده شده.
    باشه برادرم
    ما اهل عطوفت و مهر هستیم. ولی خدایی یکی از بهترین فیلمایی که من توی عمرم دیدم درباره گروگانگیری بود که دو تا بچه رو می گیرن. برای اینکه پولداره رو بترسونن بچه فقیره رو می کشن که بگن ما با کسی شوخی نداریم. خددایا! بابای بچه فقیره که فک کنم مکانیک هم بود، کولاک کرد. الان سالها گذشته ولی تاثیرش توی ذهن من از بین نرفته.
    ما تو نشون دادن عشق ضعیفیم. عشق که فقط ای لاو یو جیگرم، بیا از این گلا برات خریدم نیست. اگه بشه عشقو متین و عمیق نشون داد، بین دود و خون و این حرفها چه تصویری خلق می کنه. شبیه نوریه که از بین ابرای ضخیم و تاریک بیرون می تابه!
    بهله!

  12. Top | #26



    تاریخ عضویت
    Jun 2015
    شماره عضویت
    370
    نوشته ها
    434
    امتیاز
    3,688
    پسندیده
    1,166
    مورد پسند : 1,581 بار در 494 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط مژگان نمایش پست ها
    هاموس میشه من بیام بزنمت لطفا؟
    این جمله کلیشه ای" عشق چیزی جز ضعف نداره" رو من دیگه دارم با یه کلمه" داداش" اضافه، با دوبله چنگیز جلیلوند می شنوم! و تصویر آمیتا باچان میاد تو ذهنم همش :( اه!!!!!!!!!!
    نویسنده ایم خیر امواتمون :( لا اقل یک تغییری ایجاد کنید تو کلیشه ها لطفا!
    کی گفته عشق باعث ضعف می شه؟ عشق قدرتی ایجاد می کنه که نگو!
    می دیدمت یه مستند حیات وحش بهت می دادم که کتبی اقرار می کردی عشق هر موجودی رو قوی می کنه. داستان یه ماده شیر بود که جزو گله یه نری بود و سه تا توله داشت. یه شیر نر جدید اومد و نر گله اینا رو فراری داد. نرهای جدید بلافاصله توله های نر قبلی رو می کشن. چون ماده ها تا وقتی شیر می دن دوباره باردار نمی شن و حضرات شیر هم می دونن که سلطنتشون همچین خیلی هم پاینده نیست و باید تو همین دو سه سالی که رهبرن بچه دار بشن. ماده ها اول بد قلقی می کنن و بعد هم که چاره ای ندارن. این ماده ای که گفتم بچه ها شو بر می داره و گله رو ترک می کنه. تنهایی برای شیر یعنی ضعف. چون هم شکار دسته جمعیه و هم زندگی. بچه اول این شیر موقع رد شدن از آب رودخونه طعمه کروکودیل میشه. دومی زیر پای گله گاوای وحشی می مونه و فلج می شه. یه سکانس محشر اینجا داشتیم. یه شیر ماده، گرسنه و سختی کشیده؛ تنها حمله می کنه به رهبر گاوا که می دوه وبقیه رو رم می ده.باور نمی کنی تمام سر و صورت گاوه رو زخمی می کنه. بعد هم بچه شو که داره ناله می کنه ترک می کنه. صورتش موقع رفتن دیدنی بود. من خیلی زرزرو نیستم ولی اینجا بدون خجالت گریه کردم. بچه سوم این ماده شیر گم میشه. اینم بگم که این ماده، با یه ماده شیر دیگه کل داشت. این رئیس ماده های گروهش بود و اونم رقیبش. وقتی بچه سوم گم شد، این ماده شیری که گفتم تسلیم می شه. اون میاد یکم شاخ و شونه می کشه و این هیچی نمی گه. یباره وسط یه گله گاو، هیجان می بینه. میره می بینه بچه سومش زنده و سالمه. تنهایی می زنه به گله گاوا همه رو از اطراف بچه ش فراری می ده. بعد که بچه شو بر می داره، می ره سراغ همون ماده ای که باهاش کل داشت و باهاش مبارزه می کنه. هم اون و هم دوتا ماده ای رو که اون رئیسشون بود شکست می ده. سرپرست اونا می شه و می ره دنبال نر خودشون. نه به این خاطر این عاشق شیر اولیه بود. به این خاطر که بچه ش پیش اون امنیت داشت. واقعا حیوون بعد از توله آخرش تسلیم شده بود. نشسته بود روی زمین و همین.
    این قصه خداست بین یه تعداد حیوون وحشی. تو اگه بچه ت تو خطر باشه از کوه پایین نمی پری؟ اگه مادرت توو خطر باشه از هر باتلاقی براش نمی گذری؟ این همه قدرت و جراتو چی بهت می ده غیر عشق؟
    بماند که توی دنیای مدرن امروز، اگه من قوی باشم و عشق نداشته باشم دو تا دست دارم. اگه تو منو دوست داشته باشی، چهار تا دست دارم. اگه رعنا منو دوست داشته باشه، شیش تا؛ حسین؟ هشت تا و ... الان قدرت جمعیه.
    خیلی قشنگ بود واقعاً.

    میگم در طول تاریخ هم خیلی از جنگهای انسان ها، حکومت ها و قبیله ها سر همین عشق بوده خیلی پیروزی ها به خاطر عشق و از سر قدرتی بود که عشق داده.
    امضای ایشان
    Sure, I'll live in the moment,
    but I'm never happy here
    I'm surrounded by greener looking time.

  13. Top | #27


    تاریخ عضویت
    Nov 2016
    شماره عضویت
    1200
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    44
    پسندیده
    18
    مورد پسند : 54 بار در 29 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط Lady Joker نمایش پست ها
    خیلی قشنگ بود واقعاً.

    میگم در طول تاریخ هم خیلی از جنگهای انسان ها، حکومت ها و قبیله ها سر همین عشق بوده خیلی پیروزی ها به خاطر عشق و از سر قدرتی بود که عشق داده.
    لیدی عزیز
    خیلی ممنون. قشنگی از خودتونه عزیزم.
    دقیقا باهات موافقم. نمونه ش تروی! که چه قدر هم عالی بود.

  14. 2 پسندیده توسط:


  15. Top | #28



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    411
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    776
    مورد پسند : 886 بار در 375 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط مژگان نمایش پست ها
    لیدی عزیز
    خیلی ممنون. قشنگی از خودتونه عزیزم.
    دقیقا باهات موافقم. نمونه ش تروی! که چه قدر هم عالی بود.
    تروا ناب بود
    اما واسه موجودی که انقد خونخوار و وحشی شده
    این موجود حتی احساس ترحم نمیکنه واسه شکارش
    اون وقت عاشق بشه ؟؟؟ خنده داره
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

  16. Top | #29


    تاریخ عضویت
    Apr 2015
    شماره عضویت
    300
    نوشته ها
    167
    امتیاز
    289
    پسندیده
    93
    مورد پسند : 292 بار در 133 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط hera نمایش پست ها
    تروا ناب بود
    اما واسه موجودی که انقد خونخوار و وحشی شده
    این موجود حتی احساس ترحم نمیکنه واسه شکارش
    اون وقت عاشق بشه ؟؟؟ خنده داره
    این حرف شما قابل قبوله اما خب شیر عاشق شیر میشه اسب عاشق اسب خون آشام هم عاشق خون اشام
    این منطقیه
    اما خون اشام انسان نمیدونم واقعا چقدر منطق داره
    امضای ایشان
    ﺍﮔﺮ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺁﺏ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﺭﯾﺎﭼﻪ ﺍﯼ ﺑﯿﻔﺘﺪ، ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﻤﯽﻣﺎﻧﺪ ...
    ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﻗﻄﺮﻩ ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺑﺮﮔﯽ ﺍﻓﺘﺪ، ﺑﺮ ﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺩﺭﺧﺸﯿﺪ ...
    ﭘﺲ، ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﻣﮑﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺭﺧﺸﻴﺪ ....
    ﺳﺮﻧﻮﺷﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯾﻢ، ﺭﻗﻢ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﺩ، ﺑﻠﮑﻪ ﺑﻪ ﻗﺪﻡ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ....


    زمانی که تنها قهرمانان برای نجات دنیا کافی نباشند، دنیا به شخصیت‌های افسانه‌ای نیاز دارد

  17. Top | #30



    تاریخ عضویت
    May 2016
    شماره عضویت
    903
    نوشته ها
    411
    امتیاز
    2,070
    پسندیده
    776
    مورد پسند : 886 بار در 375 پست
    میزان امتیاز
    2
    نقل قول نوشته اصلی توسط arwen نمایش پست ها
    این حرف شما قابل قبوله اما خب شیر عاشق شیر میشه اسب عاشق اسب خون آشام هم عاشق خون اشام
    این منطقیه
    اما خون اشام انسان نمیدونم واقعا چقدر منطق داره
    اسب احساس داره شیر احساس داره ولی خون آشام حتی احساس ترحم واسه شکارش نداره توی وجود موجودات سیاه و تاریک فقط احساسات سرد وجود داره مثه نفرت خشم وحشی گری انتقام جویی
    امضای ایشان
    ....YOUR LOVE AS SWEET AS SUGAR
    ?CAN YOU TELL ME HOWTO FORGET

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق برای انجمن بوک پیج محفوظ بوده و هرگونه کپی برداري از محتوای انجمن پيگرد قانونی دارد